امروز شنبه 30 خرداد 1405

Saturday 20 June 2026

مجمع آدم های نامتعادل


1401/08/01
کد خبر : 59870
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 57 نفر
شوخی با اصناف و مشاغل، یکی از وجوه بارز کمدی در عرصه بین المللی است که البته در ایران به دلیل نگاه سوء تفاهم گونه به آثاری که با لحنی کمیک یک موقعیت شغلی را دستمایه طنازی بازیگرانشان قرار داده اند و همچنین عدم تحمل نقد در جامعه صنفی کشور نتوانسته چندان رشد کند. در نظر آورید که می خواهیم یک موقعیت کمدی را بدون هیچگونه نیت منفی در متن تصویری اثرمان بگنجانیم اما همه چیز اینگونه ساده در نظر نمیآید بلکه درست آنجایی که فکر می کنیم جریان ها سیر طبیعی خود را طی می کند ناگاه یک اظهار نظر عجولانه و کم ظرفیتی و بی تحملی در قبال شوخی ها می تواند اثر را دچار مشکلاتی در مسیر پخش کند. از این منظر به یاد می آوریم که نوع لهجه و کاربرد واژگان در شبهای برره تا چه میزان حساسیت بی مورد را سبب شد و یا شوخی های بکر با اصناف در دوگانه مرد هزار چهره باعث چه آشفتگی هایی در عرصه رسانه ای کشور گشت. منطبق برآنچه گفته شد به مقوله مهم روان شناسی جامعه ایرانی می رسیم که حساسیت، زود رنجی، بی منطقی و عجله را به عنوان ویژگی های کنونی مردم برایمان آشکار می سازد و از زمینه چنین رویکردی، ما را به نتایج حیرت آوری از دلایل رفتارهای آنارشیک گونه در قبال آثار کمدی تلویزیونی در دهه ۸۰ می رساند. از این زاویه، گاه چنان روشنفکرانه جریان ها را ارزیابی می کنیم و در خصوص جایگاه نقد در ایجاد تحول فکری جامعه ایرانی سخن می گوییم و برآن پای می فشاریم که در نگاه بیرونی تصویری آرمانی را از خود نشان می دهیم و گاه به دلیل شوخی یک مجموعه با صنف خودمان، بی صبری و شتابزدگی را پیشه می کنیم و یک جو پرآشوب را پیرامون آن اثر به وجود میآوریم. در این عرصه می توان به موضع گیری مخربانه بر ضد مجموعه پایتخت اشاره داشت که تنها به دلیل گویش مازنی بازیگرانش متهم به هجو قومیتی شد. چنین رویکردهایی در نگاه اول شاید طبیعی در نظر آید و طبق ساختار روان شناختی جامعه ایرانی نتوان ایرادی به آن گرفت اما وقتی این هجمه ها و ایرادگیری ها به صورت یک جریان عادی درآید نه تنها قدرت و قوت مجموعه ها در نقد را می کاهد بلکه به مرور از ظرفیت های درونی آثار در خلق موقعیت های جدید ممانعت به عمل آورده و جان مایه متنی مجموعه ها را در حصار گستره ای از کلیشه ها قرار می دهد; مساله ای که در سه سال گذشته اغلب مجموعه های کمیک روتین و مناسبتی را از آن حلاوت و نشاط دورساخت و دل زدگی مخاطب از آثار کمدی را سبب شد. اما این روزها شبکه سوم سیما با مجموعه ساختمان پزشکان توانسته طیف کثیری از مخاطبان را جذب و خاطرات خوشی را که کمدی های مدیری برایمان می ساخت تجدید کند. ساخته جدید سروش صحت با خلاقیت های نابی که تیم نویسندگان در پرداخت دراماتیک سوژه ها به کار برده اند توانسته تا حدودی از کمبود جذابیت سیما در این روزها بکاهد و لحظات خوشی را به مخاطب تقدیم کند. در زیر نگاهی به دلایل جذابیت مجموعه ساختمان پزشکان می اندازیم. الف) کارگردانی: با مشخص شدن تیم اجرایی مجموعه و سوژه نسبتا جدیدی که دستمایه پرداخت کمیک موقعیت ها می شد، بسیاری از کارشناسان با تاکید بر اینکه کارنامه سروش صحت در مقام یک کارگردان کمدی چندان قابل دفاع نیست و به ویژه تجربه ساخت چهارخونه به عنوان یک نود شبی آشفته و تکراری می توانست دافعه ای را در مخاطب ایجاد کند، به همین علت ساختمان پزشکان را در یک نگاه پیشداورانه رد می کردند اما اگرچه ضعف های روشنی در قسمت های ابتدایی اثر از جنبه کارگردانی حس می شد و مدیریت صحنه ها نوعی شتاب ناهشیار را نشان می داد از جمله نوع معرفی شخصیت ها که در خصوص برخی از آدم های داستان با تعجیل و بدون مکث جزئی نگرانه صورت پذیرفت، می توانست در صورت تداوم به نابودی یک سوژه مطلوب بینجامد اما خودباوری سروش صحت و ارتباط گیری درست میان کارگردان و نویسندگان، اثری را در منظر دید مخاطب قرار داده که تجربه ای ماندگار در کمدی تلویزیونی خواهد بود. هوشیاری صحت در بهره گیری از شخصیت های جدید یا کمتر استفاده شده در نقش های اصلی یک کمدی تلویزیونی نیز در جذابیت مضاعف ساختمان پزشکان تاثیرگذار بوده و چینش اجزای صحنه نیز در یک کارکرد دراماتیک صورت پذیرفته که این امر ضمن استفاده کامل از ظرفیت های محیط در پرورش قاعده های خلق موقعیت های کمیک بر جان گرفتن روح مضمونی مجموعه، تاثیرات جالبی را بر جای گذاشته است. از جمله می توان به تمرکز نویسنده ها بربافت شخصیتی افراد در ساختمان پزشکان و خانه دکتر افشار اشاره داشت که با درک درست از صفات مثبت و منفی آدم ها و بهره گیری از تناقضات تیپیک شخصیت ها از جمله بهره گیری از عنصر قد در میزانسن های دوتایی یا تاکیدی که بر تغییر تناژ صدای دکتر افشار در موقعیت های مختلف می رود همگی برماندگاری مجموعه در ذهن مخاطب تاثیرات ویژه ای داشته است. بر مبنای آنچه گفته شد صحت توانسته با بهره گیری از خصوصیت کمدی عطارانی یعنی مهندسی محیط اثری ناب را تولید کند که این برای کارگردان جوانی چون او پیشرفت خوبی محسوب می شود. ب)سناریو: کارگردانی قابل قبول صحت را می توان تا حدودی به فیلمنامه های حساب شده پیمان قاسمخانی و تیم نویسندگانش ربط داد که با خلق موقعیت های کمتر تجربه شده در کمدی تلویزیونی لحظات شادی را برای مخاطب به ارمغان آورده اند. با هم نمونه هایی از شاهکارهای سوژه پردازی برادران قاسمخانی و گروه نویسندگان مجموعه را مرور می کنیم. لوکیشن مجموعه در یک نگاه کلی به دو بخش مجزا تقسیم می شود. کل واحدی به نام ساختمان پزشکان که در هر طبقه اش غوغایی است و پزشکان عجیب و غریبی را در خود جای داده است. روان پزشکی که از مشکل اعتماد به نفس بیش ازاندازه و همین طور غرور در عذاب است(کتی); دندانپزشکی که درد را با تولید درد دیگری جبران می کند و صدای مریض هایش در طبقات بالا و پایین نیز شنیده می شود; دکتر سهرابی و همسرش که یک معجون غلیظ از صفات غریب انسانی را در خود دارند و گاه در رویه هایی متناقض عنصر انسانیت، مظلومیت، بدجنسی، فرصت طلبی و سو»استفاده از جایگاه را در قبال افراد دیگر نشان می دهند. از جمله می توان به کوتاه آمدن های سهرابی در برابر ناصر و زورگویی هایش در قبال نیما افشار اشاره داشت که این تناقض انسانی را به زیبایی نشان می دهد یا به قسمت برملا شدن راز دکتر سهرابی گوشه چشمی داشت که همگان با پی بردن به رابطه پدر و فرزندی دکتر سهرابی و فیروز، کارها و وظایفی را به عنوان باج و حق السکوت از سهرابی مطالبه می کردند و جالب اینکه در این قسمت یک نقد صریح نسبت به مناسبات رفتاری حاکم برجامعه ایران صورت گرفت که مواظب باش تا آتویی دست کسی نداشته باشی که بی شک در این صورت همگان بر گرده ات سوار خواهند شد. از بحث فاصله نگیریم. شخصیت دیگر مجموعه کسرا برادر زن دکتر سهرابی است که معجونی از طنزهای لحظه ای را در بازی اش مشاهده می کنیم. شخصیتی که سهمش از روایت دراماتیک قصه محدود به کافی شاپش در طبقه پایینی ساختمان پزشکان می شود و نکته جالب اینکه اگرچه در نگاه اولیه به نظر می رسد که کسرا در پیشبرد داستان نقشی کلیدی ندارد اما گاه با محوریت بخشیدن به وی و کافی شاپش از جمله قسمت تلاش دکتر نیما برای رفتن به تلویزیون یا خواستگاری دکتر ملکی از دکتر دندانپزشک تلاش موثری در خلق موقعیت کمیک صورت می پذیرد. کارهای عادی کسرا از جمله فیلمبرداری اش در شب تولد نازنین نیز اگرچه چندان پراهمیت نیست(از لحاظ منطق پردازشی کمدی) اما جاگذاشتن دوربین در خانه دکتر نیما و ثبت تمامی لحظه هایی که به نوعی از معمای سرقت گردنبند کتی گره گشایی می کرد در یک جهت گیری جزیی نقشی مهم را به این شخصیت فرعی در داستان بخشیده است. دکتر ملکی با بازی همیشگی و البته دل نشین بیژن بنفشه خواه که تغییراتی جزیی را در نوع اجرایش ایجاد کرده است نیز توانسته در موقعیت های کمدی تاثیرگذاری خوبی را داشته باشد که به ویژه می توان واکنش های از سر استیصال وی در قبال دیرفهمی و خرابکاری پرستو شیرزاد را مثال زد. ملکی در یک مثلث ارتباطی در جزیره کوچکی که دیگر ساکنانش نیما افشار و پرستو شیرزاد هستند یک نقطه ثقل در پرورش بسترهای خلق کمدی است. گاه واکنش هایی که در قبال شیرزاد دارد این حس کمدی را در فضا منتشر می سازد و گاه رویارویی هایش با نیما افشار که از یک حس رفاقت همراه با منفعت طلبی ناشی شده در موقعیت سازی کمیک تاثیرگذار بوده است. قسمت های اخراج مقطعی شیرزاد و آمدن یک منشی جدی و منضبط که جایگاه شغلی خود را تا سطح یک امرده بالا برده از جمله قسمت هایی است که خلق کمدی بر مبنای تم آشنای ارتباط انسانی و تناقضات قابل درک آن صورت نمی پذیرد بلکه این خود محیط است که در پرتو نگرش پیرامونی افراد به جزئیات دستمایه پرورش کمدی می شود. سناریو از بعد شخصیت پردازی وبازی حساب شده با محیط دارای جذابیت های دیگری نیز هست که می توان به علاقه عجیب و غریب فرید افشار و همسرش به ناصر اشاره داشت که پیشینه مناسبی از جنبه انسانی ندارد و یک خلافکار محسوب می شود اما محبوب قلوب پدر و مادرش است اما از آن سو بی توجهی همان پدر و مادر به نیما افشار که دارای جایگاه والایی در جامعه است بر این کمدی تناقض محور رنگ و جلای روشن تری بخشیده است. ج)گروه بازیگری: شاخصه مهم مجموعه ساختمان پزشکان را جدای از فیلمنامه حساب شده آن باید در کار مناسب گروه بازیگری جستجو کرد. آنجایی که شقایق دهقان در یک بازی منحصر به فرد در نقش منشی دکتر ملکی و دکتر افشار نوعی از گیجی کنترل شده و بدون غلو را نشان می دهد. عنصر حواس پرتی به عنوان یک نقطه اتکا در بازی شقایق دهقان به صورت یک حس مولفانه و منحصر به این بازیگر درآمده است که در دو تجربه پاورچین و ساختمان پزشکان و در دو فرآیند حسی و اجرایی متفاوت، جایگاهی مطلوب را برای این بازیگر در ژانر کمدی ایجاد کرده است و اگر او را نمونه شاخص کمدین زن در ایران بنامیم بیراه نگفته ایم. تحلیل در خصوص بازی دهقان در این مجموعه را در یادداشت دیگری عنوان کرده ام و به همین علت در این سخن به بازی افراد دیگر می پردازیم. بازی فرناز رهنما در نقش نازنین بسیار دل پذیر از کار درآمده است. حساسیت نازنین به همسر قبلی دکتر افشار(کتی) و نیز پیشینه بیماری عصبی که در مجموعه از آن تحت عنوان وسواس تقارن نام برده می شود در پرتو درک درست رهنما از نقش و برداشت حسی درستی که باید در بازتاب روحیات نازنین ازجمله تمایل به دیده شدن به کارگیرد نقشی خوب را در این مجموعه رقم زده است. بازی رهنما از یک کانال درونی شدن حس می گذرد و از طریق نوع ری اکشن های عصبی پلک، برون گرایی حسی در قبال مقارنه محیطی اشیا و حساسیت های نازنین نسبت به نوع ارتباطات دکتر نیما با افراد دیگر - که با نوعی شک روبه روست و این مساله از طریق تلفن های کنترل کننده به محل کار دکتر افشار قابل درک است- با نقش نازنین درگیر می شویم. نقطه ثقل دیگر را باید در اجرای جذاب هوشنگ حریرچیان رهگیری کرد. نقش فرید افشار به عنوان یک فرد محاسبه گر که مناسبات مالی را در نوع ارتباطات انسانی دخیل کرده و با اجاره گرفتن از فرزند دکترش و افزودن کرایه به هر بهانه ای بر موقعیت های کمدی مجموعه تاثیرات ویژه ای گذاشته است. به ویژه می توان به قسمت شاعر شدن نازنین اشاره داشت که در آن فرید افشار تنها در صورت پرداخت مبلغی از سوی نیما حاضر به شنیدن سروده های نازنین شد. یا می توان به قسمتی اشاره داشت که فرید افشار با شنیدن جمله ناصر درباره حافظه هشت ثانیه ای ماهی ها یک بازی درخشان ذهنی را آغاز می کند که همگی افراد مجموعه و مخاطبان را با این شاخص اجرایی بکر از سوی حریرچیان همراه می سازد. ناصر نیز با رفتارهای نامتعارف خود و عدم رعایت حرمت های اجتماعی یک نقش خاکستری با زمینه های پررنگی از صفات منفی است که تاثیرات غیرقابل انکاری برجذابیت های اثر داشته است. فرصت طلبی و هوشمندی ناصر در قسمت های مختلف بروزیافتگی خوبی در اثر داشته است. کشاندن فیروز به ایروبیک و درخواست مدارک از او جهت کشف رابطه میان دکتر سهرابی و فیروز هردو آن عناصر را نشان می دهد. دکتر نیما افشار با بازی ماهرانه بهنام تشکر از عنصر قد و تناژ صدا به خوبی در خلق کمدی موقعیت یا کلام بهره می برد. جدیت در هنگام فرورفتن در نقش یک روان شناس که یک صدای دورگه را بر نوع بیان شخصیت مسلط می کند، همچنین بیان همراه با ترس در مقابل ناصر و هر آنکه به نیما زور می گوید و بیان مردد همراه با استیصال در مواجهه با رفتارها و گفتارهای خانم شیرزاد از جمله اوج های حسی و تکنیکی نقش است که بهنام تشکر به خوبی از پس اجرای آن برآمده است. تاکیدی که تشکر بر روی به کاربردن کلمه دکتر قبل از اسم نیما دارد نیز به خوبی ضعف های درونی شخصیت روان شناس را نشان مخاطب می دهد و بدینگونه است که ساختمان پزشکان با گردآوری گروهی از جامعه پزشکی در یک لوکیشن واحد، روایتگر تناقضاتی است که هر کدام از ما در زندگی روزانه داریم و چه خوب که ساختار مفهومی مجموعه بدون هیچگونه پرده پوشی یا عبور از خطوط قرمز، نگاهی انتقادی را به رفتار آنارشیستی و احساسی اغلب افراد این جامعه در قبال رویدادها دارد و در این راه به نمایش زنجیره رفتارهای نامتعارف و انسان های مشنگ آن روی آورده است.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/59870
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید