امروز سه‌شنبه 02 تیر 1405

Tuesday 23 June 2026

چه کسی رنگ کیفم را انتخاب می‌کند


1401/08/01
کد خبر : 57533
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 44 نفر
بیشتر از ۸۰ سال و اندی از روزگاری که دوشیزه کوکو شانل به فکر افتاد تا از شکل و شمایل لباس‌های مردانه در طراحی لباس‌های زنانه بهره بگیرد و برای اولین بار بالا‌پوش‌هایی را برای زنان طراحی کرد که بیشتر شبیه لباس شکار مردانه بود، گذشته است. لباس‌هایی که دوشیزه شانل طراحی می‌کرد پاسخی به نیاز زمانه خود بودند. پس از او طراحان بسیار دیگری به عرصه آمدند که هر کدام با نگاه منحصر به فرد خود آدم‌های دوران خود را واداشتند تا سر و وضعی مطابق طرح و سلیقه آنها انتخاب کنند. اما آیا درست است که فکر کنیم طراحان کیف و کفش و لباس و زیورآلات تنها کسانی هستند که به ما می‌گویند صبح که از خانه بیرون می‌آییم چه بپوشیم و از کدام رنگ پرهیز کنیم؟ مسلما نه! سال‌ها پیش از آنکه مد به یک صنعت عظیم و سودآور بدل شود و جای بزرگی در اقتصاد جهانی برای خود باز کند خانه‌های طراحی لباس در چند پایتخت اروپایی و در یکی دو خیابان محدود با مشتریانی اکثرا از اعیان و ثروتمندان فرنگی رونق محدودی داشتند. طراحان اکثرا مشتریان خود را به نام می‌شناختند. هر تکه لباس یا هر دانه کلاه تنها برای یک یا چند مشتری تهیه می‌شد. از تولید انبوه در مفهوم امروزین آن هنوز خبری نبود. عامه مردم از توانایی خرید چندانی برخوردار نبودند و رسیدن به سر و وضع یک امر کاملا مرفه و حتی تجملی بود. ● ثروت و مد با گذشتن از جنگ جهانی دوم و رونق سرمایه و جان گرفتن طبقه متوسط در اروپا و آمریکاست که کم کم دست و بال مردم عادی برای خرج و مخارج اضافه‌تر باز می‌شود. مردم شهر‌های بزرگ حالا از آنقدر دست‌شان به دهن‌شان می‌رسد که به چیزهای دیگری جز نان شب و سقف بالای سرشان فکر کنند. درس خوانده‌های جوامع اروپایی بر تعدادشان افزوده می‌شود. آدم‌هایی که به آزادی‌های فردی و فکری بیشتری قایل هستند و از آن جمله اینکه می‌خواهند مطابق میل خودشان و نه گذشتگان لباس بپوشند. کم‌کم سر و کله طراحانی نیز پیدا می‌شود که از میان ثروتمندان نیامده‌اند. آنها از میان عامه مردم آمده‌اند و فکرهای تازه‌ای در سر دارند و اعتراض‌شان را به راه و رسم زمانه‌شان با لباس پوشیدن متفاوت و دهن‌کجی به عادت‌های مرسوم نشان می‌دهند. عمدا لباس‌های چرک و پاره می‌پوشند تا نشان بدهند که برای عصا قورت دادگی پدران‌شان ارزشی قایل نیستند. آنها از وقایع زمانه خود متاثر می‌شوند. برای چه گوارا و انقلابیون آمریکای لاتین هورا می‌کشند. و به جنگ ویتنام اعتراض دارند و از رفتن آدم به ماه ذوق زده می‌شوند. حاصل کار آنها رفتن تا مرزهای تجربه و اختراع در لباس پوشاندن به آدم‌های زمانه است. تجربه‌هایی چون مردان گیس بلند، زنان مو کوتاه و لباس‌های فضایی. یکی از آن طراحان خوش فکر ایو سن لوران است که با خود فکر می‌کند چرا فقط پولدارها باید لباس خوب بپوشند. او مغازه‌ای در نقطه‌ای از پاریس باز می‌کند که محل رفت‌وآمد اعیان نیست و لباس‌های خوش دوخت خود را که از یک جور کارگاه تولید انبوه بیرون آمده است. عرضه می‌کند. شریک او در این کار یکی از اولین کسانی است که به عنوان یک مشاور اقتصادی دست همکاری به سوی یک طراح مد دراز می‌کند. طراحی و مد بدل به حرفه‌ای پولساز می‌شود و از آن به بعد دیگر تنها طراحان لباس و تاثیر وقایع اجتماعی نیستند که تکلیف سر و وضع آدم‌های روزگار را روشن می‌کنند. صنعت پولساز مد هم به میدان وارد می‌شود. ● متخصصانی از هر صنف تقریبا سه دهه از دورانی که مد حیات خود را به شکل صنعتی پرسروصدا و پولساز ادامه داده است، می‌گذرد. در طول این سال‌ها خانه‌های طراحی لباس از همکاری و همفکری گروه وسیعی از دانشمندان، تحلیلگران بازار، بازرگانان، تاریخ‌دانان و حتی سیاستمداران و نظریه‌پردازان اجتماعی در کار خود استفاده کرده‌اند. اینکه در بهار سال بعد چه بپوشیم و پاچه شلوارمان را چقدر تو بگذاریم بستگی زیادی به محاسبات دست‌اندرکاران این مجموعه دارد. کسانی که روحیه عمومی مردم جهان را در شش ماه تا یک سال آینده بررسی می‌کنند و احتمال می‌دهند که ما در شش ماه آینده آدم‌های خوشحال‌تری خواهیم بود و به رنگ‌های شاد‌تر تمایل خواهیم داشت یا آنکه غم از سرو رویمان می‌بارد و ترجیح می‌دهیم تیره پوش باشیم. آنها پیش‌بینی می‌کنند که توان مالی ما مصرف‌کنندگان در چه حد و حدودی است و آیا می‌توانیم ریخت و پاش کنیم یا آنکه احتیاط خواهیم کرد و چندان دست به جیب نخواهیم شد. صنعت‌گرانی که تکنولوژی‌های تازه را به زندگی روزمره مصرف‌کنندگان می‌آوردند هم یک سوی دیگر این زنجیره به هم پیوسته‌اند. آنهایی که برای فروش بیشتر یک رنگ خاص که در کارخانه‌هایشان تولید کرده‌اند در بین طراحان جهان دنبال مشتری می‌گردند و به کمک بازاریابان خبره مشتری‌های خوبی برای تولید یک رنگ خاص پیدا می‌کنند. برای مثال یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای صنعت نساجی که سال‌هاست فضای مد را متاثر کرده و به بخش جدایی‌ناپذیر آن بدل شده، تولید پارچه‌های کشی است. پارچه‌هایی که با درصد‌های مختلفی از خاصیت کششی درهای تازه‌ای را به روی طراحان باز کرد و به شکل‌های مختلف در کار طراحان با سلیقه‌های متفاوت بروز کرد. نمایشگاه‌ها و کنفرانس‌های سالانه صنایع نساجی، رنگسازی، چرم و انواع مواد مصرفی یکی دیگر از مکان‌هایی است که در آن تکلیف رنگ و جنس پوشش عموم مردم در سال‌های بعد تعیین می‌شود. ● پیشگویان سرنوشت ساز پدید آورندگان مصالح و مواد تازه، طراحان گرافیک و بازاریاب‌ها، تحلیلگران بازار و متخصصانی که در اصطلاح به آنها «کارشناس پیش‌بینی تب روز» می‌گویند، این حلقه را کامل می‌کنند. دقیقا روشن نیست که تاثیر کارشناسان تب روز در کار طراحان بزرگ تا چه حد است. نابغه‌ترین ذهن‌های طراحی نیز این روزها مجبورند از نیاز بازار و انتظار مصرف‌کنندگان حرف شنوی داشته باشند. در این میان طراحان موثر دیگری نیز هستند. طراحان گمنامی که بی‌سرو صدا در کمپانی‌های بزرگ تولید لباس کار می‌کنند و وظیفه‌شان این است که بیشتر از آنکه خلاقیت شخصی به خرج دهند کارهای طراحان معروف را به نمونه‌های ارزان‌تر و دم دست‌تر برای عموم مردم تبدیل کنند. این طراحان منتظر نمایش‌های بزرگ طراحان بزرگ دنیا نشسته‌اند و بعد از نمایش‌های هر فصل که عموما شش‌ماه برگزار می‌شود، دست به کار می‌شوند و نمونه‌های کاربردی‌تر، ارزان قیمت‌تر و در واقع عامه پسندتری از آن مدها را طراحی و تولید می‌کنند. تولیدات آنها چند ماه بعد به تولید انبوه رسیده و به عنوان مدی که دوستش داریم وارد فروشگاه‌ها و مغازه‌ها می‌شوند. به درستی معلوم نیست که سرآغاز این حلقه را در کجا باید جست. طراحانی که با نمایش هنر خود روی سکوهای نمایش لباس، عکاسان و منتقدان مد را به جنب و جوش می‌اندازند. مغازه‌داران و مجله نویس‌هایی که با انتخاب خود از میان کارهای عرضه شده بر سلیقه خریداران تاثیر می‌گذارند. یا صاحبان صنایع پوشاک و زیورآلات که چوب خط این ارکستر بزرگ را در دست می‌گیرند و همه را به ساز خود می‌رقصانند؟ یا همان مردم کوچه و خیابان که منشا اصلی الهام طراحان هستند؟ وقایع زندگی روزمره و نیازهای آن همچنان مهم‌ترین عامل تاثیر‌گذار در روند شکل‌گیری سر و وضع آدم‌هاست. در نیمه‌های دهه ۸۰ میلادی، زمانی که متروی نیویورک در یک اعتصاب سراسری و طولانی فرو رفت بسیاری از زنان و مردانی که می‌خواستند خود را دوان دوان به محل‌های کارشان در دفاتر شرکت‌های سرمایه‌گذاری، بورس و بیمه برسانند متوجه شدند که با کفش‌های پاشنه بلند و کفش‌های چرمی خوش دوخت نمی‌توان در این مسابقه دو همگانی برای رسیدن به محل کار شرکت کرد. وقتی اعتصاب طولانی شد، سر و کله زنان و مردانی که با کت و شلوارها و کت و دامن‌های رسمی کفش کتانی می‌پوشیدند تا بتوانند خود را پیاده به محل کارشان برسانند نیز پیدا شد. اکثر این خانم و آقایان خوش پوش کفش‌های رسمی‌شان را در کوله پشتی‌شان حمل می‌کردند تا در محل کار با کفش کتانی تعویض کنند. بهار سال بعد بودند طراحان نیویورکی که در کارهای خود روی سکوی نمایش لباس خاطره اعتصاب مترو نیویورک را زنده کردند و بعد از آن پوشیدن کت و شلوار و کفش کتانی از یک خطای آداب اجتماعی به یک رفتار مدرن برای تطبیق با شرایط سخت بدل شد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/57533
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید