امروز یکشنبه 31 خرداد 1405

Sunday 21 June 2026

وقایع پس از عاشورا سال ۶۱ هجری ( تا اربعین شهیدان کربلا )


1401/08/01
کد خبر : 65809
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 38 نفر
۱۱ محرم : ▪ صبح ، عمر سعد بر کشته های لشگر خود نماز خوانده و دستور داد به خاک سپردند . ▪ بعد از ظهر ، بدستور عمرسعد ، باقیمانده کاروان حسین (ع) را از قتلگاه و از کنار بدن امام (ع) و دیگر شهیدان عبور داده و با این شکنجه روحی ، بسوی کوفه روانه کردند . ▪ توسط مردان قبیله اسد ، دفن بدن بی سر شهیدان شروع شد . ▪ سر امام (ع) را پیش ابن زیاد بردند . ▪ کاروان اسرا را در بیرون کوفه اسکان موقت دادند . ۱۲محرم : ▪ جارچیان حکومت ، کوفیان را فرا می خوانند تا از اسیران جنگی خویش دیدار کنند! ▪ کوفیان هم ، بی شرمانه آمدند . آمدند برای تماشا! ▪ امام سجاد (ع ) از خیمه ها خارج می شود ، وقتی هلهله و شادی و سنگ پرانی مردم را دید فرصت را غنیمت شمرد و به سخنرانی افشاگرانه خود پرداخت : " هان، ای مردم! شما را به خدا سوگند، آیا به یاد دارید که نامه هایی را برای پدرم نوشتید و او را خدعه کردید؟ .... وای بر شما! از آنچه برای آخرت خویش تدارک دیده اید! چه زشت و ناروا اندیشیدید . به چه رویی به رسول (ص) خواهید نگریست؟ " ▪ ارسال نامه به یزید و اعلام پیروزی بر کاروان حسین توسط ابن زیاد ۱۳ محرم : ▪ آراستن مجلسی در دربار ابن زیاد و به حضور طلبیدن کاروان اسرا توسط او ▪ رفتار توهین آمیز و سخنان سبک ابن زیاد به حضرت زینب (س) ، مبنی بر " خوار کردن خاندان حسین توسط خداوند ، بدلیل خروج بر خلیفه وقت " ▪ پاسخ حضرت زینب (س) ، مبنی بر " حرمت و عزتی که خداوند بخاطر پیامبرش ، به خاندان حسین (ع) داد و ذلت و خفتی که خاندان حکومت بخاطر جنایتی که انجام داد به آن دچار گشته است ." ▪ توهین ابن زیاد به امام سجاد(ع) و دستور قتل ایشان ، بدلیل ناتوانی از مباحثه با او ▪ دستور ابن زیاد ، مبنی بر گرداندن سر مقدس امام (ع ) در کوچه ها برای ایجاد وحشت در مردم ▪ دستور انتقال سریع اسرا به شام ، توسط ابن زیاد، برای ملاقات با یزید ، جهت جلوگیری از افشاگریهای بیشتر کاروان ۱ تا ... صفر : ▪ آذین بندی شهر توسط عمال حکومت و اعلام پیروزی یزید بر حسین (ع) با تبلیغات " خارجی و مهدور الدم بودن او " ▪ ورود کاروان اسرا به شام و مورد تمسخر قرار گرفتن آنها توسط افراد وابسته به حکومت ▪ سخنان اهانت آمیز پیرمردی در مسیر حرکت امام (ع) : شکر خدای را که شما را کشت و شهرهای اسلام را از شر مردان شما آسوده ساخت و امیر المؤمنین یزید را بر شما پیروزی داد . ▪ پاسخ امام سجاد(ع) مبنی بر : " این آیه را قراءت کرده ای : قل لا أسئلکم علیه أجرا الا المودة فی القربی . گفت : آری . امام ( ع ) فرمود : آن خویشاوندان که خداوند تعالی به دوستی آنها امر فرموده و برای رسول الله اجر رسالت قرار داده ماییم . " ▪ توبه آن پیرمرد و اعتراض به عمال حکومت و کشتن او ، برای زهر چشم گرفتن از معترضین احتمالی ▪ به حضور طلبیدن اسرا توسط یزید ، و رفتار توهین آمیز او با سر امام (ع) در جمع همه حاضرین دعوت شده ▪ پاسخ تند حضرت زینب (س) به یزید که : " ای یزید آیا گمان می بری این که اطراف زمین و ‌آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتی و راه چاره را بر ما بستی که ما را به مانند کنیزان به اسیری برند، ما نزد خدا خوار و تو سربلند گشته و تو دارای مقام و منزلت شده ای، پس خود را بزرگ پنداشته به خود بالیدی ، شادمان و مسرور گشتی که دیدی دنیا چند روزی به کام تو شده و کارها بر وفق مراد تو می چرخد ؟ آرام باش ، آهسته تر . آیا فراموش کرده ای قول خداوند متعال را « گمان نکنند آنان که کافر گشته اند این که ما آنها را مهلت می دهیم به نفع و خیر آنان است، بلکه ایشان را مهلت می دهیم تا گناه بیشتر کنند و آنان را عذابی باشد دردناک " ! ▪ خواندن آیاتی از قرآن ، توسط یزید و استفاده ابزاری از آنها ، برای مشروعیت بخشی به کارهای خود ▪ پاسخ کوبنده امام سجاد(ع) به اهانتهای یزید که : " ای پسر معاویه و هند و صخرا! پیش از این که به دنیا بیایی ، پیغمبری و حکومت از آن پدر و نیاکان من بوده است. روز بدر، احد و احزاب، پرچم رسول الله (ص) در دست پدر من بود ، و پدر و جد تو پرچم کفار را در دست داشتند . سپس فرمود : ای یزید! اگر می دانستی چه کرده ای و بر سر پدر و برادر و عموزاده ها و خاندان من چه آورده ای ، به کوه ها می گریختی و بر ریگ ها می خفتی و بانگ و فریاد بر می داشتی " ▪ دستور یزید برای حضور عمومی مردم در مسجد شام به همراه کاروان اسرا ، و سخنرانی خطیب مزدور او برای توجیه شرعی کشتار کربلا و اسارت باقی مانده کاروان امام (ع) ▪ سخنرانی پرشور و روشنگر امام سجاد(ع) در مسجد شام ، در جواب سخنان بی منطق خطیب یزید ، مبنی بر : " ای مردم ! من فرزند مکه و منایم ، من فرزند زمزم و صفایم .... من فرزند آنم که جبرئیل او را به سدره المنتهی برد و به مقام ربوبی و نزدیکترین جایگاه مقام باری تعالی رسید ..... من فرزند محمد مصطفی و علی مرتضایم ، من فرزند کسی هستم که بینی گردنکشان را به خاک مالید تا به کلمه توحید اقرار کردند ..... من فرزند فاطمه زهرا بانوی بانوان جهانم..." ▪ یزید از ترس شورش مردم ، دستور داد : اذان بگویند . ▪ امام (ع) با بهره گیری از کلمات اذان ، سخنان کوبنده خود را ادامه داد که : " ای یزید! این جنایت را مرتکب شدی و باز می گویی : محمد رسول خداست ؟ و روی به قبله می ایستی ؟ وای بر تو ! در روز قیامت جد و پدر من دشمن تو هستند ..... " ▪ در میان مردم هیاهویی برخاست ، بعضی نماز گذاردند و گروهی نماز نخوانده پراکنده شدند ! ▪ یزید خود را بیچاره دید . با کمال بی شرمی و ندامت تمام ، این جنایات را به گردن امرای لشگر و بویژه عبیدالله زیاد ملعون انداخت تا خود را تبرئه کند ، بهمین منظور دستور داد تا با اهل بیت(ع) با رافت و مهربانی بر خورد شود ، و برای کشته هایشان اقامه عزا کنند! ▪ اجازه بازگشت کاروان اسرا به مدینه ۲۰ صفر ( اربعین شهیدان کربلا ) به بعد : ▪ ورود جابر بن ‏عبدالله‏ انصاری به کربلا و زیارت قبر مطهر امام حسین(ع) . او نخستین زایری بود که با موفق به زیارت قبر آن حضرت گردید . ▪ حرکت کاروان اسرا به سوی شهر پیامبر(ص) ، ( با حفاظت ۵۰۰ سرباز حکومت ) ▪ دستور امام سجاد(ع) برای برپایی چادر در ورودی مدینه و مرثیه سرایی برای شهیدان کربلا ▪ استقبال پرشور و غمگنانه مردم مدینه از کاروان اسرا ▪ ورود کاروان اسرا به مدینه به همراه مردم عزادار .
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/65809
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید