امروز پنج‌شنبه 04 تیر 1405

Thursday 25 June 2026

نقش هنر در تقابل با تحریف رسانه ای


1401/08/01
کد خبر : 68126
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 47 نفر
ژان فرانسوا لیوتار (۱۹۹۸-۱۹۲۴)، جامعه شناس پساساختارگرا، دروضع پسا مدرن ۱ (گزارشی درباره دانش) می گوید:«آنچه اندیشه انسان را می سازد[ یا به عبارتی به زندگی او شکل می دهد و آن را هدفمند می سازد روایت است وعمل انسان درجامعه عملی پسا روایت محسوب می شود.» ۲ اما روایت تنها نقل واقعیت تاریخی- اجتماعی نیست، بلکه علاوه بر نقل، بازسازی و تکثیر واقعیت نیز به حساب می آید. از این رو روایت درواقع زاویه دید راوی نسبت به پدیده های انسانی و پدیدارهایی جهانشمول مانند؛ سیاست، دین و فلسفه و از همه مهمتر تاریخ، جوهره اصلی هنر و آثار ماندگار درتاریخ و فرهنگ ملت ها و تمدن هاست. بدیهی است هرچه این زاویه دید درست تر، عالمانه تر و به دور از پیشداوری های ناآگاهانه باشد، تاثیرگذارتر و به عبارت دیگر هنرمندانه تر خواهد بود. برای مثال غزلیات حافظ یا مثنوی مولوی بدین دلیل از آثار ماندگار و سند فرهنگی فارسی زبانان به شمار می آیند که روایتی درست، عالمانه و منطبق با واقعیات عاشقانه و عارفانه زندگی ایرانی و جهان فرهنگی فارسی زبانان ارائه می دهند که هنوز پس از گذشت قرن ها برای یک مخاطب ایرانی یا یک فارسی زبان، با هر سطحی از سواد و دانش یا هر جایگاهی از نظام اجتماعی، قابل درک و فهم پذیر است. بدین معنا، آثار هنری جدا از غایتمندی و فلسفه زیباشناختی خود- یک ابزار برای بازسازی و تکثیر نیز به شمار می آیند و این مشخصه، یعنی توان بازسازی و تکثیر، یکی از مهم ترین بهره هایی است که رسانه ها از هنر می برند و به عبارت بهتر در بعد ابزاری خود- درجهان سیاست زده پسامدرن- همان رسانه است. برای نمونه عکسی یا تصویری از یک واقعه، یک پدیده یا یک مفهوم که بوسیله نشریات چاپی یا الکترونیکی منتشر می شود، تنها شامل بعد خبری، انتقال دهی و اطلاع رسانی نیست، بلکه در لایه های ایدئولوژیک و هنری خود حامل معنا، پیام و همان زاویه دیدی است که آن واقعه یا مفهوم را برای مخاطبان خود بازسازی و تکثیر یا به عبارتی روایت می کند و بدین شکل، ذهنیت، اندیشه و طرز تلقی مخاطب را نسبت به آن واقعه یا آن مفهوم سازماندهی می کند و به آن شکل می دهد. اما این بازسازی و تکثیر یا به بیان دقیق تر سازماندهی رسانه ای، تمام نقش هنر نیست و درست در همین جاست که نقش مخاطب و میزان آگاهی و شناخت او از واقعیات و پیشینه حقیقی یا آنچه اصطلاحا تاریخ و فرهنگ یا ملت یا یک تمدن نامیده می شود. در متون هنری و رسانه مشخص و برجسته می شود. چنانچه اگر مخاطب درک درستی از واقعیات تاریخی و بستر فرهنگی خود و رسانه پیش رو نداشته باشد، یا آگاهی او از شرایط وجودی و اقتضائات سیاسی و اقتصادی دخیل دریک پدیده به اندازه کافی نباشد، بسیار بیشتر دچار پیشداوری های بازدارنده، توصیفات نادرست و در نهایت تحریف و کذب واقعیات تاریخی و پیشینه حقیقی خود می شود و بدین شکل بسیار سریع تر قربانی ابزار رسانه و بازسازی و تکثیر یا همان یکسان سازی ابژکتیو هژمونی حاکم (نظام سلطه) می گردد. بدین ترتیب دریک جامعه ناآگاه و بی بنیاد که افراد آن با هر سطحی از علم و دانش، در وهله نخست نسبت به گذشته تاریخی و پیشینه فرهنگی خود بیگانه و متزلزل اند، مخاطب دیگر انسان آزاد و سوژه مختار در اندیشه و انتخاب دربرابر متون هنری نیست. بلکه درچنین شرایطی مخاطب تنها وسیله و ابزاری برای هژمونی حاکم جهت بازسازی و تکثیر ایدئولوژی سلطه و تأیید و تأکید بر روایتی است که رسانه از واقعیت و شرایط وجودی گذشته و حال و آینده ارائه می دهد و بدین شکل ناآگاهانه و نامحسوس زندگی فردی و اجتماعی مخاطب خود را رقم می زند. می گویند ملتی که گذشته خود را نشناسد، آینده ای نیز نخواهد داشت. و این شناخت تاریخی دقیقاً مصداق وجود همین، فرهنگ و تمدنی است که پس از گذشت قرن ها هنوز حیات دارد و به نام ایران و اسلام در بستر زمان و تاریخ بشریت حضور دارد. با این حال در شرایط بیش از پیش سیاست زده، ایدئولوژیک و تنگنای اقتصادی جهان امروز، مخاطب و بهره برداری ابژکتیو و ابزاری از ناآگاهی، غفلت و عدم شناخت او تنها وسیله و ابزار ممتاز رسانه برای هژمونی حاکم جهت یکسان سازی و سلطه بر منافع مادی و معنوی ملت های مستقل و بهره برداری از حقوق انسانی فردی و اجتماعی آنها نیست. بلکه تکنولوژی و کاربرد فن آورانه علم و دانش نیز- به ویژه دررسانه های دیجیتال و فضای مجازی- یکی دیگر از اشکال روایت و بازسازی و تکثیر نزد هژمونی حاکم برای سلطه هرچه بیشتر بر انسان ها و ملت های مستقل است. بدین ترتیب باید توجه داشت هژمونی یا نظام جهانی سلطه، با آنچه بیشتر مایلم در اینجا از آن به امپریالیسم (کاپیتالیسم استعماری) یاد کنم، نه تنها با به کارگیری ابزاری و سودجویانه از هنر سعی در روایتی دگرگونه از واقعیت و جعل و کپی یا همان بازسازی و تکثیر رسانه ای آن برای مخاطبان ناآگاه و اندیشه های متزلزل می کند، که با استفاده ابزاری از علم و دانش یا همان تکنولوژی به بیگانه سازی و ایجاد شکاف و تزلزل در اندیشه های مستقل نیز می پردازد. باید توجه داشت که نظام جهانی سلطه یا همان امپریالیسم تنها به سودجویی و بهره برداری اقتصادی و کالا گونه از افراد، یعنی فرد فرد انسان های جامعه اکتفا نمی کند، بلکه علاوه بر این جوامع قربانی را از درون دچار یک ایستایی مرگبار و یک وابستگی به شدت تفرقه انگیز و شکاف آفرین می کند که تا آخرین لحظه محتاج تکنولوژی، اطلاعات فن آوری شده، اندیشه های بازسازی شده و در نهایت روایتی هستند که هر روز درجهت استمرار هرچه بیشتر سلطه به آنها خورانده و فرافکنی می شود. نمونه های بارز چنین جوامعی را می توان به سادگی در برخی ممالک عرب و امیرنشین های حاشیه خلیج فارس مشاهده کرد که به دور از غرب و سازماندهی سیاسی و اقتصادی آن، حتی یک روز قادر به تصور زندگی و ادامه حیات اجتماعی نیستند. یا در خاور دور، درجوامع به شدت مدرنیزه ای که غیر از وابستگی های اقتصادی و تکنولوژیک، که به لحاظ فکری و فرهنگی نیز، نه تنها مقلد غرب که اصولاً محتاج غرب و نظام فکری امپریالیسم شده اند، چنانکه پیشینه فرهنگی و رویه سنتی اندیشه و جهان بینی و حتی ارزش های تاریخی و هنری خود را جزلایه به لای دفترچه های راهنما و نقشه های توریستی جای دیگر منعکس نکرده و نمی یابند. اما شعارهای جهانی شدن و جهانی اندیشیدن، طرح ایده های دموکراتیک و آرمان آزادی و برابری برای همه ابناء بشر، ژست های دیپلماتیک و سینه سپر کردن برای احیاء حقوق انسان ها درجای جای دنیا از قحطی زدگان شاخ آفریقا گرفته تا سوداگران آمریکای جنوبی و از شبه نظامیان جنوب شرق آسیا تا دیکتاتورهای مخلوع وانقلابی های جان برکف عرب، پروپا گاندایی است که هرچند زیبا و انسان دوستانه، با این همه درکنار سانتیمانتالیسم پر احساس و هیجان فن آوری شده در فیلم ها، شوهای تلویزیونی و حتی آگهی های تجاری شبکه های ماهواره ای و رسانه ها، خیلی زودتر از آنچه بتوان تصورش را کرد فراموش می شوند و درپایان تنها عده ای بیننده با مدرن ترین اندیشه ها و به روزترین تکنیک ها و ابزارها می مانند که نمی دانند وقتی فیلم تمام شد باید کدام شبکه را بگیرند یا با گیرنده خود چه کنند! اما چه باید کرد؟ می گویند تریاق زهر، همان زهر است. شاید-غیر از جلوگیری و ممانعت و تنبیه و جریمه - آگاه سازی، اطلاع رسانی و روایت درست، عالمانه و به دور از پیشداوری های ناآگاهانه از تاریخ، فرهنگ و دیگر پدیدارهای جهانشمول و کاربرد انسانی علم وهنر، همان سر سویدا و جام جهان بینی باشد که در ادب و هنر عارفانه و حکمت عاشقانه پیشینیان ما آن همه در خوشبختی و سعادت فردی و جمعی انسان تأکید شده است و می توان به شکلی هوشمندانه و برنامه ریزی شده درجشنواره های هنری، نشست های ادبی و به هر شکل با مدیریت فرهنگی درست به آن دست یافت. چنانکه نمونه هایی از این دیپلماسی فرهنگی را در جشنواره های مختلف هنری درسال های اخیر شاهد بودیم و امید است درسال پیش رو نیز به شکلی کامل تر و پخته تر و در ابعادی گسترده تر شاهد ترویج هنر اصیل و فاخر ایرانی در جامعه و از سویی احترام به فرهنگ و هنر اصیل هر ملتی درجای خود باشیم.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/68126
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید