در اولين هزاره قبل از ميلاد ساکنان اين منطقه تحت لواى شاهان سلسله هونگ (Hung) و به صورت کنفدراسيونى از قبايل آزاد مى‌زيستند. در سومين قرن قبل از ميلاد، از زمان سلطنت آن زونگ (An Zuong) از سلسله تاک، شهر کالوئا (Coloa) واقع در دروازده مايلى شمال شرقى هانوى با پادگان و نيروى دريائى خاص خويش، به‌عنوان نخستين پايتخت رسمى دولت ويتنام به شمار مى‌آمد. در همين ايام مهم‌ترين حادثه تاريخى ويتنام يعنى تهاجم چين به سرزمين ويتنام شروع شد، و بدين ترتيب سيستم سياسى ادارى چين تحت نظر ماندارين‌ها بر سراسر ويتنام مسلط گرديد. هرچند که دولت‌هاى مقتدرى در نقاط مختلط به‌وجود آمدند ولى به هر صورت شکل جامعه قبلى توأم با ويژگى‌هاى نظام قبيله‌اى همچنان محفوظ ماند.


حکمرانى چين، به‌طور مستمر تا حدود يک هزار سال طول کشيد. در تمام اين مدت انقلاب‌هائى به‌ وقوع پيوست. ولى همه اين اقدامات که براى برانداختن سلطه آنان انجام مى‌پذيرفت، تا قرن دهم بعد از ميلاد (۹۳۹ميلادي) يعنى هنگامى که انقلاب با همکارى مردم ويتنام و چينى‌هائى که حکومت مى‌کردند؛ به وقوع پيوست به شکست انجاميد. در اين مورد احساس وحدت قومي، که مبتنى بر ضرورت پس گرفتن زمين‌هاى دلتا، تشکيلات اجتماعي، زبان مشترک و تمدن تکامل يافته براى مردم ويتنام بود اين توانائى را ايجاد کرد تا بتواند آنچه را که چين مجبور به تائيد ايشان بود به‌خوبى جذب نمايند.


يکى از مهم‌ترين طغيان‌ها براى استقلال و شايد مهم‌ترين آنها، به رهبرى زنى به‌نام ”ترديک تراک“ بود، که عليه فرماندار چينى که شوهر او را به قتل رسانده بود؛ صورت گرفت، که سرانجام سرکوب شد. در تمام مدت سلطه، ويتنامى‌ها در برابر جور و ستم چينى‌ها مقاومت مى‌کردند و با تشکيل شبکه‌هاى مختلف و احداث تونل‌هاى زيرزمينى که روستاها را به يکديگر مربوط مى‌کرد به مبارزه خود ادامه مى‌دادند.


وقايع‌نگاران چينى، ملت ويتنام را موش‌هاى کور توصيف کرده‌اند، و چون قرن بعد ويت مينه‌ها در شمال و ويت کنگ‌ها در جنوب با پيروى از سنت‌هاى گذشته خود به جنگ زيرزمينى ادامه مى‌دادند، آمريکائى‌ها نيز مبارزان ويتنامى را ”ارتش موش‌ها“ مى‌ناميدند.