امروز جمعه 22 خرداد 1405

Friday 12 June 2026

نوستالژی خانه مادری در سایه دکوپاژهایی مدرن


1401/08/01
کد خبر : 64307
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 54 نفر
حمید نعمت الله نام آشنایی برای دوستداران سینمای اجتماعی دهه اخیر به شمار میآید. او که با ساخت بوتیک نام خود و سینمای اجتماعی خاص خود را در میان هنردوستان بر سر زبان انداخت با ساخت فیلم بی پولی ثابت کرد که بوتیک یک اتفاق در سینمای اجتماعی ایران نبوده است. نعمت الله که سابقه دستیاری مسعود کیمیایی در فیلم های ضیافت و مرسدس را دارد به پشتوانه نگاه دقیق خود به رویدادهای اجتماعی، نگاه جدیدی به مقوله شخصیت پردازی در سینمای اجتماعی داشته است. شخصیت های آثار او علاوه بر اینکه از دل مناسبات اجتماعی انتخاب شده اند در عین حال به شدت پرداخت شده و با شناسنامه هستند و این امر مهمترین شاخصه سینمای او به شمار میآید. مهرماه امسال سریالی به نام وضعیت سفید از آنتن شبکه سوم پخش شد که امضای نعمت الله را به عنوان نویسنده و کارگردان یدک می کشید. انتخاب رسانه ای مانند تلویزیون با گستردگی مخاطب می تواند دریچه تازه ای به جذب مخاطبانی که با سینمای او آشنا نبودند، باشد. در این بین پرداختن به موضوعی مانند زندگی مردم در دهه شصت و زمان موشک باران پایتخت به تنهایی می تواند جذاب باشد و نعمت الله با هوشیاری این موضوع را با انتخاب لوکیشن و فضاسازی مناسب برای مخاطب ایرانی که به شدت اهل خاطره بازی است، جذاب تر کرده است. با مشاهده کارنامه کاری نعمت الله شاخصه او در فیلم هایش بیش از هرچیز، قدرت مشاهده زندگی و آدم های جامعه معاصر و مهمتر از آن قدرت انتقال دیده هایش به مخاطب است. همین امر مهمترین برگ برنده آثار او علی الخصوص سریال وضعیت سفید به حساب میآید. انتخاب خانه باغ مادری برای جمع کردن فرزندان از هراس موشک و کنار هم قرارگرفتن آدم های متفاوت با شخصیت های خاص همانقدر که می تواند برای هر کارگردانی جذاب باشد احتمال افتادن در ورطه تکرار یک شخصیت قالب را داراست . نکته ای که نعمت الله با زیرکی خاص از آن بهره برداری مثبت کرده و همین امر مخاطب را برای پیگیری هر شب این قصه مشتاق تر کرده است . او با استفاده از قدرت شخصیت پردازی در عین حال که بار درام را بر دوش همه اعضای خانواده به نوبت تقسیم بندی کرده است با درایت خاصی از پس تصویرسازی ذهنی مخاطب در مورد هرکاراکتر برآمده و در حالی که آدم های قصه همگی شناسنامه دار هستند هر یک به نوعی بار قصه ای را که بیشتر به خانه باغ مادری محدود شده است، به دوش دارند. در عین حال در زمانه ای که سریال های تلویزیون محصور آپارتمان های مدرن و بازیگران شیک وقصه های دختر وپسری شده است. نعمت الله با شجاعت خاصی دوربینش را به میان روستای نه چندان مدرن می برد و آدم های شهرنشین قصه اش را که از ترس موشک به باغ پناه آورده اند درگیر مشکلات زندگی در طبیعت می کند. انتخابی که نه تنها مخاطب امروزی را با دکوپاژهای خاص شگفت زده می کند بلکه لذت بصری وافری از زندگی روستایی با چشم اندازهای خاص را نشان می دهد. اما مهمترین بخش از کارگردانی خاص او در این سریال انتخاب دهه خاطره انگیز شصت برای مظروف قراردادن این داستان است. به خصوص اینکه برای آدم هایی با پیشینه تاریخی مردم ایران این وجه از روایت قصه یعنی طعم شیرین نوستالژی; نوستالژی روابط انسانی و خانوادگی،خاطراتی از تقسیم کردن همه چیز حتی غصه ها و شادی ها، قصه ای از سادگی آدم ها، و بازسازی تفریح با انواع ابتدایی لوازم زندگی، نگاهی به روابط زیبایی مثل نوه بودن، برادر زاده بودن و... نگاه موشکافانه نعمت الله به برهه ای از زندگی مردم این سرزمین که روابط خانوادگی در آن دوره دستخوش این همه تغییر قرار نگرفته بود و زندگی هنوز بوی مربای گل سرخ می داد. در عین حال حمید نعمت الله در یک اقدام کم سابقه در تلویزیون، برای سریالش وقت گذاشته است. طراحی صحنه، شخصیت پردازی دقیق، کادر بندی های بدیع و میزانسن پر دردسر همگی در شرایطی که دیگر به قاب بندی های ساده و میزانسن های تکراری سریال های تلویزیونی عادت کرده ایم، شوقی وصف انگیز جهت پیگیری این سریال ایجاد می کند و مهمترین نکته در کارگردانی او در این سریال در پس این موضوع پنهان است که نعمت الله شعور مخاطب را دست کم نگرفته و به همین دلیل بیننده با دیدن این سریال مجموعه ای از لذایذ بصری را با میزانسن های دقیق در کنار قاب بندی هایی که همگی از نگاه جدیدی ریزه کاریهای تازه ای را برای چشم مخاطب عیان می کند، در کنار طراحی صحنه قابل قبول و فیلمبرداری چشم نواز اثری شاخص را در شبهای پاییزی مهمان مخاطبان ایرانی کرده است. اما چیزی که بیشتر از روابط انسانی ومفاهیمی چون گذشت و همیاری در نوع کارگردانی نعمت الله به چشم می آید، توجه به نشانه های دهه شصت و بازی با این نشانه هاست واتفاقا همین مسئله باعث جذب مخاطبانی که اکثرا بالای سی سال سن دارند شده است، علاوه برنمایش وجوه نوستالژیک دهه های پیش، شخصیت پردازی یکی از نقاط قوت سریال می باشد. کاراکترهای قصه از بهروز گرفته تا احترام و... همگی به غیر از اینکه مشخصه تیپ بودن را دارا هستند با انتخاب به جای بازیگران، لایه های درونی تری از شخصیت های قصه را به نمایش گذاشته اند که همین امر حاکی از هوشیاری کارگردان در پردازش شخصیت های قصه است. به خصوص شخصیت محوری امیر که با همه رفتارهای غیرمتعارفش یکی از بهترین شخصیت پردازی های دوره نوجوانی سالهای اخیر تلویزیون بعد از سریال ماندگار قصه های مجید کیومرث پوراحمد است. نگاه خاص نعمت الله به مقوله فیلمبرداری در وضعیت سفید بیشتر به عکاسی شبیه است تا فیلمبرداری یک سریال، در هرنما یک قاب عکاسی شکل می بینیم و البته حضور پرنده یا گل یا اجسام بی ربط به موضوع ومرتبط به لوکیشن(باغ) هم برای کمک به زیباسازی فضای قاب دوربین قابل تامل است، وهمین پیگیری برای زیباسازی وتوجه به نشانه های نوستالژیک است که وضعیت سفید را ورای هر مضمون ومحتوایی تبدیل به یک سریال زیبا وچشم نواز و ملموس با یادآوری خاطرات گذشته کرده است. نکته ای که در پس همکاری زوج حمید نعمت الله و هادی مقدم دوست پس از تجربه های موفق گذشته این بار بیشتر به چشم می آید ودر پس همه بازیهای خاص و شخصیت های بحث برانگیز حائز اهمیت است، نگاه نمادین نعمت الله به کاراکترهای قصه است. به طوری که می توان مادر را به عنوان مام میهن و هر یک از فرزندان را نماینده یکی از اقشار جامعه تصور کرد و در نهایت اتحاد و آشتی آنها را تعاملی در سمت یکی شدن همه آحاد جامعه برای ساختن ایرانی آرام و آزاد دانست. تصویری که در انتهای قصه نه تنها حس شیرین وطن دوستی را به کام هر بیننده ای می نشاند، بلکه به لطف شجاعت و حساسیت کارگردان در اجرای تحسین برانگیز این قصه، وضعیت سفید را به سریال دوست داشتنی که تا سال های آینده در اذهان مردم خواهد ماند، تبدیل کرده است.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/64307
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید