امروز شنبه 30 خرداد 1405

Saturday 20 June 2026

کار سینما تمام است حالا چه کنیم؟


1401/08/01
کد خبر : 59663
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 48 نفر
فیلمساز بزرگ فرانسوی اعتقاد دارد سینمای مولف مرده و در عین حال می‌گوید کار سینما دیگر تمام شده است. به گزارش خبرآنلاین به نقل از گاردین، ژان لوک گدار برای بحران مالی اروپا یک راه‌حل دارد، راه‌حلی ساده و هوشمندانه و همان چیزی که از او انتظار می‌رود؛ از مردی که در کنار دیگر جوانان موج نو سینمای فرانسه در دهه ۱۹۶۰، سینما را از قید و بند سیستم استودیویی رها کرد. ژان لوک گدار می‌گوید: «یونانی‌ها منطق را به ما دادند و به این خاطر مدیون آنها هستیم. ارسطو بود که واژه «بنابراین» را رایج کرد. «تو دیگر من را دوست نداری، بنابراین...» یا «تو را با یک نفر دیگر دیدم، بنابراین...» ما این واژه را میلیون‌ها بار به کار می‌بریم تا مهم‌ترین تصمیماتمان را بگیریم. الان دیگر وقتش است برای استفاده از این واژه پول بدهیم.» «اگر هر بار که از واژه «بنابراین» استفاده می‌کنیم، ۱۰ یورو به یونان بدهیم، بحران یک روزه حل می‌شود و یونانی‌ها مجبور نیستند پارتنون (معبدی در آکروپولیس آتن) را به آلمانی‌ها بفروشند. ما این تکنولوژی را داریم که رد همه این «بنابراین ها را در گوگل دنبال کنیم. حتی از طریق «آیفون» هم می‌توانیم برای آدم‌ها صورت‌حساب بفرستیم. هر بار که آنگلا مرکل به یونانی‌ها می‌گوید ما این همه وام به شما دادیم، بنابراین باید بهره‌اش را بپردازید، او بنابراین باید اول پول حق امتیاز آنها را بدهد!» «عصیانگر» سینما شاید ۸۰ ساله شده باشد، اما همچنان سر ناسازگاری دارد. «فیلم سوسیالیسم» تجسم این روزهای گدار با تمام شکوه گیج‌کننده‌اش است: یک حمله بی‌حس‌کننده به چشم‌ها و ذهن که دیدن آن صبوری می‌خواهد، اما به شکلی انکارناپذیر پر از خلاقیت است. البته داستانی در کار نیست، اما ما روی دریا و سوار یک کشتی تفریحی پر سر و صدای مدیترانه‌یی هستیم که در آن گروهی بازیگر و فیلسوف یونانی در میان مسافران میانسال پرسه می‌زنند و به زبان‌های فرانسوی، آلمانی، روسی و عربی از بیسمارک، بکت، دریدا، کنراد و گوته، نقل قول می‌کنند. دیدن فیلم جدید گدار کار آسانی نیست. تصاویری از قرن پرعذاب گذشته از پیش چشمان ما می‌گذرند، همین طور نماهایی بی‌حد و حصر از کشتی و دریا و نقل قول‌های پراکنده. پس، همانطور که طرفداران گدار مدعی هستند، آینده سینما این است؟ مطمئن نیستم. تنها چیزی که می‌دانم این است هیچ کس دیگر از این جور فیلم‌ها نمی‌سازد و کدام کارگردان دیگری هست که یک روز قبل از اکران فیلمش آن را روی یوتیوب بگذارد؟ مریدان سرسخت گدار «فیلم سوسیالیسم» را نه صرفا استعاره‌یی از اروپا - یک کشتی از ناراضیان پا‌ به ‌سن گذاشته که در تاریخ خود سرگردان هستند - بلکه مانیفستی درباره یک «جمهوری جدید از تصاویر» می‌دانند که رها از مالکیت مشترک و قوانین روشنفکرانه است. این نوعی از گدار کارتونی است که با آن آشنا هستیم، گداری با ژست باشکوه، گداری که در اوایل سال‌های ۱۹۶۰ با فیلم‌هایی مانند «از نفس افتاده» قوانین سینما را از نو نوشت و پس از آن به سمت تاریک‌اندیشی مائوئیستی منحرف شد و از آن زمان تاکنون نماد شوخی‌های روشنفکرانه بوده است. او به تحریک رائول کوتار فیلمبردار عالی خود، فیلم‌هایش را با دوربین روی دست و بدون فیلمنامه فیلمبرداری کرد و راه را نه تنها برای موج نو سینمای فرانسه بلکه یک نسل از کارگردانان مستقل دنیا باز کرد. با این حال، به نظر می‌رسد این مرد جایی بین راه در کام اسطوره فرو رفته است. گدار در آپارتمانی در پاریس کنار من نشسته و تی‌شرتی که پوشیده آنقدر تنگ است که به او حال و هوای یک بودای سیخ سیخی و عینکی داده که از چرت عصرگاهی بلند شده است؛ و این تصویر انسانی‌تر و کودکانه‌تر از یک افسانه است. گدار کمی نوک‌زبانی حرف می‌زند. بازیگوش و صبور است. می‌کوشد به سوال‌هایی که ممکن است از دید دیگران توهین باشد، پاسخ بدهد و بیشتر وقت‌ها هم منظور خود را منتقل می‌کند. سخت می‌شود گدار را آن‌طور که فرانسوا تروفو همتای او در موج نو فرانسه، در دهه ۱۹۷۰ مورد خطاب قرار داد، «کثافت» نامید. او حتی با هالیوود یا حداقل هالیوود دهه‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ خوب است که «می‌تواند فیلم‌هایی بسازد که هیچ ‌کس دیگر نمی‌تواند بسازد. حتی نروژی‌ها هم نمی‌توانند به بدی امریکایی‌ها فیلم بسازند.» از گدار درباره اطلاق صفت «مولف» به او می‌پرسم که همیشه درباره‌اش به کار برده می‌شود. او با بی‌اعتنایی پاسخ می‌دهد: «من یک مولف نیستم، خب، الان دیگر نیستم. زمانی فکر می‌کردیم مولف هستیم، اما نبودیم. واقعا چیزی نمی‌دانستیم. کار سینما تمام شده است. غمناک است که کسی واقعا درباره این مساله کند‌و‌کاو نمی‌کند، اما چه کار باید کرد؟ و گذشته از این، با تلفن‌های همراه و چیزهای دیگر، الان همه مولف هستند.» یکی دیگر از چیزهایی که گدار همیشه با آن سر و کار داشته یهودستیزی است، مساله‌یی که پارسال وقتی قرار شد اسکار افتخاری دریافت کند، بار دیگر مورد توجه قرار گرفت. دشمنی گدار با اسراییل و حمایت جدی او از فلسطینی‌ها اغلب با نفرت از یهودی‌ها یکی شده است. گدار در «فیلم سوسیالیسم» با دیالوگ‌هایی مانند «چه‌قدر عجیب است که هالیوود را یهودی‌ها باید تاسیس کنند.» بار دیگر دست خود را داخل کندوی عسل کرده است. آخر مصاحبه است. از او درباره کار بعدی‌اش می‌پرسم. گدار مثل یک نوجوان از جای خود بلند می‌شود، به سرعت به اتاق بغلی می‌رود و با یک فیلمنامه برمی‌گردد. می‌گوید: «بگیرش.» به دلایلی فکر می‌کند من می‌توانم کمک کنم این فیلم ساخته شود. تحت تاثیر قرار گرفته‌ام، اما از اینکه یک پیشگام بزرگ سینما ناچار است مثل فروشنده‌های دوره‌گرد رفتار کند، واقعا غمگین می‌شوم. واقعا همین طور است؟ آیا او در ۸۰ سالگی به این‌جا رسیده است؟ که فیلمش را روی یوتیوپ بگذارد؟ در همان حال که در بلوار ماجنتا قدم می‌زنم به این فکر می‌کنم خودم آن را بسازم، چون کپی‌رایت و ایده مولف دیگر برای گدار بی‌معناست. اسم فیلمنامه «خداحافظی با زبان» است.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/59663
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید