امروز پنج‌شنبه 21 خرداد 1405

Thursday 11 June 2026

همه‌چیز از دور زیباتر است


1401/08/01
کد خبر : 61779
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 56 نفر
«چرا باید بترسید؟ اتفاقا نقش من اصلا ترسناک نبود و بسیار هم روح مهربانی است.» این را پریناز ایزدیار می‌گوید، بازیگر نقش روح در سریال ۵ کیلومتر تا بهشت... ممکن است با خودتان فکر کنید او تازه پا در این راه گذاشته اما سخت در اشتباه هستید چون خودش می‌گوید: «من از سال ۸۵ کارم را شروع کردم ولی تازه شناخته شده‌ام.» گفت‌وگوی ما را با این بازیگر جوان که معتقد است «هرگز دست به صورتش نخواهد زد و زیر تیغ‌های زیبایی نخواهد رفت» می‌خوانید: ▪ از قصه بازیگرشدنتان برایمان بگویید؟ - من هم مثل خیلی از بازیگران دیگر از کودکی به این حرفه علاقه‌مند و مطمئن بودم روزی به این آرزویم دست پیدا خواهم‌کرد اما متاسفانه کسی در اطرافم نبود که سینمایی باشد و از طرفی هم با مخالفت خانواده‌ام مواجه شدم. ▪ چرا؟ - چون معتقد بودند نمی‌توان روی بازیگری به عنوان یک شغل اصلی حساب کرد اما من زمانی که می‌خواستم در کنکور شرکت کنم، از رشته تجربی به رشته هنر تغییر رشته دادم و لیسانس گرافیک گرفتم. ▪ چگونه بازیگر شدید؟ - سال دوم دانشگاه بودم که از طرف یکی از دوستانم، برای بازی در کار آقای «حسن هدای» دعوت شدم. ایشان برای کارشان دنبال بازیگری بودند که چهره نشده باشد. من برای اولین بار پیش آقای «احمد نجفی» که تهیه‌کننده این کار بودند، رفتم و تست دادم. خوشبختانه در این امتحان پذیرفته شدم و بعد از چند روز به آبادان رفتم. ▪ از اینکه به آرزویتان رسیده بودید، چه حسی داشتید؟ - شاید باور نکنید اما سینما آن چیزی نبود که من فکر می‌کردم. برای همین کمی توی ذوقم خورد ولی برایم یک جور دیگر دوست‌داشتنی شد. به هر حال همه چیز از دور زیباتر است. ▪ منظورتان از یک جور دیگر برایم دوست‌داشتنی شد،‌ چیست؟ - سختی‌های کار برایم شیرین بود و توانستم تجربه‌های خوبی در این کار به دست آورم. ▪ از مسیری که تا به امروز طی کرده‌اید راضی هستید؟ - بله، فکر می‌کنم درست حرکت کرده‌ام. من از سال ۸۵ کار می‌کنم ولی تازه شناخته شده‌ام، به همین دلیل هیچ‌وقت نخواسته‌ام ره صد‌ساله را یک شبه طی کنم. ▪ چرا این همه طول کشید تا شناخته شوید؟ - چون بیشتر تله‌فیلم بازی می‌کردم و تله‌فیلم هم زیاد در ذهن مخاطب ماندگار نمی‌شود اما فکر می‌کنم تمام این کارهایی که طی این سال‌ها انجام داده‌ام به نوعی زمینه‌سازی بوده برای موفقیت امروزم. برای من خیلی پیش آمد که سریال بازی کنم اما یا خوب نبودند یا شرایط من مساعد نبود. به هر حال خوشحالم که اولین سریالم را با کارگردانی مثل «علیرضا افخمی» تجربه کردم. ▪ چه شد که در سریال ۵ کیلومتر تا بهشت بازی کردید؟ - در تله‌فیلم «فال قهوه» به کارگردانی «فرزاد موتمن»، با «شبنم قلی‌خانی» هم‌بازی بودم و او مرا به آقای افخمی معرفی کرد. یک روز به دفتر ایشان رفتم و با هم صحبت کردیم. جالب است که همان روز ایشان موافقت کردند و فقط یک نمونه کار از من خواستند، فردای آن روز هم قرارداد بستم. ▪ اولین برخورد خودتان با این نقش (روح) چطور بود؟ - این نقش مابه‌ازای بیرونی نداشت. اولش یک توضیح کلی به من دادند و فقط ۵ قسمت از فیلمنامه هم آماده بود و بقیه سکانس‌ها، سر صحنه و داغ‌داغ به دستمان می‌رسید. اولش خیلی استرس داشتم ولی بعد فکر کردم هر چه ساده‌تر با این نقش برخورد کنم، ملموس‌تر و بهتر است. به هر حال ما تصور دقیقی از روح نداریم. به جز اطلاعات عادی‌ای مثل اینکه روح می‌تواند از در و دیوار رد بشود یا طی‌الارض کند اما به هر حال روح هم قبلا یک آدم بوده بنابراین خیلی او را برای خودم پیچیده نکردم. ▪ خودتان درباره این قضیه چگونه فکر می‌کردید؟ - من خیلی به روح معتقد هستم و فکر می‌کنم اساسا عالم ماوراء هیجان‌انگیز است و البته به همان اندازه هم ترسناک. به همین دلیل هم کم‌وبیش از آن وحشت دارم. ▪ در آن صحنه‌هایی که از در و دیوار رد می‌شدید، خودتان چه حسی داشتید؟ - حس عجیبی داشتم. برای خودم هم بازی در آن سکانس‌ها خیلی آسان نبود و حتی بعد از دیدن آنها، می‌ترسیدم. ▪ در این فیلم در کما هستید و زندگی نباتی دارید؛ در این باره چه اطلاعاتی به شما داده شده بود یا خودتان چه اطلاعاتی به‌ دست آوردید؟ - تا حدودی می‌دانستم امکان برگشت آدم‌هایی که در کما هستند، به این دنیا وجود دارد ولی آنهایی که زندگی نباتی دارند، دیگر نمی‌توانند به این عالم برگردند. البته خودم زیاد در مورد این مسایل تحقیق نکرده‌ام و فقط به فیلمنامه بسنده کردم. ▪ بازی در این نقش چقدر روی خودتان اثر گذاشت؟ - زندگی را جدی‌تر می‌بینم و خیلی زیباتر به آن نگاه می‌کنم. چون هر لحظه ممکن است تمام شود و آن را از ما بگیرند. جالب است بدانید روزهای اول کار خیلی خواب مرگ و روح می‌دیدم و کاملا این مساله روی ناخودآگاهم اثر گذاشته بود. ▪ اما به نظر می‌رسد خیلی راحت در این نقش بازی کرده‌اید؟ - امیدوارم که این‌طور باشد. راستش خیلی حضور دوربین را حس نمی‌کردم. چون مخاطب بسیار هوشیار است و می‌فهمد که داری ادا درمی‌آوری بنابراین کاملا در نقشم فرو رفته بودم. ▪ بار اولی که این سریال از تلویزیون پخش شد، چه حسی داشتید؟ - از استرسی که داشتم، خون‌دماغ شدم اما خدا را شکر با بازخوردهای خوبی مواجه شدم و بیشتر اطرافیان کنجکاو بودند که بدانند چه اتفاقی در آینده خواهد افتاد. ▪ دوست‌ دارید باز هم بازی در این‌گونه نقش‌ها را تجربه کنید؟ - بله، البته اگر کار قابل‌قبولی باشد ولی دوست دارم نقش‌های دیگر را هم تجربه کنم تا دچار کلیشه نشوم. ▪ چقدر به داشتن آرامش در زندگی معتقد هستید؟ - خیلی زیاد و فکر می‌کنم بزرگ‌ترین نعمت، آرامش است ولی راه‌های رسیدن به آن را خیلی بلد نیستم. البته کتاب‌های روان‌شناسی زیادی در این مورد خوانده‌ام ولی نتوانسته‌ام خیلی به توصیه‌هایشان عمل کنم چون آدم‌ آرامی نیستم و کاملا پراسترسم. البته استرس من همه‌اش منفی نیست و باعث می‌شود آدم پرجنب‌وجوشی باشم و نتوانم یک جا بنشینم. (می‌خندد). البته بعد از بازی در این سریال خیلی به مساله آرامش فکر می‌کنم چون این مسایل اصلا شوخی نیست و مرگ به ما نزدیک‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنیم. ▪ به نظرت برای رسیدن به آرامش چه باید کرد؟ - شاید تنها ماندن و فکر نکردن بهترین راه باشد. البته ورزش و گوش دادن به موسیقی هم می‌تواند موثر باشد یا حتی سفر. ▪ خانم ایزدیار! ممکن است در آینده نزدیک برای به دست آوردن نقش‌های بهتر در تلویزیون و سینما به صورتتان دست بزنید؟ - نه، شاید وقتی به سن ۷۰ سالگی رسیدم این کار را بکنم ولی الان هرگز، مگر اینکه اتفاقی برای صورتم بیفتد. ▪ دغدغه این روزهای شما چیست؟ - دوست ندارم این سریال، فراموش شوم. چون از شهرت کاذب بیزارم. به هر حال امیدوارم بتوانم در این راه آهسته و پیوسته قدم بردارم تا ماندگار شوم.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/61779
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید