امروز دوشنبه 08 تیر 1405

Monday 29 June 2026

نظری که خاک را کیمیا نمی کند!


1401/08/01
کد خبر : 70857
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 30 نفر
فیلم «کیمیا و خاک» به کارگردانی عباس رافعی از معدود آثار سینمایی تولید شده با موضوع انقلاب اسلامی است که به تازگی در سینماهای کشور اکران شده است. عباس رافعی پیش از این فیلم های «راز مینا»، «پروانه»، «آیه های زمینی»، «راه طی شده»، «آفتاب بر همه یکسان می تابد»، «گراناز» و «تولدی دیگر» را ساخته و «کیمیا و خاک» هشتمین فیلم بلند سینمایی وی به شمار می رود. وقتی برای یک فیلم از ساختار اپیزودیک استفاده می شود که نحوه روایت و نوع لحن و شکل بیان فیلم آن را بطلبد و در واقع، الزامات بیانی کارگردان را وادار کند تا برای بهترین نوع روایتگری در قصه اش از اپیزودهایی استفاده کند که گویایی کافی و اثرگذاری وافی بر مخاطب داشته باشند. در فیلم «کیمیا و خاک» هم که به نوعی اشاراتی به موضوع انقلاب اسلامی دارد و جزء فیلم های به اصطلاح معرفت آموز و تفکرآمیز در این جرگه محسوب می شود چنین رویکردی برای بیان و بنان فیلم مورد توجه عباس رافعی کارگردانش قرار گرفته است. در این فیلم اپیزودیک ما با مجموعه شخصیت ها و یا به عبارت بهتر تیپ هایی روبه روییم که در یک موقعیت رفتاری و کاری در پرواز هواپیمایی به خارج از کشور در پنج گروه با موقعیتی ویژه روبرو می شوند و همین موقعیت هم فضایی فراهم می آورد تا مخاطب با کنش و واکنش های آدم های داستان اپیزودیک فیلم مواجه شود. و در این میان چند کاراکتر نقش آفرینی و بسترسازی جدی تر و ویژه ای دارند که علی القاعده یکی از آنها روحانی جوان فیلم است که تبدیل به یکی از تصاویر بکر و ماندگار فیلم در ذهن مخاطب شده است. البته وجه این ماندگاری و بکر بودن، نه در ارزش فرمی و روایت داستانی و یا بازی چشمگیر بهداد بلکه در لغزندگی و عدم تعادل و توازن این کاراکتر و عنصر بنیادی فیلم است که در واقع می توان آن را به مثابه نشانه و مشتی نمونه خروار از سایر مولفه ها و عناصر فیلم در نظر گرفت. به عبارت دیگر باید گفت فیلم «کیمیا و خاک» به جهت شخصیت پردازی و به خصوص به لحاظ عنصر لحن، به شدت آسیب دیده و نتیجه ای معکوس به بار آورده به نحوی که مخاطب نه فرصت می یابد در بستر روایی فیلم قرار گیرد از بس که نپخته و خام است و نه می تواند از خاصیت های ساختاری اثر لذت ببرد، چرا که به شدت ناهمگون و رهاست و اصلا به مرز اثرگذاری نزدیک نشده و نمی شود. مثلا همان شخصیت روحانی که بنا بود خاصیتی آشنازدایی شده و جلوه ای ویژه و بکر و بدیع داشته باشد، اما متاسفانه بیشتر فانتزی و دفرمه شده تا بدیع و جذاب! به نحوی که مخاطب نه تنها وجهی از آشنایی قبلی با او - که به عنوان روحانی، در جامعه نمونه های متنوع و عینی و قابل دسترسی دارد- نمی یابد بلکه در مقوله آشنایی زدایی هم که نحوه ای از بیان جذاب هنری است هیچ قدرت و استحکامی در این کاراکتر نمی بیند. تقریباً می توان گفت سایر عناصر این فیلم چه در بعد شخصیت ها و چه رویدادها از همین خطر و ابتلای خام دستی و عجله و بی تدبیری در پرداخت، بی نصیب نمانده و این شاخصه تبدیل به عنصر جاری و ساری در متن و بطن فیلم «کیمیا و خاک» شده است. آیا این فیلم یک اثر انقلابی است؟ آیا برای مخاطب امروز سینمای ایران که علاقه مند به سینمای انقلاب و معارف و مفاهیم و تاریخ آن باشد ارزشمند و قابل استفاده و لذت بردن است؟ آیا برای مخاطبی که این ویژگی ها را نداشته باشد و صرفاً به سینما و بهره هنرورزانه از آن بیاندیشد، چیزی در چنته دارد؟ این فیلم کدامیک از این دو دسته را راضی می کند؟ و اساسا برای کدام مخاطب فرضی ساخته شده است؟ هر دو؟ یکی؟ یا هیچ کدام؟ از مقدورات و مشخصات و ویژگی های فیلم برمی آید که گزینه سوم به واقعیت نزدیک تر است!
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/70857
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید