سرکوب قیام مردمی پانزده خرداد ۱۳۴۲ ، ضمن پایان دادن به مبارزات قانونی گروههای سیاسی در چهارچوب قانون اساسی ، امیدواری طبقات متوسط را برای بهبود اوضاع سیاسی و توزیع عادلانه قدرت به یاس مبدل ساخت ، و به آنان ثابت کرد که رژیم به هیچ وجه حاضر به به کارگیری مجاری و ابزارهای قانونی برای بازسازی سیاسی نیست .
واقعه ۱۵ خرداد نقطه عطفی شد تا مبارزان سیاسی بویژه فعالان سیاسی جوان به بازخوانی پرونده مبارزات سیاسی نسل پیشین بپردازند، تا علل شکست مبارزات مردمی را دریابند. آنان در تداوم مبارزه علیه رژیم تردیدی نداشتند ، اما در شیوه مبارزه تردید جدی کرده بودند تجارب عملی چند دهه گذشته ، ناکارآمدی مبارزات سیاسی حزب توده و جبهه ملی را برای آنان اثبات کرده بود . نیروهای چپ ناکامی حزب توده را ناشی از انحراف از " مارکسیسم - لنینیسم خلاق " و دنباله روی بی چون و چرا از سیاستهای شوروی دانسته و معتقد بودند اگر حزب توده بخواهد در جنبش آزادی بخش امروز ایران سهم قابل توجهی داشته باشد باید اساساً تصفیه و اصلاح شود.۱ روشنفکران ملی ـ مذهبی نیز جبهه ملی را به نداشتن ایدئولوژی انقلابی ، حاکمیت گرایشهای محافظه کارانه در کادر رهبری ، تشتت و چند دستگی متهم میساختند که در اثر اصلاحات اخیر دستگاه حاکمه خلع سلاح شده است. ۲ جوانان از وضعیت پیش آمده دچار نوعی احساس روحی و روانی شده بودند که نه تنها رفتار سیاسی رژیم را اصلاح پذیر نمیدانستند بلکه تداوم مبارزات سیاسی در مجاری قانونی را " خرده کاری ، بی عملی و سرانجام پوسیدگی و نابودی " ارزیابی میکردند . آنها به این اعتقاد رسیده بودند که در برابر دشمنی که فقط زبان زور را میفهمد و متکی به سرنیزه خشونت عریان است ، نمیتوان از شعارهای فلج کننده مبارزه سیاسی مسالمت آمیز و قانون دم زد. ۳
دستاورد این بحثها و بررسیها ،شکل گیری گروههای کوچک پشتیبان مبارزه مسلحانه بود. اما بیشتر آنها پیش از آنکه بتوانند به عملیات مسلحانه جدی دست بزنند ، توسط ساواک دستگیر شدند . بنابراین مهمترین تاثیری که قیام ۱۵ خرداد بر روی فعالان سیاسی جوان بر جای نهاد، تغییر شیوه مبارزاتی از شیوههای دموکراتیک و در چهارچوب قانون به جنگ مسلحانه و براندازی رژیم موجود بود. ذیلاً به تعدادی از این گروهها اشاره میکنیم .
۱) هیئتهای موتلفه اسلامی :تشکیل هیئتهای موتلفه اسلامی، متشکل از گروههایی از جوانان مومن و معتقد، محصول رویدادها و جریانات اوایل دهه چهل بود ، مهمترین گروه آن ، گروه محمد بخارایی متشکل از اعضایی چون صادق امانی ، مرتضی نیک نژاد ، رضا صفار هرندی و مهدی عراقی بود . این گروه نیز تحت تاثیر تحولات و رخدادهای اوایل دهه چهل مخصوصاً قیام ۱۵ خرداد و سرکوبی آن توسط رژیم ، به مبارزه مسلحانه علیه رژیم روی آوردند.
۲) حزب ملل اسلامی : حزب ملل اسلامی نیز از جمله گروهها و احزابی بود که در اوایل دهه ۱۳۴۰ تشکیل شد و تحت تاثیر جریانات و رخدادهای اوایل این دهه و به طور مشخص قیام ۱۵ خرداد و سرکوبی آن با هدف ساقط کردن رژیم از طریق مبارزه مسلحانه شروع به فعالیت کرد .۴
از رهبران این حزب میتوان به افرادی چون ، سید محمد کاظم موسوی بجنوردی ،محمد جواد حجتی کرمانی ،حسن حامد عزیزی، سید محمود قمی ، محمد پیران ، جواد منصوری و ... اشاره کرد . اما این گروه نیز قبل از اینکه بتواند اقدام موثری در جهت اهداف خود انجام دهد، توسط نیروهای ساواک شناسایی و پس از درگیری مختصری در کوهستانهای شمال تهران محاصره شده و همه اعضای آن دستگیر و سپس محاکمه شدند .
۳) گروه جاما : در سال ۱۳۴۵ هفت نفر پزشک ،آموزگار و دارای مشاغل دیگر به جرم حمایت از مبارزه مسلحانه ، ترجمه جزوههایی درباره کوبا و تشکیل سازمان مخفی " جبهه آزادی بخش ملی ایران " در بندر انزلی، تهران و کرمان دستگیر شدند . این سازمان بعدها به " جاما " معروف شد که موسس آن دکتر کاظم سامی بود. ۵
۴) سازمان فداییان خلق : این سازمان که تا سال ۱۳۵۰ ، عنوان مذکور را نداشت ، از دو گروه جداگانهای که پیشینهشان به اواسط دهه ۱۳۴۰باز میگشت ، تشکیل میشد . گروه نخست ، در سال ۱۳۴۲ توسط پنج دانشجوی دانشگاه تهران ، بیژن جزنی ، عباس سورکی ، علی اکبر صفایی فراهانی ، محمد آشتیانی و حمید اشرف تاسیس شد. گروه دوم تشکیل دهنده سازمان فدایی را دو دانشجوی مشهدی مقیم تهران رهبری میکردند : مسعود احمد زاده و امیر پرویز پویان ، این دو گروه در سال ۱۳۴۹ با هم ادغام شدند ، گروه نخست
" تیم روستایی " و گروه دوم " تیم شهری " این سازمان جدید را تشکیل دادند .۶ استراتژی اصلی سازمان فداییان خلق جنگ چریکی بود.
۵) سازمان مجاهدین خلق : پیشینه سازمان مجاهدین نیز همچون سازمان فداییان به اوایل دهه چهل باز میگردد. اما در حالی که اعضای سازمان فداییان اغلب از حزب توده و جناح مارکسیست جبهه ملی بودند ، اعضای سازمان مجاهدین را جناح مذهبی جبهه ملی و بویژه نهضت آزادی تشکیل میدادند . این سازمان، در سال ۱۳۴۵ ، توسط شش تن از اعضای پیشین نهضت آزادی و تازه فارغ التحصیلان دانشگاه تهران تشکیل شد ؛ محمد حنیف نژاد ، سعید محسن ، محمد عسکری زاده ، رسول مشکین فام ، علی اصغر بدیع زادگان و احمد رضایی.۷
اما تاثیری که قیام ۱۵ خرداد و سرکوب آن بر فعالان سیاسی مسنتر جامعه برجای گذاشت ، متفاوت بود. در بین نخبگان سیاسی مجرب و نسبتاً مسن تاثیر قیام خود را در شکل روی آوردن و توجه بیشتر به مذهب و نقش آن در بسیج تودهها نشان داد . روزنامه " خبرنامه " ارگان جبهه ملی سوم درمقالهای با عنوان " درسهایی از خرداد ۱۳۴۲ " مینویسد : "در محرم ۴۲ نه احزاب سیاسی بلکه رهبران مذهبی بودند که به تودهها روحیه جسارت دادند و بنابراین باید از قیام ۴۲ درس بگیریم که علما میتوانند در مبارزهی ضد امپریالیستی نقش سرنوشت سازی بازی کنند . همچنانکه در جنبش تنباکو ، انقلاب مشروطه و جنبش ملی شدن نفت بازی کردند ."۸ همچنین مجاهد ارگان نهضت آزادی در خارج از کشور ، در سرمقالهای با عنوان " مبارزات رهبران مذهبی " مینویسد : "رهبران شیعه همواره در مبارزه با استبداد و امپریالیسم به یاری ایران شتافتند .
درروزهای انقلاب مشروطه ،سالهای بیروح و یاس آور خفقان رضا شاهی و قیام خونین خرداد ۱۳۴۲، علما در کنار تودهها بودند . آیت الله خمینی ، که از سال ۴۲ در تبعید به سر میبرد، اکنون مهمترین مخالف رژیم است .شاه ،روحانی نمایان در باری و دیگر خائنان ملی تلاش میکردند تا میان ما و رهبران مترقی دینی ایجاد شکاف کنند...... ما تا جایی که بتوانیم ، برای همبسته ساختن مخالفان سیاسی و رهبران مذهبی تلاش خواهیم کرد . اگر یکپارچه شویم این رژیم منفور را سر نگون میکنیم ."۹
ناگفته پیداست که چنین نگاهی به امام خمینی (ره) از سوی اعضایجبهه ملی ناشی از جایگاهی است که ایشان پس از قیام ۱۵ خرداد، به عنوان عامل و قائد آن قیام و پس از آن به عنوان مهمترین منتقد و مبارز رژیم پهلوی به دست آوردند، ایشان پس از تبعید نیز نه تنها این موقعیت و جایگاه را از دست ندادند، بلکه بدان استحکام بخشیده و رهبری بلامنازع مبارزات ضد رژیم را کسب کرده و تا مرحله سرنگونی آن پیش رفتند.
توده مردم بی شک مهمترین جلوه مخالفتهای مردمی با برنامه ها و اقدامات رژیم در این دوره قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ بود. قیامی مردمی و فراگیر که رژیم را تا آستانه سقوط پیش برد. اما دولت به هر طریقی که ممکن بود مانع از گسترش قیام شده و آنرا سرکوب نمود. و رهبر آن یعنی امام خمینی (ره) راکه در آن زمان در زندان به سر میبرد به شدت تحت فشار قرار داد. اما امام پس از آزادی دست از مخالفت با برنامه ها و اقدامات و اصلاحات دولت و شاه بر نداشته و از هر فرصتی برای مبارزه بهره گرفت. سرانجام شاه تصمیم گرفت برای اجرای سریعتر وبی دردسر "اصلاحات آمریکایی" ایشان را تبعید نماید (۱۳ آبان ۱۳۴۳).پس از سرکوب مخالفتها و تبعید مهمترین مخالف، شاه آزادانه دست به کار انجام اصلاحات آمریکایی گردید.
یکی از اجزای متشکله تقریبا کلیه موارد اصلاحات و توسعه اقتصادی معاصر، انتقال جمعیت از فعالیتهای کشاورزی به فعالیتهای غیر کشاورزی و عمدتا صنعتی است.۱۰ در ایران نیز این روند با انجام برنامه های اصلاحات و توسعه اقتصادی در آغاز دهه ۱۳۴۰ش آغاز گردید، (و البته با سرکوب مخالفان ادامه پیدا کرد) به طوری که جمعیت فعال بخش کشاورزی، از حدود نیمی از کل جمعیت فعال کشور در سال ۱۹۶۶م (۱۳۴۵ش) به حدود سی درصد در دهه ۱۹۷۰م( ۱۳۵۰ش) تقلیل پیدا کرد.۱۱
انتقال نیروی کار کشاورزی به نیروی کار غیر کشاورزی ، در واقع تبدیل کارگران روستایی به کارگران شهری بود که این روند به عنوان یکی از پیامدهای توسعه اقتصادی و به طور مشخص اصلاحات ارضی و دیگر اصلاحاتی بود که شاه به قیمت سرکوب مخالفان بسیار و دست یازیدن به اقداماتی از قبیل سرکوب قیام مردمی ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به دست آورده بود. تبدیل شدن کارگر کشاورزی روستایی به کارگر صنعتی شهری پیامدهای مهم سیاسی واجتماعی به دنبال داشت.
از نظر سیاسی، اولا: افزایش کمی تعداد کارگران ، که نسبت به نسل پیش از خود عظمت کمی بسیاری پیدا کرده بودند.۱۲ و ثانیا: با تبدیل کارگر کشاورزی به کارگر صنعتی که زمینه تمرکز و آگاهی بیشتر کارگران را فراهم می نمود تشکلات کارگری رو به افزایش نهاد ه و از نظر سیاسی آنرا به عنوان نیروی قابل توجه سیاسی مطرح کرد ، به گونه ای که آمارها حکایت از افزایش تعداد اعتصابهای کارگری بعد از انجام برنامه های
پیش گفته دارد.۱۳
از نظر اجتماعی نیز انجام اصلاحات پیامد های بسیار مهمی داشت که از مواردی که مربوط به طبقه کارگر میشود می توان به مهاجرت گسترده کار گران از روستاها به شهرهای بزر گ ، مخصوصا تهران اشاره نمو د. که خود این پدیده مهاجرت تبعات بسیار منفی و گاها مثبتی بر جای گذاشت ؛ حاشیه نشینی ، روی آوردن به مشاغل کاذب ، گسترش فقر و فحشا و... از جمله این مو ارد است. افزایش مهاجرت کارگران از روستا به شهر باعث رشد بی رویه جمعیت شهرها گردید ، به طوری که جمعیت ۳۱درصدی شهر نشین در سال ۱۹۵۶ به ۴۷% در سال ۱۹۷۶ رسید.۱۴
سکونت کارگران در تهران باعث پدید آمدن شکافهای عظیم طبقاتی بین ساکنان جنوب تهران( که اکثریت قریب به اتفاق آنها کارگران مهاجر بودند) و ساکنان شمال این شهر گردید. مطالعه درباره شهر تهران که بر اساس تحقیقات و بررسیهایی در اوایل دهه ۱۹۷۰ صورت گرفته اذعان دارد که : "علی رغم فقدان اطلاعات و آمار در درباره درآمدها ، تجربیات مختلف نشان می دهد که در هیچیک از شهرهای اروپایی چنین شکاف عظیمی وجود ندارد؛ علاوه بر این شواهد و دلایل مختلف نشان می دهد که همراه با رشد اقتصاد ایران و رشد شهر تهران بر وسعت این شکاف مرتبا افزوده می شود ."۱۵
بیشتر کارگرانی که با انجام برنامه های توسعه اقتصادی ، دست از کار کشاورزی کشیده و از روستاها به سوی شهرهای بزرگ مخصوصا تهران روانه شده بودند ، در بخش ساختمان به عنوان کارگر ساختمانی مشغول کار میشدند ، چون "امور ساختمانی به طریق اولی ، بخش استخدام کارگران یدی فقیر روزمزد است . " و " امور ساختمانی خصلتا نخستین شغلی است که روستاییان پس از مهاجرت به شهرها پیدا می کنند." همچنین
" اعضای طبقه کارگر در این بخش به جهات اقتصادی و سیاسی از بخش صنعتی ثبات کمتری دارند و در این حالت مهاجرین غالبا پیوندهای نیرومند خود را با روستاهای موطن خود حفظ می کنند."۱۶
در زمان رشد سریع اقتصادی ( اتفاقی که در ایران آغاز آن دهه ۱۳۴۰ بود)، فعالیتهای ساختمانی خواه ناخواه سهم نسبتا بالایی در کل تولید صنعتی دارند ؛ گسترش جادها ، راه آهن و سایر شبکه های سراسری و منطقه ای حمل و نقل و ارتباطات، افزایش مدارس و بیمارستانها و سایر خدمات عمومی و خصوصی مشابه، کارخانه ها و دفاتر تجاری ؛ ساختمانهای دولتی و طرحهای خانه سازی و ساختن خانه های شخصی همگی به افزایش کارهای ساختمانی می انجامد. بنابراین این بخش منبع خوبی برای ایجاد اشتغال در شهرها بود زیرا هم پیوسته در رونق بود و هم احتیاج به نیروی کار زیاد داشت.۱۷
اشتغال نیروی کار بیکار شده کشاورزی در کارهای ساختمانی و تبدیل شدن کارگر کشاورزی به کارگر ساختمانی علی رغم اینکه به بخش کشاورزی خسارتهای زیادی وارد میکرد اما بیشک برای کارگران که زمانی در روستا برای به دست آوردن قوت لایموت بر روی زمینهای اربابی کار می کردند از مطلوبیت ورضایت بیشتری برخودار بود. بویژه اینکه با افزایش فوق العاده درآمدهای نفتی در اوایل دهه ۱۳۵۰ که موجب رونق بخش ساختمان گردید درآمد کارگران افزایش بی سابقه ای یافت.۱۸این امر در کوتاه مدت اثرات مثبتی داشت و موجب رضایت کارگران میشد اما با در نظر گرفتن کاهش قیمت نفت و برخی رخدادها و اتفاقات دیگر در سال ۱۳۵۶ که موجب رکود فعالیتهای ساختمانی وبیکاری عده زیادی گردید. نمی توان از آن به عنوان طرحی موفق یاد کرد. به هر حال کارگران بیکار شده بخش کشاورزی در اثر سیاستها و برنامه اقتصادی دولت ابتدا کاری بهتر با دستمزدی بیشتر یافته و همزمان توقعات و انتظاراتشان نیز بالاتر رفت. اما با تغییر اوضاع و شرایط ، کارگران کشاورزی تبدیل شدند به بیکاران ناراضی . و این امر زمانی اتفاق می افتد که آتش انقلاب در حال شعله ور شدن بود.