امروز دوشنبه 08 تیر 1405

Monday 29 June 2026

چله و خلوت نشینی


1401/08/01
کد خبر : 70758
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 54 نفر
چله نشینی از نظر لغوی به مفهوم : " برای انجام ریاضات و عبادات چهل روزه ، گوشه انزوا گرفتن ، ترک لذت های دنیوی گفتن و در گوشه خلوتی به عبادات و ریاضت مشغول شدن ، مراسم وآداب چله مخصوص مرتاضان و درویشان را به جای آوردن . " ۱ " پیامبر می فرماید ، هر کس شبانه روز خود را برای خدا خالص کند یعنی شبانه روز هیچ انگیزه ای در وجود او جز رضای حق حاکم نباشد چشمه های معرفت و حکمت ار درونش می جوشد و بر زبانش جاری می شود " . ۲ " اسلام علمی که از درون می جوشد را قبول دارد . ضمن اینکه علم عقلی را قبول دارد و به سوی آن دعوت می کند ." ۳ « بدانک بنای سلوک راه دین و وصول بمقامات یقین بر خلوت و عزلت است . و انقطاع از خلق ، و جملگی انبیا و اولیا در بدایت حال داد خلوت داده اند تا به مقصود رسیده اند . وچون موسی علیه السلام استحقاق استماع کلام بی واسطه کرامت می کردند بخلوت اربعین فرمودند . و عدد اربعین را خاصیتی است در استکمال چیزها که اعداد دیگر را نیست . و خواجه علیه السلام ، ظهور و چشمه های حکمت از دل بر زبان باختصاص اخلاص « اربعین صباحا"» فرموده است ، و حوالت کمال تخمیر طینت آدم علیه السلام به « اربعین صباحا"» کرد ، و ازین نوع بسیارست . و نشستن اربعینات را شرایط و آداب بسی است ، اما آنچ مهم ترست هشت شرط است که یک شرط ازین شرایط بخلل باشد مقصود کلی بحصول دشوار پبوندد . اول تنها در خانه ی خالی نشستن است رو بقبله آورده مربع ، دستها بر روی ران نهاده ، غسل کرده بنیت غسل مرده ، و خلوت خانه را لحد خویش شمرده و از آنجا جز بوضو و حاجت و نماز بیرون نیاید . و خانه باید که تاریک بود و کوچک و پرده بر روی در فرو کرده ، تا هیچ روشنی و آواز در نیاید ، تا حواس از کار فروافتد از دیدن و شنودن و گفتن و رفتن ، تا روح چون مشغول حواس و محسوسات نباشد با عالم غیب پردازد ، و نیز حجبی و آفاتی که روح را از دریچه های حواس پنجگانه در آمده است چون حواس از کار فروافتد . بتصرف ذکر و نفی خواطر محو گردد ، و آن نوع حجاب نیز بنشیند ، و روح را با غیب انس پدید آید ، و انس او از خلق منتفی شود . دوم پیوسته بر وضو بودن است ، تا مسلح باشد و شیطان برو ظفر نیابد ، که « الوضوء سلاح المومن ». سیم مداومت نمودن بر کلمه « لا اله الا الله » است . چهارم مداومت بر نفی خاطرست ، باید که هر خاطر آید از نیک و بد جمله به « الا اله » نفی می کند ، بدان معنی که گوید هیچ چیز نمی خواهم الا خدای . بحقیقت هر خاطر که درآید نقشی از آن بر صحیفه دل پدید آید یا نیک یا بد ، آن جمله شاغل دل باشد از قبول و نقوش غیب ، تا آینه ی دل از جمله ی نقوش پاک و صافی نگردد پذیرای نقوش غیبی و علوم لدنی نشود ، و قابل انوار مشاهدات و مکاشفات روحانی نیاید . پنجم ، دوام صوم است ، باید پیوسته روزه دارد ، که روزه را در قطع تعلقات بشری و خمود صفات حیوانی و بهیمی خاصیتی عظیم است . ششم دوام سکوت است ، باید که با هیچ کس سخن نگوید مگر با شیخ که واقعه بر رای او عرضه دارد بقدر ضرورت ، باقی « من صمت نجا » برخواند ، و بغیر ذکر زفان نجنباند . هفتم مراقبت دل شیخ کردن است ، باید که پیوسته دل با دل شیخ دارد و از دل شیخ مدد می طلبد ، که فتوحات غیبی و نسیم نفحات الطاف ربانی ابتدا از دریچه دل شیخ بدل مرید رسد . پیوسته همت شیخ را در راه دلیل و بدرقه خویش شناسد ، و چون آفتی یا خوفی پدید آید یا خیالی هایل در نظر آید در حال پناه با ولایت شیخ دهد ، و از راه اندرون از دل شیخ مدد طلبد ، تا مدد همت و نظر ولایت شیخ دفع هر آفت اگر شیطانی است و اگر نفسانی می کند . هشتم ترک اعتراض است هم بر خدای هم بر شیخ ، ترک اعتراض بر خدای چنانک بهرچ از غیب بدو فرستد از قبض و بسط و رنج و راحت و صحت و سقم و گشایش و فروبستگی راضی باشد ، و تسلیم کند ، و روی از حق بگرداند و ثابت باشد . بر شیخ بهرچ از قول و فعل و حال و صفت او بیند آعتراض نکند ، و تسلیم تصرفات ظاهر و باطن او باشد ، و در معاملات و احوال شیخ بنظر ارادت نگرد ، بنظر عقل کوته بین تصرف نکند که شرط بزرگترین ، تسلیم ولایت شیخ بودن است ، چنانک در صورت بیضه و مرغ نموده آمده است . اگر بیضه قدری از تصرف مرغ و تسلیم او بیرون آید و مدد از و منقطع شود در حال خاصیت مرغ که در بیضه تعبیه بود باطل گردد ، و نه بیضه باشد و نه مرغ ، و هر بیضه که در تصرف مرغی فاسد شد اگر جمله مرغان جهان جمع شوند آن بیضه را بصلاح باز نتوانند آورد . و از آداب خلوت یکی تقلیل طعام است نه چندانک ضعیف و بی قوت شود ، آن مقدار که قوت مواظبت بر ذکر سخت ومدام گفتن باقی باشد . فی الجمله باید که در شب سبک باشد تا خواب غلبه نکند و از ذکر بازنماند از قلت طعام یا کثرت . و آن مقدار طعام که خورد با ذکر و حضور دل خورد ، و لقمه کوچک بردارد ، و بشره نخورد و خرد بخاید با ذکر که در دل می گوید ، تا بنور ذکر ظلمت شهوت طعام مندفع می شود . و چون نیم سیر شد دست بدارد تا اسراف نبود . و در طعام تکلف نکند تا لذیذ باشد ، و از گوشت بسیار احتراز کند ، در هفته ای اگر یک بار یا دو بار خورد ،هر بار پنجاه درم روا باشد . دیگر در قلت خواب کوشد ، تا بتواند باختیار پهلو بر زمین ننهد مگر از غلبات خواب بیخود بیفتد یا خوابش ببرد ، چون با خویش آمد برخیزد و وضو تازه کند و بذکر مشغول شود ، و اگر نیک مانده گردد ونتواند نشست یک ساعت پهلو بر زمین نهد یا سر بر زانو نهد و خواش ببرد ، تا ملالت از طبع و کلالت از حواس برود هم روا باشد . و هر وقت که از ملازمت ذکر زبان باز ماند یک ساعت دل را بذکر مشغول کند ، و مراقب دل شود ومنتظر باشد تا چه در نظر آو آید . و از هر خیال مخوف و آواز هایل که بیند یا شنود نترسد ، و دل بقوت دارد ، و در حال پناه با ولایت شیخ دهد ، و نام شیخ بر زبان براند ، و از همت او مدد طلبد تا حق تعالی بلطف خویش مندفع گرداند . » ۴ " خلوت نشینی و عبادت و مجاهدت چهل روز ، از مستحسنات صوفیه است و به قول عزالدین محمود کاشانی ، این سنت خلوت نشینی در رزوگار رسول الله نبود ، صوفیان بعدها آن را پذیرفتند ، و طالبان حق از بهر سلامت دین ، صوامع و خلوت اختیا رکردند . توجه به عدد چهل از آنجا پیدا شد که به موجب یک حدیث ، آدم را زاده چهل صبح و چهل صباح دانسته اند . خاقانی شروانی در همین زمینه گفته است : به یک قیام و چهار اصل و چل صباح که هست از این سه معنی الف دال میم بی اعراب به بهترین خلف و اربعین صباح پدر به صبح محشر و خمسین الف روز حساب خاک چهل صباح سرشتی به دست صنع خود بر زبان لطف براندی ثنای خاک مر ا ز اربعین مغان چون نپرسی ؟ که چل صبح در مغسرا می گریزم بنابر قول صوفیه ، دراین خلوت نشینی بهتراست که ذکر " لا اله الا الله " گویند وبر آن ذکر مداومت نمایند ، و در خلوت ، خیال و واقعه برای صوفی پیدا می شود ، در فرق میان خیال و واقعه نوشته اند : اگر خیال و تصور اول از میان برود و تخیل و تصور ثانی بماند ، خیال است ، و اگر آنچه در تخیل اول دیده ، به تصور تخیل ثانی محو و متلاشی شود ، بداند که واقعه است که او را استقبال کرده تا آن واقعه را علمی و ذوقی و کشفی و نوری و سری بتمام استیفاد کند ، تا واقعه دیگرش روی نماید. در هر حال ، اهل خلوت را واقعات کشف حقایق امور غیبی دست می دهد ، مانند خواب دیدن ، یا در حضور بدون غیبت او پیش می آید که آن را مکاشفه گویند . اما در طریق سلسله مولویه ، رسم چنان است که طالب ورود در آن سلسله ، باید هزارو یک روز ( سه سال ) خدمت نماید بر این طریق ، هر سال چهل روز خدمت چهارپایان ،چهل روز کناسی فقرا ، چهل روز آب کشی ، چهل روز فراشی ، چهل روز هیزم کشی ، چهل روز طباخی ، چهل روز خرید حوایج ، چهل روز خدمات مجلس درویشان ، چهل روز نظارت و باید که این خدمات تمام شود و یک روز کسر نشود . پس از این خدمات که هر سال ، نه چهل روز که سیصد و شصت روز می شود ، و رزوهای بعد ، او را غسل می دهند توبه و تلقین جلاله براو کنند و حجره ای جهت آسایش و عبادت به او دهند و ریاضت و مجاهده تعلیمش نمایند . " ۵ « همانطوری که رسم صوفیان است مرید در بدو امر به " چله " یا خلوت چهل روزه ( و گاهی کمتر و گاهی بیشتر از چهل روز) می نشیند تا تعلق او به دنیا و عادتهای دیرین خود قطع شود و زندگی تازه ای را آغاز کند .» ۶ عطار نیشابوری چون دل من به دوستی چله نشین دیر شد طاعت و زاهدی خود زیرستانه یافتم حافظ که ای صوفی شراب آنگه شود صاف که در شیشه بماند اربعینی سعدی زاهد و کرامات بت عارض او دید از چله میان بسته بزنار برآمد « بعضی محققان ، خلوت و عزلت را مرادف هم دانسته اند ، و بعضی نیز میان آن دو فرق نهاده اند و گفته اند که خلوت ، تنها شدن از اغیار است و عزلت ، تنها شدن از خود و مشاهده حضرت معشوق . با این معنی مرتبه عزلت بالاتر از خلوت است . چنانکه یک از عارفان گوید : خلوت ، صفت اهل صفوت است و عزلت از نشانه های وصلت . خلوت نشینی یا خلوت نشستن از آداب لازم سلوک است . خلوت نشینی در نزد صوفیه عبارت است از دوری از خلق به قصد عبادت و ریاضت تا بدین سبب ، حالت انفطاع و جمعیت خاطر و تمرکز فکر حاصل آید . سنت خلوت نشینی از سنن پسندیده انبیا و اولیاست ، چنانکه حضرت موسی چهل شب و روز به میقات رفت و از خلق و خلایق دوری گزید . همین طور حضرت عیسی نیز ادب خلوت نشیینی را رعایت می کرد . حضرت محمد نیز عادت داشت که سالی یک ماه در غار حراء خلوت گزیند . در خبری معرف آمده است : هر که برای خداوند چهل بامداد ، خالص و بی شائبه باشد ، چشمه ساران حکمت و فرزانگی از قلبش جوشیدن گیرد و بر زبانش جاری گردد . بنابراین حکمت خلوت نشینی در چهل صباح آن است که در هر صباح ، حجابی از سالک برداشته شود . و نشان صحت خلوت نشینی آن است که پس از اتمام این دوره ، جویبار حکمت از دل او بجوشد و بر زبانش جاری گردد . اما عمده آداب خلوت نشینی بدین قرار است : کم خوردن ، کم خفتن یا خموشی کامل ، اجتناب از معاشرت ، مداومت بر ذکر ، نفی خواطر و دوام مراقبه . » ۷
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/70758
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید