در عصر حاضر رشد روز افزون جمعیت که گاهی از آن به عنوان انفجار جمعیت یاد میشود بخصوص در کلانشهرها دغدغههایی را برای ساکنان ایجاد کرده است. در این میان مساله قلمرو و حریم شخصی و مسائل مربوط به آن بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. امروزه دغدغه داشتن یک قلمرو جمعی جای خود را به داشتن و حفظ قلمرو فردی داده است و این مساله را میتوان در کلانشهرهای کشور خودمان نیز مشاهده کرد. در این نوشته به بررسی مساله قلمرو و انواع آن پرداخته و کاربردها و قواعد مربوط به آنها را بررسی خواهیم کرد.
انسانها نیز همانند حیوانات از قلمرو یا فضایی که در آن زندگی میکنند محافظت میکنند و رفتارهایی متناسب با قلمرو از خود نشان میدهند. این مساله در مورد انسان کمی پیچیدهتر میشود، زیرا انسان به مفهومی به نام حریم شخصی نیز اهمیت میدهد و به آن نیازمند است. رشد انفجاری جمعیت جهان و تراکم بیش از حد آن در شهرهای بزرگ تقسیم قلمرو جمعی به قطعات کوچکتر را موجب شده است. امروزه ذهن ساکنان شهرها بیشتر مشغول داشتن قلمرو فردی و شخصی است تا اینکه بهدنبال فضای بزرگ و مشترک باشند. انسان امروزی میداند که محیطهای تجمع کم نیست، اما ارتباط در آنها همواره به آسانی صورت نمیگیرد. به عنوان مثال زندگی آپارتمانی که امروزه در بسیاری از شهرها رایج شده است لزوما تضمینکننده تفاهم و ارتباط سالم نیست. افراد حریم میان خود و اطرافیانشان را از طریق به کارگیری حرکتهایی که رفتار قلمرویی نامیده میشود تنظیم میکنند. با بررسی رفتار حیوانات براحتی میتوان به این مساله پی برد. به عنوان مثال گربهها و سگهای نر از طریق قضای حاجت در قلمرو خود، حریم خود را مشخص و این مساله را به نرهای دیگر گوشزد میکنند. با تعیین حریم و قلمرو شخصی است که حیوانات بقای خود و نوعشان را تضمین میکنند.
مساله تعیین قلمرو برای انسان از جهاتی شبیه مفهوم قلمرو برای حیوانات است، ولی از جهاتی نیز تفاوت دارد. برای انسان برخلاف حیوانات حس غالب، حس بینایی است و نه حس بویایی، به همین دلیل انسانها برای شناساندن قلمرو خود از علایم بینایی مانند تابلوها یا دیوارها استفاده میکنند. نکته قابل توجه در مورد علایم بینایی و مرزهای قلمرو این است که این علایم هنگامی ارزش پیدا میکند که اطرافیان معنای آن را بفهمند و به آنها احترام بگذارند. به عنوان مثال در خانواده امروزی داشتن اتاق شخصی برای نوجوانان نشانه قلمرو شخصی برای نوجوانان است که توسط دیگران درک شده و مورد پذیرش واقع شده است. به عبارت دیگر در حیوانات تشخیص علایم بهصورت غریزی اتفاق میافتد در حالی که انسانها این علایم را یاد میگیرند. در واقع انسانها از طریق کدگذاری یا رمزگذاری، قلمروهای پیرامونی خود را شناسایی میکنند. برای مثال در یک کلاس درس، دانشجویان خیلی سریع و به طور ضمنی توافق میکنند که هر صندلی را به دانشجوی خاصی اختصاص دهند، به نحوی که صندلی دانشجویان غایب معمولا خالی میماند.
● فواید قلمرو
مهمترین عملکرد و فایده قلمرو تضمین نوعی صلح و آرامش است. علاوه بر این، سه عملکرد دیگر را نیز میتوان برای قلمرو بیان کرد:
تسهیل تعاملهای اجتماعی: با شناخت مرزها و قلمروهای مربوط به افراد، نحوه تعامل و روابط اجتماعی را تنظیم و تسهیل میکنیم. در واقع از این طریق مرزهای ممنوعه را نیز شناسایی و تلاش میکنیم که به این مرزها تجاوز نکنیم.
انتقال اطلاعات و مفاهیم به دیگران: قلمروها به افراد این اجازه را میدهد که اطلاعات را درباره خودشان به دیگران انتقال دهند. به عنوان مثال هنگامی که فردی در اتوبوس دست خود را روی پیشانیش میگذارد و سر خود را پایین میاندازد خیلی روشن به دیگران میفهماند که نباید با وی صحبت کنند. علایم قلمرو صرفا تمایل به ایجاد یا اجتناب از ارتباط را منتقل نمیکند، بلکه شیوه دکوراسیون حریم و قلمرو نیز میتواند اطلاعات را در اختیار دیگران قرار دهد. برای مثال نوع عکسهایی که یک نوجوان بر دیوار اتاق خود نصب کرده اطلاعاتی را در مورد علایق وی و نحوه تعامل با وی به اطرافیانش منتقل میکند.
نکته: امروزه ذهن ساکنان شهرها بیشتر مشغول داشتن قلمرو فردی و شخصی است تا اینکه بهدنبال فضای بزرگ و مشترک باشند. انسان امروزی میداند که محیطهای تجمع کم نیست اما ارتباط در آنها همواره به آسانی صورت نمیگیرد
کنترل خروج اطلاعات: قلمرو اجازه میدهد تا مقدار اطلاعاتی را که به آنها اجازه خروج میدهیم کنترل کنیم. در واقع از طریق قلمرو بخشی از اطلاعات شخصی ما از دید اطرافیان پنهان میماند. به طور کلی علایم مربوط به قلمرو نه تنها درباره مردم اطلاعاتی را فراهم میآورد، بلکه بر روابط بین افراد و گروههای اجتماعی نیز اثر میگذارد. برای نمونه فردی که دور خانه خود را با نردههای آهنی محصور میکند نه تنها به مردم نشان میدهد که میتواند برای خود حریم شخصی داشته باشد، بلکه شرایطی را نیز بهوجود میآورد که برای راحتی خودش ضرورت دارد. همین طور استادی که تمایل دارد تنها خودش در کلاس سخن بگوید و دانشجویان را در بحث شرکت ندهد اگر دانشجویان به صورت ردیف به ردیف و پشت سر هم بنشینند بیشتر احساس راحتی میکند تا اینکه دانشجویان به صورت دایرهوار قرار گیرند.
● انواع قلمرو
در قلمروهای مختلف، خواستهها و توقعات اطرافیان یکسان نخواهد بود. برای پی بردن به اهمیت این مساله تقسیمبندی آلتمن (۱۹۷۵) از قلمرو میتواند کمک بسزایی کند. آلتمن سه نوع قلمرو را مطرح میکند:
قلمرو اولیه: اشاره به قلمرویی میکند که تنها یک گروه یا یک شخص در اختیار دارد و از آن استفاده میکند. آپارتمان، اتاق و اتومبیل جزو قلمروهای اولیه به شمار میآید. هرچند مالک قلمرو اولیه همواره تنها نیست اما او در مورد تقسیم قلمرو با دیگران تصمیم میگیرد. به عنوان مثال اگر در خانوادهای همه اعضا توافق کنند که اتاق خاصی به شما تعلق دارد در آن صورت اجازه ورود دیگران به آن اتاق در اختیار شما خواهد بود.
قلمرو ثانویه: به محیطی اشاره داردکه به طور مرتب مورد استفاده قرار میگیرد و دیگران نیز در آن سهم دارند. سالن ناهارخوری دانشگاه و کتابخانه دانشکده از جمله قلمروهای ثانویه به حساب میآید. در این مکانها افراد با سهمی یکسان از آن بهره میبرند و از امکانات این قلمروها استفاده میکنند.
قلمرو عمومی: این قلمرو بهدلیل در دسترس بودن برای عموم، از قلمرو ثانویه متمایز میشود. در واقع تنها تفاوت قلمرو عمومی از قلمرو ثانویه این است که در دسترس همه مردم قرار دارد. برای مثال اتوبوسها، پارکها، سالنهای سینما، مترو و... همه جزو قلمروهای عمومی به حساب میآید. رفتار در این مکانها را هنجارها تعیین میکند و برحسب عملکردشان تغییر مییابد. برای مثال مردم بحث کردن در اتوبوس را میپذیرند اما دادزدن و هورا کشیدن را نمیپذیرند و این در حالی است که دادزدن و هوراکشیدن در استادیوم ورزشی امری طبیعی به حساب میآید.
مرزهای بین این سه نوع قلمرو همواره به همان اندازه که در مثالهای قبلی گفتیم آشکار نیست. برای نمونه آپارتمان مسکونی که در واقع یک قلمرو اولیه است وقتی در اختیار دو نفر قرار داده شود به قلمرو ثانویه تبدیل میشود. این مساله در مورد مرزهای بین قلمرو ثانویه و قلمرو عمومی نیز مطرح میشود. برای نمونه اگر شما به همراه دوستانتان هرهفته جمعهها به رستوران خاصی بروید و بر سر میز خاصی شام صرف کنید بعد از مدتی کارکنان رستوران قبول خواهند کرد که شما از قلمرو عمومی استفاده خصوصی داشته باشید.
در مورد نوع مقررات قلمروها نیز باید به این مساله اشاره کرد که مقررات قلمروها به دنبال تعداد زیادی کشمکشهای اجتماعی به وجود آمده است. مثلا میتوان پرسید که خیابان به چه کسی تعلق دارد و چه کارهایی میتوان در آنجا انجام داد. پاسخ این سوال برحسب فرهنگها، دورهها و مناطق فرق میکند. مثلا اگر در تهران به خیابانهای ناصرخسرو، جلوی بازار و خیابانهای اطراف میدان مولوی سر بزنید خواهید دید که خیلی از مغازهها اجناس خود را در پیادهرو میفروشند اما در خیابان سهروردی تهران کمتر با این فروش برخورد میکنید.
شناور بودن مرزهای قلمروهای شخصی و عمومی را در زمینههای مختلف میتوان مشاهده کرد. میدانیم که در مرکز تهران کمتر پارک و فضای سبز وجود دارد. اما اگر به اطراف تهران سر بزنید، متوجه خواهید شد که در کنار خانههای ساکنان محل، پارکهای ریز و درشت و فضاهای سبز وجود دارد که مردم از آنها، تقریبا استفاده شخصی میکنند. در اینجا نیز به آسانی نمیتوان تعیین کرد که قلمرو شخصی در کجا توقف میکند و قلمرو عمومی از کجا آغاز میشود. تا چه اندازه میتوان گفت که جشن عروسی که همسایهها را ناراحت میکند میتواند بعد از نیمهشب نیز ادامه یابد، زیرا در خانه شخصی انجام میگیرد؟ جای تعجب ندارد که نبود توافق در تعیین مرز بین قلمروهای عمومی، ثانویه و اولیه، موجب ناراحتیها و شکایتهای زیادی میشود و حتی پیگرد قانونی پیدا میکند (گنجی،۱۳۸۳).
● نتیجهگیری
انسانها نیز مثل حیوانات رفتارهای قلمروی نشان میدهند. آنها برای تعیین مرزهای قلمرو خود، از علایم بینایی استفاده میکنند. قلمروها را بر حسب اینکه تا چه اندازه دیگران در آن سهیم باشند به سه مقوله تقسیم میکنند: اولیه، ثانویه و عمومی. مرزهای بین این سه نوع قلمرو همواره واضح و آشکار نیست و شناور بودن مرزهای این سه قلمرو را میتوان در جامعه مشاهده کرد.