امروز شنبه 06 تیر 1405

Saturday 27 June 2026

پرسش‌هایی درباره برنامه هفت


1401/08/01
کد خبر : 69323
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 50 نفر
مقایسه برنامه سینمایی هفت با نود یکی از بزرگترین اشتباهاتی بود که اهالی رسانه انجام دادند. چرا که ماهیت امنیتی تر سینما و نگره استراتژیک و کلان تری که نسبت به آن در میان مدیران موجود است باعث شکل گیری تابوها و نقاط ممنوعه ای شده که در ورزش معنا و مفهو می‌ندارد. در زیر به دلایل بی تاثیری برنامه هفت می‌پردازیم. ۱ـ دلائل متعددی دارد. اول اینکه آنگونه که عادل فردوسی پور بی طرف است، فریدون جیرانی بی طرف نیست، چرا که خودش وسط دعـواست وعنصری از بدنه سینما محسوب می‌شود.عنصری که با طیــف های وسیعی ازسینما در ارتباط است ومیزانسن شخصیتی اش اصلا اجازه نمی‌دهد که بی طرف باشد؛ منتقد فیلمفارسی که خود صید فیلمفارسی شد و ما را یاد جمله معروف نیچه می‌اندازد: “وقتی با هیولا می‌جنگی باید مواظب باشی” اما اگرنیک بنگریم بزرگترین مزیت برنامه نود بی طرف بودن مجری خلاق آن است، کسی که منافعی در فوتبال ندارد وحتی حب و بغض دوران نوجوانی اش را نسبت به تیم مورد علاقه اش ازیاد برده است تا بتواند کارش را بــــه عنوان یک ناظر و ژورنالیست تلویزیونی بـی طرف انجام دهد. او بدین واسطه توانسته است برای مخاطبین فراگیر نود، ذائقه سازی کند و فرهنگ جامعه فوتبال و طرفداران آن را به نسبت قبل از پخش نود، ارتقاء دهد و حتی برای تصمیم گیری عرصه فوتبال، ذائقه تصمیم سازی کند. در این موضوع اصلا نباید تردید داشت که فریدون جیرانی به هیچ وجه نمی‌تواند بی طرف باشد. چرا که طی این همه سال، اطراف خود(خودآگاه یا ناخودآگاه) حب و بغض ایجاد کرده است و بدین واسطه(حتی اگربخواهد) نمی‌تواند دربرنامه اش(هفت) مستقل و بی طرف باشد و حب و بغض و گرایشش را فراموش کند، بدین جهت برنامه اش تک ساحتی در می‌آید که تمایل او برای پرداختن به فیلم ها و آدم های مورد نظرش پررنگ است و مانع از آن می‌شود که بتواند با رویکردی جامع و مانع (که می‌تواند در تعریف استاندارد کیفی یک برنامه تلویزین بگنجد) قرار گیرد. جیرانی علاقه وسیعی به وقایع نگاری دارد بدون آن که لازم ببیند دربررسی ریز جزئیات یک واقعه یا اتفاق سینمایی، نگاه جامع داشته باشد و این نگاه جامع دلیلی باشد برای پرداختن به آن واقعه. اما عادل جزئیات و اتفاقات فوتبالی را با رویکردی وسیع ارزیابی می‌کند و بر آن نخ تسبیح ایجاد می‌کند تا نتیجه گیری اش مستدل و هدفمند باشد. رویکرد جیرانی درهفت همیشه جزیی نگری با روش وقایع نگاری است. آن هم به روش الکن و آن طور که خود می‌خواهد. اصلا این موضوع جزء لاینفک شخصیت اوست. به طور عمده طریقه نگاه او به سینما، فیلمنامه نویس و کارگردان محدود و شخصی است. طریقی که جامعیت را از هفت دور نگه داشته و باعث می‌شود او و مخاطبین اتفاقی برنامه اش، نسبت به همه چیز موضع داشته باشند. البته او آنقدر هوشمند هست که موضع گیری خود را تا حد زیادی بر زبان جاری نسازد و با خروجی رفتارش و ساختاری که در برنامه اش تعییـن می‌کند (مثل تقدم ها و تأخرها) این موضع گیری را اختیار کند. ۲ ـ با آن که درجه هوشمندی مخاطبین برنامه نود بسیار پائین تر از مخاطبین هفت است، اما عادل فردوسی پور با هوش شخصی اش و خلاقیت های بالفطره اش توانسته در مرور همه این سال ها (از زمانی که برنامه نود، پا گرفته است) عقل سلیم را به نوعی در میان تصمیم سازان، تصمیم گیران و مخاطبین وسیع فوتبال در ایران حاکم سازد، اتفاقی که بسیار بعید می‌نمود. عادل فردوسی پور با هوشمندی اش توانسته است فرهنگ فوتبال ایران را تحت تأثیر رویکردی که او در برنامه‌اش دارد، تغییر دهد تا تصمیم هایی در فوتبال شکل گیرد که نوسان رفتاری گفتاری آدم ها در این حیطه بدین واسطه تغییر و تعدیل یابد. بر همگان روشن است که مهم ترین رسالت رسانه ها در ساخت یک برنامه به عنوان یک تعریف علمی‌در علوم ارتباطات اجتماعی حفظ استقلال و جامعیت یک برنامه است، که باعث می‌شود آن برنامه اعتبار کافی و وافی پیدا کند و مخاطب میلیونی در آن مشارکت کند. اکنون تقریبا می‌توان گفت هیچ اتفاقی نیست که در فوتبال روی دهد و در برنامه «نود» مطرح نشود اما اتفاقات بسیار مهمی‌در عرصه سینما می‌افتد، اما «هفت» و مجری اش از کنار آن عبور می‌کند و تأملی در آن نمی‌نماید. این چنین است که «هفت» را می‌توان به میزگردهای سیاسی در تلویزیون تشبیه ساخت، که بنا بر مصالح خاص تشکیل می‌شود و تحت تأثیر تدابیر خاص مباحش در آن مطرح، و بدون آن که در ارتباط با مخاطب، ارتباط سنجی شود، پخش و روانه آنتن می‌شود. بدون آن که تعامل مفید و سازنده ای با مخاطب داشته باشد و به طرزی غیر شعارگونه مباحث را مطرح نسازد. ۳ ـ عادل فردوسی پور شغل اول و اصلی اش تهیه و اجرای برنامه «نود» است. استاد دانشگاهی اش و ترجمه، کارهایی است در کنار این برنامه انجام می‌دهد. پس با تمرکزی خاص این برنامه را تهیه و اجرا می‌کند و در کار خود موفق است. اما تهیه کننده و مجری «هفت» ابوالمشاغل است و بیشتر حواس اش به فیلم ها و سریال‌هایی است که در دست نگارش یا تولید دارد، محصول چنین امری آن می‌شود که مخاطبین «هفت» چند ده هزار نفری اسـت (آن طور که از میزان sms ها برمی‌آید ). و کار به جایی می‌رسد که مخاطبین این برنامه خود را مجبور به دیـدن آن نمی‌کنند، چرا که از آن لذتی نمی‌برند و دیدن آن موجب افزایش آگاهی مخاطب نمی‌شود. ۴ ـ با آن که سینما به نسبت فوتبال، جذابیت های بالفطره بیشتری برای مخاطب تلویزیون می‌تواند داشته باشد اما از آن جا که خطوط قرمز کاذب به علاوه سلیقه مجری «هفت» شده است، جذابیت دیدن «هفت» برای مخاطبین همیشگی و اجباری تلویزیون (با آن که در زمان بسیار مناسبی پخش می‌شود) بسیار پائین است چرا که کیفیت آن، آن طور که باید و شاید نیست. این جاست که به مفهوم «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها» می‌رسیم. ۵ ـ یکی از بزرگ ترین دافعه‌های «هفت» حضور همیشگی منتقدی است که از وجاهت کافی برای منتقد‌بودن برخوردار نیست و غالبا سلیقه را با منطق و عقل سلیم اشتباه می‌گیرد، و این یکی از مهم ترین دلایل عدم اقبال این برنامه است. بدون شک افراط و تفریط هایی که این منتقد تاکنون در نگاهش داشته آنقدر زیاد بوده که مخاطب حتی حوصله نشستن پای منبر او را نداشته باشد. کسی که به جای بیان موضـــوع غالبا به موضع گیری‌هایی عاری از منطق عادت دارد، مدار خردورزی اش بر محور سلیقه می‌گردد و این موضوع اصلا از نظر مخاطب قابل اغماض نیست (فراموش نکنیم که بزرگ ترین وظیفه منتقد بیان موضوع و ارائه تحلیل بنیادی از فیلم ها و رویدادهای سینمایی است. و منتقدی که این گونه عمل کند همواره مورد نظر مخاطبان سینما نخواهد بود.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/69323
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید