امروز پنج‌شنبه 21 خرداد 1405

Thursday 11 June 2026

همگرایی ایدئولوژیکی، واگرایی تاکتیکی


1401/08/01
کد خبر : 62111
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 35 نفر
ایران و افغانستان روابط تاریخی و فرهنگی دیرینه‌ای دارند. اما نگرانی‌ها در مورد امنیت ملی، سیاست ایران را در قبال همسایه خود، به سوی همکاری صلح آمیز و آشکار با دولت حاکم در کابل و عدم مبارزه آشکار با طالبان سوق داده است. روابط خصمانه بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحد مانع از همکاری مشترک این دو در افغانستان شده است. ایران، علیرغم ایجاد رابطه نزدیک با دولت حامد کرزای در مبارزه با طالبان مشارکت نمی‌کند. در واقع، منافع ملی ایران در افغانستان - یعنی شکست طالبان و ایجاد دولتی پایدار در این کشور - با اهداف آمریکا منطبق است، اما استراتژی تعدیل قدرت آمریکا و متحدانش در منطقه (عربستان و پاکستان) و جلوگیری از حمله به تأسیسات هسته‌ای، ایران را در همکاری برای مبارزه علیه طالبان به عقب رانده است. دلیل دیگر این موضع ایران، وجود این دیدگاه است که آمریکا تلاش می‌کند از طریق حمایت از شورشیان ضد ایرانی بلوچ در افغانستان و پاکستان، تمامیت ارضی ایران را نقض کند. به علاوه، تنش‌های قدیمی بین ایران و افغانستان، از جمله مناقشات بر سر آب، قاچاق مواد مخدر و مسأله مهاجران افغان، دلایل دیگری‌اند که موجب شده‌اند دولت ایران، علیرغم حمایت قاطعانه از دولت حامد کرزای، چنین مواضعی را در برابر طالبان داشته باشد. ● هزینه-فایده منافع ملی در مقابل ایدئولوژی سیاست‌های ایران را در افغانستان، عوامل تاریخی و فرهنگی از جمله ایجاد روابط نزدیک و حمایت از قوم‌های هزاره (یکی از قوم‌های پارسی زبان و شیعه افغانستان و خراسان قدیم که آمیخته از نژاد زرد پوست و ایرانی می‌باشند) و تاجیک که اکنون به دولت افغانستان راه یافته‌اند و با طالبان مبارزه می‌کنند، تعریف کرده‌اند. ایران مشترکات زبانی، دینی و فرهنگی زیادی با مردم افغانستان دارد. در طول جنگ افغانستان با شوروی، ایران حمایت‌های زیادی از فرماندهان مجاهدین افغان و تاجیک کرده است. به علاوه، ایرانی‌ها از "جبهه متحد افغانستان" (اتحاد شمال) در جنگ علیه طالبان، حمایت زیادی ‌کرده‌اند. بسیاری از فرماندهان این گروه که طرفدار ایران بوده‌اند و با شوروی و طالبان جنگیده‌اند، سِمت‌های مهمی در دولت کرزای دارند. به هر حال، عدم همکاری آشکار ایران در مبارزه با طالبان، نشان می‌دهد که فعالیت‌های ایران در افغانستان تنها با توجه به ملاحظات فرهنگی، مذهبی و یا حتی ایدئولوژیکی صورت نمی‌گیرند. از پیش از انقلاب اسلامی تاکنون، محاسبات هزینه-فایده بر اساس منافع ملی در تصمیم گیری‌های ایران تأثیر گذار بوده‌اند. جمهوری اسلامی ایران، موجودیتی انقلابی و ایدئولوژیکی دارد، اما تلاش می‌کند در سیاست خارجی خود روشی واقع گرایانه را در پیش بگیرد و بر اساس منافع ملی خود عمل کند. در واقع طالبان که ماهیت ضد شیعه و ضد ایرانی دارد،‌ از اختلاف ایران-آمریکا منتفع شده است. ایران همواره دشمنی دیرینه‌ای با طالبان داشته است. جنگ داخلی بین احزاب مختلف مجاهدین، پس از خروج شوروی از افغانستان در سال ۱۹۸۹ در نهایت با ظهور طالبان و تسلط این گروه بر کل افغانستان پایان یافت. طالبان با حمایت پاکستان، به یکی از قدرت‌های منطقه تبدیل شده بود. این امر، نه تنها از نظر ایدئولوژیکی، بلکه برای جغرافیای سیاسی ایران چالش بزرگی بود، چرا که منافع این کشور را در جنوب آسیا و همچنین آسیای مرکزی تهدید می‌کرد. در آن زمان کنترل طالبان بر افغانستان، راه نفوذ پاکستان و عربستان را به آسیای مرکزی باز کرده بود. همچنین قتل عام شیعیان هزاره به دست طالبان به همراه دیپلمات‌های ایرانی در شهر شمالی مزار شریف در سال ۱۹۹۸‌، ایران و افغانستان را در آستانه تنشی جدّی قرار داد. اما ایران سعی کرد مستقیماً وارد درگیری با طالبان نشود و حمایت خود را از جبهه متحد که نقشی حیاتی در سقوط طالبان داشت، ادامه داد. اما در حال حاضر، ایران منافع خود را در افغانستان از طریق منشور خصومت آمریکا-ایران نگاه می‌کند. بنابراین، با وجود تقارب منافعش با آمریکا در افغانستان، مانند حمایت از دولت حامد کرزای، در مبارزه با طالبان با آمریکا همکاری نمی‌کند. ● ایران، واسطه تاجیک‌ها و پشتو‌ها در راه سقوط طالبان و استقرار دولت جدید افغانستان، ایران و آمریکا در ابتدا در مسیری مشترک حرکت می‌کردند. ارتش آمریکا، هنگام حمله به طالبان، روی سربازان پیاده نظام جبهه متحد حساب کرده بود و ایران به نوعی تلاش‌های آمریکا را مورد حمایت قرار می‌داد. هر دو کشور می‌خواستند دولتی مرکزی در افغانستان شکل بگیرد که از بازظهور طالبان جلوگیری کند. تلاش‌های ایران در این راستا سودمند بوده‌اند. جبهه متحد که تحت فرماندهی تاجیک‌ها رابطه نزدیکی با ایران داشت، تمایل نداشت قدرت را با حامد کرزای که از رهبران برجسته پشتو بود تقسیم کند. تلاش‌های سیاسی ایران در طول مذاکره با سران این جبهه در بُن آلمان، آنها را به مصالحه و توافق بر سر تشکیل دولت جدید مجاب کرد. ایران همچنین نقش فعالی در بازسازی افغانستان از زمان حمله سال ۲۰۰۱ داشته است. از همان ابتدا و در سال ۲۰۰۲ ایران اعلام کرد ۵۷۰ میلیون دلار به افغانستان کمک خواهد کرد. در کنفرانس بازسازی افغانستان در فوریه ۲۰۰۶ ایران وعده ۱۰۰ میلیون کمک دیگر را داد. به گفته دانش یزدی، نماینده سابق ایران در سازمان ملل، این کشور تا مارس ۲۰۰۷ بیش از ۲۷۰ میلیون دلار در پروژه‌های حوزه‌های زیرساختی، خدمات فنی و آموزشی و کمک‌های جنسی و مالی هزینه کرده بود. همچنین حجم تجارت فعلی دو کشور، سالانه تقریباً به ۵/۱ میلیارد دلار می‌رسد. به گزارش اتاق بازرگانی افغانستان، حدود ۲ هزار شرکت و نهاد خصوصی ایرانی که بیشتر آنها از سوی دولت تأمین مالی می‌شوند در افغانستان فعالیت می‌کنند. قرار است خط آهنی از شهر هرات به مشهد متصل شود تا علاوه بر تسهیل روابط بازرگانی دو کشور، درآمدزایی وارداتی برای دولت افغانستان داشته باشد. در نتیجه رابطه با ایران، هرات به توسعه یافته‌ترین و مرفه‌ترین شهر افغانستان تبدیل شده است. به طور کلی، به نظر می‌رسد ایران می‌تواند نقش مثبت‌تر و سازنده‌تری در افغانستان ایفا کند. تلاش‌های ایران در بازسازی اقتصادی که همگام با مبارزات ضد شورشی آمریکا است، از بار منفی عدم دخالت این کشور در مبارزه با طالبان می‌کاهد. بنابراین، ایران می‌تواند ذاتاً شریک تلاش‌های آمریکا و ناتو در شکست دادن شورش در افغانستان باشد. به هر حال، عدم رابطه ایران و آمریکا این همکاری را عقیم گذارده است.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/62111
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید