امروز یکشنبه 31 خرداد 1405

Sunday 21 June 2026

چگونه سیامک انصاری سانتر فوروارد یکه‌تاز تیم مدیری شد؟


1401/08/01
کد خبر : 59215
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 28 نفر
پیش از آنکه سبک بازیگری منحصربه‌فرد سیامک انصاری در سریال‌های مهران مدیری شکل بگیرد و با نگاه‌های کلافه‌اش به لنز دوربین معروف شود، در نقش‌های کوچکی مثل همسایه فضول سریال روزگار جوانی، ثابت کرده بود کلاس کمدی و استعداد بازیگری‌اش بسیار بیشتر از همبازی‌هایش در آیتم‌های طنز تلویزیونی و نمایش‌های کوتاه است. کافی بود ۱۰ ثانیه مقابل دوربین به او فرصت داده شود تا به عنوان بازیگر نقش مکمل جای بازیگر اصلی را در مرکز قاب بگیرد و با تلفیق متوازن شوخی و جدیت، نگاه‌ها را به خودش معطوف کند. کارش را بلد بود و خوب می‌دانست که چطور باید ریتم شوخی‌هایش را حفظ کند. با همه اعضای چهره‌اش بازی می‌کرد؛ از نگاه و بازی با ابرو گرفته تا حرکت‌هایی که با دهانش انجام می‌داد و بازی دست‌هایش. اما حواسش بود (یا شاید هم نبود و همه این کارها را با تشخیصی غریزی انجام می‌داد) که تعادل را در اکت‌ها و واکنش‌هایش حفظ کند و از خطوط مشخصی فراتر نرود؛ تعادلی که عنصر گم‌شده بازی بسیاری از کمدین‌های پرسروصدای طنز دهه ۱۳۷۰ بود و تا میانه‌های دهه بعد هم اصلاح نشد. سیامک انصاری به آرامی پیشرفت کرد و مسیر طولانی‌اش را قدم به قدم با گام‌های آهسته و سنجیده پیمود. آیا خوش‌شانس بود که در دوره اوج خلاقیت مهران مدیری مورد توجه او قرار گرفت و بازیگر اصلی چند تا از بهترین سریال‌های او شد؟ معتقدم این ماجرا ربطی به شانس و اقبال نداشت؛ تقدیر محتوم کمدین باشخصیتی بود که تعریف درستی از بازیگری داشت و در مدت ۱۰ سال مسیرش را بی‌وقفه به سوی بهتر شدن ادامه می‌داد. مدیری تحت تاثیر سبک ویژه بازی او قرار گرفت؛ شانسی در کار نبود. سابقه هم نشان می‌دهد که مهران مدیری وقتی روی صندلی کارگردانی می‌نشیند خود را ملزم نمی‌بیند که بین بازیگران گروهش حال پخش کند و با کسی هم رودربایستی ندارد. بهترین همکارانش را در چند سال گذشته کنار گذاشته یا نقش‌هایی گذرا به آنها سپرده؛ مثل یک مربی فوتبال که تنها به دیسیپلین و نظم ابداعی خودش پایبند است و بی‌توجه به نام و شهرت بازیکنان، آماده‌ترین‌ها را در ترکیب اصلی قرار می‌دهد. چه اتفاقی افتاد که سیامک انصاری مسیری صعودی (و تقریباً عمودی) را با این سرعت پیمود و سانتر فوروارد یکه‌تاز تیم مدیری شد؟ مدیری در او چه دیده بود که خود یک خط عقب‌تر آمد و او را در جایگاه ستاره و گلزن تیمش قرار داد؛ جایگاهی که در همه این سال‌ها جز خودش و سیامک انصاری کسی را شایسته‌اش ندیده. البته بازوبند کاپیتانی هنوز روی بازوی مدیری است، اما در تیم او همه پاس‌ها به سیامک ختم می‌شود و اوست که باید استادیوم ۷۰ میلیون نفری ایران را با بازی‌اش به وجد بیاورد. جنس کمدی سیامک انصاری دوست‌داشتنی است؛ همچنان که خودش آدم حسابی سینما و تلویزیون است. وقتی در فیلم بی‌پولی از «مفهوم انتزاعی رفاقت» حرف می‌زند یأس فلسفی‌اش را چنان باور می‌کنیم که زمانی کلافگی‌اش از بلاهت منفعت‌طلبانه شیرفرهاد را باور می‌کردیم. مثل درخت کهنسالی که «بیشترش توی زمین است» هنوز بخش بزرگی از قابلیت‌هایش بی‌استفاده مانده و منتظر روزی است که سرگردانی‌اش در راهروهای غبارگرفته این قصر قاجاری تمام شود و شاه‌نقش کارنامه‌اش را بازی کند. و این شاه‌نقش مطمئناً در سریال‌های مدیری بازی نخواهد شد، گرچه محبوب‌ترین نقش‌هایش را از دل همین سریال‌ها بیرون کشیده است. او شمایل یک جنتلمن آداب‌دان را دارد که در دنیای شیطنت‌آمیز مدیری همیشه در مواقع نامناسب در جای غلط قرار می‌گیرد و مجبور است به کشمکشی طولانی، بی‌حاصل و پایان‌ناپذیر با همه آدم‌های این دنیا ادامه دهد. برخلاف آنچه می‌گویند، او روح بیدار جامعه نیست و وجدان جمعی را هم نمایندگی نمی‌کند؛ به‌سادگی موجود متشخص و بانزاکتی است که با کت‌وشلوار اتوکشیده و کفش واکس‌زده در مسیر یک گله بوفالوی وحشی گیر افتاده و هر لحظه زیر دست و پای یکی از آنها له و لورده می‌شود، اما مهم‌ترین دغدغه‌اش این است که در فاصله دو لگدمال شدن، یقه چروکیده پیراهنش را صاف کند و حتی‌المقدور سرپا بایستد!
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/59215
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید