امروز سه‌شنبه 02 تیر 1405

Tuesday 23 June 2026

نمادهایی برای تعریف حقیقت


1401/08/01
کد خبر : 66941
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 46 نفر
سینمای ملی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی چهره ای دگرگون یافت و تحت تاثیر ارزش های نوپدید تلاش نمود تا با تبیین دغدغه های اجتماعی در قالبی از فضاهای رئال یا منبعث از تحلیل نمادین از شرایط قابل بحث و مساله ساز، به نوعی در حراست از این آب و خاک نقش آفرین باشد. ارزش های درهم تنیده اعتقادی و فرهنگی، دغدغه های ملموس اجتماعی و نگاه کارگردان به مقوله هویت ملی و اصالت اعتقادی از جمله شاخصه هایی است که می تواند تا حدودی بازتاب دهنده مرزهای مفهومی سینمای ملی باشد. سوال اصلی سینمای ملی به زعم نگارنده وطن است و بر همین مبنا آن اثری که بیش از دیگر آثار در بازتاب مفهوم ملت و وطن به توفیق برسد باید به عنوان نمونه اصیل سینمای ملی در نظر آورده شود. در متن حاضر به چند نمونه شاخص سینمای ملی و مجموعه های تلویزیونی که در گستره ای از فضاهای تحلیلی واقع گرایانه یا نمادگرایانه به بازتاب مفهوم ملت و وطن پرداختند تا آنجا که حافظه یاری کند اشاره می کنم. الف)سینما ▪ مادر: ساخته تحسین برانگیز علی حاتمی با یک مکث هوشمندانه بر سنت های ایرانی اسلامی و تاکید بر نقش کانون: مادر در نهاد خانواده و در یک تحلیل نمادین با انعکاس نقش آب و خاک در اصالت یابی فرد و جامعه در زیر لوای اتحاد بیش از دیگر آثار سینمایی هم دوره به عنوان نمونه ای ناب از سینمای بومی مد نظر قرار می گیرد. ▪ آدم برفی: سخت است که با توجه به تم مهاجرت به عنوان بن مایه روایی آدم برفی، نگاه های وطن گرایانه به این اثر داشته باشیم اما اگر به سرنوشت دنیا و عباس دقت کنیم و رسیدن آنها به هم و قصدی که برای بازگشت به وطن می گیرند را به عنوان یک نماد از هویت یابی مجدد و بازگشت به اصل خویش و جستجوی هویت گمشده در نظر آوریم، این فیلم از جمله آثاری برشمرده می شود که تاکیدی درست بر جایگاه وطن داشته اند. ▪ آژانس شیشه ای: ابراهیم هنوز هم این اثرت راه و مرام وطن پرستی را به ما نشان می دهد. هنوز هم عباس برای ما رمز امنیت ملی است، همچنان دل گویه حاج کاظم در آژانس شیشه ای به ما میآموزد که هویتمان چیست، چنین است که باورت داریم و قلبمان به عشق آدم های آثارت می طپد. در اثبات ملی بودن این اثر به جمله حاج کاظم ارجاع می دهم که به هم خدمتی اش گفت: "مصداق امنیت ملی برای من وجود عباس هاست، اگر امنیت ملی آنها را بی بی سی تعیین می کند هرکه قبله خودش را بچسبد". ▪ مکس: کمدی فانتزی مکس که به گونه ای هدفمند از موسیقی در تکمیل فضای ارتباطی آدم ها بهره گرفت از جمله آثاری است که مفهوم ایرانی بودن و وطن گرایی را در نگاهی متفاوت از کانال رسمی مورد ارزیابی قرار داد. تمرکز بر گفتمان مجید کسرای که از هنگام عزیمت به سمت هتل تا لحظه انتهایی فیلم، ادبیاتی متفاوت با جامعه پیرامونی اش داشت به خوبی تلاش کارگردان در ساخت اثری برای تقدیس وطن را به نمایش می گذارد. مقدم گرچه در قالب فیلم نامتعارف خود گوشه چشمی به منازعات سیاسی نیز داشت اما در حقیقت بستری مناسب را برای تحلیل مفهوم وطن و ایرانی بودن در پیش گرفت. کیست که این جمله مکس یادش نباشد; ایرانی بودن ربطی به حضور در اینجا ندارد بلکه باید در قلب آدم جای گرفته باشد (نقل به مضمون). ▪ جدایی نادر از سیمین: مرز میان ماندن و رفتن، انتقادی آگاهانه و متعهدانه از وضعیتی که هر روز جامعه را در گردابی از دروغ و خیانت فرو می برد و شخصیت هایی که در کنکاش هویت خود به یک دو راهی مستاصل کننده می رسند. آیا باید ماند و جنگید یا عزم مهاجرت داشت و به سوی یک جهان جدید رفت؟ این سوال کلیدی و مهمی است که کارگردان هوشمندی چون اصغر فرهادی بدون هیچگونه داوری به مخاطبان اثرش عرضه می کند تا آنها تصمیم گیرنده نتیجه مبهمی باشند که از رویارویی ترمه با قاضی دادگاه بر جای ماند. جدایی نادر از سیمین یکی از بومی ترین آثار سینمایی ماست و اشتباه تحلیلی و راهبردی است که آن را سیاه نما یا ضد ارزش های حاکم برشماریم. ب)تلویزیون ▪ سرزمین سبز: عنوان اثر گزنده و تلخ بیژن بیرنگ و مسعود رسام نه تنها تکلیف مخاطب را با این مجموعه از همان ابتدا روشن کرد بلکه با دیدن همان قسمت اول به این مساله متوجه ساخت که قرار نیست آن فضای شاد و دل پذیر خانه سبز تکرار شود. دیگر عاطفه ای نبود که رضا بخواهد با او درد دل کند و از آن خانواده سرسبز نشانی جز یک یاد و خاطره باقی نمانده بود. اما با این وجود همراهی رضا و فرید با هم در یک سیر و سلوک معرفت جویانه و هم نشینی با آدم های سرزمین ایران از جمله ویژگی های آدم های این اثر بود که با تمام وجودشان فریاد می زدند که زنده ام چون ایران سرای من است. ▪ خاک سرخ: چه تمثیل زیبایی است از خونین شهری که با رشادت سربازان وطن آزاد گشت و شد همان خرمشهر زنده و با طراوت قبل از جنگ; اما اثر حاتمی کیا روایت مقاومت مردم خرمشهر است در محمره ای( خاک سرخ) که قرار بود ییلاق عراقی ها باشد و به همین علت یکی از مجموعه هایی است که مفهوم وطن پرستی در آن موج می زند. ▪ خانه به دوش: مجموعه برجسته رضا عطاران با یک تمهید روایی هوشمندانه این مساله را بررسی کرد که آیا واقعا هیچ راهی برای حصول درآمد مناسب در کشور وجود ندارد و تنها راه باقیمانده، مهاجرت به جنوب شرق آسیا برای کار است؟ مسیر روایت با زوم بر سرگذشت ماشا»الله مرزوقی با بازی درخشان حمید لولایی و پیچ و تاب هایی که زندگی این فرد را دچار گره هایی کرده بود علاوه بر آنکه نتیجه مهاجرت برای کار را در یک نگاه نمادگرایانه، خانه به دوشی ارزیابی کرده، بلکه ایستادگی در مقابل مشکلات و خدا باوری را از جمله دلایل توفیق در زندگی برمی شمارد. ماشا»الله پس از کلاهبرداری صورت گرفته از او و احمد در کارگاه کفشدوزی حاجی مشغول به کار می شوند و به یک شغل مناسب و آبرومند دست می یابند و این همان نکته مهمی است که خانه به دوش بر آن تاکید می کند. در وطن بمان و زندگی کن اگرچه به تو سخت بگذرد اما حداقلش آن است که غریب نیستی و کسی هست که دستگیر و یاور تو باشد. پس امیدبخشی را می توان کلیدواژه مجموعه عطاران دانست. ▪ در چشم باد: سیری در تاریخ ایران از مبارزات میرزا کوچک خان جنگلی تا جنگ تحمیلی عراق علیه ایران; خانواده ایرانی به عنوان یک نمونه اصیل از جامعه در طول این مجموعه با چالش هایی روبرو شد که از جنبه نمادین می تواند فرازونشیب های جامعه ایران در یک فرآیند چند دهه ای باشد. ▪ شبهای برره: انتقاد درست مهران مدیری از صفات نکوهیده جامعه ایرانی و تمرکز درست بر سیر تحول ایرانی ها در تار: یخ از جمله ویژگی های کمدی ساختار شکن شبهای برره است; نمادها بسیار درست در این اثر به کار گرفته شد و دغدغه ها و علایق اجتماعی از جمله فرهنگ شهروندی، بوروکراسی اداری، نبرد همشهری ها در فوتبال، سپندار مزگان(روز عشق ایرانی)، تحولات صنعتی و هسته ای، کارکرد درستی در اثر داشته اند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/66941
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید