با وقوع انقلاب، به طور طبیعی هزینه های مادی و معنوی بر جوامع تحمیل می شود، به طوری که از نظر اندیشمندان اگر جامعه ای، ظرفیت تحمل و مواجهه با سختی ها و هزینه های برآمده از تغییر را نداشته باشد، انقلاب با شکست مواجه می شود! جامعه ی ایران هم از تجربه ی هزینه های ناشی از انقلاب بی بهره نبود، ولی چرا از حرکت نایستاد؟ بازخوانی سیر تحولات سیاسی و رفتارهای اجتماعی ملت ایران در طول سه دهه ی گذشته گویای این واقعیت مسلم و انکارناپذیر است که همواره ملت ایران در مقاطع حساسی مانند انتخابات مجلس شورای اسلامی و یا انتخابات ریاست جمهوری و ... با مشارکت حداکثری در پای صندوق های رأی برگ های زرینی را در کتاب تاریخ این مرز و بوم رقم زده اند. بدون شک بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در سفر به استان کرمانشاه و تأکید معظم له بر مسایلی چون نقش و حضور مردم در حوادث پس از انقلاب و نیز مسأله ی انتخابات از اهمیت بسزایی برخوردار است که در این مقطع از حیات نظام جمهوری اسلامی، بسی قابل تأمل به نظر می رسد.
● مؤلفه های گفتمان جهادی ملت ایران
به طور حتم همه ی کارشناسان و تحلیل گران سیاسی تأکید می کنند که در پی تغییر یک نظام سیاسی و اساساً شکل گیری یک انقلاب، به طور طبیعی هزینه های مادی و معنوی (در تمامی حوزه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ....) بر آن جامعه تحمیل می شود. به طوری که بسیاری از اندیشمندان با مشاهده ی سرنوشت انقلاب های رخ داده در یک سده ی گذشته براین باورند که اگر جامعه ای، ظرفیت تحمل و مواجهه با سختی ها و هزینه های برآمده از تغییر را نداشته باشد، انقلاب آن جامعه با شکست مواجه می شود! حال سؤال اساسی که این جا مطرح می شود آن است که چه چیزی باعث شد انقلاب اسلامی به دهه ی چهارم حیات مقدس خود برسد؟ و اصولاً هزینه های برآمده از انقلاب اسلامی چگونه مهار شد؟ در دهه ی اول انقلاب بسیاری از این پیشرفت ها و ملزومات رفاهی جامعه ی امروزی نبود. هنوز در بسیاری از روستاها و مناطق شهری کشورمان دامنه ی امکانات رفاهی مانند آب، برق، تلفن، جاده و خیابان و .... به این حد از گستردگی نرسیده بود و از طرفی وجود جریان های فتنه گر در آن مقطع موجی از ناآرامی ها و عدم امنیت (ترور، بمب گذاری، میتینگ های سیاسی و ...) را در فضای سیاسی کشور رقم زده بود و از سویی جنگ تحمیلی تنها بعد از دو سال از انقلاب اسلامی آغاز شد؛ پس چرا مردم ماندند و نگذاشتند انقلاب اسلامی با شکست مواجهه شود؟ چرا ملت ایران حاضر شد فرزندان خود را به جبهه های حق علیه باطل بفرستد و نگذارد دشمن بر میهن شان چیره شود؟
نگاهی به فراز و نشیب های دهه ی اول انقلاب اسلامی نشان دهنده ی این مسأله است که در آن مقطع (مانند امروز) ملت ایران حاضر شد هزینه کند، تحمل کند، سکوت کند و دفاع کند تا انقلاب اسلامی بماند. مردم با بصیرت ایران اسلامی حاضر شدند بسیاری از رفاهیات مادی را کنار بزنند تا معنویات بر جای بماند و این گونه هم شد. از این رو به موازات مدیریت دینی امام راحل(ره) و معنوی بودن حرکت های انقلابی، آن چه که باعث شد مردم ضعف ها، آسیب ها و مشکلات را نبینند و در برابر سختی ها قد علم کنند، وجود مؤلفه هایی چون ایثار، امید و تلاش در روحیات اجتماعی ملت ایران بود.
● تفکیک حاکمیت و حکومت (به معنای اخص)
با توجه به آن چه اشاره شد، این سؤال مطرح می شود که چه چیزی باعث گردید ملت ایران پس از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی هم چنان بر مؤلفه های گفتمان جهادی (ایثار، امید و تلاش) اصرار ورزند؟ و اساساً چرا ملت آگاه ایران، برخی ناملایمتی ها و مشکلات را پای نظام جمهوری اسلامی نمی نویسند؟ به نظر نگارنده برای پاسخ به این سؤال، مسأله ای تحت عنوان تفکیک حاکمیت و حکومت قابل تأمل به نظر می رسد که مورد تأیید حقوق دانان، فقهای امامیه و نظریه پردازان دینی است:
نگاهی به فراز و نشیب های دهه ی اول انقلاب اسلامی نشان دهنده ی این مسأله است که در آن مقطع (مانند امروز) ملت ایران حاضر شد هزینه کند، تحمل کند، سکوت کند و دفاع کند تا انقلاب اسلامی بماند.
طبق قرائت های اسلامی در حوزه ی مفهوم شناسی «حاکمیت» و «حکومت» در نظام اسلامی، مراد از حکومت سازمان اجرایی درون دولت است و به مجموعه ای از افراد، مناصب و ارگان ها اطلاق می شود که دست اندرکار تنظیم و اداره ی امور جامعه هستند.(۱) در این تعریف حکومت شامل تمام مناصب و قوای اداره کننده ی جامعه است. اما گاهی به قوه ی مجریه در مقابل سایر قوا نیز حکومت (به منای خاص) گفته می شود و برخی نیز حکومت و دولت را مترادف هم دانسته اند. اما اکثر دانشمندان علوم سیاسی حکومت را سازمان اجرایی دولت می دانند.(۲) از این رو حاکمیت در نظام سیاسی ما به مانند نرم افزار و حکومت به مانند سخت افزار نظام عمل می کنند و ناگفته پیداست که در این مدل، اگرچه دولت (حکومت به معنای خاص) اعتبار و مشروعیت خود را از حکم تنفیذ رهبری اکتساب می کند اما به جهت اعتبار و صلاحیت ذاتی، فاقد هرگونه تقدس و معصومیتی بوده و در معرض انحراف ها و لغزش ها قرار دارد.
اکنون با توجه با آن چه در فوق آمد، می توان پاسخ داد که چرا ملت ایران هم چنان پای بند به ولایت است و در مقاطع حساسی چون وقایع پس از انتخابات اخیر و ... آموزه های ولایی رهبر معظم انقلاب را آویزه ی گوش خود قرار داده است و به این سطح از آگاهی و بصیرت دینی رسیده است که ضعف ها و مشکلات اقتصادی و ... ناشی از برنامه ها و روش های مدیریتی موجود در بدنه ی سخت افزاری است نه نرم افزار نظام اسلامی! به همین دلیل است که ملت ایران هنوز که هنوز است دل در گرو رهبری و نظام اسلامی خود نهاده و با پیروی از آموزه های ولایی مقام معظم رهبری و با شرکت در انتخابات، حضور و مشارکت اجتماعی را لبیک می گویند.
مقام معظم رهبری در سفرخود به استان کرمانشاه در اجتماع بزرگ مردم، نکته ای را عنوان فرمودند:« در طول این سال های متمادی، دولت های گوناگون و ذائقه های سیاسی گوناگون بر سر کار آمدند - چه در مجلس با سلایق سیاسی مختلف، چه در قوه ی مجریه - بعضی ها حتی با اصول نظام زاویه هم داشتند؛ لیکن ظرفیت عظیم نظام، بدون این که ناشکیبایی نشان بدهد، توانسته است همه ی این مسایل را از سر بگذراند، توانسته است همه ی این مشکلات را در خود حل و هضم کند، به خاطر حضور مردم، به خاطر ایمان مردم، به خاطر پای بندی مردم به نظام اسلامی ....»
رهبری و چرایی مشارکت در انتخابات
به جرأت می توان گفت که جمهوری اسلامی ایران توانسته است بهترین مدل حکمرانی که »مردم سالاری دینی« است را به جهان عرضه کند چرا که در این مدل، نقش مردم معیار است. مقام معظم رهبری در سفر خود به کرمانشاه در اجتماع بزرگ مردم فرموند: «مسأله ی اصلی ما، مسأله ی مردم است، حضور مردم، میل مردم، اراده ی مردم، عزم راسخ مردم. این را باید عرض کنیم، در همه ی تحولات و جنبش های گوناگون اجتماعی بزرگ، نقش مردم، نقش معیار است.» معظم له تأکید فرمودند: »نقش مردم بعد از پیروزی انقلاب تمام نشد. در خصوصیات اداره ی کشور، این نقش ادامه پیدا کرد. هنوز یک سال از پیروزی انقلاب نگذشته بود که رییس جمهور بر طبق قانون اساسی انتخاب شد. بعد از چند ماه، مجلس شورای اسلامی انتخاب شد. از آن تاریخ تا امروز، در طول این ۳۲ سال، مرتباً خبرگان رهبری، رییس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، نمایندگان شوراها، به وسیله ی مردم انتخاب شدند. مردم خودشان هستند که تصمیم می گیرند، شرکت می کنند، انتخاب می کنند.
کار دست مردم است. حضور مردم، یک چنین حضور برجسته ای است.» به دلیل اهمیت نقش مردم است که ملت ایران در طول این ۳۲ سال گذشته همواره آرمان ها و ارزش های انقلاب اسلامی را فراروی خود قرار داده اند و با مشارکت حداکثری در پای صندوق های رأی، موجی از پویایی، نشاط سیاسی و اجتماعی را در برابر انظار عمومی رقم زده است. از سویی دیگر مشارکت در انتخابات که عرصه ی بروز و ظهور دموکراسی و ولایت مداری مردم آگاه ایرانی است، نوعی مقابله با دشمن و فتنه گری ها به شمار می آید. همان طور که تجربه ی تاریخی (به ویژه در انتخابات اخیر ریاست جمهوری) نشان داده است که چه اتاق فکرهایی شکل می گیرد و چه بودجه های خارجی به سوی جریان فتنه سرازیر می شود تا خدشه ای بر انتخابات و دموکراسی اسلامی و مردم سالای دینی وارد آورند.
رهبر معظم انقلاب در سفر به استان کرمانشاه در اجتماع بزرگ مردم فرمودند: «در طول این سال های متمادی، همیشه دشمن خواسته است که یا انتخابات نباشد یا کم رنگ باشد. در هیچ انتخاباتی ما سراغ نداریم که قبل از انتخابات، بوق های تبلیغاتی دشمن به کار نیفتاده باشد برای این که کاری کنند که انتخابات در ایران کم رنگ شود. در همه ی انتخابات ها به شکل های مختلف، این کار صورت گرفته است. شما هوشمندید، زیرکید؛ خودتان می توانید تشخیص بدهید که برای بی رونق کردن انتخابات، بی شوق و ذوق کردن مردم به حضور در انتخابات، چه حرف هایی زده می شود و چه کارهایی می شود .... ما وقتی تجربه ی ۳۲ ساله ی انقلاب را بازخوانی می کنیم، ژرف ژرفایی حکمت امام و تدبیر امام را در می یابیم؛ چرا؟ چون هر نظامی مثل نظام جمهوری اسلامی، با این آرمان های بلند، با این ضدیت و مخالفتی که با استکبار و بی عدالتی بین المللی دارد، با ایستادگی ای که در مقابل شیاطین قدرت در سرتاسر جهان دارد، دشمن های گردن کلفتی دارد. چالش ایجاد می کنند، مشکل به وجود می آورند.»