امروز پنج‌شنبه 04 تیر 1405

Thursday 25 June 2026

۲۹ نقش ماندگار فجر


1401/08/01
کد خبر : 55658
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 75 نفر
دفتر خاطرات جشنواره را که ورق می زنیم برخی نقش ها و بازیگران تلالویی دوچندان در ذهن جامعه یافته اند و این امر به عنوان برآیند و تابعی از جایگاه اجتماعی بازیگر، درونمایه روایی اثر و قالب اجرایی کاراکتر، تاثیراتی ویژه بر ماندگاری نسلی و تداوم ذهنی نقش های سینمایی داشته است؛ از اینرو در متن حاضر به بررسی نقش ها و بازی های ماندگار تاریخ جشنواره می پردازیم. ۱) عباس آقا سوپر گوشت(عزت الله انتظامی- اجاره نشین ها) در خیل عظیم نقش آفرینی های ماندگار تاریخ جشنواره، بی شک هنرنمایی عزت الله انتظامی در"اجاره نشین ها" جدای از قدرت ساختاری اثر، به عنوان یک شاخص فنی بارز همواره در تحلیل سینمایی نویسان مورد توجه بوده است؛ نقشی که از دو وجه تطابق شخصیت هنری با قالب روایی و نیز تطبیق رفتار فردی با شناسه طبقاتی نقش، دارای نقاط اوجی در فرآیند اجرای حسی کاراکتر است و به ویژه روشی که انتظامی در ایجاد رابطه با حمیده خیر آبادی به عنوان مادر عباس به کار گرفت، با توجه به این نکته که از لحاظ سنی، فاصله کمی با نادره بازیگری سینمای ایران داشت از هنر بی بدیل آقای بازیگر در خلق نقش های سینمایی حکایت دارد. ۲) حمید هامون(زنده یاد خسرو شکیبایی- هامون) برخی اوقات، یک نقش چنان بازیگری را به قله رسانده و در اوج قرار می دهد که بعضی به اشتباه آن هنرمند را در قالب و پیکره همان کاراکتر ارزیابی نموده و وجوه اجرایی و حسی این بازیگر را منطبق بر همان شمایلی می سنجند که در پرتو آن ابرنقش از خود بروز داده و به همین علت، بازیگر برجسته ای چون زنده یاد شکیبایی از سوی بسیاری در کلیشه نقش حمید در"هامون" سنجیده شد و حتی جلوه گری درخشان در برترین کاراکترهای تاریخ سیما و سینما از جمله مرادبیگ (روزی روزگاری)، رضا صباحی (خانه سبز)، رضا (کیمیا)، عمو رحیم (اتوبوس شب) و پدرخوانده(حکم) نیز از این نگاه تک ساحتی به کارنامه بازیگری اش نکاست؛ به واقع حمید هامون کل شاخصه ها و وجوه اجرایی کارنامه هنری شکیبایی را دارا بود و به نوعی معجونی از تکنیک ناب و حس شاعرانه پرورش یافته این بازیگر در فضای جان بخش تئاتر به شمار می رفت که تصویر یک فرد دارای جایگاه اجتماعی را در منظری فرو پاشیده در یادها متبلور ساخته است. ۳) غلامرضا(اکبر عبدی- مادر) تجربه ایفای نقش غلامرضا در فیلم "مادر"، گوهری درخشان در کارنامه بازیگری سلطان کمدی سینمای ایران(اکبر عبدی) به شمار می رود چرا که این نقش جدای از چهره پردازی برجسته عبدالله اسکندری، صداپیشگی ماندگار منوچهر اسماعیلی برای این کاراکتر و هدایت موثر علی حاتمی در شناساندن وجوه درونی و حالات بیرونی این نقش، یک عرض اندام قدرتمندانه از سوی بازیگری ارزیابی شد که تجربه حضورهایش در سینما و تلویزیون نمایانگر این مساله بوده که هرگاه نقشی مهم را به وی سپرده اند با اجرایی ماهرانه و حرفه ای، آن نقش را به اوج قله های هنری رسانده است. اکبر عبدی در "مادر"، شمایلی متفاوت از تجربه هایش در سینمای کودک و کمدی ارائه داد و با بهره گیری از فن تغییرات اجزای صورت و نیز برون نمایی حالات یک فرد عقب مانده ذهنی، قدرت بی نظیر بازیگریش را در منظر دید همگان قرار داد و ثابت کرد هنرمندی مناسب در ایفای نقش های گوناگون است. برای درک بهتر هنر عبدی در این فیلم، کافی است صحنه ورود مادر به خانه را مجدد مرور نمائید؛ عبدی در این سکانس حسی و برای بازتابش بهتر ویژگی های رفتاری و روحی یک فرد عقب مانده ذهنی و البته نمایش علاقه یک فرزند به مادرش، بوسه ای بر چادر مادر زد و با بالا و پایین پریدن های مکرر، شادی غلامرضا از ورود مادرش را به زیبایی انعکاس داد یا در سکانسی که با ماه منیر بر روی تخت نشسته، به یاد خاطرات گذشته پدر و مادر و به نحوی که گویی سوار بر اتوموبیل است، دیالوگ هایی روان را با حالتی دیدنی برای بازآفرینی صلابت پدر در عهد قدیم ادا نمود؛ حتی در صحنه تقلید آوایی گزارشگر فوتبال نیز مکانیسم تنظیم حسی آوا با تغییرات چهره و ری اکشن های درونی برای بازنمایی دقیق حالات یک گزارشگر فوتبال در صحنه های طلایی یک مسابقه، به زیبایی توسط عبدی اجرا شد و بدین ترتیب نقشی برجسته در تاریخ سینمای پس از انقلاب به یاد ماند؛ نقشی که در شاخص فنی دارای تجربه ای دیگر از بازیگر مطرح سینمای عهد پهلوی(بهروز وثوقی) در فیلم "سوته دلان" است و به همین علت رونمایی قدرتمندانه عبدی از شخصیت دارای کم مایگی های ذهنی به عنوان یک الماس تراش خورده، همواره در آلبوم تصویری خاطرات ماندگار جشنواره فیلم فجر باقی خواهد ماند. ۴) حمید(ابوالفضل پورعرب- عروس) شاید این جمله که سینما بی رحم است ، مجال مناسبی برای ارزیابی شرایط کنونی ابوالفضل پورعرب باشد؛ بازیگری که با شروع قدرتمندانه در نقش های حمید(عروس) وعادل(نرگس) و بازی های قابل قبول در آثاری چون "قربانی"، "مردی شبیه باران"، "غریبانه"، "دست های آلوده"، "نیش"، "چهره" و "زیر زمین" هنوز هم خاطرات پررنگی از قابلیت های اجرایی اش را در اذهان مخاطبان حرفه ای سینما بازنمایی می کند؛ اما پورعرب با بازی در فیلم های تجاری کم مایه در روندی تدریجی به حاشیه رانده شد و نتوانست سیمای درخشان خود در فیلم "عروس" را در دهه اخیر نمایانگر سازد. به واقع نقش حمید با یک دگرگونی تدریجی از سمت و سوی تصویر یک انسان اقتصاد محور و درون پوسیده که به نوعی با شکست بت وجودی مادی گرایش همراه شد به مسیر انسانیت چرخش یافت و از، خودباختگی و بی هویتی ناشی از همین روح نامتلاطم به ساحل امن و آرامش هویت یافتگی فردی رسید و این نقش چنان از منظر کارکرد اجتماعی، تاثیرات مثبتی را بر شمایل هنری پورعرب باقی گذاشت که وی را در جایگاه یکی از ستارگان سینمای ایران قرار داد. صحنه خشونت حمید پس از تصادف در جاده یکی از سکانسهای برجسته فیلم "عروس" است که به خوبی توانایی های پورعرب در ترسیم فضای متفاوت حسی از یک انسان خونسرد و باآرامش نسبت به فردی نامتعادل و خودباخته را بازتاب می دهد؛ به نوعی چرخش حسی از حالت تعادل به جنون، اجرایی درست و به دور از هرگونه غلو در فرآیند لحظه های درام اثر یافته و رمز ماندگاری حمید نیز در همین مساله نهفته است. ۵) اکبر عبدی (اکبر عبدی- هنرپیشه) اکبر عبدی چندی پیش در مصاحبه با مجله مثلث گفت تمامی انسان ها در شبانه روز نقش آفرین شخصیتی هستند که در واقعیت تطابقی با آنها ندارد و در واقع همگی ما در حال نقش بازی کردن هستیم؛ از این بعد اگر جمله بالا را پایه تحلیل نقش این بازیگر در فیلم "هنرپیشه" قرار دهیم، ظرایف برجسته و شاخص های فنی این هنرنمایی و راکورد حسی درستی که عبدی در خلق خود هنری اش به کار می گیرد چنان وجه ستاره گون این هنرپیشه را در نظر مخاطب بازنمایی حقیقی می کند که وی را فرای خود واقعی و خود هنری در تمثالی بارز از کارکرد اجتماعی بازیگر ستاره ای چون او متجلی می سازد. عبدی در شاخص فنی "هنرپیشه" بازیگری معتبر و ستاره ای تابناک در نظر گرفته شده که گاه حضورهایش در آثار کم مایه گیشه محور در تناقض با پرتره سینمایی وی شکل گرفته و الگوی نقش آفرینی هایش که این بازیگر را به قله های هنری سینمای ایران در دهه ۶۰ و ۷۰رسانده، همواره مکانیسم فراز و نشیب های اجرایی عبدی را در زمینه ای سه بعدی از تاثیرات راهبردی هنر، اقتصاد و جامعه بر پیکره توسعه و کمال هنری و فنی یک بازیگر سینمایی بارز می نماید. جدای از مسایل مطروحه نکته جالب را می توان در این نکته دانست که علی رغم جذابیت پردازش هنری نسبت به زندگی ستاره ها، سینمای ایران تنها در چهار فیلم "هنرپیشه"، "سوپراستار"، "شکلات" و "توفیق اجباری" به بررسی این موضوع پرداخته که در این میان نقش آفرینی ماندگار عبدی برجسته ترین قاب هنری را از حضور ستاره ها در پرده نقره ای تداعی گر است. ۶) رضا(زنده یاد خسرو شکیبایی- کیمیا) نقش رضا در فیلم "کیمیا" دارای دو فرآیند اجرایی متفاوت است؛ در وجه اول یک برون گرایی غالب در وجوه رفتاری که در سکانس های ابتدایی اثر و شور و حرارت حسی شخصیت قابل درک است و در بعد دوم می توان بازگشت رضا از اسارت را بیان کرد که آن فرد پرانفعال اوایل جنگ را به شخصی درونگرا و در خود فرورفته بدل کرده و هنرنمایی شکیبایی در این فیلم به علت درخشش متوازن در خلق دو چارچوبه حسی متضاد بیشترین توجه را به خود معطوف ساخت؛ رضا شخصیتی ایثارگر و از خودگذشته است که تنها دارایی اش دراین جهان یعنی دختر خود کیمیا را به بیتا فرهی می سپارد و شاید در دیدار امروزین بتوان نمای پایانی اثر که مواجهه عرفانی رضا با گنبد طلایی حرم رضوی را در قاب دوربین ثبت کرده ، بهترین تمهید روایی جهت جاودانگی این نقش اصیل در سینمای دفاع مقدس برشمرد. ۷) عبدالله( علیرضا شجاع نوری- روز واقعه) برخی اوقات، ماندگاری نقش ارتباطی با قدرت اجرایی بازیگر ندارد و این توان سناریونویس در پردازش متنی شاخصه های اخلاقی و رفتاری کاراکتر است که آن نقش را در سینما به ماندگاری می رساند و بی شک عبدالله نصرانی در "روز واقعه" چنین وضعیتی دارد؛ چرا که فیلمنامه حرفه ای بهرام بیضایی در تحلیل سوم شخص از واقعه عاشورا، چنان عبدالله را در مقام سفیر هنری واقعه کربلا خواستنی جلوه داده بود که هیئت داوری فجر نام علیرضا شجاع نوری(بازیگر نقش عبدالله) را در فهرست کاندیداهای نقش اول مرد قرار داد. از وجهی اگرچه تلاش شجاع نوری برای باورپذیر ساختن نقش قابل ستایش است اما بدون شک عاملی که این نقش کلیدی در سینمای عاشورایی را در تالار کاراکترهای ماندگار فجر قرار داده، هنر پردازش متنی بیضایی در رونمایی از یک شخصیت فرعی در واقعه کربلا و ارتقا دادنش به مثابه یک قهرمان میدان ایمان است و در دیدار دوباره با قاب مفهومی فیلم، عبدالله را شخصیتی برجسته می یابیم که بزرگترین روز دنیایی خود (عروسی با راحله) را برای رسیدن به حجتش حسین بن علی(ع) ترک کرده و در مسیر خودیابی دینی به دنیاگرایانی می رسد که در اقیانوس معرفت عاشورا جایگاهی نیافتند و عبدالله اگرچه خود دیر به کربلا رسید اما پیام رسانی حقیقت نینوا از سوی بانو زینب کبری(س) به وی واگذار شد. ۸) صادق مشکینی(پرویز پرستویی- لیلی با من است) در میان کاراکترهای سینمای دفاع مقدس، آنچه نقشی چون صادق مشکینی را به یک نمونه منحصر به فرد بدل ساخته است، جدای از الگوی روایی بکر و تجربه نشده فیلم، باید در نوع بازی و اجرای پرستویی جستجو کرد؛ بازیگری که اگرچه به واسطه هنرنمایی در آثاری چون "رعنا" و "آپارتمان" به نامی برجسته در تلویزیون تبدیل شده بود اما بی شک ایفای نقش صادق مشکینی با آن وجه جذاب از برقراری رابطه با خدا یا تظاهر به شجاعتی که صادق را در دو موقعیت تمایل به حضور در جبهه در وجهی ظاهری و زمینه چینی جهت فرار از جنگ و بازی با تقدیر در بعدی درونی قرار می داد هنر فنی پرستویی در نمایش متوازن هر دو این موقعیت های حسی را که به خوبی در لحظه های جبهه فیلم منعکس است بر همگان ثابت نمود. ۹) مادرجون( زنده یاد جمیله شیخی- لیلا) در طیف اجرایی نقش مادر در سینما و تلویزیون بی شک هنرنمایی زنده یاد شیخی در فیلم "لیلا" از برش های طلایی تاریخ جشنواره در حوزه بازیگری است؛ زیرا این بازیگر در نمایش دو حس مادرانه در برخورد مهرآمیز با عروسش لیلا در نیمه ابتدایی اثر و تکاپو و تلاش جهت راضی نمودن لیلا برای موافقت با ازدواج مجدد رضا به علت نازایی لیلا، چنان نظم حسی شاخصی را یر روند اجرایی خود مستقر ساخته که مخاطب در قبال این مدل رفتاری، موضعی تدافعی و انتقادی نمی گیرد بلکه به دلیل اجرای دقیق نقش توسط زنده یاد شیخی، حق را تا حدودی به وی می دهد. ۱۰) لیلا(لیلا حاتمی- لیلا) نقش لیلا در کارنامه هنری لیلا حاتمی چون نگینی می درخشد و شمایل یک زن اصیل و باگذشت ایرانی به خوبی در این درام زن محور مهرجویی در قامت کاراکتر لیلا بازنمایی گشته و این امر به عنوان تابعی از بازی درخشان لیلا حاتمی،نقش را همچنان در نمونه های این چنینی دارای جایگاه والایی ساخته است. نقش از منظر تداوم حسی دارای نقاط اوج برجسته ای چون سکانس حضور لیلا و همسرش در منزل والدینشان تا پیش از اطلاع از نازایی لیلاست که یک حرارت خاصی را بر بازی بازیگران اثر دمیده، اما جنس برخوردها در سالگرد ازدواج لیلا و رضا، تطابقی با ریتم شاد نیمه اول فیلم ندارد و از اینجا آن برونگرایی احساس برانگیز لیلا و رضا نسبت به هم، جای خود را به یک حس تلخ درونی شده و حلول یافته در کاراکتر لیلا می دهد و البته از خودگذشتگی لیلا در سکانس صدور مجوز ازدواج مجدد برای همسرش و نیز تلاشی که در راستای انتخاب یک زن خوب برای شوهرش به کار می گیرد به زیبایی توسط لیلا حاتمی به اجرا رسیده و این بازیگر از تمامی آموخته های سینمایی در مکتب پدرش بهترین بهره را در جهت جان بخشی بر نقشی ویژه در سینمای مهرجویی به کار گرفته است. ۱۱) عباس- درنا خاکپور( اکبر عبدی- آدم برفی) کمدین مطرح سینمای ایران اگرچه در کارنامه هنری خود، نقش های ایفایی در آثاری چون "اجاره نشین ها"، "دزد عروسک ها"، "سفر جادویی"، "ای ایران"، "دلشدگان"، "روز فرشته"، "آرزوی بزرگ"، "جنگجوی پیروز"، "مرد آفتابی"، "تسویه حساب" و "اخراجی ها۱" را بسیار درخشان اجرا کرده است اما بی شک تجربه ای غریب چون "آدم برفی" همواره در مسیر بازیگری اش تابان و نورانی باقی خواهد ماند. نقش به دلیل حس بارز فرورفتن در بطن وجودی دو کاراکتر - که البته در وجه درنا با یک انسان تقلبی روبروییم-، دارای برجستگی های ملموسی است که هم هویت باختگی شخصی چون عباس را از طریق تمایل ویرانگرانه وی به مهاجرت نشان می دهد و هم تبعات چنین رویکردی را در وجهی ایدئولوژیک از طریق زن پوش ساختن شخصیت اصلی نمایانگر می سازد و به راستی که اکبر عبدی در خلق شخصیت دوپاره شده عباس (در وجه حقیقی) و درنا(در وجه دروغین ) توانایی های والای خود و قدرت بی بدیل بازیگریش را به رخ می کشد. نکته قابل تامل بازی عبدی را می توان پرهیز این هنرمند از کلیشه های رفتاری و گفتاری یک زن همچون ناز و عشوه های غلوگون از جنس تجربه های اخیر و ترسیم درست حس های مورد نیاز برای پرورش نقش درنا برشمرد که در پرتو افه های گویشی درست و استفاده از صدای نازک جهت یازنمایی حقیقی اصوات یک زن و نیز رفتار معاشرتی صمیمانه با دنیا شکلی دیدنی یافته است. ۱۲) سلحشور (رضا کیانیان- آژانس شیشه ای) نقش سلحشور در فیلم "آژانس شیشه ای" تمامی وجوه مورد نیاز در راستای تبدیل شدن به یک کاراکتر ماندگار را در خود داشت و بازیگری برجسته چون کیانیان که تا پیش از آن به واسطه هنرنمایی شاخص در مجموعه "شلیک نهایی" و به نقش جمشید جعلی هنرمندی نام آشنا برای مخاطب به شمار می رفت در سکانس دوئل کلامی با حاج کاظم فصل جدیدی را در بازی متوازن و منتظم بیان و اندام ارائه کرد و مخاطب را با محوری ترین نقش مکمل تاریخ جشنواره آشنا نمود. سلحشور از بعد شناسنامه ای یک مامور امنیتی خونسرد و البته کاردان و ماهر است که در تطابق با واقعیات روز و کارکرد اجتماعی خود، مجال غلبه حس آرمان خواهی حاج کاظم بر روح واقع گرایش را به وجود نمی آورد و در گفتمان رفاه و امنیت، منادی اصالت نظم و امنیت اجتماعی در تقابل با رویکرد ایده آلیستی حاج کاظم است و اگرچه جایگاه رزمندگانی چون عباس را محترم می شمارد اما هرج و مرج و ستیزگی اجتماعی را منافی تمامی اصول و ارزش های مستقر بر می شمارد. کیانیان در نقش آفرینی مثال زدنی خود از المان قدرت نمایی پسندیده در برخورد با حاج کاظم بهره می برد و از این روست که سرگردانی قهرمان های اثر در دو وجه تقدم عشق بر تعهد در پرتره حاج کاظم و اصالت وظیفه بر مبانی رفتاری دیگر در شمایل سلحشور مخاطب حرفه ای را با هر دو این شخصیت ها همراه می سازد. ۱۳) حاج کاظم(پرویز پرستویی- آژانس شیشه ای) در مطلبی پیرامون بررسی کارنامه هنری پرویز پرستویی، وی را با لفظ "فریاد آرمان های ایران" مورد نظر قرار دادم که در همان برهه با توجه به نقش آفرینی های این بازیگر در"رعنا" و "آپارتمان" و مجموعه بازی هایی که در درام های اوایل انقلاب در نقش آدم های انقلابی با گرایشات مذهبی به انجام می رساند، این لقب با شمایل هنریش تطابق کاملی می یافت؛ اما آنچه این هنرمند را تحت قالب یک آرمانگرا در تفکر اجتماعی نهادینه کرد بازی ماندگار وی در نقش حاج کاظم بود؛ نقشی که به علت فوران حسی و تکنیکی در سکانس گروگانگیری در آزانس هواپیمایی، سرفصلی جدید در سینمای ایران به شمار می رفت و پرستویی به خوبی حس سرخوردگی فرمانده آرمانگرای دوران جنگ را در مواجهه با واقعیات روز بازتاب داد. به واقع حاج کاظم فرصتی طلایی برای بازیگر مطرحی چون پرستویی بود تا به خوبی در قالب متن تصویری اثر مسیر تغییر حالات و رفتار این فرمانده جنگ را از آرامش درونی اوایل فیلم به سمت و سوی انفجار و طغیان حاصل از زیرسوال رفتن تمامی ارزش های درونی شده اش به مخاطب عرضه کند و بی شک صحنه مرور تاریخ انقلاب و جنگ در مقام یک راوی و نیز دوئل کلامی وی و رضا کیانیان در تحلیل جغرافیای مفهومی جنگ و کلیدواژه های آن دوران، هنوز هم طلایی ترین سکانس سینمای داع مقدس به شمار می رود. ۱۴) صدراعظم (فردوس کاویانی- جنگجوی پیروز) فردوس کاویانی که با ایفای نقش در آثاری چون "همسران"، "سگ کشی"، "باران عشق" و "آژانس دوستی" هنر فنی خود را به منصه ظهور رساند در نقش صدر اعظم مکار "جنگجوی پیروز" تصویر جدیدی از خود به نمایش گذاشت و در صحنه های رویارویی با امینه(گوهر خیر اندیش)، همسر شاه(فاطمه گودرزی) و شاه(اکبر عبدی) چنان دیدنی حس های قدرت، تزویر و کرنش را بازتاب داد که هیئت داوری فجر نامش را در فهرست کاندیداهای دریافت سیمرغ نقش مکمل مرد قرار داد. صحنه حضور صدراعظم با لباس مبدل زنانه در سطح شهر نیز به خوبی توانایی های کاویانی در تنظیم حسی و تکنیکی برای بازتاب حالات روحی وی در صحنه هایی چون مهر کردن تحمیلی درخواست همسرشاه جهت جلوگیری از کنار رفتن پوشش از روی بدنش را نشان می دهد و بدینسان این نقش در تجربه های کمیک سینمای ایران دارای جایگاه والایی گشته است. ۱۵) هستی مشرقی( هدیه تهرانی- قرمز) اگرچه حضور تهرانی در فیلم "سلطان" و آن لحن گویشی که این بازیگر، منطبق بر شناسه طبقاتی نقش یک دختر پایین شهری برای نمایش حس درونی این کاراکتر به کارگرفت، نشانه ای از توانایی های او بود اما رونمایی برجسته از قدرت بازی زیرپوستی اش در ایفای کاراکتری چندحسی چون"هستی مشرقی" که از فرآیند رفتار قاعده مند منطبق بر تشخص اجتماعی در بدنه روایی اثر به سمت و سوی یک جنون ناخواسته در تقابل با رفتارهای هیستریک فروتن رسید، حتی با توجه به دیگر اجراهای دوست داشتنی و قدرتمندانه این بازیگر در آثاری مانند" چهارشنبه سوری"، "دست های آلوده"، "دختر ایرونی" و "هفت دقیقه تا پاییز" همچنان درخشنده و پر تلالو بوده و هویت سینمایی این ستاره را تداومی مستمر بخشیده است. ۱۶) هیوا(گلچهره سجادیه- هیوا) نقشی چنین لطیف در سینمای جنگ، فرصتی طلایی برای بازیگری چون گلچهره سجادیه بود تا با ریتم ملایم بیان و رفتار موقرانه اش، این کاراکتر را دارای هویتی هنری نماید؛ نقشی که در سینمای مرد محور دفاع مقدس همچون خورشید می تابد و یادگاری خوبی از نگاه شاعرانه کارگردان فقید سینمای جنگ (رسول ملاقلی پور) به شمار می آید زیرا مولفه انتظار به خوبی در رفتارهای هیوا منعکس شده و حس زیبایی که برای نمایش شاخصه های رفتاری نقش از جمله مهربانی و وقار از سوی سجادیه بر قامت کاراکتر نشسته، از سابقه تئاتری این هنرمند حکایت دارد. ۱۷) امیرعلی(داریوش ارجمند- اعتراض) سکانس ابتدایی فیلم"اعتراض" هنوز هم بازتابی درست از توانایی های بازیگری است که با نقش آفرینی در فیلم "آدم برفی" و مجموعه "امام علی"، خود را به عنون هنرمندی برجسته به مخاطبان شناسانده بود و از اینرو تسلسل بیانی وی در بازتاب معرفت ، اخلاق فردی و حس ناموس پرستی که میترا حجار را مورد اصابت تیزی معرفت امیرعلی قرار داده، چنان در آن مکانیسم تنظیم نور در صحنه و نیز موسیقی متن برجسته و همخوان با روند روایت دراماتیک اثر نشسته که اگر اکنون از مخاطب بخواهیم برجسته ترین سکانس فیلم را تشریح کنند بی شک به صحبت های امیرعلی با جنازه زن برادرش در ابتدای اثر اشاره خواهند داشت. ۱۸) سروان قربانی(پرویز پرستویی- مومیایی۳) ایفای نقش سروان حواس پرت و البته وظیفه شناس در کمدی موقعیت ناب و برجسته ای چون "مومیایی۳" باز هم از توانایی های بازیگری پرده برداشت که در هنرنمایی های گذشته اش به خوبی از پتانسیل های درونی و برونی جهت پالایش و غربال کاراکتر بهره گرفته بود و از اینرو بازی با نگاه، بیان و اندام منطبق بر حسی کارآگاه گجتی و به ویژه در سکانس های رویارویی با مهتاب کرامتی و همراهی با رامبد جوان برای نفوذ به مخفیگاه ربایندگان مومیایی به زیبایی و بسیار باورپذیر توسط پرستویی اجرا شد و آن جدیت و پشتکار در انجام ماموریت که به دلیل تناقض با ماهیت صحنه، وجهی کمیک به شاخص های رفتاری کاراکتر می بخشید، پرویز پرستویی را به عنوان هنرمندی توانا در ایفای نقش های متنوع ، جلوه گر ساخت. ۱۹) فرحان( حمید فرخ نژاد- عروس آتش) جنوبی متعصب و آتشین مزاجی که بنای زندگی خود را بر پاسداشت سنت های اجدادی و قومی- قبیله ای خود قرار داده بود و آداب مفاهمه و گفتگوی منطقی را در همان محدوده های تعریف شده در سنن عشیره ای می جست، قابی درخشنده جهت معرفی بازیگری آینده دار به سینمای ایران بود که در تجربه های سالیان اخیرش از یک هنرپیشه در حاشیه به بازیگری مطرح بدل گشته و البته آنچه نقش فرحان را همچنان در کارنامه هنری فرخ نژاد به یک نمونه مثالی مبدل کرده، همخوانی روح نقش با شناسه اجتماعی ایفاگرش بود، زیرا فرخ نژاد به عنوان فردی با اصالت جنوبی چنان در باطن کاراکتر فرحان فرورفت و تعصب و عشق را به عنوان دو خصیصه بارز رفتاری این نقش بازتاب داد که حتی نگاه غیر منطقی به مساله ازدواج با دخترعمویش نیز تصویری مخدوش از وی در ذهن جامعه نساخت. ۲۰) آقا مهدی( زنده یاد مهدی فتحی- اعتراض) هنوز هم صحنه گلریزان ابتدایی فیلم "اعتراض"، هنر اجرایی بازیگری را تداعی گر است که با ایفای نقش عمروعاص خود را جاودانه کرد و البته مهارت و تسلطی که بر بیانش مستقر ساخت یا نحوه حرکت پشت به دوربین وی بدون هیچگونه اضافه کاری، تصویر درستی از طبقه اجتماعی آقا مهدی را بازتاب می دهد؛ به واقع آقا مهدی فردی با مرام و اصیل از طبقات پایین شهری است که مردانگی را در بقای معرفت می جوید و به همین علت آن بازی منحصر به فرد در سکانس گلریزان، هنوز هم ماندگار و به یاد ماندنی است و تصویر درستی از خصایص رفتاری و اخلاقی شخصیت ارائه می دهد. ۲۱) دکتر سپید بخت(رضا کیانیان- خانه ای روی آب) دکتر پریشان احوال فیلم "خانه ای روی آب" که در سردرگمی حاصل از خودباختگی به سر می برد، از منظر فنی دارای نقاط اوج حسی و ریزه کاری های فراوان است که حتی واقعیت قابل تامل تلاش کیانیان برای اجرای ماندگار نقش از طریق افزودن ۱۵ کیلو بر وزن حقیقی خود نیز چندان از سوی مخاطب به عنوان عامل اصلی و بارز در پرتوافکنی کاراکتر سپید بخت محاسبه نمی شود بلکه مولفه ای چون همگام سازی ری اکشن های حسی با حالات چهره جهت بازتابش تردیدها، سردرگمی ها و استیصال ناشی از به پوچی رسیدن، شاخصه ای مهم در ارزیابی هنر اجرایی کیانیان در این نقش به شمار می رود. ۲۲) ترانه (ترانه علیدوستی- من ترانه ۱۵ سال دارم) اولین بازی ترانه علیدوستی در درامی برجسته شکل گرفت که به دلیل هنر بازی با خطوط قرمز در سه بخش کارگردانی، فیلمنامه و بازیگری بسیار مورد توجه قرار گرفت و این واقعیت مهم که نقش خاص ترانه در این اثر به نوعی مظلومیت اجتماعی و اراده فردی کاراکتر را بازتاب می داد، چنان از سوی ترانه علیدوستی در این دو فرآیند حسی به اجرایی ماندگار رسید که سیمرغ فجر را برایش به ارمغان آورد. ۲۳) عمو یارولی(اکبر عبدی- نان، عشق و موتور ۱۰۰۰) با گذشت یک دهه از تولید و اکران "نان، عشق و موتور۱۰۰۰" وقتی به آرشیو نقدها و نوشته های پیرامون این فیلم رجوع می کنیم، نقش عمو یارولی به عنوان بازگشت اکبر عبدی به سطح اول سینمای ایران ارزیابی شده است اما سوال اینجاست که آیا کاندیداتوری در جشنواره فیلم فجر و جشن خانه سینما علت این موضع گیری به شمار می آید یا اجرای عبدی دارای نکات فنی بارز بوده است؟ در پاسخ به این سوال باید اشاره داشت که عبدی پس از ایفای نقشی قابل قبول در "جنگجوی پیروز" به مدت چند سال از جریان اصلی سینما باز ماند و به حاشیه رانده شد و وقتی با نقش عمو یارولی به سینما بازگشت، شاخص هایی چون بهره گیری درست کارگردان از فن بیان عبدی در ادای لهجه ترکی و هنر حسی وی در جان بخشی به یک عموی زیرک و البته مهربان، عبدی پرتوان دهه۶۰ و ۷۰ را در اذهان بازسازی کرد و به همین علت احیای مجددش در سینمای ایران، آن تصویر فروریخته پس از بازی در مجموعه ناموفق "زیر آسمان شهر۳" را از اذهان زدود. ۲۴) حاج صفدر (جمشید هاشم پور- واکنش پنجم) در سینمای تهمینه میلانی که محوریت درام با ترسیم تصویری همدل برانگیز از زن می باشد، کمتر پیش آمده تا بازیگر مردی بتواند حضوری محق در پیشبرد روایت داشته باشد و سویه نگاه کارگردان، مردان را همواره در ترازوی نقد اجتماعی به عنوان عامل اصلی بسیاری از مصایب اجتماعی جلوه گر کرده است؛ به واقع از "دیگه چه خبر؟" تا "تسویه حساب" اگرچه بازیهای درخشانی را از گروه بازیگران مرد دیده ایم اما نقش آفرینی ممتاز جمشید هاشم پور در "واکنش پنجم" بی شک درخشنده ترین تصویر حضور یک مرد در قاب هنری میلانی را در اذهان زنده می کند. قامت مردانه، ری اکشن های حسی درست برای بازتاب اقتدار درونی کاراکتر و افه های گویشی و اندامی منطبق بر ماهیت اجتماعی نقش، در این محوریت بخشیدن بر کاراکتر حاج صفدر نقش موثری داشته و سکانس رد و بدل شدن دیالوگ میان هاشم پور و زارعی در جاده، هنر فنی ستاره دهه ۶۰ سینمای اکشن را در تفکر مخاطب جای می دهد. هاشم پور برای جا انداختن نقش از تمامی دارایی های جسمی ، حسی و تکنیکی از جمله شخصیت مردانه، صدای خش دار و همگام سازی تغییرات چهره با پیکره هویتی نقش برای بازتاب قدرت اجتماعی بهره گرفت تا آن وجه از اقتدار فردی که باعث ترسیم چهره ای خشن و بی احساس در نزد مخاطب می گردد تا حدودی شمایل این کاراکتر در صحنه های رویارویی با نیکی کریمی را به عنوان فردی دارای حق در برخی مواضع جلوه گر سازد و در اینجاست که هاشم پور از پرتره ستاره وار خود در سینمای اکشن رها شده و تصویری جدید از خود بر پرده سینما بازنمایی می کند. ۲۵) رضا مثقالی( پرویز پرستویی- مارمولک) تجربه غریب ایفای کاراکتر رضا مثقالی، چنان تصویر تابناکی از بازیگر شاخص سینمای ایران بر پرده نقره ای بازنمایی کرد که مخاطب آن وجه قدرتمندانه در اجرای نقش های درام در آثاری چون"رعنا"، "آپارتمان"، "آژانس شیشه ای"، "روبان قرمز"، "موج مرده" و "خاک سرخ" را به کناری نهاد و با دیالوگ های روان اداشده توسط پرستویی یکی از ماندگار ترین کاراکترهای دهه ۸۰ را در حافظه دیداری خود به ثبت رساند. پرستویی در این نقش آفرینی ممتاز به خوبی فاصله گذاری حسی در ایفای دوکاراکتر رضا مثقالی به عنوان یک دزد سابقه دار و حاج آقا احمدی را رعایت می کند؛ به واقع رضا مثقالی فرورفته در لباس روحانیت اگرچه از این پوشش جهت فرار از قانون بهره می برد اما تقدس و وجهه بالای معنوی چنین جایگاهی، چنان برای رضا تکان دهنده است که به مرور با شرایط جدید مانوس شده و آداب اصلی چنین کاری را که در ابتدا با آن قرابتی نداشت در تمامی وجوه رفتاری و گفتاری اش مسلط می سازد و البته آنچه هنر فنی پرستویی را در این نقش به اثبات می رساند سبکی رفتاری- گفتاری است که برای مخاطب جاذبه بالایی دارد. پرستویی از تنظیم نت آوایی بیان به عنوان یک شناسه در اجرای نقش حاجی احمدی بهره می برد و البته قرار گرفتن رضا مثقالی در برخی موقعیت ها چنان حساب شده صورت می گیرد که گاه در ادای لفظ بر مبنای شمایل یک روحانی تناقضی چند حسی را بر قالب آوایی نقش مسلط می کند و به واقع با نمایش خود حقیقی اش و تناقضاتی که میان رفتارهای قاعده مند و اخلاقی یک روحانی وارسته با آداب رفتاری و گویشی رضا مثقالی وجود دارد صحنه های کمدی نابی را می پروراند. از منظری دیگر سینمای ایران یکی از ماندگارترین نقش های خود در شمایل روحانیت را از فیلمی هدیه گرفت که در روایت اثر و حقیقت درونی نقش دارای چنین وجهی نبود. ۲۶) مژده( هدیه تهرانی- چهارشنبه سوری) هدیه تهرانی پس از گذر از نقش هایی مناسب در آثاری چون "قرمز"، "سلطان"، "دست های آلوده"، "شوکران"، "غریبانه" و "دختر ایرونی" چنان تصویر درخشنده ای از هنر فنی درونی اش در قالب کاراکتر مژده بازنمایی کرد که هیئت داوری فجر در حضور رقبای قدرتمندی چون گلاب آدینه(مهمان مامان) و فاطمه معتمد آریا(گیلانه) سیمرغ را به تهرانی اعطا نمود. دلیل این توجه را می توان در این نکته دانست که تا قبل از ایفای نقش مژده، تصاویر ثبتی دیگرش نشان می داد که وی با توجه به صورت سرد و بیان ملایم ، نقش آفرین شخصیت هایی بود که منطبق بر این حالت چهره ، نوعی سکون و یکنواختی حسی را بر مکانیسم اجرایی کاراکتر مسلط می ساخت اما درون پرآشوب و و رفتارهای پرتنش مژده که از همان روح نا آرام وی برآمده بود تصویری جدید از هدیه تهرانی نشان داد و وجهی دیگر از توانایی های درونی این ستاره سینمایی را بازتاب داد. ۲۷) علی بلورچی( بهرام رادان- سنتوری) روزگاری که به واسطه حضور در "شور عشق" مورد طعن و کنایه قرار گرفت و شروع هنری اش در این فیلم تجاری را آغازی بر تسلط مانکنیسم بر ساختار هنری سینما ارزیابی کردند، شاید تصور اینکه جوان چشم رنگی، بازیگری قابل اعتنا و ستاره ای معتبر در هنر هفتم باشد به فکر هیچکس نمی رسید اما تصویر امروز بهرام رادان در ذهن تخیل باور مخاطب با ابرنقشی چون علی بلورچی شناخته می شود؛ نقشی که در ذره بین نگاه جزئی پرداز داریوش مهرجویی به نقطه ای طلایی در کارنامه بازیگری رادان بدل گشت. مسیر اوج و فرود شخصیت علی از منظر توازن حسی در بالاترین استاندارد اجرایی قرار دارد و کاراکتری چنین پیچیده که از یک احترام و تشخص اجتماعی در باور عمومی بهره مند است در فرآیندی خود ویرانگرانه و تحت تاثیر موریانه شوم اعتیاد، روز به روز از پیکره هنری اش جدا گشته و به فردی مطرود در تفکر اجتماعی بدل می شود و تمامی این لحظه های حسی چه در نوع برقراری رابطه با ساز و چه در نحوه عشق ورزی به هانیه و همچنین در سکانس های غمناک فروریختن کاخ اعتبار اجتماعی علی و فروپاشیدن فردیتش در شهر خراب وحشی(دیالوگ رادان در آسایشگاه به دکتر) چنان دیدنی از سوی بهرام رادان به اجرا می رسد که هیئت داوری در شرایطی که بازی قدرتمندانه خسرو شکیبایی در نقش عمورحیم را فراروی خود داشت، در اعطای سیمرغ به بهرام رادان لحظه ای تردید به خود راه نداد. ۲۸) فواد( حامد بهداد- روز سوم) بسیاری با شنیدن نام حامد بهداد، تصویر جوانی پر فعل و انفعال با رفتارهای اغراق نما در ذهنشان نقش می بندد و این ستیزگی وطغیان ناشی از استقرار ری اکشن های برونگرا، پرتره ای عصیانگر و آنارشیستی را بر روح اجرایی و هنری اش مسلط کرده است؛ اما نقش فواد به عنوان یک افسر عراقی، فرصتی طلایی جهت فاصله گرفتن از آن شور و حرارت غلوگون و روح بخشیدن بر یک کاراکتر دو وجهی گیر کرده در دو راهی نمایانگرسازی شمایل یک عاشق وفادار در نمایه ای قهرمانانه و جان بخشی حالات یک افسر متجاوز عراقی در شمایی ضد قهرمانانه به شمار می آید و بهداد نیز از این فرصت استثنایی بهترین بهره را برد و اگرچه داوران فجر نگاهی نامهربان به هنرنمایی اش داشتند اما جایزه تندیس حافظ جشن یازدهم دنیای تصویر تائیدی بر شایستگی های گوهر درخشان بازیگری ایران در دهه ۸۰ می باشد. ۲۹) عمو رحیم( زنده یاد خسرو شکیبایی- اتوبوس شب) تلخ و دردناک است که وقتی از میان آدم ها می روی، تازه همگان یادشان می افتد که چه نازنینی بودی اما این حقیقت دنیای فانی است و مسیر هنر اینچنین تقدیر هنری ات را رقم می زند که با نقشی جاودانه شوی که در کالبدت فرو رفته و با کاراکتری به اوج روی که چون خودت در پی یافتن عشق گمشده اش است. از تو می گویم که خاطرات هنری نسل ما با جاودانگی ات در نقش هامون شکل گرفت و زیبایی های سینما را با عاشقانه ها و طنین گرم صدایت برای ما معنا نمودی که چون تویی باید که در قاب هنر بگنجد، نه از جنس ماندن های مقطعی که در قالبی ماندگار و پایدار به مانند آنچه طی کردی تا عمو رحیم را برایمان به یادگار گذاری تا نوای مهرش در بستر خشن و رحم ناپذیر جنگ، تصویر زیبای ایرانی مسلمان را در دریچه نگاه هنری مهربانت جلوه گر سازد. به یادت ای سرو بلند بازیگری، غمگنانه می سرایم برای سکانس های عاشقانه ای که نسل بی عشق و شور ما را حرارتی دوباره دمید؛ نامت پایدار و هنرت جاودانه است ای خسرو خوبان!
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/55658
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید