همیشه حلقه آخر است که دیده میشود؛ قاتلی که به دار آویخته میشود، جنایتکاری که دستهایش را خون بیگناهان زیادی سیاه کرده، کودکآزاری که داغ بر دل بسیاری و ننگ بسیار بر پیشانی خودش نهاده است و... در حالی که همه این مجرمان، همه این حلقههای آخر یک روزه و یک شبه به این حال گرفتار نشدهاند...
همه این حلقههای آخر، روزی کودکانی بودهاند که همگی به بیگناهیشان یقین داشتهاند، اما حالا بعد از گذر سالها و گذشتن از مسیرهای بسیار به افراد متهم، مجرم و جنایتکار تبدیل شدهاند. افرادی که درباره آنها در این مدت در این صفحه بسیار خواندهاید. اما موضوع این هفته چیست؟ نزاع و درگیری که آخرین مورد آن و شاید تلخ و مضحکترین آن در یکی از روزهای پایان سال گذشته رخ داد و پسری ۲۸ ساله به نام مهدی را از فردی عادی و معمولی به قاتلی پیشت میلههای زندان تبدیل کرد.
شاید به نظرتان عجیب برسد و دور از انتظار اما اینگونه نیست و حادثه مثل همیشه خبر نمیکند نه مقتول و نه گاه قاتل را، بهخصوص اگر بر اعصاب خود کنترل نداشته باشید بیشتر از آنکه مهارت زندگی را بیاموزید با سیل امواجش در حال جابجاشدن هستید.
● سعید که در یک نزاع خیابانی پسری را کشته، می گوید:
نـمـی خـواسـتـم بـکـشـمـش، چـاقـو در شـکـمـش فـرو رفـت و کـشـتــه شـد!
مانی غمخوار
تصور نمیکرد یک شوخی ساده پایانی چنین تلخ داشته باشد. پایانی بر تمام آرزوهایش. آرزوهایی که برای رسیدن به آنها سالها تلاش کرده بود. حالا پشت میلههای زندان، افسوس روزهای آزادی را میخورد که خیلی راحت از کنارش گذشته است.
حکمش اعدام است و اتهامش، قتل عمدی در یک نزاع خیابانی. نزاعی که در یک لحظه رخ داد و او اگر میتوانست کنترلی بر رفتارش داشته باشد، این اتفاق و این سرنوشت برایش رقم نمیخورد.
نامش «سعید» است و ناامیدی بر دل و جانش نشسته.
در حاشیه دادگاه، فرصتی پیش آمد تا با او گفتوگو کنیم.
▪ خودت را معرفی کن؟
سعید، ۲۳ ساله اهل شهر قدس.
▪ تحصیلات؟
دیپلم. داشتم خودم را برای رفتن به دانشگاه آماده میکردم که این اتفاق افتاد و حالا به جای دانشگاه، به زندان آمدهام.
▪ با مقتول اختلاف قدیمی داشتی؟
نه، او را تا روز حادثه ندیده بودم.
▪ پس چرا با هم درگیر شدید؟
آن روز من به مغازه موبایل فروشی دوستم رفتم تا از او یک گوشی بخرم. صاحب مغازه دوستم بود. در حال شوخی با او بودم که مقتول به شوخیهای من اعتراض کرد. نمیدانم چرا وارد شوخی ما شد. بعد با هم درگیری لفظی پیدا کردیم. آن زمان من پیش پدرم و در مغازه قصابی او کار میکردم. مقتول تهدید کرد به مغازه پدرم میآید و آبروریزی میکند. نمیدانم چرا از این تهدید ترسیدم. به مغازه پدرم رفتم و یک کارد سلاخی برداشتم و به مغازه دوستم برگشتم. مقتول تا چاقو را در دستم دید، یک صندلی برداشت و به سمتم آمد. من نمیخواستم او را بکشم، اما چاقو در شکمش فررفت و کشته شد.
▪ اگر نمیخواستی او را بکشی، چرا با چاقو به آنجا رفتی؟
فقط میخواستم بترسانمش، اما در یک لحظه کنترلم را از دست دادم.
▪ چرا ترسیدی مقابل مغازهتان بیاید؟
پدرم از درگیری متنفر بود. نمیخواستم وارد ماجراهای اینچنینی شود. آبروی او برایم مهم بود اما حالا با قتل آبروی او را بیشتر بردم و پشیمانم. اگر آن روز آن پسر به مغازه ما میآمد، پدرم او را آرام میکرد و کار به اینجا نمیرسید.
▪ چه عاملی را باعث این حادثه میدانی؟
عصبانیت لحظهای من و مقتول. اگر خشم خود را کنترل میکردیم، اینطور نمیشد. همهچیز در چند دقیقه اتفاق افتاد. کاش دیگر به مغازه دوستم برنمیگشتم. هنوز نمیدانم مقتول چرا وارد درگیری من و دوستم شد. دخالت بی جای او هم موثر بود.
▪ الان پشیمانی؟
بله، اما دیگر فایدهای ندارد. حالا به قصاص محکوم شدهام. چند روز دیگر هم حکم تایید میشود و پای چوبهدار میروم.
▪ برای گرفتن رضایت با اولیای دم صحبت کردهاید؟
بله، اما پدر مقتول به هیچوجه رضایت نمیدهد. او در جلسه دادگاه گفت اگر دادگاه حکم قصاص ندهد، خودم حکم را اجرا میکنم.
▪ وضعیتت در زندان چگونه است؟
آنجا روزها خیلی سخت میگذرد. همه همبندیهایم جوانهایی هستند که مرتکب قتل شدهاند آن هم بهدلیل عصبانیت و نزاعهای خیابانی. وقتی صحبت میکنیم، همه افسوس میخوریم چرا زمان درگیری عصبانیت خود را کنترل نکردیم. آلت همه قتلها نیز چاقو است.
▪ چرا با خودشان چاقو حمل میکردند؟ در این باره با هم صحبت کردهاید؟
بله، الان جوانها فکر میکنند داشتن چاقو نشان قدرت است، اما یک درگیری ساده و عصبانیت کافی است تا زندگی آرام با چاقو تباه شود.
▪ حرف پایانیات برای آنها که این گفتوگو را میخوانند، چیست؟
تا قبل از این جنایت در مورد درگیری با چاقو خیلی داستانها شنیده بودم اما زیاد آنها را جدی نمیگرفتم تا این اتفاق تلخ رخ داد، اما الان کسی دارد این حرف را میزند که زندگیاش را با یک چاقو باخته است. اگر جوانان این گفتوگو را میخوانند، این هشدار من را جدی بگیرند. حمل چاقو نشان قدرت نیست و بیشتر نشاندهنده ترس و ضعف است. باید سعی کنند در نزاعها خود را کنترل کنند. والدین هم لازم است توجه و کنترل بیشتری روی فرزندان داشته باشند. اگر پدرم آن روز متوجه عصبانیتم میشد و جلوی مرا میگرفت، این اتفاق نمیافتاد. کافی است نگاهی به صفحه حوادث روزنامهها بیندازید. هر روز خبرهایی از قتلها چاپ میشود که در بیشتر موارد آن، در نزاع و درگیری قتل با چاقو اتفاق افتاده است. من هم صفحه حوادث را میخواندم و راحت از کنار این خبرها میگذشتم، حالا در زندان شاهد اعدام افرادی هستم که روزی خواننده خبرهای این صفحهها بودند.
● هشدارهای سرهنگ رضا غنیلو رییس مرکز اطلاعرسانی نیروی انتظامی تهران بزرگ
آسـتـانـه تـحـمـل جـوانـان پـایـیـن آمـده
شاید برایتان جالب و البته رعبآور و تلخ باشد اگر بدانید: «نزدیک به صد درصد زورگیری، کیفقاپی، شرخری، تجاوز به عنف، نزاعهای دستهجمعی و در مجموع جرایم خشن و خیابانی و ۶۰ تا ۷۵ درصد قتلهای خانوادگی و حتی اتفاقی، با سلاح سرد انجام شده است». این آماری است که سرهنگ رضا غنیلو، رییس مرکز اطلاعرسانی نیروی انتظامی تهران بزرگ، به آن اشاره میکند. گفتههای او و هشدارهایی که در مورد کاهش آستانه تحمل جوانان و بروز وقایع تلخ دادهاند را میخوانید:
▪ جناب سرهنگ! مهمترین انگیزهها در وقوع نزاعها به خصوص درگیریهای خیابانی چیست و چه تاثیری در امنیت روانی جامعه دارد؟
هر شهروند ممکن است در محیط خانواده، مکانهای خصوصی، مکانهای عمومی و حتی هنگام عبور از خیابان با پدیده نزاع و درگیری بهطور مستقیم یا غیرمستقیم روبرو شود. گاهی در این درگیریها، آلات و ادوات مجرمانه و حتی سلاحهای گرم نیز استفاده میشود و در مواردی نیز باعث قتل و برخی دیگر از پیامدهای نزاع و درگیری خواهد شد. افزایش نزاع و درگیری میتواند نگرانیهای اجتماعی در زمینه ترویج رفتار خشونتبار در جامعه، سلب امنیت اجتماعی و بر هم خوردن نظم اجتماعی ایجاد کند. علل اصلی درگیریها، فحاشی، اختلافهای خانوادگی و مالی و از عوامل دیگر آن بدهکاری، برداشت محصول، خشونت قبلی، مزاحمت خیابانی، تصادف، بینظمی، زورگیری و ... است.
▪ در سالهای اخیر شاهد افزایش درگیریهای خیابانی به خصوص در میان جوانان هستیم. علت آن چیست؟
کاهش آستانه تحمل در افراد به خصوص جوانان، ارتباط مستقیمی با وقوع درگیری دارد. کاهش آستانه تحمل باعث شده بعضیها در برابر هر موضوعی سریع واکنش نشان دهند بنابراین باید در این زمینه اقدامهای موثری انجام شود. جوانان باید بتوانند در زمان بروز مشکلات قدرت تصمیمگیری صحیح داشته باشند و این توانایی را در خود تقویت کنند و در برابر هر موضوع کوچکی واکنش منفی نشان ندهند.
▪ براساس آمارها، اغلب قتلها در نزاعهای خیابانی با چاقو انجام میشود. برای حمل چاقو قانون منعکنندهای وجود دارد؟
حمل، نگهداری و ساخت سلاح سرد در قانون مجازات اسلامی جرم محسوب نمیشود، اما در مواردی از قبیل ماده ۶۱۷ قانون مجازات اسلامی آمده است: «هر کس بهوسیله چاقو یا هر نوع اسلحه دیگر تظاهر به قدرتنمایی کند یا آنرا وسیله مزاحمت برای دیگر اشخاص یا اخاذی و تهدید آنان قرار دهد یا با کسی گلاویز شود، در صورتیکه از مصادیق محارب نباشد، به حبس از ۶ ماه تا ۲ سال و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهدشد.»
از نظر قضات، اینگونه قوانین برای دستگیری مظنونان و مجازات آنها چنانچه باعث ارتکاب عمل مجرمانه نشده باشند، کفایت نمیکند، بنابراین نبود یک مجازات بازدارنده باعث شده که حمل سلاح سرد در جامعه ما رواج پیدا کند.
▪ چرا قانون ممنوعیت حمل سلاح سرد تصویب نمیشود؟
یکی از موانع تصویب قانون ممنوعیت ساخت و حمل سلاح سرد، تراکم لوایح ارسالی و طولانی شدن زمان بحث کارشناسی لوایح در مرکز پژوهشهای مجلس و کمیسیون مربوطه تا اخذ رای در صحن عمومی است. این لایحه در نوبت انتظار به سر میبرد و به زودی به مرحله تصویب خواهد رسید.
▪ دلیل مخالفت برخی افراد با مطرح شدن این لایحه چه بود؟
هنگام طرح این لایحه، بعضی افراد بیان کردند که اگر چاقو نباشد، مجرمان نیات خود را با سنگ، چوب، میله یا هر چیز دیگری اعمال خواهند کرد و نمیتوانیم برای تمام مصادیق در دسترس بشر جرمانگاری کنیم اما این یک خلط مبحث است و پلیس صراحتا منظور خود را از سلاح سرد و چاقوهای نامتعارف (کارد سنگری، سرنیزه، قداره، قمه، شمشیر، زنجیر تیغدار، پنجه بوکس، گرز و ...) بیان کرده است.
▪ حمل سلاح تا چه حد در وقوع جرایم تاثیرگذار است؟
در مطالعههای انجام شده در تهران بزرگ، مشخص شد نزدیک به ۱۰۰ درصد زورگیریها، کیفقاپی شرخری، تجاوز به عنف، نزاعهای دسته جمعی و در مجموع جرایم خشن و خیابانی و ۶۰ تا ۷۵ درصد قتلهای خانوادگی و حتی اتفاقی با سلاح سرد انجام شده است.
▪ نقش سایر دستگاهها در کاهش استفاده از سلاح سرد و پیشگیری از نزاع چیست؟
باید علاوه بر دستگاه قضایی، اتحادیهها نیز در صدور پروانه کسب و نوع فعالیتی که در آن صنف انجام میشود، دقت کنند زیرا بیشتر کارگاههای تولید سلاحهای سرد از جمله چاقوهای نامتعارف که بهوسیله پلیس شناسایی میشوند، معمولا یا پروانه کسب ندارند یا دقتی بعد از صدور پروانه بر نوع فعالیت آنها انجام نشده است.
▪ مردم هنگام دیدن نزاع باید چه اقدامی انجام دهند؟
باید ضمن حفظ خونسردی، بلافاصله موضوع را به پلیس اطلاع دهند و از دخالتهای بیمورد در درگیری پرهیز کنند. ضمن اینکه در نزاعهایی که چاقو و سلاح سرد وجود دارد، سعی نکنند فرد را تحریک کنند. ماموران پلیس در صورت اطلاع از وقوع حادثه بلافاصله وارد عمل میشوند.
● پرسشی از جاوید سبحانی پژوهشگر اجتماعی
دلایـل افـزایـش نـزاعهـای خـیـابـانـی چـیـسـت؟
سارا جمال آبادی
نزاعهای خیابانی همانطور که از نامش پیداست، یک مقوله شهری است زیرا در خیابان که یکی از مسیرهای شهری است، رخ میدهد، اما این تعریف فقط یک روی یک حادثه است، بزرگشدن شهرها، ناشناختهشدن افراد برای یکدیگر، از بین رفتن نظارتهای رسمی و مردمی از یکسو و مشکلات اقتصادی و رفاهی و احساس نداشتنامنیت از سوی دیگر باعث تشدید چنین وقایعی میشود که گاه بیگناهی را در دل خاک و بیگناهی دیگر را پشت میلههای آهنی زندان یا به پای چوبهدار میکشاند. در همین زمینه با جاوید سبحانی، جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعی که معتقد است باید مهارتهای زندگی را در شرایط ناایمن زندگی به افراد آموخت تا بتوان شرایط بغرنج را کنترل کرد، گفتوگو کردهایم.
▪ آقای سبحانی! گستردگی نزاعهای خیابانی میتواند چه دلایلی داشته باشد؟
«خیابان» محلی است که مجموعه فعالیتها اعم از خرید و فروش و رفت و آمد اقشار مختلف در آن انجام میشود؛ افراد در این بستر با یکدیگر تعامل دارند اما چیزی که آنها را به نزاع و درگیری در سطوح و شدتهای مختلف میکشاند، در بیشتر مواقع قبل از ورود به این محل یعنی خیابان وجود داشته اما زمینه بروز آن در خیابان فراهم شده است، حالا هر چه کنترل اجتماعی و خلاء نظارت غیررسمی مردم بیشتر شود، نزاع و درگیریها بیشتر میشود. به غیر از این عوامل محیطی، بافت فیزیکی، کالبدی و مبلمان شهری هم میتوانند در شدت گرفتن این مساله دخیل باشند زیرا به نوعی غیرمستقیم و ناخودآگاه میتوانند افراد را تحریک یا تلطیف کنند. اگر بخواهیم یک جمعبندی کلی داشته باشیم، باید بگوییم
۳ عامل زمان، مکان و نوع روابط اجتماعی هر کدام به میزانی در این موضوع دخیل هستند.
▪ درباره خلاء نظارت غیررسمی مردم صحبت کردید. میتوانید در این مورد بیشتر توضیح بدهید؟
در گذشته وقتی درگیریای بین دو نفر اتفاق میافتاد، مردم خودشان را مسوول میدیدند و برای حل و فصل درگیری و... اقدام میکردند اما الان به نوعی جامعه ما دچار بیتفاوتی شده، نمونهاش قضیه میدان کاج بود و مردمی که شاهد این ماجرا بودند.
▪ علت این بیتفاوتی چیست؟
دلایل بسیار زیادی دارد اما یکی از عوامل «تنهایی در انبوه» است. یعنی در عین اینکه انبوهی از آدمها حضور دارند فرد خودش را تنها احساس میکند. این تنهایی میتواند او را قربانی خشونت کند یا مرتکب خشونت در فضایی که افراد هیچ شناختی از یکدیگر ندارند.
▪ این بیتفاوتی اجتماعی قبلا در جامعه ما وجود نداشت؟
تا این حد نه.
▪ چه چیزی باعث این بیتفاوتی شده است؟
ما در جامعهای زندگی میکنیم که احساس ناکامی اجتماعی شدیدی در آن وجود دارد. از طرفی فضای بسیار رقابتی در همه زمینهها دیده میشود، فرصت مناسب رشد و ترقی برای جوانان وجود ندارد و افراد احساس تبعیض و محرومیت میکنند. این عوامل را که با هم جمع کنید، خیلی دور از انتظار به نظر نمیرسد که خیابان به فضای جرم و بروز ناکامیهای اجتماعی تبدیل شود.
▪ به مبلمان شهری و عوامل محیطی هم اشاره داشتید، این موارد تا چه حد میتواند در بروز این رفتار تاثیرگذار باشد؟
این عوامل محیطی میتوانند افراد را تهییج کنند، بهخصوص در فضای اجتماعیای که افراد در معرض انواع ناکامیها هستند و از طرفی کنترل هیجانها برایشان سخت شده و از طرف دیگر هیچ آموزشی درباره کنترل این شرایط به آنها داده نشده است.
▪ پس وقوع خیلی از حوادث مشابه مثل این حادثه آخری که رخ داده و فردی که اصلا گمان آن را نمیکرد فردی را بکشد و یک شبه قاتل شود، دور از انتظار و عجیب نیست؟
نه، در چنین فضایی رفتاری رخ میدهد که به نام «رفتار موقعیتی» شناخته میشود و فرد دست به رفتاری میزند که برای خودش هم غیرقابل پیشبینی بوده است. به همین دلیل آموزش مهارت زندگی به افراد جامعه ما که به سرعت در حال تغییر و پیچیده شدن شرایط است، بسیار مهم و حیاتی است، بهخصوص در شهرهای بزرگی مثل تهران که ناشناختگی افراد برای همدیگر و از بین رفتن هویت محلهها و ورود جمعیت سیال به شهر و خروج آنها از دهههای گذشته بسیار بیشتر شده است.
▪ و این ناشناختگی هم به نوبه خود میتواند باعث وقوع بسیاری از این نزاعها و جرائم دیگر باشد؟
بله، ناشناختگی و در کنار آن احساس نظارت کمتر، چه نظارت مردمی و چه نظارت رسمی و اجتماعی به این جرمها و درگیریها دامن زده است.
▪ خود شما تجربه و مشاهدههای شخصی خاصی در این سالها در این زمینه داشتهاید؟
خیلی مستقیم نه، اما به هر حال آنچه سایتها و بلوتوثها و فیلمهایی که با تلفنهمراه گرفته شده نشان میدهد، اتفاقهای پیرامون ما هستند. از همین فیلمها میتوان به تغییر رفتار مردم پی برد، تغییر رفتاری که آنها را نه تنها به یک نظارهگر صرف، بلکه به تماشاگری تبدیل کرده که خیلی راحت این صحنهها را ضبط و پخش میکنند.
▪ غیر از آموزش مهارتهای زندگی چه راهحلهای دیگری وجود دارد؟ یعنی در حوزه نظارت و کنترل رسمی چه کاری باید انجام شود؟
اگر بخواهیم مشکلات به صورت اصولی و برای طولانیمدت حل شوند، باید روند اقتصادی به ثبات برسد زیرا تا زمانی که مردم احساس امنیت نکنند، قیمتها ثانیهای در حال تغییر و بیکاری زیاد باشد، این فضا وجود دارد بهخصوص اگر برخورد قهرآمیز هم در کنار همه این مشکلات وجود داشته باشد. تاکید میکنم برخورد قهرآمیز و تنگ کردن فضا جز ملتهبتر کردن شرایط، کاری نمیتواند انجام بدهد. به غیر از اینها میتوان فضای اجتماعی را با محصولات فرهنگی تلطیف کرد، تولید شادی های دستهجمعی هم میتواند تاحدی این فشارهای روانی را کم کند.
▪ و اگر این اتفاق نیفتد؟
مردم در موقعیتهای مخاطرهآمیزی قرار میگیرند حتی در موقعیتهای مخاطرهآمیز ساده مثل ترافیک با یک تصادف کوچک ... به علت خستگی مفرط، احساس نداشتنامنیت و نداشتن مهارت کنترل خشم رفتاری از خود بروز میدهند که باعث بروز حادثهای بغرنج میشود.
▪ میتوانید یکی از بارزترین این مهارتها را که مردم ندارند و باعث بروز مشکلات و شرایط بغرنجی میشود نام ببرید؟
مهارتهای زبانی! وقتی مهارت زبانی وجود نداشته باشد و نتوانیم با گفتوگو مشکلمان را حل کنیم، ناخودآگاه به سمت خشونت جسمانی میرویم. اگر دقت کنید یا به مطالعههایی که انجام شده نگاهی بیندازید، میبینید خشونت جسمانی در طبقه پایین?تر اجتماعی بیشتر وجود داشته است زیرا مهارت حل اختلاف را با گفتوگو نداشتهاند.
▪ به طبقه اجتماعی اشاره کردید، تفاوت جنسی هم در بروز این رفتار تاثیر دارد؟
تغییر شرایط، ناامنی اجتماعی، بیکاری و برخورد قهرآمیز و... میتواند هم روی مرد و هم زن تاثیر بگذارد اما میتوانیم بگوییم درگیری و نزاع بین زنان (یعنی زن با زن) و زنان با مردان هم بیشتر از قبل شده است.
▪ مهارت کنترل خشم یا مهارتهای دیگر زندگی میتواند آنقدر کارایی داشته باشد که در صورت وجودنداشتن شرایط اقتصادی و اجتماعی نامناسب؛ باز هم رفتار مردم را کنترل کند؟
به هر حال این مهارتها میتواند رفتار خشونتآمیز را به تاخیر بیندازد و به افراد امکان فکرکردن بدهد اما اگر شاخصههای اقتصادی و نرخ تورم در طولانیمدت همین فراز و فرودهای بسیار را داشته باشد، احساس امنیت روانی تا حدی پایین میآید که امکان کنترل خشم را با وجود داشتن مهارتها به مخاطره میاندازد.
▪ پیشبینیتان در مورد شرایط پیشرو چیست؟
اگر فکر اساسی و بنیادی و چتر تامین اجتماعی بر سر افراد گسترده شود، شرایط بهبود پیدا کند، ناکامیهای اجتماعی کم و در فضای اجتماعی امکان بروز شادی فراهم شود، شرایط بهبود پیدا خواهد کرد ولی اگر همین وضع ادامه پیدا کند و به نوعی به این رفتار مشروعیت داده شود، بدون شک خشونت بسیار بیشتر میشود و حتی به کودکان هم میرسد زیرا نظارهگر رفتار بزرگترهای خود هستند.
● دکتر محمدمراد بیات
جامعهشناس
از منظر جامعه شناسی
مـنـافـع «مـن» جـایـگـزیـن مـنـافـع «مـا» شـده اسـت
در جامعه امروز ایرانی ۳ عامل مهم میتواند کشور را به یک کشور توسعهیافته تبدیل کند:
۱) داشتن اعتقادهای دینی راستین (و نه پیروی از خرافاتی که هیچ ریشه دینی ندارد).
۲) وجود سرمایههای انسانی و استعدادهای درخشان.
۳) استفاده از منابع طبیعی و زیرزمینی.
این موارد از دلایلی است که پیروی صحیح از آن، کشور را از سمت و سوی کشور در حال توسعه به سوی یک کشور توسعهیافته هدایت میکند.
شاید در نگاه اول برخورد و مرور این سه نکته با سوژه پرونده ارتباطی نداشته باشد اما وقتی که دقیق میشویم به این نتیجه خواهیم رسید که فاصله گرفتن از هر کدام از موارد گفتهشده یا زیادهروی در انجام هر یک از این فرامین، کشور را از حالت تعادل خارج میکند و عدم تعادل در یک کشور باعث پیدایش بحران در یک جامعه میشود.
مسالهای که در حال حاضر کشور را تهدید میکند، وجود ناهنجاریهایی است که به هنجار و مسایل عادی روز تبدیل شده است که ریشه اصلی آن را باید در رفتار برخی مسوولان جستجو کرد. بیتوجهی برخی مسوولان باعث میشود مردم نیز نسبت به یکدیگر بیتوجه باشند.
در مبحث جامعهشناسی ساختار سیاسی هر کشور و رفتار حکومتی آن در جامعه باعث تربیت رفتارهای مردم خواهد شد.
زمانی که نیروی انتظامی نسبت به نزاعهای خیابانی آنگونه که انتظار میرود سرعت عمل ندارد و دیرتر از دیگران به محل نزاع میرسد، به مرور زمان این رفتار در وجود برخی افراد نهادینه میشود که حس مسوولیتپذیری نسبت به یکدیگر را به دست فراموشی بسپارند.
عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از دلایلی است که میتواند رفتار مردم را تحتتاثیر قرار دهد و واژه «من» را به «ما» تبدیل کند.
هرگاه حاکمیت و قانون بتواند حقوق افراد را به منافع خود ترجیح دهد و واژه «ما» را نهادینه کند، مردم نیز به این مفهوم واقعی پی خواهند برد که تنها به فکر «منیت» و منافع شخصی خود نباشند.
هنگام نزاع و درگیری بسیار دیده شده که دیگران در کنار خیابان ایستاده و نظارهگر میشوند و در بسیاری مواقع با تلفنهای همراه خود از حادثه فیلمبرداری میکنند. این مساله تنها به این دلیل است که قانون و حاکمیت به مردم جامعه نیاموخته که حقوق دیگران را رعایت کنند و برای آن ارزش قائل شوند و به نجات افراد بروند حتی اگر خودشان در آن حادثه دچار خسارت شوند. فردگرایی و رفتن به سوی منافع شخصی روی جامعه سایه انداخته و به مرور زمان «منافع من» و «حقوق من» جایگزین واژه «ما» شده است.
در زندگی شهری به دلیل اینکه افراد شناختی از هم ندارند وجود چنین رفتارهایی بسیار دیده میشود و هر چه جامعه کوچکتر باشد افراد بیشتر نسبت به هم احساس مسوولیت میکنند و آسیبهای رفتاری نیز به مراتب کمتر دیده میشود.
بهترین راهکار برای مبارزه با این پدیده شوم رفتار متقابل و همزمان دولت و مردم با یکدیگر است. باید به حقوق یکدیگر احترام بگذاریم تا همه بیاموزند برای جان، مال و ناموس دیگران احترام قائل شوند.
● چگونه قاتل شدم؟!
باور کنید که این قتل فقط یک حادثه بود! ساعت یک و نیم بود، صدای مشاجره چند جوان نمیگذاشت خواب مهدی عمیق شود، از جا بلند شد، پشت پنجره رفت، ۳ جوان را دید که برای پیرمرد همسایه چاقو و قمه کشیده بودند و ناسزا میگفتند. اول ترسید، بعد منتظر شد تا پلیس بیاید و سر و صداها بخوابد، اینپا و آنپا کرد، ۲۰ دقیقه گذشت اما خبری نشد. برای وساطت چاقویی از آشپزخانه برداشت و به جمع آنها پیوست. میگوید: «اول سعی کردم آنها را آرام کنم اما ناگهان دیدم با قمه به سمت من آمدند و من را تهدید کردند.» اما چیزی نگذشته بود که بهروز، مقتول با تیغ موکتبری به سمت او آمد و خواست تا ضربهای به او بزند، مهدی میگوید: «دستش را گرفتم، با چاقو ضربهای به او زدم، برادرانش به سمت من آمدند، عقبعقب میرفتم که توی جوی آب افتادم، داد میزدم و کمک میخواستم. پسر دیگر همسایهمان هم به کمک من آمد. آنها را که روی من افتاده بودند، کنار زد. وقتی بلند شدم، دیدم چاقو روی زمین افتاده، به سمت خانه رفتم تا یک چوب بیاورم که دیدم «بهروز» همانطور روی زمین افتاده.»
جریان دعوا ادامه پیدا میکند، مهدی با دیدن این صحنه فرار میکند و کار به دستگیری پدر و مادر متهم میرسد. مهدی میگوید: «وقتی فهمیدم پدرومادرم بهدلیل فرار من دستگیر شدهاند و بهروز هم بهدلیل ضربه من به قتل رسیده، برای زیارت به مشهد رفتم و بعد به شمال تا از برادرم خداحافظی کنم و بعد به تهران آمدم و بعد از خداحافظیهای آخر با اعضای خانوادهام بر سر خاک مقتول رفتم و با پای خودم، خودم را به پلیس معرفی کردم.»
مهدی که خودش را جنایتکار نمیداند همچنین در گفتوگو با خبرگزاریها و روزنامهها گفته است: «من جنایتکار نیستم، این قتل یک حادثه بود، آن شب من با آنها خیلی صحبت کردم اما نتیجهای نداشت و آنها فقط ناسزا میگفتند. من خودم را کنترل کردم اما آنها دستبردار نبودند، ناسزاهایشان شدیدتر میشد تا اینکه دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم.»
● تهرانیها بیشتر دعوا میکنند
شرق: مردم استان تهران با ۸۶ هزار و ۶۲۸ مورد، بیشترین مراجعات نزاع را داشتهاند. فرمانده انتظامی تهران هم اعلام کرده که براساس آمار، نزاع و درگیری خیابانی پایتختنشینها در رتبه اول مهمترین تماسهای گرفتهشده با پلیس قرار دارند. براساس همین آمار که پزشکی قانونی اعلام کرده خراسان جنوبی کمترین پرونده نزاع را در کشور داشته است.
● افزایش نزاع ها در فصل تابستان
خبرآنلاین: بیشترین دعواها در ماههای تیر، مرداد و خرداد انجام گرفته است. روابط عمومی پزشکی قانونی با اعلام این خبر گفته، آمارها نشان میدهد در تابستان مردم بیش از همیشه کنترل خود را از دست میدهند و دست به یقه میشوند.
● فصل گرم در جامعه سالم خشونت نمی آورد
هـوا بـر خـلـقوخـو
تـاثـیـر دارد؟
دکتر امانا… قراییمقدم
جامعهشناس، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس
در مورد تاثیر آب و هوا بر خلقوخوی افراد، نظریههای فراوانی وجود دارد؛ نظریه تاثیر اقلیم بر رفتار انسانها یک نظریه بسیار قدیمی است که از زمان بقراط مطرح شد و بعد از آن، بسیاری از افراد معتقد بودند که اقلیم، آب و هوا، گرما و سرما، کوهستانی یا زمستانی بودن محل زندگی، کنار جلگه یا دریانشینی میتواند بر خلقوخو، رفتار و عملکرد انسانها تاثیرهایی مثبت یا منفی داشته باشد. در سالهای بعد هم ابنخلدون چنین نظریههایی را در کتاب «دیوان المبتدا و الخبر» خود بیان کرد.
«مونتسکیو»، «شاردن»، «راتزل»، «برونه»، «دومانژ» و خیلی از جغرافیدانان دیگر هم از آن کسانی بودهاند که تئوری وجود رابطه بین گرما و سرمای هوا و رفتار و خلقوخو را بیان کردهاند. با وجود اینکه افراد بسیار بزرگی چنین نظریههایی را مطرح کردهاند، اما میتوان ادعا کرد که این قبیل باورها و تئوریها چندان هم درست به نظر نمیرسد. در علم جامعهشناسی هم به این موارد توجه میشود اما نمیتوانیم بگوییم که این تاثیرها صددرصد و قابل تعمیم به تمام مردم هستند.
در نظریههای تاثیر اقلیم بر رفتار افراد آمده است که متمدنترین مردم دنیا در مناطق سردسیری مانند سوئد، سوئیس، دانمارک، نروژ و سایر کشورهای اسکاندیناوی زندگی میکنند. یعنی مناطق کوهستانی، تمدنپرور هستند. علت اینکه جامعهشناسان نمیتوانند این نظریه را کاملا بپذیرند این است که مثلا با وجود گرمای هوا در جنوب کشورمان، جنوبیهای ما مردمی بسیار خونگرم هستند و بههیچوجه مدام سراغ دعوا و کتککاری نمیروند، بنابراین میتوان گفت که نوع پرورش و تربیت جامعه خیلی بیشتر از آب و هوا بر رفتار و خلقوخوی افراد تاثیر دارد.
به عبارت سادهتر، شرایط اجتماعی مختلف مانند بیکاری، نبود شادی و نشاط، تورم، گرانی، خبرهای نگرانکننده و برخوردهای نامناسب در خیابان باعث میشود آمار خشونت و نزاعهای خیابانی بالا برود و به هیچوجه نمیتوان چنین آمارهایی را به گرم و سرد شدن آب و هوا نسبت داد.
بهطور کلی محیط تهران و شهرهای بزرگ، محیط پرتشنجی است. افرادی که در تهران زندگی میکنند، تنها، بیهویت و بیکس شدهاند. آنها ترس از شناخته شدن ندارند. اعصابشان به هم ریخته است و با کوچکترین تلنگری برافروخته میشوند. اگر به عمق ماجرا هم نظر کنیم، حتما متوجه میشویم که گرما باعث پرورش خشونت و چاقوکشی در جامعههای سالم نمیشود، بنابراین میتوان ادعا کرد که نمیتوان نوع اخلاق و رفتار مردم را کاملا به طبیعت نسبت داد و سایر شرایط موجود را در نظر گرفت.
ما باید بتوانیم تشنج و هیجان را در شهرهای بزرگی مانند تهران از بین ببریم تا افراد دچار حس تنهایی و غم نشوند. چرا؟ چون خود احساس تنهایی و غم میتواند عاملی برای بالا رفتن میزان خشونت در بین افراد یک جامعه شود.
● از منظرروانپزشک کودک
ریشه های خشونت کودکان
دکتر کتایون خوشابی
روانپزشک و فلوشیپ روانپزشکی کودک و نوجوان
معمولا رفتارهای پرخاشگرانه در کودکان از ۳سالگی بیشتر بروز پیدا میکند. عوامل متعددی در رفتارهای پرخاشگرانه و خشونتآمیز کودکان نقش دارند. «تو زورداری»، «تو میتوانی همه را بزنی»، «تو پهلوانی»! بیان این جمله?ها به کودکان آنها را مستعد بروز دادن رفتارهای خشن میکند.
بازیهای فیزیکی مانند کشتی، رفتارهای خشن و قلدریکردن را به کودک میآموزد. همچنین تماشای فیلمها و سریالهایی که خشونت در آنها وجود دارد و حتی کارتونهایی که محتوایشان خشونتآمیز است، باعث میشود کودکان الگوسازی کنند. از طرف دیگر، محیط متشنج خانواده، رفتارهای پرخاشگرانه والدین با یکدیگر و با فرزندان نیز کودکان را مستعد بروز رفتارهای خشن میکند.
معمولا پدر و مادرها به فرزندانشان یاد میدهند اگر در مهدکودک یا مدرسه، از همکلاسیات کتک خوردی، حتما او را بزن و از خودت دفاع کن، در حالی که این شیوه تربیت صحیح نیست و منجر به ترویج و تقویت رفتارهای پرخاشگرانه در کودکان میشود.
برای اینکه رفتارهای خشونتآمیز در کودکان کمتر بروز کند، بهتر است کودکان را از تماشای فیلم، کارتون، بازیهای رایانهای با محتوای خشونتآمیز منع کرد. همچنین والدین باید سعی کنند فرزندشان را در خرید فیلمها و بازیهای رایانهای همراهی کنند و بر آن نظارت داشته باشند تا فیلمهایی که انتخاب میشوند حاوی موضوع های مفید و غیرخشونتآمیز باشند.
علاوه بر این، بازیهای فیزیکی مانند کتکزدن، شوخی فیزیکی و جسمی و کشتی را محدود کنند. پدر و مادرها باید بدانند بیان الفاظی مانند «تو قلدری»، «تو زورمندی و میتوانی بچهها را بزنی» و «تو از همه قویتری» میتواند این تصور را به کودک القا کند که میتواند همه کارهایش را با زور و قلدری پیش ببرد تا برتریاش را به بقیه ثابت کند.
مشاجرههای خانوادگی نیز پیامهای خشونتباری به کودک میدهند، بنابراین مشاجره والدین نباید در حضور کودک باشد و باید رفتارهای پرخاشگرانه با یکدیگر و کودکشان را کنترل کنند.
باید بدانید هماهنگی والدین در رفتار با کودک در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه در فرزندشان بسیار موثر است. والدین میتوانند روشهای تنبیهی و تشویقی را برای کنترل خشونت در فرزندشان انجام دهند. مثلا اگر کودک رفتار پرخاشگرانه نشان داد، او را از استفاده از اسباببازی موردعلاقهاش محروم کنند و در صورتی که رفتار او اصلاح شد، تشویقهای کلامی و غیرکلامی را فراموش نکنند و برایش جایزه بگیرند.
کتابهای بسیاری هم وجود دارد که رفتارهای عاری از خشونت را به کودکان آموزش میدهد. والدین میتوانند این کتابها را تهیه کنند و برای فرزندشان بخوانند و در کنار آن به کودک آموزش دهند اگر در مهدکودک یا مدرسه با خشونت روبرو شد، مسوولان مدرسه را در جریان بگذارد تا آنها برخورد لازم را انجام دهند. والدین باید توجه داشته باشند آموزش به کودکان زمانبر است ولی نتیجهبخش خواهد بود.