امروز پنج‌شنبه 21 خرداد 1405

Thursday 11 June 2026

هیاهوی بسیار برای هیچ


1401/08/01
کد خبر : 63762
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 65 نفر
فیلم، داستان ازدواج "پسند" پنجمین و آخرین دختر یک خانواده سنتی یزدی است که پدرش سال ها پیش از دنیا رفته است و تحت سرپرستی مادر و دایی خود(که بزرگ فامیل است) قرار دارد.خواهران او همراه همسران و فرزندانشان برای برگزاری این جشن به خانه دایی می آیند. دایی کاملا مخالف وصلت خواهرزاده اش با این جوان پولدار ساکن آمریکاست(نماد غرب و مدرنیسم)و این بی میلی را آشکارا در تمام فیلم در چهره و رفتارش می بینیم وقتی که به طور مثال حتی حاضر نمی شود داماد کوچک خانواده موهایش را برای عروسی اصلاح کند.اما دوره او که سابقا شکارچی بود و اقتداری بین مردم داشت و نامش(عزت) واقعا شایسته اش بود سال هاست که گذشته است. مهمترین نشانه این امر،خانه ایست که به اعتراف خودش تبدیل به خرابه ای شده است که هر آن ممکن است سقفش فروبریزد یا ساعت قدیمی که خراب شده و می تواند به نوعی بیانگر پایان "زمان" او باشد. نهایتا هم می بینیم پس از مرگ او تمام یادگاریهایش به ویژه تفنگ قدیمی(که نماد قدرت است) از در و دیوار جمع می شود و گواهی فوتش هم به دست نماینده ای از نسل جدید یعنی جوانی که اهل زبان انگلیسی و رایانه است داده می شود. مرگ دایی همزمان می شود با ورود سرباز جوانی به نام قاسم که از بستگان است و رادیو و سمعک زن دایی توسط او تعمیر می شود و خانه ای برای بازی کودکان (نسل آینده) می سازد. در واقع میرکریمی در ورای یک قصه ساده می خواهد تم تقابل سنت و مدرنیسم را مطرح کند و به نقد بکشد. یه حبه قند فیلمی در ستایش از آیینها،باورها و سنتهایی است که روز به روز نشانه های کمرنگ تری از آن اطراف خود می بینیم و بطور خلاصه به نمایش دو آیین مهم کشورمان(و البته هر کشور دیگری در دنیا)یعنی جشن و سوگ و از این طریق به بررسی فرهنگ و ویژگیهای خانواده و انسان ایرانی با تاکید برمناسبات عاطفی می پردازد. قهر و آشتی،شادی وغم و هرگونه رفتار متضاد دیگری که در خانواده ایرانی وجود دارد به نوعی در فیلم به نمایش در می آید. برجسته ترین نکته فیلم حس همدلی و همراهی میان آدم ها چه در شرایط غم و چه شادی است. فیلم با توجه به زحمت زیادی که برای ساخت آن کشیده شده نقاط قوت و جذابیتهای زیادی دارد.از جمله:توجه بسیار زیادی که به جزئیات(در زمینه های گوناگون)شده است.مثلا:نوع لباسها که دقت زیادی شده هم متناسب با فضای کلی داستان و هم متناسب با هرشخصیت باشد،معماری ساختمان، تاکید روی خرابی کنتور برق که چند بار تکرار می شود و نهایتا در پایان فیلم علت آن را می فهمیم، توجه تقریبا مساوی به زنان،مردان و حتی بچه ها به منظور جذب همه گروههای تشکیل دهنده یک خانواده ایرانی،دکوپاژ و میزانسن های حرفه ای و پخته میرکریمی در فیلمی با تعداد بازیگران زیاد،تصاویر مینیاتوری و کارت پستالی،بازیهای مجموعا خوب و یکدست بازیگران به ویژه سعید پورصمیمی، نگار جواهریان، سهیلا رضوی و هدایت هاشمی و نهایتا نقش یه حبه قند کوچک در زندگی و مرگ به نحوی که یک جا که گمان می کردند پیرزن فیلم مرده،با پرتاب یک حبه قند زنده بودن او آشکار می شود و جایی دیگر همین یه حبه قند در گلوی دایی گیر می کند و موجب مرگ او می شود. این به نوعی بیان همان تعبیر معروف از آدم است که او را "آه" و "دم" می داند و اینجا هم می بینیم که چقدر راحت در عرض لحظه ای انسانی که هیچ نشانی از بیماری نداشت جان به جان آفرین تسلیم می کند. اما با وجود تمام این جذابیت ها یه حبه قند پرسش های زیادی را بی پاسخ می گذارد از جمله اینکه:فیلم با احتساب بچه ها حدود ۲۰ بازیگر دارد. واقعا این تعداد بازیگر در یک فیلم نهایتا ۲ ساعته چه لزومی دارد؟آیا کارگردان می تواند به همه آنها به طور یکسان بپردازد و ارتباط کافی و مناسبی را بین آنها برقرار کند؟و آیا تمام این شخصیتهای اصلی و فرعی که تماشاگر تا پایان هم نسبت و رابطه برخی از آنها را با هم نفهمد حضورشان در داستان ضروری است؟ نمایش چند باره اتفاقات فرعی و بی ارزش مثل صحبت های درگوشی زنانه چه اهمیت و ضرورتی به لحاظ دراماتیک دارد؟ پافشاری کارگردان با استفاده از لهجه یزدی در حالیکه لوکیشن فیلم در تهران است و غیر از ۳،۲ تن از بازیگران بقیه این لهجه را بسیار ضعیف اجرا کرده اند چه منطقی می تواند داشته باشد؟بخش عروسی حدود ۷۰ دقیقه از فیلم را به خود اختصاص داده بدون اینکه اتفاق خاصی در آن رخ دهد که تماشاگر را جذب کند. مهمترین عامل جذابیت فیلم سینمایی بلند در تمام دنیا"قصه" یا بعبارت دیگر "فیلمنامه" است. اگر میرکریمی خیلی اصرار به حذف قصه داشت چرا یک فیلم مستند یا حداکثر مستند داستانی از آیینهای عروسی و سوگ در ایران نساخت؟واقعا چرا باید تماشاگر فیلمی را نگاه کند که به لحاظ مضمون به نوعی تقلید از "مسافران" بیضایی و به لحاظ فرم شباهت زیادی به کارهای علی حاتمی و حتی مهرجویی دارد؟ اگر تماشاگری علاقه مند به دیدن چنین آثاری باشد نسخه های اصل را می بیند نه کپی آقای میر کریمی را!
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/63762
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید