امروز جمعه 22 خرداد 1405

Friday 12 June 2026

نگاهی به جایگاه فرهادی در سینمای ایران


1401/08/01
کد خبر : 64557
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 24 نفر
فرهادی نگین سینمای ایران در دهه هشتاد و سال ابتدایی دهه نود است. اغراق نمی کنم و دلایلی کاملا سینمایی برای این نظرم دارم. کارگردان خوش فکر و متعهد سینمای اجتماعی ما تا قبل از ورود به سینما، با خلق فیلمنامه هایی پر جزئیات در مجموعه های تلویزیونی و البته همکاری هوشمندانه با ابراهیم حاتمی کیا در ارتفاع پست، خود را به عنوان یک معمار و مهندس بی نظیر در طراحی ساختمان روایت به مخاطبان شناساند و پیش زمینه های مناسب در مسیر کارگردان شدن را سپری کرد. روزگار جوانی، داستان یک شهر، پشت کنکوری ها، طرح داستانی خانه به دوش، نگارش چند قسمت از مجموعه کمربندها را ببندیم، نوشتن سناریوی دایره زنگی و محاکمه در خیابان و ساخت آثاری چون رقص در غبار، شهر زیبا، چهارشنبه سوری، درباره الی و جدایی نادر از سیمین، کارنامه ای بی نظیر را شکل داده است که شاید حتی تصور تحققش برای فرهادی، اهالی سینما و خانواده مطبوعات در مدت زمانی یک دهه ای غیر قابل امکان ارزیابی می شد. فقط در نظر آورید که ظهور اصغر فرهادی در دورانی بود که کارگردانان بزرگی چون مهرجویی، کیمیایی، حاتمی کیا، بیضایی، مجیدی و تبریزی در سریر پادشاهی سینمای ایران قرار داشتند و ورود فرد جدیدی به این قلمرو در چند دهه بعد هم قابل امکان به نظر نمی رسید. حتی جرقه هایی چون زیر نور ماه، نفس عمیق، شب های روشن و مکس نیز به عنوان یک درخشش مقطعی برای سیدرضا میرکریمی، پرویز شهبازی، فرزاد موتمن و سامان مقدم در نظر می آمد و ادامه موفقیت برای این کارگردانان با توجه به قواعد حاکم برسینمای ایران شاید تا حدودی رویایی به نظر می رسید اما فرهادی تمام این معادلات را به هم ریخت. رقص در غبار و شهر زیبا سکوی پرتابی شد برای رسیدن به چهارشنبه سوری و آغازی بر جهانی شدن فرهادی. چهارشنبه سوری در خیل رقبای قدرتمندش بیش از بقیه آثار به چشم آمد و هدیه تهرانی غافلگیر کننده اش از هوشمندی کارگردانی حکایت داشت که ظرایف حسی بازیگر ستاره را دریافته بود و خانم صورت سنگی را به یک بازی عمیق حسی و تکنیکی رسانده بود. گریه های تهرانی، واکنش های عصبی و تردیدهایی که وی را نسبت به مرتضی دلسرد ساخته بود چنان از لحاظ اجرایی سر و شکلی حرفه ای داشت که داوران نتوانستند از کنار آن بی تفاوت بگذرند و سیمرغ فجر هدیه ای شد برای هدیه سینمای ایران. فرهادی درامی هالیوودی ساخته بود که تعریف جدیدی از سینمای اجتماعی با محوریت اختلافات زناشویی عرضه می کرد و همگان مشتاق بودند تا ببینند که اثر بعدی فرهادی چگونه خواهد بود. دیری نپایید که خبر رسید فرهادی درباره الی را در مرحله تولید دارد. شنیده ها حکایت از ساخت یک فیلم غافلگیر کننده دیگر داشت و جریان ملتهب و تنش زای غرق شدن الی و واکنش های همراهانش چنان خواستنی و حرفه ای از آب در آمده بود که حتی زمان نامناسب اکران آن نیز(روزهای پرتنش خرداد ۸۸) مانع میلیاردی شدن فیلم نشد. درباره الی میزانسن های درخشانی به ویژه در صحنه غرق شدن الی و وقایع پس از آن دارد و گروه بازیگری اش درخشان ظاهر شده بودند. فقط به یاد آورید واکنش های هر یک از آدم ها را که چگونه تلاش داشتند تا اظطراب خود را پنهان سازند اما نمی توانستند. پیمان معادی را به یاد بیاورید که چگونه برای کمک گیری از دیگران می دوید و با لحنی التماس گونه درخواست داشت تا برای نجات الی به آب بزنند. مریلا زارعی را به یاد آورید که با چه ریتم بیانی ترس و اضطراب را در هم ادغام ساخته بود. الی را به یاد آورید که در صحنه بادبادک هوا کردن چه سبکبالانه و رها حرکت می کرد. صحنه پانتومیم را به یاد آورید که چه تماشایی از سوی بازیگران اجرا شد. و در نهایت به بازی درونی صابر ابر می رسیم که با حضور کوتاه خود یک اجرای شاهکار را به یادگار می گذارد. واکنش های تندی که از طریق نگاه ملامت گر یا بیان کنایی به همراهان الی دارد و نیز برخورد فیزیکی اش با احمد(شهاب حسینی) از جمله فصل های ماندگار بازیگری در دهه ۸۰ است. و بالاخره جدایی نادر از سیمین فرا رسید. درس میزانسن فرهادی به کارگردانان دیگر از سکانس دادگاه آغاز می شود. دوربین از دریچه نگاه قاضی به صحبت های نادر و سیمین می پردازد. دوربینی که آشکارا مردم را به قضاوت درباره آدم های اثر فرا می خواند. فیلم با مکث دقیق بر جزئیات و چرخش هنرمندانه دوربین روی دست، در خانه نادر تمامی آنچه نیاز است تا مخاطب را با جریان درام اثر همراه سازد به وی عرضه می کند. ورود بچه حجت را به خاطر آورید که چگونه با تعجب به اطرافش می نگرد و دوربین روی دست به چه ظرافتی این تعجب را انتقال می دهد. جدایی نادر از سیمین فیلم جزئیات است. جزئیاتی که اندیشه مخاطب را درگیر ساخته و اجازه نفس کشیدن را به وی نمی دهد. پشت هر نمای آن فکر و فلسفه ای خوابیده که می خواهد اثری جهانی را عرضه کند. اثری دغدغه مند با موضوعی جهانی، تکنیکی جهانی و پیامی جهانی. به واقع سینمای اصغر فرهادی به شدت متکی بر تقابل عرصه های تفکر سنتی با جلوه های فرهنگ مدرن است. بحث فصل و جدایی انسان هایی که در گذرگاه های انسانی تن به اتفاقات و حوادثی می دهند که خود نقشی در آن نداشته اند یا اینگونه می نمایانند که از چرایی وقوع آن نامطلع هستند و این درست همان چیزی است که فرهادی در هرم اخلاقی خود یعنی نهی دروغ، مذمت غیبت و رد مکتب سودانگاری و منفعت طلبی بدون پشتوانه اخلاقی در سه گانه و تریلوژی اخلاق گرای خود یعنی چهارشنبه سوری، درباره الی و جدایی نادر از سیمین مطرح می کند. نگاه به شدت اخلاقی این کارگردان به مناسبات انسانی در اثر آخر خود، آنجا وجه پر رنگی می یابد که دوربین مناقشات سیمین و نادر را در دادگاه نشان می دهد و علت این مجادله کلامی اصرار سیمین بر این موضوع است که نادر با سپردن پدر خود به یک خدمتکار، همراه با او به خارج از کشور بیاید اما نادر با یک نگاه اخلاقی و در پرتو دیالوگ درخشانی چون "اون نمی فهمه من پسرشم من که می دونم اون پدرمه" تصویر اخلاق در سینمای فرهادی را به تمامه عرضه می کند; تصویری که البته همواره در روح قلم او جاری بوده و تجربه های ارزنده و درخشانی را به مخاطبان سینما و تلویزیون عرضه کرده است. به واقع جنس سه گانه فرهادی بدون هیچ مکثی بر روی المان های سیاسی (اگرچه برخی با تحلیل نمادین، اثر اخیر فرهادی را سیاسی برشمردند) تنها به زندگی و موجودی به نام انسان می پردازد. انسان در سینمای فرهادی تنها یک موتور درام نیست بلکه مدلی تحلیلی برای الگوشناسی شاخص های زندگی به شمار می رود. طبقات اجتماعی و دغدغه های آنها تصویر در ستی در سینمای فرهادی پیدا می کنند و درونمایه مفهومی آثار فرهادی شاخک تند انتقاد خود را به دروغ، خیانت و ریا استوار می سازد. فرهادی سینما را در همان کارکرد اصیل خود یعنی حقیقت نمایی و بازتاب زندگی تعریف کرده و از این رو بازیگران آثارش بدون توجه به دوربین، ثبت کننده لحظات زندگی هستند; گویی دوربینی وجود ندارد و به همین علت حس تماشای زندگی واقعی و نه تنها یک فیلم جان یافته در پس بازی ها و نقش آفرینی های بازیگران، مخاطب را تا انتها با فیلم همراه می سازد و تفاوت آثار فرهادی با دیگران از این وجه نمود عینی می یابد. فرهادی با پرهیز از هرگونه ساختارشکنی عینی و نمادین و تنها در پرتو ثبت حقیقت زندگی در قاب هنر و به نوعی دعوت به تعقل و اندیشه، آثار خود را وجهی اندیشمندانه و فرهنگی می بخشد که این امر تلخی های بزرگ آثارش را طعمی شیرین می بخشد. مخاطب در مواجهه با سینمای فرهادی نه با تمهیدات عامیانه از جنس کلیپ حاجی گرینف در اخراجی ها ۳ روبرواست و نه انتظار خط شکنی از آثار تفکربرانگیزی چون سه گانه فرهادی را دارد. تماشاگر صرفا در این گستره هنری پویا به دنبال لحظاتی از جنس زندگی است; لحظاتی تلخ و گزنده و در عین حال شورانگیز و تامل آفرین.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/64557
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید