از اين پس فرانسويان همواره درصدد مستحکم کردن جاى خود در ويتنام بودند؛ و رژيم ويتنام که ميانه خوبى با مبلغان مسيحى که از قرن ۱۷ در اين کشور پاى گذاشته بودند، نداشت، به تعقيب و اخراج و حتى اعدام آنها پرداخت و در نتيجه از ۱۸۴۰ بود که فرانسويان به بهانه حمايت از مبلغان فرانسوى دست‌اندازى خود را به ويتنام شروع کردند. در اواسط قرن ۱۹ با فرمان ناپلئون سوم، فرانسويان براى يافتن بازارهاى بيشتر و نيز کسب مستملکات استعمارى آسيا، تصميم به هجوم به ويتنام گرفتند، که بدين ترتيب بندر و شهر تورين توسط فرانسوى‌ها فتح شد. ولى مقاومت ويتنامى‌ها فرانسويان را وادار به ترک تورين نمود. حمله مجدد فرانسوى‌ها در سال‌هاى بعد منجر به فتح قسمتى از ويتنام شد، که آن را ”کوچين چينا“ ناميدند. در ۱۸۸۳ فرانسه در مسابقه توسعه استعمارى وقت، قواى بيشترى به ويتنام فرستاد و تمام خاک ويتنام را تسخير کرد و ”اتحاديه هندوچين“ را در ۱۸۹۳ از کشورهاى ويتنام، لائوس و کامبوج به‌وجود آورد.


مقاومت ويتنامى‌ها عليه فرانسويان در فاصله ميان سال‌هاى ۱۹۱۳-۱۸۶۰ يعنى زمانى که آخرين دژ مستحکم ويتنامى‌ها فتح شد، ادامه داشت. ولى قبل از آن نيز انقلاب وسيع استان لانگ آن (Long an) به وقوع پيوست. قيام‌هائى که در ويتنام چهره خود را نشان داد، چهار طغيان بزرگ بود که چندين استان را به‌شرح زير دربرگرفت: قيام بادينه (Badinh) در فاصله سال‌هاى ۱۸۹۱-۱۸۸۶ در استان تان‌هوا، قيام باى‌سى (Bay Say) در سال‌هاى ۱۸۸۹-۱۸۸۵ در حدفاصل استان‌هاى هونگ ين و هاى دونگ، قيام هانگ لينه (Hung Linh) در فاصله سال‌هاى ۱۸۹۲-۱۸۸۶ در استان تان هوا و بالاخره قيام هونگ خه (Houng Khe) در فاصله سال‌هاى ۹۶-۱۸۸۶ که چهار استان هاتينه (Hatinh)، نگه‌آن (Nghe An)، کوانگ بينه (Quang Binh) و تان هوا را در برگرفت.


اين قيام‌ها اهميت فراوانى داشت، زيرا که طغيانگران با استعانت از روش‌ها جنگ پارتيزاني، ارتش فرانسه را غارت کرده و هرگونه تلاش آنان را براى تبديل جنگ به يک درگيرى تمام عيار و منظم خنثى مى‌کردند. جنگ‌ها به نحو ماهرانه‌اى در نواحى روستائى صورت مى‌گرفت و ميهن‌پرستان ويتنامى توانستند بدون اينکه در خطر محدوديت و يا محاصره قرار گيرند به مبارزه خود ادامه دهند. در طى همين جنگ‌ها بود که تجربه فراوانى در کاربر نيروهاى محلى و تحمل مقاومت‌هاى طولانى بدون درياف کمک از نقاط ديگر کسب شد. با اين حال مقاومت‌هاى ميهن‌پرستان توسط اشغالگران سرکوب شد.


در اين شرايط پيروى ژاپنى‌ها بر روسيه تزارى در ۱۹۰۵ براى بسيارى ويتنامى‌ها اهميتى سمبليک يافت و نهضت نوينى به رهبرى ”فان باى چو - Phan Bay Chav“ به‌وجود آمد که هرچند با حکومت فرانسويان مخالف بود ولى نگرشى مثبت به ايده‌ها، علوم و تکنولوژى غربى داشت و از اين رو نهضت جديدى بود که در عين حال مى‌کوشيد با کمک ژاپنى‌ها ويتنام را آزاد کند. اين نهضت با دستگيرى چائو در ۱۹۲۵ توسط فرانسويان رو به ضعف گذاشت.


در طى سى سال از آغاز قرن بيستم تا ۱۹۳۰ که هوشى‌مين در هنگ کنک حزب کمونيست را پايه‌گذارى کرد، احساسات ملى مردم در عرصه سياسى عليه فرانسويان به‌خوبى قابل ملاحظه بود، ولى همه اين غليان‌ها از ضعف تشکيلاتي، عدم اقتدارى جامع براى انجام اعتراضى جديد در مقابل مقامات فرانسوي، در ناتوانى به‌سر مى‌برد.