امروز جمعه 22 خرداد 1405

Friday 12 June 2026

نقد و نظری بر سریال های ماه رمضان سیما با توجه به قرآن


1401/08/01
کد خبر : 61669
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 23 نفر
چند سال است که در تلویزیون شاهد تولید آثاری هستیم که خود را متصف به صفات ماورایی می دانند و در راه رسیدن به عالم شهود و ماوراءالطبیعه تلاش هایی می کنند؛ امسال نیز تلویزیون میزبان آثاری با این مضامین بود. غیر از مجموعه کمدی «سه دونگ سه دونگ» که کار خوبی از آب درنیامد، تلویزیون با سه مجموعه «پنج کیلومتر تا بهشت»، «سقوط یک فرشته» و «سی امین روز» امسال در ماه رمضان هم میهمان خانه های ما بودند و هم ما را به میهمانی های داستان ها و تصاویر خویش بردند. نکته ای که باید به آن اشاره داشت این است که در پرداخت این سریال ها سعی شده بود که از قصص قرآنی الهام گرفته شود که در بعضی از آنها بسیار مدبرانه و در بعضی دیگر از آنها بسیار ناشیانه اتفاق افتاد! ● ناشی گری! از هنگامی که بحث های ماورایی در سریال های ماه مبارک جایگزین مضامین اجتماعی شد، علیرضا افخمی پای ثابت این نوع جدید از برنامه سازی ها درآمد؛ یا به عنوان نویسنده و یا به عنوان نویسنده و کارگردان در آنها مشارکت داشته است. ولی آنچه به طور کلی از کارهای ایشان استنباط می شود این است که معمولا دوست دارد کارهای فرهنگی را که در حوزه اسلام انجام می دهد با ترفندهای هالیوودی آمیخته و به عنوان یک برداشت خاص تقدیم بینندگان خویش نماید. مثلا هیچ وقت یادمان نمی رود اولین کار وی «او یک فرشته بود» چه سر و صدایی خصوصاً در حوزه علمیه ایجاد کرد و البته کار بعدی ایشان هم که در نقش نویسنده در سریال «اغماء» شرکت داشت نیز همان تفکرات را در خود مستتر داشت. یعنی شیطان به عنوان یک عامل و دخیل در فعل آدمی حضوری فعال و مرموزانه تصویر شده بود. در حالی که ما در فرهنگ دینی خود شیطان را صرفاً به عنوان یک وسوسه گر و یک اغواگر و فریبکار می شناسیم نه بیشتر. به همین ترتیب است کار بعدی او یعنی «پنجمین خورشید» که سیر در آینده و بازگشت به گذشته نیز انسان را یاد مضمون فیلم هایی مثل «مردی که زیاد می دانست» می انداخت که این نگرش تداعی کننده همان مضمون هالیوودی است که در خیلی از فیلم های آمریکا می توان ردپای آن را پیدا کرد. البته شاید بتوان حکایت پیش بینی آینده را حتی از خود قرآن هم استخراج نمود ولی مسلم است که منطق قرآن چه درباره نحوه پیش بینی آن و چه اشارات قرآن به آن رویکرد به منطق پیچیده ای از تقوا و ایمان و معرفت استوار است که ما این گونه شاخص ها را در این گونه آثار شاهد نبودیم. در سریال «پنج کیلومتر تا بهشت» هم با دو آدم با تقوا روبرو هستیم که شدیدا به یکدیگر علاقه مند هستند؛ این زمینه پشتوانه این نمی شود که مسئله رویا و تأثیر آن در تغییر جهت زندگی یک انسان تا این حد سطحی تصویر شود که فردی متقی مانند امیرحسین نخعی خیلی راحت بتواند از عالم ملکوت به عالم رویای یک فرد نفوذ و اطلاع رسانی مقرون به صحت خویش را به انجام برساند! در اینجا هم باید گفت که شوق و ذوق هالیوودی سازی آقای افخمی وی را واداشته تا یک روح برزخی را به طور کامل آزاد فرض کرده تا او بتواند چندین بار همراه با روح آیدا شده و در خواب بتواند او را قدم به قدم در نجات خویش راهنمایی کند. اگر به منطق رویاها در قرآن توجه کنیم استواری آن را بر پایه نمادها بسیار قوی و مستدل خواهیم دید. دو نمونه قرآنی نشان می دهد که چگونه این نمادها بر قوت رویاها و نزدیکی آن به زندگی معنوی می افزایند. اولین موردی که می شود به آن اشاره داشت رویایی است که به حضرت ابراهیم(ع) الهام می شود و ابراهیم نبی الله بعد از سه بار خواب دیدن به محتوای نمادین آن عمل می کند و آن قربانی کردن فرزند جوانش یعنی اسماعیل(ع) است. در تعبیر و صدق موجود در این رویا مایک نتیجه می گیریم و آن تطابق آن با مسئله الهام است. یعنی رویای صادقانه ای که ما آن را خواب نزدیک به واقعیت قلمداد می کنیم. مسئله ارتباط آن با تقوا و ورع را به طور قریب به یقین مشاهده می شود. پس نخستین راز نهفته در رویای صادقه تطابق آن با الهام بوده و دومین مسئله ای که خیلی مهم است تأثیر تقوا در رویت آن می باشد و سومین آن نمادین بودن آن است. در خواب و رویای صادقه بعدی که می خواهیم از آن مثال بزنیم خواب حضرت یوسف(ع) است. در واقع خواب حضرت یوسف صبوری کردن در تعیین زمان تعبیر را می آموزد که چهل سال بعد تعبیر می شود. اینها به نظر من نکاتی است که کارگردان می توانست با الهام از فرهنگ قرآنی بر آنها تأکید هوشمندانه ای داشته باشد. ● سقوط یک فرشته و چگونگی آن! «سقوط یک فرشته» کاری است با لایه های ابهام برانگیز و درامی قابل تامل. داستان و قصه این کار وام گرفته از داستان حضرت ایوب پیامبر(ع) است. اجازه یافتن شیطان برای اینکه به خدا ثابت کند که اعتقاد او به فرزندان آدم سلام الله علیها بیهوده است که در آخر هم دست خالی باز می گردد. چون حضرت ایوب صبر می کند و اعتقاد خویش را محکم حفظ می نماید تا از این آزمون سربلند بیرون بیاید. در «سقوط یک فرشته» نیز چنین مضمونی به چشم می خورد به اضافه قصه های فرعی دیگر که به اصل داستان امتحان ایوب نبی الله افزوده شده است؛ در ابتدا ما حاج حبیب تهرانی را با کلی ثروت و مکنت و دست بخشنده ای که مانند ایوب داشته است می بینیم. دقیقا مانند داستان ایوب پیامبر، شیطان به این خانواده می زند تا از هستی ساقط شان کند. این داستان مانند یک درام با گره های افزوده بر آن تا نیمه های راه ما را به خوبی پیش می برد و تقریبا ابهام زایی آن در همین نیمه های راه ما را به اصل داستان و انطباقات آن با داستان ایوب پیامبر نزدیک می کند. ولی از اواسط کار تقریبا با توفیقات پی درپی شیطان و تسلط آن بر زندگی غافلانه آدمیان روبه رو می شویم، بدون اینکه ایمانی و صبری و ترفندی و عقلی مانند ایوب پیامبر را در آن مشاهده کنیم. به خصوص اینکه خداوند اگر دست شیطان را در زندگی حضرت ایوب گشاده گذاشت او مظهر صبر و مبارزه ایوب بود که به چنین آزمون دشواری تن داد، نه انسان هایی که حداقل یا حداکثر تقوی را دارند و آدم هایی از جنس من و شما! نکته دگر اینکه ما بارها گفته ایم و دین ما به ما می گوید که شیطان وسوسه گر است و حق تسلط و تجسد را ندارد ولی دراین مجموعه ما باز شیطان را دارای این حدود از اختیار می بینیم که تجسد اختیار کرده و هر عملی را که می خواهد انجام دهد که این با واقعیات وجودی او سازگاری ندارد؛ ثانیا در این مجموعه که سعی شده ما با لایه های درونی انسان ها چالش ایجاد کنیم و وقتی انسان شرور و کینه توزی مانند نیما را به خوبی در دل داستان جای داده ایم چه احتیاجی است که تصور قاهریت از شیطان نموده و اساس درام خویش را برهم زده و شیطان را چون غربی ها دارای قدرت قاهریت و بدون ضعف قلمداد نماییم. مسلما همه می دانیم که نقطه ضعف شیطان و شرارت های منتسب به وی در مقابل ایمان و تقوا رنگ می بازد و نقطه اتکای او در مقابله با مومنین تکیه بر نفس اماره است که انسان را به گناه راهنمایی می کند. پس ما می توانستیم به عوض مطرح نمودن غلیظ و شدید نفس اماره در این مجموعه تقوا را پررنگ تر نموده، بسیار منطقی راه سد ساختن مقابل نفس اماره را ترسیم نماییم!! ولی اینجا نیز نویسندگان و کارگردانان با دید غالب هالیوودی عمل کرده اند و در برداشت از فرهنگ اسلامی غفلت نموده اند. چون نتیجه ای که برای انتهای این کار در نظر گرفته اند زمینه چینی آن در طول کار انجام نشده است. به این معنی که از ابتدا چنین احساس می شود که شیطان در مقابلش هیچ سد ومانعی را نمی بیند، اگر هم احساس می شود داستانی مانند داستان حضرت ایوب در حال اتفاق است به خاطر مقدمه چینی های منطبق بر آن است. خوب این گونه مقدمه چینی ایجاب می کند که باید منتظر عکس العملی مناسب بود ولی عوض این عکس العمل ما شاهد انفعالی مرض گونه هستیم و کار به قدری ماورایی می شود که ما حتی ورود پلیس را به داخل ماجرا مشاهده نمی کنیم؛ و حاج حبیب با تمام سن وسالش عملی مناسب انجام نمی دهد! فاطمه با آن همه تقوا و تدین اش نه تنها هوشیاری وتیزی یک متقی را بروز نمی دهد بلکه دائماً در حال غافلگیر شدن است! هیچ کس به موقع برای کمک حاضر نیست و این ها به القای این مسئله کمک می کند که شیطان خیلی موفق جلوه کند و مومنین آدم های ناموفق و متکی به قضا و قدر تصویر شوند. البته باید گفت قصه قصه نابی است، به شرط آنکه اجزا و شاخ و برگ های آن مناسب رشد می کرد و البته گاهی هم شاخه هایی دارد که کل آن را تحت تاثیر قرار می دهد که نمونه اصلی آن بها دادن بیش از حد به شر شیطانی نیما و انفعال و حیرانی حاج حبیب و خانواده اش است که ذکر مجمل آن رفت. ● ... تا سی روز دیگر! مجموعه دیگری که با مضمون ماورایی و از شبکه دو سیما پخش شد «سی امین روز» نام داشت. مجموعه ای که با یک قصه پیچیده و خوب آغاز شد؛ انسانی از مرگ رهیده و اعدام را تبدل به زندگی می کند. این بار تحت ارشادات نفس لوامه خویش قصد ساختن دوباره زندگی خود را دارد و این آغاز دوباره در فراز و نشیب ها و چالش هایی می افتد که درام و گره هایی زیاد بر کار می اندازد و تا آخرین لحظات این گره گشایی ها ادامه می یابد که عاقبت خوش آن مرگ جوانمردانه وی است. «سی امین روز» وجه مشخصی دارد و آن رعایت تکنیک های تعلیق در نمایش یک قصه پیچیده است؛ یعنی قصه ای دارد با نویسنده ای خوب که با دقت کافی و خوب توانسته از عهده سی قسمت کردن آن برآید، بدون اینکه احتیاج به کش دادن آن داشته باشد و این امتیاز خوبی است که در سایر کارهای این ماه مبارک شاهد آن نبودیم. مثلا در هر دو سریال قبلی که نقد آن از منظرتان گذشت، در قسمت های آخر آن واقعا احساس می شد که قصه بعد از آن قسمت دیگر چیزی برای گفتن ندارد؛ ولی قصه خوب و پر از تعلیق «سی امین روز» جذابیت خاصی برای آن ایجاد کرده بود که جای تقدیر خاص و ویژه دارد. ولی ای کاش این قصه ماورایی و با این همه جذابیت، ابتکار خاصی به خرج می داد و رویکرد مناسبی به ماه رمضان و دریافت فرهنگی مناسب از آن می نمود؛ وقوع شب قدر، اطعام فقرا، نگاهی دیگر داشتن به زندگی، تأثیر خلوص در عبادات و بخشیده شدن تمامی گناهان و الخ از خصوصیات خاصه ماه مبارک است که در شب های این ماه مبارک، همه به این شناخت و معرفت احتیاج داشته و داریم. با این حال در این مجموعه و سایر مجموعه هایی ماورایی هیچ گاه از کنار این معارف هم گذری نشد و این یعنی دور ماندن از رمز و راز نهفته در این ماه گران قدر که البته کلید گشاینده آن را هم خدا در این ماه به ما داده است.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/61669
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید