چطور میتوان کودک یک ساله را از تماشای بیش از حد تلویزیون بازداشت؟ چطور با کجخلقی کودک در سنین پیش از مدرسه کنار بیاییم؟ چطور فرزند نوجوانمان را واداریم به قوانین احترام بگذارد؟ پدر و مادر باید زمانی که مساله انضباط مطرح است با توافق یکدیگر، قوانین یکسانی را تعیین کنند و به آن پایبند بمانند تا کودک هم این قوانین را بپذیرد و رعایت کند...
● از ابتدای زندگی تا ۲ سالگی
نوزادان و نوپایان کنجکاو هستند، بنابراین باید اشیاء خطرناکی که آنها را وسوسه و کنجکاویشان را تحریک میکند، از جلوی چشم آنها بردارید و نگذارید به آنها دست بزنند، بنابراین تلویزیون، رادیو، جواهرات و بهخصوص مواد پاککننده و داروها را از دسترس آنها دور کنید.
وقتی نوزادی که روی زمین میخزد یا نوپایی که تازه راه افتاده، برای بازیکردن به سمت وسایل خطرناک میرود، با آرامش «نه» بگویید و او را از کنار این وسایل دور کنید. میتوانید حواس او را به انجام کاری دیگر پرت کنید.
میتوانید از روش تنها گذاشتن بهعنوان یک روش تنبیهی برای کودکان نوپا استفاده کنید و به کودکی که لگد میاندازد، گاز میگیرد یا غذایش را پرت میکند، بگویید رفتارش غیرقابلقبول است و او را به محلی مخصوص برای تنها گذاشتن ببرید (مثلا روی صندلی آشپزخانه) برای یک یا دو دقیقه به حال خود رهایش کنید (تنها گذاشتن کودک نوپا بیشتر از این مدت تاثیری ندارد.)
هرگز کودک را در هر سنی تنبیهبدنی نکنید. بهخصوص نوزادان و نوپایان که نمیتوانند رابطهای میان رفتارشان و تنبیه بدنی بیابند و فقط درد جسمی را احساس خواهند کرد. فراموش نکنید که کودکان خیلی از رفتارها را از بزرگترها، بهخصوص والدین، یاد میگیرند بنابراین باید الگوی خوبی برای کودک باشید. منظم و مرتببودن وسایل خودتان، بسیار بیشتر از اینکه به کودک امر کنید اسباببازیهایش را جمع کند، او را تشویق میکند اسباببازیهایش را در اتاق پخش نکند.
● از ۳ تا ۵ سالگی
وقتی کودک بزرگتر میشود و میتواند ارتباط میان اعمالش و پیامدهای آنها را درک کند، آموزش قوانین خانه را شروع کنید.
پیش از اینکه فرزندتان را برای انجام رفتاری تنبیه کنید، برایش توضیح دهید چه انتظاری از او دارید. مثلا اگر کودک ۳ سالهای با مدادشمعی روی دیوارهای خانه نقاشی کرده است، به او توضیح دهید چرا نباید این کار را انجام دهد و در صورت تکرار این کار چه پیامدی در انتظارش خواهد بود (مثلا باید به پاککردن دیوارها کمک کند یا مدادشمعیها را از او خواهید گرفت). اگر چند روز بعد کودک دوباره با مدادشمعی روی دیوار نقاشی کرد، یادآوری کنید که مدادشمعی فقط برای نقاشی کشیدن روی کاغذ است و بعد تنبیهی که معین کردهاید، اعمال کنید.
هرچه والدین زودتر این قواعد و پیامدهای رعایتنکردن آنها را برای کودک تعیین کنند، برای خودشان و کودک بهتر است. البته گاهی برای والدین راحتتر است رفتارهای نامناسب کودک را نادیده بگیرند و تنبیه را اجرا نکنند، اما چنین برخوردی آموزش انضباط به کودک را مختل میکند.
حفظ تداوم و ثبات در آموزش انضباط به کودک، بسیار مهم است و والدین باید با هم تصمیم بگیرند چه قواعدی را در خانه اجرا کنند. والدین در عین حال که برای کودک روشن میکنند چه رفتارهایی به تنبیه خواهد انجامید، نباید پاداشدادن را نیز فراموش کنند. اثر مثبت تحسین کودک را دست کم نگیرید، یاددادن انضباط فقط با تنبیه میسر نیست، بلکه تقدیر از رفتار خوب کودک هم در منضبط شدن او تاثیر دارد مثلا اگر به کودک بگویید «آفرین که اسباببازیهایت را به بچههای دیگر هم دادی!» از تنبیه او برای رفتار متضاد، یعنی ندادن اسباببازیهایش به بچههای دیگر موثرتر است. به یاد داشته باشید هنگام تحسین، دقیقا مشخص کنید از کدام رفتار کودک خوشتان آمده است و به تحسینی کلی بسنده نکنید.
اگر کودکتان بدون توجه به واکنشهای شما به انجام رفتار غیرقابلقبول خود ادامه میدهد، میتوانید نموداری طراحی و رفتارهایش را با مهرههای مغناطیسی در هر روز هفته روی آن مشخص کنید. بعد براساس این نمودار تصمیم بگیرید پس از چند بار بروز رفتار نادرست، باید کودک را تنبیه کنید یا پس از چند بار رفتار مناسب، به او پاداش دهید. این نمودار را به کودک نشان دهید و وقتی این روش تاثیر گذاشت، او را بهخاطر یادگیری کنترل رفتارهای بدش، تحسین کنید. البته موکولکردن تشویق یا تنبیه به آینده دور، تاثیری نخواهد داشت. تنها گذاشتن کودک بهعنوان یک روش تنبیهی در این سنین هم روش موثری است. جای مناسبی را برای این کار پیدا کنید که حواسش در آنجا پرت نشود و وادار شود به رفتارهایش فکر کند مثلا فرستادن کودک به اتاق خودتان که وسایلی مانند رایانه، تلویزیون و ویدئو در آن وجود دارد، مناسب نیست.
فراموش نکنید مدت زمان تنها گذاشتن باید با سن کودک مطابقت داشته باشد. کارشناسان میگویند به ازای هر سال سن، باید یک دقیقه او را تنها گذاشت؛ برخی دیگر از کارشناسان توصیه میکنند این مدت زمان باید آنقدر طول بکشد که کودک آرام شود (تسلط بر خود را یاد بگیرد).
نکته مهم این است که با کودکتان فقط درباره کارهایی که انجام آنها درست نیست، صحبت نکنید، بلکه انجام کارهای خوب را هم به او آموزش دهید. مثلا به جای اینکه به کودک بگویید «روی کاناپه نپر»، بگویید: «روی مبل بنشین و پاهایت را روی زمین بگذار».
● از ۶ تا ۸ سالگی
تنها گذاشتن و تعیین تنبیههای غیربدنی مثلا محرومکردن کودک از یک فعالیت موردعلاقه، در این گروه سنی هم موثر است. ثبات والدین در تعیین قوانین و عمل به آنها بسیار اهمیت دارد زیرا در غیر این صورت اقتدار را در برابر کودک از دست خواهند داد. کودک باید متقاعد شود پدر و مادر به حرفی که میزنند، عمل خواهند کرد. البته میتوانید گاهی به کودکتان فرصت دیگری برای اصلاح رفتارش بدهید یا تا حد معینی از خطاهای او چشمپوشی کنید، اما در اغلب موارد باید به آنچه میگویید، عمل کنید. مراقب باشید در حالت عصبانیت، کودک را به انجام تنبیههایی که نمیشود آنها را اعمال کرد، تهدید نکنید مثلا نگویید: «اگر در را محکم به هم بزنی، دیگر نمیتوانی تلویزیون تماشا کنی!» زیرا کودک ممکن است به این نتیجه برسد که نمیتوانید به هیچ یک از تهدیدهایتان عمل کنید. اگر کودک را برای تفریح بیرون میبرید و او در اتومبیل آرام نمینشیند، تهدیدش نکنید که اگر ساکت نشود، او را به خانه بازخواهید گرداند، زیرا در این صورت باید دقیقا به این تهدید عمل کنید. اعتباری که در مقابل کودکتان به دست میآورید، بسیار مهمتر از به هم خوردن برنامه تفریح در آن روز است.
● از ۹ تا ۱۲ سالگی
کودکان این گروه سنی را میتوان با توضیحدادن پیامدهایی که رفتارهایشان خواهد داشت، منضبط کرد. با بزرگتر شدن کودک و تمایل او برای مستقلتر شدن و مسوولیتپذیری، آموزش درباره پیامدهای رفتارهایش، روشی موثر و مناسب برای منضبطکردن او است. مثلا اگر کودک کلاس پنجمی شما تکلیفهای مدرسهاش را پیش از خواب انجام نداده است، نباید او را واداشت بیدار بماند و تکالیفش را انجام دهد یا حتی به او برای انجام آنها کمک کرد زیرا به این ترتیب فرصت آموختن یک درس مهم زندگی به او را از دست خواهید داد. اگر تکلیف مدرسهاش را انجام نداده است، بهتر است روز بعد به مدرسه برود و پیامد این کار، یعنی گرفتن نمره بد را تحمل کند. طبیعی است والدین بخواهند کودکشان را از عواقب اشتباهی که مرتکب شده، نجات دهند، اما برای آیندهاش بهتر است گاهی بگذارید شکست بخورد. به این ترتیب، درخواهد یافت رفتار نامناسبش چه پیامدهایی دارد و احتمالا دوباره این اشتباهها را مرتکب نخواهد شد، اگر میبینید کودکتان از پیامدهای طبیعی رفتارهایش درس نمیگیرد، باید به او برای اصلاح رفتارش کمک کنید.
● از ۱۳ سالگی به بعد
تا این سن باید اساس تربیت را پیریزی کرده باشید. در این سن فرزندتان میداند از او چه انتظاری دارید و وقتی از مجازات رفتار بد صحبت میکنید، منظورتان چیست. از مواضع خودتان پایین نیایید. انضباط برای نوجوانان به همان اندازه مهم است که برای کودکان کمسنتر. همانطور که برای یک کودک ۴ ساله باید زمان خواب را معین و آن را اعمال کرد، برای نوجوانتان نیز باید حدودی را معین کنید.
برای نوجوانتان قواعدی را درباره تکالیف خانه، دیدار دوستان، ساعتی که باید به خانه بازگردد تعیین و با او از پیش دربارهشان صحبت کنید تا مطمئن شوید سوءتفاهمی وجود ندارد. نوجوان ممکن است گاهی از این قوانین شکایت کند، اما در عین حال درخواهد یافت کنترل اوضاع را به دست دارید. برخلاف آنچه ممکن است تصور کنید، نوجوان در همان حال که خواستار آزادی و پذیرش مسوولیت بیشتر است، هم خواستار تعیین حدود و اعمال آنهاست و هم به این حدود نیاز دارد.
هنگامی که نوجوانتان قاعدهای را زیر پا میگذارد، ممکن است بهترین روش مقابله، محرومکردن او از امتیازهایش باشد، اما در عین حال باید با او صحبت کنید تا دریابید چرا قوانین را زیرپا گذاشته است. مثلا اگر دیرتر از زمان مقرر به خانه بازگشته و به این دلیل از رانندگی محرومش کردهاید، باید با او در اینباره بحث کنید و توضیح دهید چرا کاری که انجام داده غیرقابلقبول و ناراحتکننده است.
توجه داشته باشید که باید تا حدی اختیاراتی به نوجوان داد. با این کار نه تنها درگیر مبارزه قدرت با او نخواهید شد، بلکه باعث خواهید شد به تصمیمهایی که لازم است خودتان بگیرید، احترام بگذارد. مثلا به نوجوان در سنین پایینتر میتوانید اجازه دهید درباره لباس مدرسه، مدل مو یا حتی دکوراسیون اتاقش تصمیم بگیرد و وقتی سنش کمی بیشتر شد، اختیاراتش را گستردهتر کنید و مثلا درباره زمان بازگشتش به خانه انعطافپذیرتر باشید.
مهم است که بر جنبههای مثبت رفتار نوجوان متمرکز شوید. مثلا به جای اینکه در مواجهه با رفتار غیرمسوولانه نوجوان، او را وادارید زودتر به خانه بازگردد، میتوانید در مواجهه با رفتار مثبتش به او اجازه دهید زمان بیشتری را بیرون از خانه بماند.