امروز دوشنبه 08 تیر 1405

Monday 29 June 2026

نوسان قیمت نفت، سفته‌بازی و ذخایر راهبردی


1401/08/01
کد خبر : 71045
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 40 نفر
● بکر این مقاله حدود یکسال پیش وقتی آمریکا تصمیم گرفته بود از ذخایر راهبردی‌اش عرضه نفت را افزایش دهد، نوشته شده است. آژانس بین‌المللی انرژی به تازگی اقدام به هماهنگی تصمیمات اعضا برای ورود مقداری از ذخایر راهبردی نفت آمریکا، ژاپن و ده کشور دیگر دارنده این ذخایر به بازار کرد. عرضه این ذخایر تحت تاثیر جهش سریع بهای نفت از حدود ۹۵ دلار در آغاز ۲۰۱۱ به بیش از ۱۲۰ دلار در آوریل امسال بود. من در این مقاله درباره تعیین‌کننده‌های بنیادی نوسانات شدید بهای نفت، نقش سفته‌بازها و چرایی نابخردانه بودن به بازار فرستادن این ذخایر نفتی در مقطع فعلی بحث خواهم کرد. پس از نخستین افزایش شدید بهای نفت در پی تحریم نفتی اعراب در ۱۹۷۳ میزان نوسانات قیمت نفت شگفت‌آور بوده است. اگر بخواهیم به دلار سال ۲۰۰۸ (یعنی دلاری که با نرخ تورم تعدیل شده است) حساب کنیم قیمت نفت در سال ۱۹۷۳ حدود ۴۰ دلار می‌شود که به ۷۵ دلار در ۱۹۸۱ افزایش و به حدود ۲۰ دلار در میانه دهه ۱۹۸۰ کاهش یافت، و سپس تا ابتدای سده حاضر در همان سطح پایین ماند. این قیمت‌ها پیش از اینکه بحران مالی کنونی رخ دهد به طرزی تماشایی به بیش از ۱۴۰ دلار افزایش یافت که در هنگام بحران به شدت کاهش یافته و به سرعت بهبود یافت، چون که اقتصاد جهانی دوباره با سرعت بیشتری شروع به رشد کرد. عوامل بنیادی در بازار نفت، عرضه و تقاضای نفت است که بیشتر نوسانات اصلی در قیمت‌های نفت را تبیین می‌کند. تقاضای نفت طی زمان دچار تغییر می‌شود چون که رکود اقتصادی باعث کاهش تولید جهانی و بنابراین تقاضای نفت می‌شود و نیز چون رشد اقتصادی جهان به ویژه جهان در حال توسعه پایین می‌آید. توسعه اقتصادی تقاضای نفت را بالا می‌برد چون تقاضای خودرو و بنابراین بنزین همراه با توسعه اقتصادی کشورها به سرعت افزایش می‌یابد و تولیدات کارخانه‌ای و سایر بخش‌ها تقاضا برای نهاده‌های نفتی را افزایش می‌دهند. برای اینکه درک بهتری از اثرات تغییرات تقاضا بر قیمت نفت داشته باشیم افزایش سالانه در تقاضای جهانی برای نفت را ۳ درصد در نظر بگیرید. افزایش القایی در قیمت بستگی به این دارد که مقدار نفت تولیدشده چه میزان حساس (یا به گفته اقتصاددانان باکشش) نسبت به قیمت‌های بالاتر نفت است. تولید نفت به آسانی در کوتاه‌مدت افزایش نمی‌یابد به ویژه با وجود سازمان اوپک که حدود ۳۵ درصد عرضه جهانی نفت را کنترل می‌کند. تخمین معمول که از کشش عرضه جهانی کوتاه‌مدت نفت می‌شود کاملا پایین بوده و حدود یک دهم واحد است. این عدد به معنای این است که برای افزایش ۳ درصدی عرضه نفت نیاز به ۳۰ درصد افزایش قیمت نفت داریم که ده برابر بزرگ‌تر است. این مثال به حالت عکس نشان می‌دهد به دلیل کشش پایین عرضه نفت، حتی اندک تغییری در تقاضای نفت اثرات خیلی زیادی بر قیمت آن می‌گذارد. با توجه به این واقعیت که کشش کوتاه‌مدت تقاضا نیز حدود یک دهم است حساسیت قیمت نفت به جابه‌جایی‌های زیربنایی در بنیان‌های اقتصاد حتی بیشتر می‌شود. برای اینکه اثرات چنین کشش پایین تقاضا را نشان دهیم فرض کنید تولید جهانی نفت حدود یک و نیم درصد کاهش یابد. این مقدار کاهش تقریبا معادل کاهش عرضه نفت به واسطه جنگ داخلی لیبی است که تولید روزانه نفت آن کشور از ۴/۱ میلیون بشکه به حدود ۲۰۰ هزار بشکه کاهش یافت. با توجه به اینکه کشش تقاضای نفت خیلی پایین است برای اینکه مصرف جهانی فقط ۵/۱ درصد کاهش یابد نیاز به ۱۵ درصد افزایش قیمت داریم. نوسانات واقعی در قیمت‌ها به علت جابه‌جایی در عرضه و تقاضا کوچک‌تر از این مثال‌ها خواهد بود. وقتی تولید لیبی کاهش یافت و قیمت نفت بالا رفت، سایر تولیدکنندگان نفت میزان عرضه نفت خود را بالا بردند تا از قیمت‌های بالاتر منتفع شوند. اما چون کشش عرضه نیز پایین است، آن واکنش خیلی محدود بود. به طوری که قیمت نفت هنوز به مقدار زیاد افزایش می‌یابد. یک تحلیل کلی از تعادل بازار نشان می‌دهد که با توجه به کشش‌های معین عرضه و تقاضا که یک دهم است درصد افزایش قیمت با در نظر گرفتن همه این تعدیلات، هنوز ۵ برابر (به جای ۱۰ برابر) کاهش در عرضه یا افزایش در تقاضا است. علاوه بر این، حساسیت‌پذیری هر دو عرضه و تقاضای نفت به قیمت‌ها طی دوره بلندمدت‌تر بیشتر است. این دلالت دارد که افزایش قیمت به علت کاهش دایمی‌تر در عرضه ابتدائا کاملا بالا خواهد بود اما با گذشت زمان کمتر و کمتر خواهد شد. قیمت نفتی که بالا مانده باشد مصرف‌کنندگان را وادار به صرفه‌جویی در استفاده از نفت با خرید خودروهای کم مصرف، استفاده چند نفر از یک خودرو، و میزان کیلومتر رانندگی کمتر می‌کند. شرکت‌ها نیز اقدام به جایگزینی گاز، زغال سنگ و سایر منابع انرژی با نفت می‌کنند. به همین ترتیب در طرف عرضه نیز بالا بودن قیمت نفت در بلندمدت طرف عرضه را وادار به تلاش بیشتر برای کشف میادین جدید نفتی می‌کند چه می‌خواهد در اعماق دریاها یا در مناطق دورافتاده کویری باشد. میادین نفتی ناکارآ نیز وارد خط تولید می‌شوند چون که هزینه‌های بالاتر آنها را می‌توان با قیمت‌های بالاتر نفت پوشش داد. البته سفته‌بازان نیز در بازار نفت فعال هستند. آنها شاید در معاملات آتی نفت وارد شوند با انتظار اینکه قیمت‌های نفت در آینده افزایش خواهد یافت یا که به صورت فروشنده در این بازارها عمل کنند با این امید که قیمت‌ها در آینده کاهش می‌یابد. اگر انتظارات آنها درست باشد به تثبیت قیمت نفت کمک می‌کنند چون عرضه را افزایش می‌دهند زمانی که قیمت‌ها در حال افزایش است و تقاضا را افزایش می‌دهند زمانی که قیمت‌ها در حال کاهش است. به بیان دیگر، سفته‌بازی به شکل یک ابزار تثبیت‌کننده عمل می‌کند هنگامی که سفته‌بازان در حال سود کردن هستند چون آنها انتظارات صحیحی درباره حرکات قیمت دارند؛ و باعث بی‌ثباتی می‌شوند وقتی که زیان می‌کنند چون که انتظاراتشان اشتباه از کار درآمده است. با توجه به اینکه عوامل بنیادی بازار دلالت بر حرکات شدید قیمتی ناشی از تکانه‌های تقریبا کوچک در عرضه و تقاضا دارند و اینکه سفته‌بازی موفقیت‌آمیز تمایل به تعدیل حرکات قیمتی دارد، به سختی بتوان باور کرد که سفته‌بازی نقش عمده‌ای در ایجاد نوسانات شدید در قیمت‌های نفت ایفا کرده است. هنگامی که کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی توافق به فروش ۶۰ میلیون بشکه نفت (نیمی از آن توسط آمریکا) از ذخایر نفتی خویش طی ۳۰ روز بعد کردند،‌ در واقع آنها هم اساسا به صورت یک سفته‌باز در قیمت‌های نفت عمل کردند. از آنجا که عرضه فراوان نفت در آن زمان با حدود ۱۱۰ دلار در هر بشکه وجود داشت، تنها توجیه اقتصادی و نه سیاسی برای این حرکت، باور به این نکته بود که کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی فکر می‌کردند قیمت‌های نفت خیلی بالا بوده است و در آینده کاهش خواهد یافت. شاید که این کشورها دسترسی به اطلاعات پنهانی ویژه‌ای دارند که در دسترس شرکت‌کنندگان خصوصی در بازار نفت درباره از سرگیری تولید نفت لیبی طی چند ماه آینده قرار ندارد و درباره این که ناآرامی در خاورمیانه و شمال آفریقا به سایر تولیدکنندگان اصلی نفت در آن منطقه سرایت می‌کند. دانش ویژه مستلزم توجیه مداخله آژانس است چون که در غیر این‌صورت آن اطلاعات پیش از این قیمت نفت را پایین آورده بود. داشتن چنین دانش ویژه‌ای بعید به نظر می‌رسد چون که آن ناآرامی به تنهایی همه دولت‌های اصلی (و شرکت‌کنندگان خصوصی) را شگفت‌زده کرد. جدای از اینها، از موجودی نفت دولت‌ها نباید به قصد سودبردن از اطلاعات ویژه استفاده شود. در عوض، این اطلاعات باید در معرض عموم گذاشته شود (البته منظور اطلاعات حساس سیاسی نیست). ذخایر راهبردی باید یک پوشش تامینی در برابر اختلالات عرضه طی زمان جنگ یا سایر بحران‌هایی باشد که نفت به آسانی حتی در قیمت‌های به اصطلاح بازار هم در دسترس نباشد. تنها در دو مداخله پیشین که آژانس ورود کرد به علت تکانه‌های بزرگ عرضه بود: جنگ خلیج فارس در ۱۹۹۱ و اثرات طوفان کاترینا، اگرچه بازار جهانی نفت همچنان بدون ایجاد اختلالات اصلی عرضه طی این بحران‌ها به کار ادامه داد. با وجودی که قیمت نفت بالا است بازار نفت در حال حاضر خیلی خوب کار می‌کند بنابراین دلیل اقتصادی خوبی برای فروش نفت از ذخایر راهبردی در این زمان وجود ندارد. ● پوسنر در این باره حق با بکر است که بر نقش کشش‌های عرضه و تقاضا (یعنی این نکته که چگونه قیمت به تغییرات تقاضا و عرضه واکنش نشان می‌دهد) در ایجاد نوسانات شدید قیمت نفت و مشتقات آن از قبیل بنزین تاکید می‌کند و نقش سفته‌بازی را در این نوسانات بسیار کمرنگ می‌بیند و به مطلوبیت اجتماعی عمل سفته‌بازی اشاره می‌کند. اگر عرضه نتواند به افزایش تقاضا واکنش زیادی نشان دهد، قیمت در کوتاه مدت به شدت افزایش خواهد یافت تا میزان محدود عرضه نفت را در بین متقاضیان پرسر و صدا جیره‌بندی کند و قیمت خیلی راحت بالا خواهد رفت اگر که متقاضیان ترجیح دهند قیمت بالا را بپردازند به جای اینکه بدون آن زندگی کنند. اگر تقاضا کاهش یابد، قیمت نیز سقوط خواهد کرد به شرط اینکه واکنش عرضه کند باشد چون که عرضه متناسب با تقاضا کاهش نخواهد یافت- در این حالت با اضافه عرضه مواجه خواهیم شد. افزایش برون‌زای عرضه باعث کاهش شدید قیمت خواهد شد چون که تقاضای بی‌کشش دلالت بر این دارد که قیمت باید خیلی زیاد کاهش یابد تا که بتوان خریداران برای تقاضای اضافی را جذب کرد و بنابراین بازار تصفیه شود. افزایش تقاضا یا کاهش عرضه نیز اثر شدیدی خواهد داشت هر چند که در جهت مخالف است. بنابراین برای وقوع نوسانات شدید قیمت نفت که بکر مستند می‌سازد نیازی به فرض فعالیت‌های شریرانه سفته‌بازان ندارد. و همان‌طور که بکر نیز اشاره کرد، فعالیت سفته‌بازان در حالت کلی جنبه شریرانه ندارد. بدون سفته‌بازی، تنها اطلاعات درباره ارزش کالاها توسط اقدامات عرضه‌کنندگان و مصرف‌کنندگان و سایرین در زنجیره توزیع از تولیدکننده تا مصرف‌کننده نهایی عرضه خواهد شد. با وجود سفته‌بازی، اطلاعات اغلب توسط اشخاص و بنگاه‌هایی عرضه می‌گردد که براساس نظر خودشان که قیمت‌ها چگونه تغییر خواهد کرد اقدام به خرید یا فروش می‌کنند. در عین حال سفته‌بازان قادر به بی‌ثبات سازی بازارها هستند. سفته‌بازان علاقه‌مند به تغییر قیمت هستند و می‌دانند که تغییرات قیمت تا حدی تحت تاثیر تصمیمات سایر سفته‌بازان تغییر می‌کند. در یک حباب قیمتی دارایی، سفته‌بازان (و سایرین) با انتظار افزایش قیمت‌ها اقدام به خرید می‌کنند و شاید باور کنند که دارایی عملا اضافه قیمت یافته است در عین حال که هنوز به خرید ادامه می‌دهند چون که فکر می‌کنند سایر شرکت‌کنندگان در بازار باور دارند (به اشتباه) که آن دارایی هنوز به قیمت واقعی نرسیده است. تصمیم آمریکا و سایر کشورهایی که ذخایر نفتی دولتی دارند به عرضه مجموعا ۶۰ میلیون بشکه نفت (نیمی از آن از ذخایر نفتی راهبردی که عرضه ذخایر نفتی دولت آمریکا نامیده می‌شود) شاید یک گمانه‌زنی هوشمندانه از این نکته باشد که نفت زیاده ارزش‌گذاری شده است. اگر نفت زیاده‌ارزش‌گذاری شده است قیمت‌ها کاهش خواهد یافت پس با فروش در این لحظه، کشورها درآمد بیشتری دریافت خواهند کرد تا اینکه بخواهند منتظر بمانند. فروش نفت که باعث افزایش عرضه می‌شود قیمت نفت را کاهش خواهد داد، این کشورها واردکننده نفت هستند و بنابراین از قیمت‌ پایین‌تر نفت منتفع خواهند شد. اما این جای بحث دارد؛ هیچ دلیلی ندارد که فکر کنیم نفت زیاده ارزش‌گذاری شده است. قیمت بالای کنونی نفت ناشی از کاهش حدود یک میلیون بشکه نفت در روز از نفت لیبی به واسطه جنگ داخلی در آن کشور است. این کاهش عرضه در مقایسه با تولید جهانی نفت درصد کوچکی است، اما کشش عرضه پایین امکان می‌دهد که کاهش اندکی در عرضه باعث تاثیر بزرگی بر قیمت شود. بر همین منوال، اندک عرضه ذخایر (به میزان دو میلیون بشکه در روز، طی ۳۰ روز) شاید اثر کوتاه مدت شدیدی بر قیمت‌های نفت بگذارد اثری که طول خواهد کشید اگر که ما و سایر کشورها به عرضه نفت ادامه دهیم. ذخایر نفتی راهبردی ما بیش از ۷۰۰ میلیون بشکه نفت موجودی دارد به طوری که امکان عرضه یک میلیون بشکه نفت در روز به مدت یک سال را داریم و هنوز تقریبا نیمی از ذخایر باقی بماند. اما چه منظوری از کاهش ذخایر نفتی‌مان داریم؟ ارزش این ذخایر همگی به این است که سپر بلا در برابر حوادث فاجعه‌باری مثل توفان کاترینا و نشت نفتی شرکت بی‌پی در خلیج مکزیک باشند که عرضه نفت را کاهش دادند. یک امکان این است که چنین اقدامی یک تمهید تحرک‌بخش کوتاه مدت دیگری مثل برنامه‌های مختلف آسان‌گیری وام رهنی باشد. اثرات چنین تمهیداتی اندک است چون که بنگاه‌ها و مصرف‌کنندگان تشخیص می‌دهند که آنها خاصیت کوتاه‌مدت داشته و بنابراین صرفا زمان‌بندی خریدها را تغییر می‌دهند به جای اینکه مخارج کل خود را افزایش دهند. اما با توجه به نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری سال جاری،‌ دولت انگیزه دارد رونق اقتصادی حتی کوتاه مدتی به وجود آورد. مصرف‌کنندگان نسبت به قیمت بنزین به شدت حساس هستند چون تعداد دفعات زیادی در ماه بنزین می‌خرند و اگر قیمت‌ بنزین مرتب تغییر کند حساسیت‌شان به بنزین نسبت به سایر محصولات مصرفی بیشتر می‌شود. بنابراین کاهش شدید و ناگهانی قیمت بنزین در نتیجه افزایش عرضه نفت می‌تواند احساسی هر‌چند گذرا نسبت به بهبود چشم‌انداز اقتصادی به وجود آورد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/71045
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید