در سال ۹۰۷، حکومتى به رهبرى ”نگو-کوين“ در آنام تشکيل شد که تحت نفوذ چينى‌ها بود، ولى ارتش چين و سازمان‌هاى ادارى آن مداخله علنى نداشتند و فقط قوانين و مقررات چينى اجراء مى‌شد. پس از شکست چينى‌ها، ويتنام در مدت کوتاهى دچار هرج و مرج شد. ”نگوها“ از سال ۹۳۹ تا ۹۶۵ حکومت کردند. سپس يکى از رؤساى قبيله ”دين بالين“ به قدرت رسيد و فرمانروائى او تا جانشينى پسر او که مردى شجاع بود پايان يافت. در ۹۸۰ ميلادى ”له هون“ از خاندان ”له“ به قدرت رسيد که همواره با چينى‌ها از يک سو و چام‌ها از سوى ديگر مبارزه مى‌کرد. بنابراين دوران قدرت آنها که تا ۱۰۰۹ به طول انجاميد مانند سلسله‌هاى ديگر توأم با توطئه‌ها و جنگ‌هاى خونين بود.


در ۱۰۱۰ ميلادى، دودمان ”لى“ به ربرى ”لى گونگ - آن“ و حمايت بودائيان پا به عرصه وجود گذاشت. در اين دودمان که تا ۱۲۲۵ به قدرت خود ادامه دادند، هميشه شاه در رأس زمين‌داران قرار گرفته و تشکيلاتى اشرافى بر کشور حکومت مى‌کرد. شيوه زمين‌دارى در دوران سلسله لى از نوع تيول‌دارى بود به اين ترتيب که زمين فقط در مالکيت شاه قرار داشت، ولى در اختيار اشراف محلى قرار مى‌گرفت تا از درآمد آن استفاده کنند. لى‌ها پايتخت را به هانوى منتقل کردند و ارتش منظمى از دهقانان به‌وجود آوردند. انتخاب کارگزاران در اين دوره از طريق آزمايش‌هاى لازم و نه وابستگى طبقاتى انجام مى‌گرفت.


در قرن‌هاى سيزده و چهارده سلسله جديد شاهان تران، برنامه‌هاى مترقى را که متضمن رشد اجتماعى جامعه ويتنام بود ادامه دادند. در اين دوران مبارزه ايدوئولوژيک ميان راهبان بودائى و کارمندان دولت که به روش کنفسيوسى تربيت مى‌شدند، رشد يافت.


در اواخر قرن سيزدهم (۸۸-۱۲۸۰) ميلادى هجوم مغولان به ويتنام آغاز شد. جنگى که سرانجام با دشوارى‌هاى فراوان و با اختلاط اعجاب‌آور جنگ‌هاى منظم چريکى به پيروزى ويتنام انجاميد.


در قرن چهارده ميلادى، بحران‌هاى داخلى توأم با انقلاب‌هاى عظيم دهقانى ويتنام را دربرگرفت. حکومت نيز با انقلاب‌هائى همراه شده و فرمان تحديد مالکيت‌هاى بزرگ را داد. ولى بحران عميق‌تر از اين بود، لذا با هجوم چينى‌ها، حکومت تران‌ها واژگون شد. در اين مدت، سرزمين ويتنام غارت شد و چينى‌ها رسوم و آداب خود را تحميل و اعمال نمودند، ولى به‌زودى مقاومت‌هائى سخت بروز کرد. مقاومت نيرومند دهقانى ”لى لوئى“ از پرورش يافتگان مکب کنفسيوس ظهور کرد. اين قيام و نيز طغيان‌هاى اشراف سلطنت‌طلب که نمى‌خواستند از بيگانگان اطاعت کنند، سرانجام چينى‌ها را عقب راند و استقلال از دست رفته دوباره به‌دست آمد. ”نگوين تراى“ طراح نظامى دهقانان توانست نيروهاى پارتيزانى دهقانان را به‌صورت سياسى - نظامى سازمان دهد. نوشته‌هاى او از لحاظ استراتژيک، مورد توجه خاصى در جنگ‌هاى امروز قرار گرفت.


استقرار سلسله ”لى“ براساس مجامع دهقانى، نقطه عطفى در جريان اصلاحات کشور به شمار مى‌آيد. حکومتى مطلقه بر ضد اشراف سازماندهى شد. اکثر زمين‌هاى واقع در قلمرو دولت جنبه اشتراکى يافته و تا قرن هفدهم اين وضع ادامه يافت، در نتيجه جامعه ويتنام هر روز رشد يافت و نيرومندتر شد. با وجود اين طبق مالکان از اهميت خاصى برخوردار بود. در رأس جامعه شاه زمين‌دار به‌عنوان نماينده و مظهر خداوند و با عنوان ”فرزند آسمان“ حکومت مى‌کرد. با مرور زمان زمين‌هاى دلتاى رود سرخ هرچه بيشتر احياء مى‌شد و بدين ترتيب تا پايان قرن پانزدهم وقتى که ديگر زمين قابل احياء وجود نداشت، ويتنامى‌ها به‌طرف جنوب سرازير شدند و مبارزاتى را عليه سلسله پادشاهى جامپا سازماندهى کردند.


در اواخر قرن شانزدهم سلسله لى با بحرانى مواجه شد که ادامه آن تا قرن هفدهم نيز کشيد. زمين‌ها اشتراکى که شاه همواره از آن براى خنثى کردن انقلاب‌هاى دهقانى استفاده مى‌کرد توسط طبقه مالکان مورد دست‌اندازى واقع شد. در عين حال آئين کنفسيوس نيز نفوذ و اعتبار خود را در بين مردم از دست داد و به دو شعبه فرعى‌تر تقسيم شد؛ يک شاخه به حمايت شاه پرداخت و دسته ديگر که در امتحانات ماندرين‌ها شکست خورده و در نتيجه از مشاغل محروم شده بودند در روستاها پراکنده شدند و نارضايتى را در ميان دهقانان گسترش دادند و خود نيز در رأس جنبش‌ها قرار گرفتند.


دسته‌بندى‌ها به درون کاخ سلطنتى نيز راه پيدا کرد، اشراف نيز با حمايت فرماندهان ارتش در مقابل خاندان لى که فقط به طور رسمى بر کشور حکومت مى‌کردند قرار گرفتند. اين وضعيت بحرانى اجتماعى - سلطنتى همراه با زد و خوردهاى شديد سرانجام در قرن هيجده ميلادى که جنبش‌هاى مردمى سراسر ويتنام را فرا گرفت، حالتى گسترده به خود گرفت.