آفتاب

جستجو


آ

ا

ب

پ

ت

ث

ج

چ

ح

خ

د

ذ

ر

ز

ژ

س

ش

ص

ض

ط

ظ

ع

غ

ف

ق

ک

گ

ل

م

ن

و

ه

ی

کاربر گرامی!

اطلاعات دانشنامه ی « لغت‌نامه دهخدا » تنها جنبه اطلاع رسانی دارد و هیچ چیزی برای فروش موجود نیست.

ت | صفحه ۴

نمایش ۷۶ تا ۱۰۰ از ۲۰۰ مورد

تئودوروس . [ ت ِ ءُ دُرُس ْ ] (اِخ ) (۱) یا تئودور سوم نجاشی یا امپراتور «حبشه » (۲) بسال 1818 م . متولد شد. پدر و عموی وی در «کوارا» (۳) حکومت داشتند. وی ابتدا با انگلیسی ها و فرانسوی ها روابط دوستانه داشت و حتی دو تن انگلیسی را بعنوان مشاور دردستگاه خود وارد کرد ولی هنگامی که خواست کشور خود را از دخالت بیگانگان نجات دهد، انگلیسی ها به وی حمله کردند. تئودوروس …

تئودوریق . [ ت ِ ءُ دُ ] (اِخ ) (۱) تلفظ ترکی تئودوریک . رجوع بهمین کلمه و قاموس الاعلام ترکی شود.

تئودوریک اول . [ ت ِ ءُ دُ ک ِ اَوْ وَ ] (اِخ ) (۱) پادشاه «ویزیگوتها» (۲) ی اسپانی و نوه ٔ پسری «الاریک بزرگ » بود که در سال 419 م . جانشین وی گشت و در سال 451 در تلاشی که برای جلوگیری از هجوم آتیلا می کرد، در میدان «کاتالونیک » درگذشت .

تئودوریک بزرگ . [ ت ِ ءُ دُک ِ ب ُ زُ ] (اِخ ) (۱) پادشاه «اُستروگوتها» (۲) و پایه گذار سلطنت آنان در ایتالیا بود. وی بسال 455 م . متولد شد و در سال 471 بسلطنت رسید. عناوین ریاست قشون چریک ، کنسول و معاونت امپراطوری را بدست آورد. از 488-490 م . ایتالیا را اشغال کرد و «اودوآکر» (۳) را در سال 493 کشت و فرمانروایی مطلقی برای خود ترتیب داد. امیری مطلع و پرحرارت …

تئودوریک دوم . [ ت ِ ءُ دُ ک ِ دُوْ وُ ] (اِخ ) (۱) پادشاه ویزیگوتهای اسپانی . پسر دوم تئودوریک اول است که بسال 426 م . متولد شد و بسال 466 در تولوز درگذشت . وی برای بدست آوردن سلطنت برادر بزرگ خود «توریسموند» (۲) را بقتل رسانید ولی او نیز بدست برادر دیگرش «اوریک » (۳) کشته شد.

تئودوز. [ ت ِ ءُ دُ ] (اِخ ) (۱) تئودوسیوس . هندسه دان یونانی که در قرن اول میلادی (۲) میزیست . وی در «بیتی نی » (۳) متولد شد و بنامهای «تئودوز تری پولیی » و «تئودوز بیتی نیی » نیز شهرت داشت . از وی سه اثر جالب باقی مانده است : «سفه ریکا» (۴) ، «دو هابیتاسیونیبوس » (۵) و «دودیبوس اِنوکتیبوس » (۶) . رجوع به ثاودوسیوس در همین لغت نامه شود.

تئودوز. [ ت ِ ءُ دُ ] (اِخ ) (۱) تئودوسیوس . کنت و ژنرال رومی و پدر امپراتور تئودوز بزرگ متوفی بسال 376 م . هنگامی که «پیکت ها» (۲) و «اسکوتها» (۳) دست بفساد و شورش زده بودند از طرف امپراتور والنتینین (۴) مأمور سرکوبی آنان شد و بخوبی از عهده ٔ اجرای آن برآمد و پس از چندی بسال 370 م . انقلاب «فیرموس لومور» (۵) را در «موریتانی » (۶) سرکوب کرد. آنگاه مورد سؤظن امپراتور …

تئودوز اول . [ ت ِ ءُ دُ زِ اَوْ وَ ] (اِخ ) (۱) فلاویوس . تئودوز (تئودوسیوس ) بزرگ ، امپراتور روم که در سال 346 م . در «کوکا»(۲) (اسپانی ) متولد شد و بسال 395 در حوالی میلان درگذشت . ابتدا در خدمت پدرش کنت تئودوز بفرماندهی «مزی » (۳) رسید ولی پس از محکومیت پدر چندی خانه نشین شد، پس ازسه سال «گراتین » (۴) فرماندهی سپاهی را به وی واگذاشت در این دوران موفقیت های بزرگی …

تئودوز دوم . [ ت ِ ءُ دُ زِ دُوْ وُ ] (اِخ ) (۱) تئودوز (تئودوسیوس ) جوان ، امپراتور مشرق (408-450 م .) (۲) . فرزند «آدکاریوس » و نوه ٔ تئودوز بزرگ بود. وی جانشینی فرزندان پدر خود را تحصیل کرد. ابتدا بعنوان قیم «آنتِه میوس » بفرماندهی قشون و حکومت رسید. سپس با همین عنوان بجای خواهرش «پول شه ری » حکومت کرد. سیاست خارجی حکومت وی چندان رضایتبخش نبود. در سال 421 …

تئودوز سوم . [ ت ِ ءُ دُ زِ س ِوْ وُ ] (اِخ ) تئودوسیوس سوم امپراتور روم شرقی از 715 تا 717 م .

تئودوزی . [ ت ِ ءُ دُ ] (اِخ ) (۱) نام قدیمی «کفه » (۲) یا «کافا»، شهر و بندری است در کریمه (قریم ).

تئودوزین . [ ت ِ ءُ دُ ی َ ] (ص نسبی ) (کود...) (۱) مجموعه ٔ قوانینی که به امر تئودوز (تئودوسیوس ) دوم تدوین و بمورد اجرا درآمد (429-439 م .) و احتمال میدهند که مبتکر آن حکمران انطاکیه بوده است . بهر حال امپراتور با تنظیم وگردآوری آن مجموعه ٔ دقیق ، قوانین اساسی دولتهای امپراتوری را پس از حکومت «کنستانتین » انتشار داد و این قانون در اقطار امپراتوری تأیید …

تئودوسیه . [ ت ِ ءُ دُ ] (اِخ ) تلفظ ترکی تئودوزی . رجوع به تئودوزی و قاموس الاعلام ترکی ذیل تئودوسیه و کفه شود.

تئودوسیوپولیس . [ ت ِ ءُ دُ ی ُ پ ُ ] (اِخ ) (۱) مؤلف قاموس الاعلام ترکی آرد: نام باستانی ارض روم است . رجوع به ارض روم (ارزروم ) شود.

تئودوسیوس . [ ت ِ ءُ دُ ] (اِخ ) تئودوز. رجوع به (تئودوز...) و قاموس الاعلام ترکی شود.

تئودوسیوس . [ ت ِ ءُ دُ ] (اِخ ) (۱) رجوع به «تایادوس » و «نیاطوس » شود.

تئودولف . [ ت ِ ءُ ] (اِخ ) (۱) اسقف اورلئان (۲) متوفی بسال 821 م . و در «فلئوری - سور - لوار» (۳) کشیش بود و کلیسای ژرمینیی (۴) را بنیان نهاد.

تئودیجیزل . [ ت ِ ءُ زِ ] (اِخ ) تئودیژیزل (۱) . طیودیجیزل . رجوع به طیودیجیزل و حلل السندسیه ج 1 ص 173 شود.

تئودیژیزل . [ ت ِ ءُ زِ ] (اِخ ) (۱) تئودیجیزل . طیودیجیزل . رجوع به طیودیجیزل و حلل السندسیه ج 1 ص 173 شود.

تئوروی . [ ] (اِخ ) (۱) تئوروی (برابر خرداد) یکی از شش حامل شر اهریمن در مقابل امشاسپندان . موجب اتلاف و فساد و شکست و گرسنگی و تشنگی و شریک «زئی ریش » (۲) (برابر امرداد) است . (مزدیسنا و تأثیر آن در ادب پارسی تألیف محمد معین ص 163).

تئوری . [ ت ِ ءُ ] (فرانسوی ، اِ) (۱) مأخوذ از زبان فرانسه و متداول در فارسی امروز. این کلمه از ریشه ٔ یونانی «تئوریا» (۲) است و بمعنی شناسایی یک علم که بر پایه ٔ تحصیل و تتبع بحاصل آمده باشد و برای تحقق دادن احکام عملی بکار رود. عقیده ٔ منظم . نظریه ٔ علمی . دلایل علمی در موضوعی خاص .
- تئوری پولتیک ؛ نظریه ٔ سیاسی .
- تئوری نظامی ؛ اصول تعلیمات نظام و رساله …

تئوریک . [ ت ِ ءُ ] (فرانسوی ، ص نسبی ) (۱) مأخوذ از فرانسه و متداول در کتب علمی فارسی امروز، منسوب به تئوری . راجع و متعلق به علم نظری : احکام تئوریک هنگامی ارزنده اند که در عمل بکار آیند. رجوع به تئوری شود.

تئوریکمان . [ ت ِ ءُ ] (فرانسوی ، ق ) (۱) مأخوذ از فرانسه . از روی علم نظری و روش تئوریک . از راه اصول و مبادی ونظریات و دلائل علمی . رجوع به تئوری و تئوریک شود.

تئوس . [ ت ِ ئُس ْ ] (اِخ ) (۱) بندری است به آسیای صغیر و بر جنوب شرقی شبه جزیره ٔ «کلازومن » (۲) قرار دارد.موطن «آناکرئون » (۳) و یکی از دوازده شهر متحد «ایونین » بود. مؤلف قاموس الاعلام ترکی آرد: به سنجاق ازمیر و در قضای سفریحصار و بر جنوب سفریحصار واقع است . نام قدیمی ناحیه ٔ مرکزی مشهور به «صیغه جق » است . در زمان قدیم شهر بزرگی بود... رجوع به ایران باستان ج 1 …

تئوفان . [ ت ِ ءُ ] (اِخ ) (۱) مورخ بیزانسی (750-817 م .) است . وی به تبعیت از عقاید «لئون ارمنی » دست بمبارزه ٔ شدیدی علیه «ایکونوکلاست ها» (۲) زد و تبعید شد و بسال 817 در «ساموثراس » (۳) درگذشت . کلیسای یونان وی را در ردیف قدیسان قرار داد. وی نویسنده ٔ تاریخی است که از سال 284 تا 813 م . را محتوی است . تاریخ مذکور یکی از اسناد مهم بشمار می آید. رجوع به ایران …

نمایش ۷۶ تا ۱۰۰ از ۲۰۰ مورد