امروز چهارشنبه 20 خرداد 1405

Wednesday 10 June 2026

منم می‌خواستم همینو بگم...


1401/08/01
کد خبر : 63232
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 55 نفر
این روزها دیگر با کسی برخورد نمی‌کنیم که وقتی حرف جالبی می‌زنیم با لکنت بگوید: «م....نم می می خوا.....ستم ه ه همینو بگم». یا دیگر دعوایی از جنس شب‌های برره نمی‌بینیم که همه روی هم آوار شوند و یک تپه انسانی ایجاد کنند. حتی ببخشین گفتن‌های خاص خانم شیرزاد هم به همین زودی از پهنه برخوردهای اجتماعی پاک شده است. بنابراین کسانی که الآن کیه چیه کنان به پشت سر خودشان نگاه می‌کنند و احساس بامزگی به‌شان دست می‌دهد یادشان نرود که قبلا چه اخلاق‌هایی داشته‌اند که این نیز بگذرد. همین مثال با لکنت حرف زدن که در بالا گفتم یک زمانی خیلی رایج بود. یعنی زمانی که سریال شاه دزد از تلویزیون ایران پخش می‌شد و مرحوم ملک مطیعی در نقش یک آدم غیرنظریه‌پرداز بازی می‌کرد و برای این‌که بگوید من هم به فلان چیز فکر کرده بودم از اصطلاح منم می‌خواستم همینو بگم استفاده می‌کرد. وقتی سریال کاکتوس از صدا و سیما پخش می‌شد، منش و طرز راه رفتن و گویش خاص کتلمیان کل ایران را به تسخیر خودش درآورده بود. همه شکم‌شان را می‌انداختند بیرون، قوز کرده راه می‌رفتند، لب و لوچه‌شان را جلو می‌دادند و مدام با تعجب چشم‌هایشان را گرد می‌کردند و نصف جمله‌های‌شان از کلمه چیز درست شده بود. همین چیز دیگه. این چیه اسمش؟ و بعد وقتی طرف مقابل کلمه مورد نظر را درست تشخیص می‌داد می‌گفتند: احسنت. همین. «کی می‌تونه باشه این وقت شب؟» هم تا حدود زیادی از یاد رفته است و من شاید جزو آخرین بازمانده‌هایی باشم که هنوز از آن استفاده می‌کنم. جمله‌ای که مانی نوری همان پسرک سریال زیزیگولو و مربای شیرین در سریال خانه ما باب کرد و رضا بابک در برخورد با آن می‌گفت:«اه! چه‌قدر از این جمله بدم میاد. به‌خصوص این قسمت می‌تونه‌اش». این فهرست رفتاری را می‌توان حالا‌حالاها ادامه داد: از زیتون بزن‌های بلوتوث قهوه تلخ تا به‌به گفتن‌های مسعود شصت‌چی مرد هزار چهره. از سلی گفتن‌های کلاه قرمزی و نون بگیرم‌های پسرخاله تا «سی داداش؟ سی؟» شفیعی جم در سریال کوچه اقاقیا و «من که ببیه، تو هم ببیه، پولم که ببیتی فراوون‌» های گشتاسپ. از گرومپ گفتن و تو صورت ملت رفتن‌های عارف لرستانی سریال ببخشید شما تا «نه غلام» گفتن‌های خشایار مستوفی زیر آسمان شهر. لهجه برره‌ای حرف زدن و گویش خاص عمو تیر تپر در سریال این چند نفر همه و همه رفتارهایی هستند که همه ما با آن زندگی کرده‌ایم اما حالا فراموش شده‌اند. ● چیزهایی که می‌مانند در یک نگاه اجمالی می‌توان دید اصطلاحاتی که از قبل در روابط بین افراد وجود دارد و فقط نوع گفتن آن‌ها به فراخور پخش یک برنامه تلویزیونی تغییر کرده است، پس از مدتی از یاد می‌روند. مثلا وقتی فرید در سریال بدون شرح به آقای کاووسی می‌گفت: «خوب گفتی آقای کاووسی.... خوووووووووب» اصطلاح جدیدی به واژگان ادب فارسی اضافه نشده بود بلکه فقط نوع گفتن، خاص بود و در خاطر می‌ماند. لهجه برره‌ای، طرز صحبت کردن گشتاسپ و پرستو شیرزاد همه و همه از این جمله‌اند و همگی هم از یاد رفته‌اند. اما از سریال‌های تأثیرگذار که مردم مدتی را با آن‌ها زندگی می‌کنند ۲ چیز، تأثیر طولانی مدت در جامعه به جا می‌گذارد. اول کلمه‌هایی هستند که به‌طور خاص و با معنای خاص در آن برنامه تولید شده‌اند و تا پیش از آن برنامه، اصلا معادل معنایی دیگری در جامعه نداشته‌اند که از این دسته می‌توان به کلماتی مثل پاچه خواری، خفن، زاغارت، ذقی القورت، تابلو، سه شدن و امثال این‌ها اشاره کرد که دیگر جزئی از دایره کلمات فارسی شده‌اند و باید آن‌ها را در فرهنگ زبان آورد. البته این وسط جملاتی مثل «چه می‌کنه این بازیکن» یا «عجب شوتی می‌زنه این فلانی» عادل فردوسی‌پور هم از آن دسته اصطلاحاتی است که در عرصه فوتبال معنای خاص پیدا کرده و پیش از آن وجود نداشته است. و دوم طرز فکر و ایدئولوژی شخصیت‌های قصه است که بدون کلام و شعار خاص بلکه بیش‌تر از طریق زبان تصویری اثر، جایی در ناخودآگاه آدم شناسی مردم ذخیره می‌شوند تا بعدا اگر کسی مثل من را دیدند بگویند مثل دوست هژیر است که مدام فیلم تعریف می‌کرد. بنابراین در روند برنامه‌سازی باید بیش‌تر مواظب دسته دوم این تأثیرات بود یعنی همان... ● تأثیرات نزدیک از نوع دوم بعضی سازندگان این طنزهای نود شبی در توجیه بدآموزی‌های برنامه خود می‌گویند این فرهنگ جامعه است و رسالت فرهنگی ما نشان دادن این ضعف‌هاست. اما واقعیت این است جامعه مجموعه‌ای از افراد است که تک تک، اخلاق‌های خوب و بد دارند. برای رسیدن به جامعه و فرهنگ آرمانی، وظیفه رسانه این است که عرف‌های غلط را بد جلوه داده و آداب خوب را تقویت کند تا سطح فرهنگ عمومی جامعه هر روز بالاتر رود. صرفا نشان دادن اخلاق‌های بد مردم برای خنداندن ملت را نمی‌توان رسالت فرهنگی نامید. مشکلی که شخصا با کارهای امثال مهران مدیری دارم همین است که در کارهای او ما همیشه یک آدم عاقل و با‌اخلاق داریم که وسط یک عده بی‌اخلاق گیر کرده‌اند ولی هرگز پیروز نمی‌شود و اتفاقا به عنوان شخصیت ضد حال قصه معرفی می‌شود و شخصیت‌های دیگر هرچه گرگ‌تر باشند جذابیت بیش‌تری دارند. الآن در همین سریال قهوه تلخ شخصیت مستشار جذاب‌تر است یا مثلا باباشاه یا جهانگیرشاه که شخصیت‌های در واقع منفی‌ هستند؟ متأسفانه در اکثر کارهای ایرانی نمی‌بینیم که شخصیتی که اخلاق بدی دارد به واسطه اخلاق بدش عواقب بدی ببیند یا شخصیت خوب قصه علی‌رغم سختی‌های زیادی که پای تصمیم متحمل می‌شود به نتیجه دلخواه برسد. حتی اگر این تصویر صحیحی از جامعه امروز باشد، رسالت رسانه درمان این درد فرهنگی است. دکتر خوب کسی نیست که از زخم‌های بیمارهایش فیلم‌برداری می‌کند و آن‌ها را به مردم نشان می‌دهد که بگوید دکتر دلسوزی است بلکه پزشک خوب کسی است که دردها و زخم‌های کثیف را به تنهایی می‌بیند و زشتی‌اش را تحمل می‌کند تا تصویر سالم و تندرست بیمار را به جامعه برگرداند. سریال همسران و خانه سبز جزو سریال‌های طنزی بودند که دقیقا فرهنگی تلقی می‌شدند و هیچ رفتار زشتی در آن‌ها دیده نمی‌شد یا اگر هم دیده می‌شد، بدون عاقبت نمی‌ماند. از این جهت بیژن بیرنگ و مسعود رسام را می‌توان فرهنگی‌ترین سازندگان آثار طنز صدا و سیما به حساب آورد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/63232
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید