امروز یکشنبه 31 خرداد 1405

Sunday 21 June 2026

کلیفورد گیرتز و ضرورت زیستی رمان


1401/08/01
کد خبر : 58937
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 37 نفر
کلیفورد گیرتز در دهه ۸۰ فرضیه عجیبی را مطرح کرد که طبق آن فرهنگ پیش از تکامل مغزی انسان هوشمند وجود داشته است. اساس ذهن آدمی تنها در شرایطی قابل شکل‌گیری می‌تواند باشد که پیشاپیش فرهنگی با مدل‌های پیچیده، موفق و مداوم ایجاد شده باشد. به عبارتی کنش انسان‌شدن همواره در فاصله با فرهنگی از قبل موجود امکان‌پذیر می‌شود. از این‌رو، جنون و هذیان پا به پای هوشمندی آدمی مطرح می‌شوند و فکر هیچ‌گاه به طور کامل در همبستگی با عناصر سازنده خودش قرار نمی‌گیرد. به بیان ساده‌تر، خلاق‌شدن ذهن و تولد پدیده‌ای به نام تخیل از این‌رو توجیه‌پذیر است که فرهنگ و اسلوب‌های اداره حیات همگن و یکدست نباشند. جلوه بیرونی و تعمیم‌یافته این نظریه در نقد ادبی، مشوق کشف رفتارها و روحیاتی شد که در تقابل با فرهنگ کلان و بسته‌بندی شده زندگی معاصر، ایستادگی و با کوششی جنون‌آمیز، روزنه‌ای را پیدا می‌کند تا محیط همگن و یکپارچه ذهن را برآشوبد. در سیستمی جزیی‌تر، به تعبیر کلیفورد گیرتز، رمان در آستانه پیدایش جامعه مدرن عهده‌دار چنین ماموریتی شد. رمان‌نویس با دستکاری نظم فرهنگی و تغییر مداوم منابع ورودی ذهن، از همگن‌شدن و تعادل یافتن ذهنیت مستقر در حیات جلوگیری می‌کند. بنابراین هذیان‌زدگی لازمه ضروری شکل‌گیری محیطی به اسم رمان در تقابل با فرهنگ است. چنانچه قایل به این فرضیه باشیم، تنها زمانی می‌شود به تداوم معنایی رمان باور داشت که خلاقیت فضای همگن و متعادل ذهن را بر‌هم بزند و به‌دنبال آن بی‌نظمی را منشاء صورت‌بندی مدل‌های تازه‌ای از حیات در نظر گیرد. رمان زاییده تفکری است که نه به طور کامل هذیان‌زدگی و عناصر جنون‌آمیز ذهن را می‌پذیرد و نه در مسیری معکوس درصدد حذف همه عناصر نابسامان است. رمان بیش از هر چیز بر لحظه تلاقی این دو تکیه می‌کند. از این‌رو، رمان‌نویس خلق ویژه‌ای دارد. او می‌خواهد در ساحت‌های منظم و عقلانی محیط پیرامونش رگه‌هایی از جنون و نارسایی را کشف ‌کند و همزمان در آنچه شایسته ‌اندیشیدن نیست، درنگ و برای آن ساختارها و فرمول‌هایی خودانگیخته تاسیس می‌کند؛ در کل رمان ارتباط یکسویه‌ای با فرهنگ دارد. به تعبیر گیرتز، رمان‌ها به راحتی جذب فرهنگ نمی‌شوند، حال آنکه رمان به راحتی از همه جلوه‌های فرهنگ تغذیه می‌کند. بر این منوال، رمان‌نویسی ایران گذشته از مسایل بومی خاص خودش، با بحران رمان‌نویسی در وضعیت فعلی جهان نیز مواجه است. گفتن ندارد، شکل ایجاد ادبیات در موقعیت اخیر، تخیلی را ترویج می‌دهد که کاملا در فرهنگ حل و فصل شده، اراده به نویسنده‌ بودن بیش از آنکه سرآغازهای پرالتهاب و متعدد ایجاد کند، پایان مشخصی را هدف قرار می‌دهد. جنون و هذیان به طور کامل حذف نشده، اما صرفا نوع خاص و معینی از آن به رسمیت شناخته می‌شود. به بیان ساده‌تر، خلق رمان عملا در محیطی همگن و متعادل صورت می‌گیرد. کلیفورد گیرتز، از مدلی حرف می‌زند که رمان را به صورت اتفاقی تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز در مسیر تکامل عصبی انسان فرض می‌گیرد. یعنی امکان‌پذیری رمان در هر جامعه بشری، ملاک مهمی است برای فهم تحول ذهنیت آن جامعه. به عنوان مثال، یکی از هشدارهای کلیفورد گیرتز در تصویر معاصر رمان، توسل به جوانی ناب و خالص است. با الهام از انسان‌شناسان، گیرتز معتقد است؛ عصب‌شناسی زبان، واکنشی را در نوع انسان هوشمند برانگیخته که از آن به جوانی طولانی شده مراد می‌کند. از این‌رو سوژه بسیاری از رمان‌های آغازین دفاع از تجربه جوان بودن در قیاس با مدل ناپایدار و موقتی بودن جوانی شکل گرفت، از تام جونز، تریستر‌ام شندی، مال فلاندرز گرفته تا اولیس و در جست‌وجوی زمان از دست رفته، همواره دفاع از جوانی، محملی برای برآشفتن و ناهمگن ساختن معنای فرهنگ بوده. اما همراه با جایگزینی معنای کنترل به جای تربیت و تادیب فرهنگ جوانی را در ناپایدارترین صورت بروز خودش پذیرا می‌شود و رمان به جای فراهم‌آوردن محیطی برای جوانی کشدار، صرفا در نفس جوان بودن متمرکز می‌شود. نمونه‌هایی مثل ناطور دشت یا آثار تام ولف گویای این جهش معنایی است. رمان با عبور از مدل فرهنگی- زیستی جوان بودن، ‌در سبب یافتن شیوه‌ها و راهکارهایی بود که راه غلبه بر جوانی را مهار و عقلانیتی را طرح‌ریزی کند که از هذیان، سرکشی و امتداد امور غیرعمدی نشأت می‌گیرد. در تحلیل نهایی، تاکید بر جوان‌ستایی رمان معاصر، عبارت از ناتوانی از توسعه ایده رمان به مثابه جوانی کشدار است. اینکه جوان‌ها بنویسند و تجربیات ناپایدار دورانی پرتلاطم را ثبت کنند و در ادامه جای خود را به نسل بعدی بدهند، تصویر بحرانی به خطر افتادن یکی از امکانات تحول زیست عصبی آدمی را به خوبی ارایه می‌دهد. حال آنکه تمدن و پیچیدگی زندگی مدرن محتاج توسعه جوانی و طولانی کردن آن به منظور غلبه بر منویات و مطالبات فرهنگ است. جوانی کشدار، لجبازانه سرک می‌کشد، منابع متعدد و نامربوط را جسورانه به بافت کار خود ضمیمه می‌کند و همواره با اضطراب از فرهنگی که با انگشت خاتمه‌اش را اشاره رفته، پرهیز می‌کند. گیرتز در شمای کلی‌تر، جوانی کشدار را در تقابل با جوانی زیستی قرار می‌دهد: نوع انسان هوشمند با وساطت جنون، در اشکال مختلف تمدن کوشیده تا با امتداد بخشیدن به جوانی‌اش از ادغام در انواع جامعه‌های حیوانی بیشتر منظم و کمتر متمدن جلوگیری کند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/58937
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید