امروز سه‌شنبه 02 تیر 1405

Tuesday 23 June 2026

نقش تعلیم و تربیت در اعتلای جامعه


1401/08/01
کد خبر : 67111
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 43 نفر
بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش زیک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار از آنجاییکه انسان فطرتأ موجودی اجتماعیست ورشد و کمال وسعادتمندی وی وابسته به اجتماع است واز طرفی سلامتی عمومی جامعه نیز در گرو بهداشت وسلامتی افراد آن جامعه است این رابطه متقابل وتنگاتنگ ایجاب میکند والدین به ضرورت پرورش وتربیت فرزندان خود توجه کنند تا جامعه ای سالم داشته باشیم از طرقی پدران ومادران آگاه میدانند که پرورش و تربیت فرزندان از بدو تولد آغاز می شود زیرا بخش اصلی شخصیت کودکان در چند سال ابتدای زندگی شکل میگیرد وبتدریج کامل میشود. خالق جهان هستی در بین همه موجودات عالم به انسان ویژگیهای خاصی بخشیده که در میان همه موجودات عالم ممتاز گشته است این کمال وبرتری زمانی آشـکارمی شود که استعدادها ی نهفته وبالقوه ی وی با مراقبت ها ودلسوزی های والدین شکوفا شود وبه مرحله فعلیت برسد. انسان موجودی است با دو بعد جسمانی و روحانی یا بعد مادی و معنوی ،اهمیت اساسی انسان در تکامل روحی وروانی اوست یعنی کمال وی درشخصیت و اخلاق ورفتارش آشکار می شود . پس برای دستیابی فرزندان به مراحل عالی کمال و رشد وشکوفای آنان باید راهی را برگزید که آنان را به سر منزل مقصود برساند راهی که با خلقت وفطرت انسان سازگار وهماهنگ باشد. بر کسی پوشیده نیست که عقل وعلم ودانش برای کسب فضیلت وخلق وخوی نیکو به آدمی یاری می کند اما به تنهایی کاقی نیست بلکه نیازمند دستاویزی محکم تر یعنی اخلاقی است که منشا توحیدی داشته باشد زیراایمان واقعی به خداوند می تواند انسان را از لغزشها ومفاسد اخلاقی باز دارد. ● ضرورت پرورش و تربیت فرزندان تربیت و پرورش فرزندان از بدو تولد آغاز می شود وتا شش سالگی دوره حساس و سرنوشت سازی برای شکل گیری شخصیت است. همچنین سالهای شش تا چهارده سالگی نیز در رشد شخصیت افراد مؤثر است .از نظر علم روانشناسی یک سوم رفتارهای شخصیتی هر فرد از طریق ژنتیکی به ارث می رسد و دو سوم آن تحت تأثیر تعلیم وتربیت و محیط واجتماع شکل می گیرد در اینجا ست که وظیفه سنگین پدران ومادران در تربیت فرزندان آشکار می شود زیرا پروش صحیح ومحبت وتوجه کافی دراین دوران موجب میشود که کودکان امروز در آینده افرادی با اعتماد به نفس باشند و در اجتماع احساس امنیت وآزادی کنند .این دسته از کودکان در بزرگسالی با افراد جامعه ارتباط صحیح ومنطقی برقرار میکنند و ضمن احساس تعاون وهمکاری در اجتماع می توانند استعدادهای خود راشکوفا کنند وخلاقیت ونو آوری داشته باشند این افراد قادر خواهند بود درک درستی از واقعیت های پیرامون و اجتماعی که در آن زندگی می کنند داشته باشند .مثلأ نقاط ضعف اخلاقی خود ودیگران رابه عنوان یک حقیقت می پذیرند و می کوشند ضعف ها و عقب ماندگی های زندگی خود را بر طرف کنند و در مواجهه با حوادث ومشکلات با شکیبایی برخورد کنند وتوانایی آن را دارند آنچه را که مانع پیشرفت آنهاست از پیش پای خود بردارند. از طرف دیگر فرزندانی که در دوران کودکی از کانون پر مهر ومحبت خانواده و به ویژه از آغوش گرم مادر بی نصیب بوده ا ند و به دلایل مختلف از محیط خانواده طرد شده اند مجبورند در طول زندگی خود با مشکلات فراوانی دست به گریبان باشند و در تمام عمر از احساس کمبود محبت رنج خواهند برد وعزت نفس خود را از دست می دهند و در برابر سختی ها وحوادث ناگوار نا شکیباتر هستند و احساس خشم و غضب د ر برخورد با نا ملایمات از ویژگیهای اخلاقی این گروه است این افراد به دلیل یأس وناامیدی داِیمی به راحتی شکست را می پذیرند ودر نهایت دچار افسردگی های روحی وروانی می شوند و نمی توانند از توانایی های خود در پیشبرد اهداف و پیشرفت های زندگی بهره مند شوند و خلاقیت ها واستعدادهای نهفته خود را آشکار سازند . توجه به پرورش وتعلیم وتربیت دختران نسبت به پسران اهمیت بیشتری دارد زیرا آنان مادران آینده هستند و بخش اصلی مسِئو لیت خانه و سرپرستی فرزندان به عهده آنان است مادرانی می توانند فزندان شایسته به اجتماع تحویل دهند که خود شایستگی لازم برای وظیفه سنگین مادر بودن را دارا باشد و همانطور که پیش از این آمد خانواده مهم ترین واصلی ترین رکن جامعه است که زیر بنای شخصیت افراد اجتماع را میسازد.هر گاه دختران در محیط خانواده پاکی وشرافت را بیاموزند و محبت کافی والدین خود برخوردارباشند توانایی آن را خواهند داشت مهرورزی و وصداقت وپاکی را به فرزندانشان بیاموزند ازطرفی اگر آنان بدرستی با مسائل و معضلات پیرامون خود آگاه باشند، از دسیسه ها لغزش ها وانحرافات اخلاقی مصون می ماند .دردین اسلام هم بر توجه بیشتر والدین نسبت به دختران تأکید شده است ورفتار پیامبر (ص) با دختر گرامیشان مشهور است. علاوه بر این برای ترقی وپیشرفت یک جامعه و در نهایت کشور، زنان نقش مهمی ایفا می کنند آنان با کسب علم و مهارت ها و آموزش های مختلف قادر خواهند شد ضمن اعتلای خانواده وکمک به نیاز های معیشتی در توسعه جامعه نقش داشته باشنداین امر در رشد شخصیت آنان تأثیر گذار است. «به گفته فوریر(Fourier)تغییر در یک دوره تاریخی همیشه به وسیله پیشرفت وترقی زنان تعیین می شود...» (۱) با وجودیکه می دانیم دوران کودکی ونو جوانی از دوره های حساس و سرنوشت ساز هر فردی است این مسئله از اهمیت نقش دوران جوانی در کیفیت سرنوشت آینده جوانان نمی کاهد. سن نو جوانی تا بیست و پنج سالگی زمان تغییرو تحول جسمی وروانی افراد است که فرد بطور طبیعی در مرحله ی کمال قرار گرفته است .در این هنگام جوان با بحرانها وهیجانات فراوان روحی وروانی روبروست همه میدانند که تصمیم گیری های شتابزده وغیر عقلانی وخودسرانه در بین جوانان بیشتر دیده می شود همچنین بالا بودن آمار مرگ ومیر در اثر پیشامدهای گوناگون از جمله حوادث رانندگی در بین این گروه شایع تر است. روانشناسان معتقدند اگر بین جوانان با والدین خود رابطه دوستی وصمیمیت برقرار باشد و والدین سعی کنند موقعیت خاص جوانانشان را درک کنند وتا جاییکه امکان دارد دیدگاههای مشترکی داشته باشند بسیاری از مشکلات و دردسر های خانواده ها حل میشود در نتیجه از بی نظمی ها ونا هنجاریهای جامعه کاسته می شود اما اگر خانواده ها نسبت به مسائل جوانان نا آگاه وبی توجه باشند این امر ممکن است برای آنان عوارض سوئی به دنبال داشته باشد وجوان برای رهایی از وضع موجود تصمیمات نا بجایی بگیرد که پیامدهای نا گواروخطرناکی را ایجاد کند مثلأ اگرجوانان برای ارضای غرائز جنسی به کارها ی پر خطر رو آورند یا به تصمیم غیر منطقی دیگر چون ازدواج نامناسب دست بزنند ،معمولأ سرانجام ازدواج ها ی شتابزده وبدون شناخت کافی به طلاق ختم خواهد شد و یا پس از مدتی دو طرف احساس رضایت نمی کنند زیرابرای انتخاب زوج به عواملی چون داشتن تفاهم لازم وهمسانی طبقاتی ،اجتماعی ،اقتصادی وفرهنگی اهمیت داده نشده است وعوارض این کارها تنها گریبانگیر خانواده ها نخواهد بود بلکه دامنه آن به اجتماع کشیده می شودوزمینه سازمسائل دیگری مشود. و جوانان را تا مرزروی آوردن به موا دمخدر و روان گردان هاو خودکشی پیش می برد .علاوه بر والدین ،مسئولان کشوروسازمان های دولتی نیزبایدتوجه و اهتمام لازم را دررفع نیازهای ضروری جوانان مبذول دارند .زیرا جوانانی که از آموزش ها،مهارت های لازم ، شغل مناسب وسرگرمی های مفیدبرخوردارند کمتر دچار آسیب های اجتماعی می شوند. نقش ایمان واخلاق در پیشرفت وتعالی جامعه بر کسی پوشیده نیست واهمیت این مسئله تا آنجاست که به عقیده صاحب نظران انحطاط اخلاقی در جوامع بشری می تواند موجبات سقوط یک جامعه را فراهم کند زیر بنای تمدن وفرهنگ واخلاق طی سالیان متمادی با تلاش و کوشش فراوان اندیشمندان و متقکران ایجاد شده است وجامعه ای به توسعه و امنیت ورفاه دست می یابد که افراد آن جامعه بتوانند از این ذخائر معنوی بهره مند شود در جوامع پیشرفته احترام به قوانین اجتماعی وحقوق دیگران اهمیت بسزایی دارد زیرا اگر هر کس از این اصول پیروی کند همه میتوانند در محیطی بهتر با آرامش بیشتر زندگی کنند. دکتر لینک روانشناس می گوید : « دریافتم که مردم بی دین خود خواه تر خودبین تر متلون تر غمگین تر و ناکام تر از آنهایی هستند که ایمان مذهبی دارند» (ا) برای ایجاد انگیزه وامید وآرامش در فرزندان علاوه بر کانون خانواده وحمایت های والدین عامل ایمان به خداوند و سپاسگذاری از نعمت های الهی و موهبت های فراوانی که سراسر زندگی انسان را فرا گرفته بسیار مؤثر است و موجب نشاط وشادمانی وسرزندگی می شود در این صورت است که مفاسد اخلاقی در جامعه کاهش می یابد .زیرا بسیاری از گرفتاری های جوامع مختلف ومشکلات اخلاقی ناشی از بی ایمانی است.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/67111
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید