هدفمند کردن نظام توزیع و بهره وری مالی، منطبق بر تغییرات صورت گرفته در تفکر بشر پسامدرن و تحول سبک زندگی و چارچوب های کسب درآمد، نسبت به مدل رفتاری انسان ها در عصر پیشامدرن، دارای متغیرها و پارادایم های متفاوتی از زمینه فکری جامعه بشری در دوران و اعصار گذشته است. البته با توجه به این که ساحت اندیشه اجرایی در مدیریت اسلامی-ایرانی از قالبی ایدئولوگ بهره می برد و در تحولات صورت گرفته ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سطح منطقه ای و مدیریت بین المللی، قالبی ارزشی و آرمانی از الگوی حکومتی اسلامی در تجربه بی بدیل امیرمومنان علی(ع) را سرلوحه و سرمشق کار خود قرار داده است واز سویی، با عنایت به تفاوت های غیرقابل انکاری که در مدل و سبک رفتاری و بینشی جامعه صدر اسلام و بشر هزاره سوم وجود دارد، باید چارچوب ها و ارکان نظری و تئوریک توفیق اقتصادی حکومت علوی در استقرار عدل و مساوات و رساندن جامعه به رفاهی نسبی، به عنوان یک نمونه کاربردی در قالبی روزآمد تبیین شود. برآیند این رویکرد به عنوان یک راهبرد اصیل، شکوفایی و تحول اقتصادی را نه به عنوان یک آرزوی دور از دسترس، بلکه در قالبی دست یافتنی جلوه گر می سازد که این امر جز در پرتو تحلیل صحیح از شرایط استقرار ارزش های دینی در مسیر اجرای برنامه های استراتژیک اجتماعی- اقتصادی محقق نخواهد شد.
از این بعد هدفمند کردن یارانه ها به عنوان یک جراحی بزرگ اقتصادی که مولفه ای چون تحقق عدالت و برابری را به عنوان هدف کلیدی خود مدنظر قرار داده، امروزه به یک دغدغه ملی تبدیل شده است. به واقع، اگرچه این طرح هدفی متعالی و آرمانی اجتماعی را در مسیر مولفه های راهبردی خود مستقر نموده و سرلوحه کار قرار داده است، اما به دلیل آنکه رسیدن به مقصود در فرآیندی بلندمدت امکان پذیر است و تجربه اجرایی دولت ها نمایانگر تنوع رویکرد و تعدد مراکز تصمیم گیری و اجرا برای طرح های ملی است، به نظر می رسد راهکار مناسب جهت مدیریت موثر بر طرح هدفمند کردن یارانه ها، تشکیل دفتر تحقیقاتی و مطالعاتی راهبرد تحول اقتصادی از دریچه دین مبین اسلام باشد.
براین اساس در راستای رساندن جامعه به رفاه نسبی، الگوی بی بدیل حکومت علوی، چراغ راه هر تحقیق و تحلیل مبتنی بر آموزه های دینی است و در متن حاضر، این مدل تحلیلی کارآمد را پایه ارزیابی و سنجش تطبیقی قرار داده ایم و گفتمان عدالت اجتماعی، به عنوان مولفه حقیقی در توفیق اقتصادی حکومت علوی بررسی شده است. امام علی(ع) زمانی به خلافت رسید که اقوام و جمعیت های فراوانی به ظاهر اسلام آورده بودند، اما هیچ گاه تحت تعلیمات صحیح دین اسلام واقع نشده بودند، زیرا اصحاب پیامبر(ص) با درآمدهای بالای اقتصادی که پس از فتوحات و کشورگشایی های دوران خلفا به دست آوردند، فرصت بهره گیری صحیح از تحولات فرهنگی به وجود آمده را نداشتند و جامعه دچار شکاف طبقاتی و سیاسی شدیدی شده و از تعالیم نبی مکرم اسلام (ص) فاصله گرفته بود.
تعداد کمی از صحابه نمایان که جامعه را دراختیار خود داشتند، مالک دین و دنیای مردم بودند، به قول امام علی(ع) آنها مردم را مانند کلاغ در چنگال خود داشتند. مولا علی(ع) که فضای سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی را به شدت بحرانی و تنش زا می دید، در همان سخنرانی روز اول بیعت، فرمود: "من مردی از شما هستم و سود و زیان ما یکی است. خداوند میان شما و دیگر مسلمانان درهای رویارویی را گشوده و فتنه ها همچون پاره های شب تار روی آورده اند. رویارویی با این فتنه ها، تنها کار کسانی است که صبور و با بصیرت باشند و جای هر چیز را بدانند"
با توجه به این شرایط سیاسی و اجتماعی بغرنج است که در رهگیری دلایل توفیق اقتصادی حکومت علوی در دوران چهارسال و نه ماهه، به قطب مفهومی عدالت اجتماعی می رسیم.به واقع آموزه های راهبردی مولای متقیان در نهج البلاغه، ملازمه و هم سویی آزادی اسلامی و عدالت قرآنی را اصلی کلیدی در پیشرفت جامعه اسلامی و حرکت به سوی کمال و تعالی در جنبه های اجتماعی به معنای عام برشمرده و اصل تداوم و بقای رفتار انسانی را در استقرار بی کم و کاست مبانی مفهومی آزادی و عدالت در بطن تفکر نظری و عملی جامعه دانسته است و بی شک تجربه درخشان امیرمومنان در رساندن جامعه تحت حکومتش به رفاه نسبی به ویژه با توجه به این جریان که از حکومت تقریبا ۵ ساله ایشان حدود ۴ سال در سه جنگ گذشته است، تایید و تشویق هر محقق منصفی را نسبت به عملکرد امام اول شیعیان به دنبال دارد.
از منظر دیگر، در زمانی که پست های کلیدی در دست بنی امیه و اصحاب کبار بود، علی (ع) به خلافت رسید و این پست ها را از افرادی که در طی ۲۵ سال، ریشه در اعماق فرو برده بودند و به نام دین، جهاد و شمشیر همه را رام کرده و در قبضه خود درآورده بودند، گرفت; به واقع، پنج سال مبارزه علی(ع) برای تحقق عدالت است و روح علوی، مصلحت را در نظر نمی گیرد، زیرا حقیقت و عدالت محض و یکپارچه است و از این رو ست که پس از رسیدن به خلافت و در شرایطی که هنوز از بعد ثبات پایه های حکومتی، احاطه محیطی بر مرکز حکومت ندارد، معاویه را از امارت شام برکنار می سازد و در توجیه تحلیل گران سیاسی می فرماید:
"اگر این کار را نکنم و لحظه ای بر ابقای او صبر کنم، در جنایت، فساد و ظلمی که معاویه در آن لحظه انجام می دهد با او شریکم و من نیز مسئول خواهم بود و به قیمت نابودی همه چیز، چنین مسئولیتی را برعهده نمی گیرم".
به واقع چارچوب تفکری حکومت علوی بر بنیان عدالت اجتماعی جان گرفته و مولفه اصلی این حکومت، بقای قدرت برآمده از ارزش های دینی را در تحقق عدالت می جوید و بدین سان تعبیر زیبای جرج جرداق در نام نهادن تجسم جاودانه عدالت در بستر تاریخ، به عنوان صدای عدالت انسانی، بی شک برجسته ترین تصویر از شمایل مرد برتر عرصه علم و تقوا، جهاد و عدالت، سیاست و عبادت و در بیان ردولف ژاگیر خداوندگار علم و شمشیر است. منطبق برآنچه تا بدین جا گفته شد، می توان بستری را که امیرمومنان(ع) جهت تحقق عدالت با آن رویارو بود به عنوان یکی از بغرنج ترین شرایط محیطی در قاب تاریخ مورد نظر قرار داد و در راستای درک بهتر حماسه بی بدیل مولای متقیان در استقرار ایده آل های اجرایی یک حکومت، باید نظری به موانع و مشکلات بر سر راه محقق کردن عدالت، آزادی، امنیت و رفاه در جامعه کوفه داشت. در بررسی سیاست های علوی در راستای توزیع ثروت، باید به چند نکته اساسی توجه کرد:
۱) امام (ع) شرایط محیطی زمان خود را به خوبی می شناخت و می دید که عده ای از اصحاب، صاحب مزارع، باغ و کاخ های مجلل اند، ده ها برده و کنیز در خدمت دارند و صاحبان گنج هایی از طلا و نقره هستند که با تبر میان اعضای خانواده آنها تقسیم می شود، در حالی که بیشتر مردم از درآمدهای عمومی محرومند یا صاحب درآمد اندکی هستند.
۲) امام(ع) هم دوران متعادل و متوازن حکومت نبوی را دیده بود و هم دوران نامتعادل و طبقاتی خلفا را از صافی نگاه تحلیلی خود عبور داده بود، از این رو، با پیروی از سنت نبوی، سیاست توزیع برابر و عادلانه بیت المال را سرلوحه کار خود قرار داد و این سیاست تساوی گرایانه با واکنش های منفی و مخاطرات جدی مواجه شد. امام در تقابل با رویکرد تنازعی اشرافیت عرب، به یاران نزدیک خود که از باب خیرخواهی اندکی مسامحه را در اجرای عدالت خواستار شده بودند، فرمود: «از من می خواهید پیروزی را با جور و ستم به دست آورم حال آنکه این مال از آن خداست.»
۳) وقتی امام علی(ع) برنامه های اصلاحی و حکومتی خود از جمله توزیع برابر بیت المال را اعلام کرد، در حقیقت جوهره انسان گرایی دین در عرصه حکومت داری و اجتماع را به نمایش گذاشت. ایشان انسان عصر خویش و نسل های بعد را با روح عدالت خواهانه اسلام آشنا ساخت و به بیانی امیرمومنان، تجسم عینی اسلام در عرصه جامعه و تاریخ بود. در حقیقت اصلی که با حکومت علوی در جامعه اسلامی و تاریخ اسلام جاودانه ماند، عدالت گرایی بود و علی(ع) با عدل کامل خود، در راه تامین عدالت اجتماعی، اقداماتی انجام داد که پیکر مرده و بی جان قومیت عرب را روح و جانی تازه بخشید.
موضوع عدالت اجتماعی همواره در راس تمام موضوعات بود و عرب از برکت راهنمایی امام علی(ع)، با جهش نیرومند و آفریننده ای، این حقیقت را دریافت; به واقع قلب توانای علی (ع) در راه تحقق عدالت می تپید تا آنکه جان خود را فدای این راه پاک ساخت. در یک برآیند کلی، سیاست ها و عملکردهای امام (ع) در دوران حکومت، با سیره نبوی مطابقت کامل دارد و شاید نتوان موردی را در زندگی و رفتار امام(ع) یافت که با رویه پیامبر اکرم(ص) مخالفت داشته باشد. از زاویه ای دیگر، اعمال و رفتار امام علی(ع) برگرفته از ارزش های دینی و انسانی حاکم بر رفتار پیامبر بود ولی ارزش های حاکم بر رفتار خلفای ثلاثه، آمیخته ای از آرمان های اجتماعی جامعه عرب و هنجارهای دینی به شمار می رفت که از زمان پیامبر(ص) به یادگار مانده بود و همین نکته، تفاوت اصلی بین اعمال امام علی(ع) و خلفاست.
از نگاهی دیگر خلفا پس از پیامبر(ص)، سیاست های نابرابری در زمینه توزیع ثروث و قدرت اتخاذ کردند که باعث شد در قشربندی اجتماعی، ساختاری نامتعادل و نامتوازن به وجود آید و فاصله اجتماعی بین طبقات افزایش یابد اما امام علی(ع) در دوران حکومت خود با در پیشگیری سیاست تساوی گرایانه در توزیع ثروت و قدرت و اجرای اصل شایسته سالاری، فاصله طبقاتی موجود درجامعه را کاهش داد و با تعدیل نابرابری های اجتماعی، به جامعه ساختاری متعادل و متوازن بخشید.
از این رو، بررسی ماهیت ارزش های مستقر در حکومت علوی این نکته را گوشزد می کند که ایشان در مسیر تحقق عدالت در دو وجه اقتصادی و اجتماعی و ایجاد همگامی میان کارکرد اجتماعی عدل و ملازمه معنایی این کلیدواژه راهبردی با مفهوم آزادی مشروع، بیش از هرچیز بر جوهره انسانیت و تاثیرات نگاه متقیانه بر ساحت تفکر اجتماعی مدیران تاکید دارد. در این میان، باید توفیق بی نظیر این امام همام در اجرای درست و هدفمند عدالت و مساوات اقتصادی و تعدیل نابرابری های اجتماعی در بحرانی ترین شرایط محیطی ناشی از کمبود منابع درآمدی را به عنوان یک الگوی بی بدیل در مسیر دید محققانه خود قرار داد و با تاسی از آموزه های علوی، حکومتی اصیل را بر مبنای ارزش های دینی بنیان نهاد; امارتی که طبق ایدئولوژی های قرآنی، نگاهی منتظم و قاعده مند را در فعلی خداپسند و قولی خدا باور متجلی می سازد و بی شک جامعه تربیت شده در بستر چنین حکومتی، توانایی بالایی در مدیریت و مهار بحران داراست و از پل لرزان اجرای طرح های راهبردی، با صلابت و قدرتی ایمانی عبور کرده و به منزلی امن خواهد رسید.