امروز سه‌شنبه 02 تیر 1405

Tuesday 23 June 2026

من ‌نه ‌منم


1401/08/01
کد خبر : 57240
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 54 نفر
ترسیم سیمای کارگران در رسانه ملی همیشه موضوعی مورد بحث و چالش برای بیننده تلویزیونی بوده است. موضوعی که گاه عده‌ای را از این ترسیم دلخور کرده است و گاهی دیگر عده‌ای را بی‌پروا به خنده انداخته است! نمونه بارزش را می‌توان در سریال‌هایی جست‌وجو کرد که سعی در آن دارند تا با به تصویر کشیدن زندگی اقشار کم درآمد جامعه که عموما کارگر هم هستند، پاره‌ای از مشکلات اجتماعی را نشان دهند. مسئله‌ای که به علل مختلف گاه چالش‌های جبران ناپذیری را چه در ابعاد تکنیکال و چه در وجوه جامعه شناختی به همراه خواهد داشت. آن چه در ادامه از نظر خواهید گذراند بررسی چالش‌های مطروحه در ترسیم چهره کارگر در سیمای ملی به زعم منتقدان این مسئله است. ۱) اول ابعاد تکنیکال ▪ «رئالیسم» در بستر «سوررئالیسم»! اینکه بخواهیم نمایشی واقع گرایانه از چهره قشر کارگر در مجموعه‌ها و آثار نمایشی‌مان داشته باشیم، خواه در قالب یک فیلم سینمایی و خواه در بستر یک نمایش تئاتر، مسئله‌ای است که بیش از هر چیز نیاز به شناخت مفهوم دقیق رئالیسم اجتماعی دارد. این که ما رئالیسم را در داستان نوعی واقع‌گرایی صرف در مفهوم و روند کلی داستان بدانیم و سعی نکنیم به جزییات یک رئالیسم واقعی در ترسیم چهره یک کاراکتر توجه کنیم باعث می‌شود اثر نمایشی در جزییات و پرداخت آن به سوی سورئالیسمی ناخواسته پیش برود. واکاوی مفهوم رئالیسم اجتماعی در یک اثر نمایشی، خواه در قاب دوربین با فیلم ۳۵ میلی‌متری سینما و خواه در قاب دوربین‌های دیجیتال رسانه ملی و حتی در بستر نمایش‌های صحنه‌ای تئاتر، امری است که لایه‌های زیرین و دشواری دارد. اینکه رئالیسم را برای یک اثر نمایشی «داستانی واقعی» ترجمه کنیم و به همان مفهوم پایه و ابتدایی «واقع گرایی» در آثار رئال برسیم، به زعم نگارنده شاید کمی اشتباه باشد. توجه به عناصر و لایه‌های درونی زندگی قشر کارگر در آثار نمایشی که با محوریت آن‌ها ساخته می‌شود مسئله‌ای است که فراتر از تخصص‌های هنری، یک تخصص مردم‌شناختی و جامعه‌شناختی خاص را می‌طلبد. وقتی در آثار تلویزیونی کارگردانی چون رضا عطاران که عمدتا به قشر متوسط رو به پایین جامعه و اقشار کارگری می‌پرازد، می‌توان به وضوح شاهد این توجه بود. عطاران که خود از جامعه‌ای کارگری پای به دنیای هنر نهاده است، شاید بهتر از هر کسی به ظرافت‌ها و لایه‌های درونی زندگی این قشر مسلط است و می‌تواند در به تصویر کشاندن رئالیسم زندگانی این قشر موفق عمل کند. اما در سویی دیگر گاها ثبت زندگی این اقشار در قاب دوربین کارگردان‌هایی که بستر زندگی اجتماعی‌شان با این جامعه کارگری همخوانی نداشته است، سبب می‌شود تا نتوانند تصویری واقعی از دنیای این آدم‌ها به مخاطب ارائه دهند. این می‌شود که گاها شاهد عدم واقع‌گرایی به تصویر کشیدن زندگی قشر کارگر در جامعه می‌شود و همین ماجرا موجبات پارادوکس‌های میان قشری اجتماعی را فراهم می‌آورد. در واقع می‌توان اینگونه گفت که ناآشنایی ظرافت‌های شخصیتی آدم‌هایی در سطح اجتماعی کارگری موجب می‌شود تا نوعی نقصان در ترسیم چهره‌ای واقعی و رئال از آن‌ها داشته باشیم. ۲) دوم؛ ابعاد جامعه شناختی ▪ تنش‌های اجتماعی میان قشری! در بعد جامعه‌شناختی به سخره گرفتن یا القاء مفهومی اشتباه که گاه موجبات کدورت را به همراه خواهد داشت، سبب می‌شود تا میان اقشار مختلف جامعه نوعی تضاد به وجود آید. اقشار در مواجهه با یکدیگر به سبب ثبت تصویر ذهنی از قشر مقابل که به وسیله ابزاری پرکاربرد و موثر به نام رسانه ملی ایجاد شده است، کنش‌ها و واکنش‌های قابل تاملی بروز می‌دهند. مردم عادی همیشه در واکنش به کنش‌های آدم‌هایی که جامعه کارگری معرفی شده‌اند، می‌خندند و همین خنده سرآغازی می‌شود بر یک کینه عمیق اجتماعی. در تاریخ همواره موثرترین افراد در جامعه اقشار متوسط کارگری بوده‌اند که توانسته‌اند پا را فراتر از مرزهای ناعادلانه تعریف شده جامعه‌شان بگذارند و در پاسخ به خنده‌های قشر بالادست، انقلاب‌هایی کوبنده از خود بر جای بگذارند. انقلاب‌هایی که همواره ریشه‌اش ظلم و نادعدالتی در حق این بخش از جامعه بوده است. انقلاب‌هایی که در ادعایی بزرگ می‌توان ریشه آن‌ها را در همین مواجهات ناعادلانه و نادرست اجتماعی متصور شد. وقتی مواجهه نادرست با یک قشر و به سخره گرفتن آن‌ها کدورت میان قشری را به بار آورد، نتیجه‌اش نوعی تنش در جامعه می‌شود که می‌تواند موجبات اضمحلال و نابودی یک جامع را به همراه داشته باشد. به عنوان مثال این شب‌ها شبکه سوم سیما اقدام به پخش سریالی به نام «چهارچرخ» کرده است که همچون رویکرد چند ساله اخیر رسانه ملی و به طور مشخص شبکه سوم سیما سعی در به تصویر کشیدن زندگی جامعه کارگر و پایین‌نشین شهر دارد. این سریال که توسط جواد مزدآبادی ساخته شده است داستان زندگی خانواده‌ای را روایت می‌کند که به سبب مشکلات مالی و زندگی کارگری در جامعه با چالش‌ها و بحران‌های مختلفی روبه‌رو می‌شوند که همین مسئله موقعیت‌های طنزی را به وجود می‌آورد که مجموعه را به اثری طنز مبدل می‌کند. یکی از مهم‌ترین نکات این سریال نقش اول آن (حمید لولایی) است که رفتارهای اغراق شده‌اش شاید کمی به وجوه تکنیکی و طنز داستان کمک کند اما مطمئنا تناقضاتی با تصویر واقعی جامعه کارگر دارد. به هر تقدیر انتظار می‌رود رسانه ملی توجه بیشتری به این مسئله داشته باشد که تاثیرات منفی یک خطا هر چند کوچک در این رسانه می‌تواند موجبات بروز تنش‌های بزرگ اجتماعی میان قشری را فراهم آورد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/57240
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید