امروز سه‌شنبه 02 تیر 1405

Tuesday 23 June 2026

مراتب کمال نفس


1401/08/01
کد خبر : 57616
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 58 نفر
اخلاق را باید بنیادی‌ترین اصل هر زندگی و ضامن سعادت آدمی دانست که بایسته‌ها و نبایسته‌های رفتار آدمیان را سروسامان می‌دهد. در نظام فکری صدرالمتألهین اخلاق، جایگاهی والا و متعالی داشته و در واقع به موضوع انسان‌شناسی یا معرفت‌نفس گره خورده است چرا که محور اخلاق و اخلاقیات رفتار انسان بوده و این نفس است که پذیرای خلق می‌باشد. از این‌رو برای ورود به حوزه اخلاق ناگزیر از شناخت انسان و ابعاد مختلف وجودی او هستیم. نفس ناطقه‌ انسانی جوهر مجرد ملکوتی است که بدن را برای رفع نیازهای خود به استخدام خویش درآورده و دارای سه قوه است: قوه عاقله، قوه شهویه و قوه غضبیه. با توجه به این امر، اخلاق از نظر صدرا «میان این قوا تعادل برقرار کردن و حد وسط میان قوا بودن» می‌باشد. اما چگونه انسان که واجد قوای سه‌گانه است می‌تواند خود را از تمایلات قوای شهوانی و سلطه‌جویی قوه غضبی برهاند؟ ملاصدرا چنین پاسخ می‌دهد: «از آنجا که کمال نفس با مشارکت بدن و قوای سه‌گانه نفس حاصل می‌شود، لازم است که میان اخلاق متضاد «عدالت» برقرار کند تا تحت تأثیر بدن و قوای بدنی قرار نگیرد بلکه بر قوای خویش حاکم باشد و [آنها را به فرمان عقل در آورد]، زیرا تأثیرپذیری نفس از بدن و قوای شهوی و غضبی موجب شقاوت نفس است» (اسفار، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ج۳، ص۱۲۷). وی در جای دیگری از آثارش پرداختن به اعمال زشت و قبیح را موجب بدبختی در جهان دیگر دانسته و می‌گوید: «بدان تکرار افعال شهویه و غضبیه و کثرت اعمال جسمانیه قبیحه موجب تعلق نفس به امور دنیوی و مادی گشته و نفس را به تاریکی‌های ظلمانی الفت داده و مانع بینایی عقل از ادراک حقایق علمی می‌گردد، ادراکی که سعادت اخروی و برائت از شقاوت سرمدی به آن حاصل می‌آید که خداوند فرموده است: (ختم‌الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه و لهم عذاب عظیم)، زیرا که اشتغال نفس به امور دنیوی موجب انصراف نفس از عالم قدس می‌شود» (کسر اصنام الجاهلیه، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ص۱۶۸). دیگر آنکه صدرالمتألهین توانسته مسئله سیر تحولی نفس آدمی را با توجه به مبانی خاص حکمت متعالیه از جمله حرکت جوهری و جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا بودن نفس به زیبایی هرچه تمام‌تر ترسیم نماید و به صورت مستدل نشان دهد که چگونه نفس می‌تواند از طریق کسب ملکات به صورت نفس ملکوتی و یا به صورت نفس شیطانی درآید. براساس تفکر این حکیم متأله، حرکت جوهری نفس نوعی حرکت فقری است که البته در مورد اخلاق این حرکت را باید از نفسانیت بالقوه به سوی استکمال بالفعل دانست. از این منظر، اخلاق نوعی تربیت تدریجی است که در نتیجه نوعی سیر و سلوک، تحقق پیدا می‌کند و نفس پس از استکمال و ارتقایش به مقام روح، نور محض می‌گردد که هیچ ظلمتی در آن نیست و پس از تنزل به مقامی می‌رسد که ظلمت محض بوده و هیچ نوری در آن نیست. ملاصدرا مراحل استکمال نفس انسانی را در چهار مرحله چنین تبیین می‌نماید: ▪ مرتبه اول: تهذیب ظاهر با بکارگیری قوانین الهی و شرایع نبوی ▪ مرتبه دوم: تهذیب باطن و تطهیر قلب از ملکات و اخلاق رذیله ▪ مرتبه سوم: تنویر نفس از طریق صور علمی و صفات پسندیده ▪ مرتبه چهارم: فنای نفس از خود و منحصر نمودن نظر در ملاحظه رب و ملکوت او که این نهایت سفر سالک به سوی حق تعالی است (المبدأ و المعاد، ج۲، ص۴۵۹). صدرالمتألهین در آثار و کتب مختلفش به طور پراکنده از اخلاق و مراتب تکاملی بحث نموده و آرا و نظرات خود را بیان داشته است، اما رساله «سه‌اصل» را به طور خاص به این موضوع اختصاص داده و سه اصلی را که نزد ارباب بصیرت، مهلکات نفس‌اند با نثری شیوا چنین بر شمرده است: ▪ اصل اول: جهل به معرفت نفس که حقیقت آدمــی اسـت... و ایـن عظیم‌ترین اسباب شقاوت و ناکامی آخرت است که اکثر انسانها در دنیا گرفتار آن هستند زیرا هرکه معرفت نفس حاصل نکرده خدای را نشناسد. ▪ اصل دوم: حبّ جاه و مال و میل به شهوات و لذات و سایر تعلقات نفس حیوانی است که جامع همه حبّ دنیاست... و هرکه آیینه دل را که پذیرای عکس انوار معرفت‌الهی و پرتو نور توحیداست در زنگ شهوات و مرادات نفس و کدورات معاصی فرو برده کی روی فلاح و نجاح خواهد دید و کجا پذیرای صلاح و قابل صیقل. ▪ اصل سوم: فریبکاری نفس بداندیش است و شیطان مکار که بد را نیک و نیک را بد جلوه می‌دهد و کارش ترویج سخنان باطل و تزئین عمل غیر صالح است. وی در ادامه کتاب به بحث از پیامدها و لوازم هرکدام از این سه اصل پرداخته و می‌گوید: ـ نتیجه دوری از معرفت نفس، ظلمت دل و کوری باطن است... ـ نتیجه پیروی از شهوت و آرزوهای نفس، جدایی از فطرت اصلی است و کور و گنگ با چهارپایان و حشرات محشور شدن... ـ نتیجه فریبکاری‌های نفس بداندیش و نیرنگ‌های قوت شیطانی نیز بسیار است، از آن جمله عذاب ابدی و خسران سرمدی است و سوختن به نار جحیم و گرفتار آمدن به عذاب الیم. وی در پایان می‌افزاید:«اگر بیابی که این سه یا بعضی از این در باطن تو است پس خود را مریض النفس بدان و درصدد علاج آن مرض بکوش» (رساله سه اصل، ص۴۶ـ۹۳). حاصل سخن آنکه صدرالمتألهین به عنوان فیلسوفی متأله و حکیمی شیعه با تکیه بر اصول و مبانی خاص حکمت متعالیه توانست تصویر جامعی از نظام هستی ارائه دهد که براساس آن انسان در پرتو اخلاق و توجه به اصول حکمت عملی می‌تواند سیر استکمالی خود را از حضیض ماده تا اوج تجرد بپیماید و به مرتبه نورانیت محض نائل آید.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/57616
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید