امروز چهارشنبه 03 تیر 1405

Wednesday 24 June 2026

مجموعه‌ای که نخواست یا نتوانست بخنداند!


1401/08/01
کد خبر : 56475
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 34 نفر
ظاهراً ما داریم دور خودمان می‌چرخیم در حوزه ساخت مجموعه‌های طنز. به نظر می‌رسد مشکل، فراتر از ساخت طنزهای هر شبه است، فرمول «هلو، برو تو گلو»، کارگردانان و نویسندگان جوان یا میانسال را به طمع ورود به چنین عرصه‌ای، دچار تکرار و البته جلوه‌های فرهنگی عجیب و غریب کرده است. این جلوه‌های فرهنگی، گرچه در بدو امر، چندان بدآموز به نظر نمی‌رسند [مردم می‌گویند ان‌شاءالله که گربه است و منظور «خیر» بوده!] اما با جاگیری در یک کمربند «تکرار»، به جا افتادن برخی نکات تا پیش ازاین غیرقابل قبول در تلویزیون ایران، کمک می‌کند. «تکرار»، البته منحصر به این وجوه ناخوشایند فرهنگی نیست بلکه در اجرا و متن و حتی «بازی» خود را نشان می‌دهد. مردم حق دارند با دیدن مجموعه «راه در رو» ساخته سعید آقاخانی، سؤالات زیر را از مسئولان رسانه ملی و سازندگان این مجموعه بپرسند. ۱) چرا یکی از ارکان ساخت مجموعه طنز در تلویزیون، محور قرار گرفتن شخصیت‌های منفی است از کیف‌قاپ گرفته تا بچه‌دزد و از کلاهبردار گرفته تا معتاد؟ ۲) چند زنه بودن و مخفی کاری از همه عالم و آدم، اگر بد است چرا با تکرارش در چند مجموعه، تبلیغ‌اش می‌کنید اگر خوب است چرا مسخره‌اش می‌کنید؟ ۳) از کی تا به حال، آدم‌های مؤمن و کار راه بینداز جامعه، خیلی ساده بر مسئله‌ای مثل بچه دزدی غمض عین می‌کنند؟ ۴) بالاخره آدم کلاهبردار، آدم است، آدم خوب است، قابل اصلاح است یا به دلیل این که کارگردان فیلم هم هست یک دفعه به یکی از شخصیت‌های «اصلاح شده» بدل می‌شود و مخاطبان باید از گناهان این «شخصیت»، در دادگاه ذهنی خود چشم‌پوشی کنند؟ ۵) اگر قرار است بازیگر یا بازیگران یک مجموعه طنز، صرفاً به کمک شگردهایی که سال‌ها با آنها کسب تجربه و شهرت کرده‌اند، یک مجموعه را به سامان برسانند دیگر چرا تلویزیون برای «فیلمنامه نویس» هزینه می‌کند؟ ۶) کارگردانی در حوزه ساخت مجموعه‌های طنز ما، عبارت است از به‌کارگیری همه شگردهای «تئاتر روحوضی»، بدون «واقع نگری» یا «واقع گرایی» یا «واقع نما»یی؟ ۷) آیا مردم ما باید، باز با «به هم خوردن مجالس خواستگاری» یا قرار و مدار گذاشتن «میانسالان و کهنسالان دم بخت»، به این نتیجه برسند که شاهد یک مجموعه طنز هستند و پای گیرنده‌های خانگی خود، «وقت» بکارند و «خنده» درو کنند؟ «راه دررو» مجموعه موفقی نیست حتی در جذب مخاطب به شکل آنی و فارغ از نتایج فرهنگی بعدی. آنچه همه از یک مجموعه طنز انتظار دارند «خنده‌دار» بودن آن است لااقل؛ و آنچه از یک مجموعه طنز نوروزی انتظار می‌رود این است شب‌های دید و بازدید نوروزی را با خود همراه و خانواده‌ها را به دیدار خود مشتاق کند. به نظر می‌رسد که این مجموعه، در هر دو حوزه شکست خورده است و نشان به آن نشان، که با وجود پوشش وسیع شبکه ۳ سیما در سراسر کشور، تعداد کسانی که بتوانند قصه «بد روایت شده» این مجموعه را در چند دقیقه تعریف کنند اندک است [به زبان ساده‌تر: تعداد کسانی که این مجموعه را شب به شب پی گرفته باشند اندک بوده] تعداد کسانی هم که بتوانند اشاره‌ای داشته باشند به شوخی‌های موفق [و البته قلیل] این مجموعه، به همان نسبت کم است [یعنی حتی شوخی‌های موفق «راه در رو» قابل یادآوری و «نقل» نیستند] بنابراین چه قضاوتی باید داشت درباره این مجموعه «پرهیاهو» [به عنوان «پر سر و صداترین» مجموعه چند سال اخیر که ترافیک صوتی داخل کادرش آن قدر عذاب‌آور بود که اکثر خانواده‌ها ترجیح می‌دادند در های و هوی بچه‌های کوچک، صدای تلویزیون را کم کنند و به گپ و گفت بپردازند تا از آرامش آغاز سال نو لذت ببرند!] که بازیگرانش، غیر از داد زدن جلوی «بوم صدا» به شکلی غیر هماهنگ و «ریتم زدا»، ظاهراً توصیه‌ای از کارگردان [که خود یکی از نقش‌های اصلی مجموعه را برعهده داشت] دریافت نکرده بودند؟ و در آخر، یک توصیه برای نویسندگانی که می‌خواهند چنین متونی را بنویسند: گره انداختن در خط قصه، یک تخصص حرفه‌ای است اما مشکل‌تر از آن، باز کردن این گره‌هاست نه ول کردن‌شان! ● این چه ژانری بود؟ پیشترها، در کتاب‌های مربوطه یا دروس دانشکده‌های تئاتر یا سینما یا تلویزیون، گفته می‌شد که یکی از مهمترین شیوه‌های ایجاد «کمدی»، رفتن سراغ «تفاوت‌ها» و البته «تضادها» است با این همه به نظر می‌رسد که کمدی سازان فعلی تلویزیون ما، این «اصل» را به «همانندی» و «همگونگی» تعبیر کرده‌اند! در «راه در رو»، آنچه شاهد بودیم «تضاد» نبود؛ همه به نوعی، نه تنها در عبور از خطوط قرمز قانون که در عبور از خطوط قرمز اخلاق مورد تأیید جامعه هم، شبیه هم بودند. مگر قرار بود سازندگان این مجموعه، «تریلر» بسازند یا «نوآر»؟ ما که سردرنیاوردیم و البته، نه خندیدیم [چون تقریباً با کمدی روبه رو نبودیم] نه گریه کردیم [چون ملودرام هم نبود] نه ترسیدیم [چون «تریلر» نبود] نه خیلی متفکر شدیم با اندیشه‌های روشنفکرانه [چون «نوآر» نبود] پس لطفاً بگویید «راه در رو» چه ژانری بود؟ ● یاد باد آن روزگاران یاد باد! موفق‌ترین حضوری که از «سعیدآقاخانی» در حافظه داریم، برمی‌گردد به «ساعت خوش» و نقشی که در آیتم «خان دایی جون» برعهده داشت و از آن موقع تا به حال [فاصله زمانی‌اش را فقط نمی‌شود با تخمین تقویمی دو دهه‌ای سنجید بلکه از تغییر ظاهر او هم – در غیاب گریم- مشهود است و گذرش از جوانی به میانسالی] نه تحولی را در بازی‌اش شاهد بوده‌ایم و نه ارتقایی را در شیوه کارش. [البته این خصوصیت، متعلق به خیلی از «ساعت خوشی‌ها»ی قدیم است و تنها به آقاخانی اختصاص ندارد] حالا هم که دارد کارگردانی می‌کند جلوه تازه‌ای از شخصیت هنری‌اش را به مخاطبان نشان نداده‌است. راستی! چرا آقاخانی، دو دهه قبل، می‌توانست با یک تغییر لحن ساده، مخاطبان عام [و حتی خاص] ایرانی را، چند دقیقه بخنداند اما حالا، حتی در مجموعه‌ای که خود کارگردان آن است، دریغ از یک لبخند؟! ● باز هم گلی به جمال غفوریان! روزگاری برخی از نشریات هفتگی نوشته بودند که مهران غفوریان، در آخر خط است! از آن قلم فرسایی‌ها، یک دهه گذشته و به نظر می‌رسد که غفوریان با تلاش بسیار توانسته از بازیگری «تقریباً بی‌شگرد» [که تنها متکی به فیزیک خود برای خنداندن بود] به بازیگری بدل شود که به رغم ضعف‌های انکارناپذیر فیلمنامه در پرورش «شخصیت»، «شخصیت» را به ما نشان دهد نه مهران غفوریان را. او واقعاً در خلق لحظات کمیک موفق است و این موفقیت را می‌توان در دهه هشتاد، مجموعه به مجموعه مرور کرد. [فقط کاش بدل شدن‌اش به ستاره فیلم‌های پرمخاطب، او را در «کلیشه» غرق نکند؛ او سابقه خوبی در آزمودن «موفقیت زیاد» ندارد!]
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/56475
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید