امروز دوشنبه 08 تیر 1405

Monday 29 June 2026

فرهنگ ملی، آیین دینی


1401/08/01
کد خبر : 54470
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 70 نفر
بسیاری از همکاران ارجمند و ارزشمند دانش‌آموخته در رشته‌های مشاوره، روانشناسی و گاه روانپزشکی، در پی پایان سال‌های کوتاه و گذرای دانشجویی یا دستیاری، با وجود فرا گرفتن دروس نظری این رشته‌ها و گاه حتی رتبه‌های برتر کارشناسی ارشد و دکترا یا بورد تخصصی، در بازار کار آن گونه که می‌خواسته و می‌پسندیده‌اند، سرفراز و کامیاب نمی‌شوند و خیلی زود ناکام، سرخورده و افسرده می‌شوند. این ناکامی حرفه‌ای، به ویژه آن هنگام که دانش‌آموخته، سن و سالی کمتر از سی، سی و پنج سال داشته و آموزه‌هایی توانگر از زندگی اجتماعی در زیر پوست شهر و روستا به چنگ نیاورده باشد، چشمگیرتر است. بالا رفتن سن و سال (به ویژه آن هنگام که با دشواری‌ها و ناکامی‌های درخور تامل و تدبر همراه شده باشد) به پختگی و خردمندی می‌انجامد تا پیشکسوت خردمند آنچه را که برنای نوخاسته در آیینه نمی‌بیند، به آسانی در خشت خام به تماشا بنشیند. کاستی سترگ و بنیادین رشته‌های روانشناسی و مشاوره، نگذراندن دوره‌های عملی مشاوره و روان‌درمانی در درمانگاه‌ها و مراکز مشاوره دانشگاهی پیش گوش و زیر نگاه استادان پیشکسوت و کارآزموده است یعنی درست همان وزنه‌ای که دستیاران روانپزشکی، به خوبی و فراوانی از آن برخوردارند و ساعت‌ها، روزها و ماه‌ها کار بالینی زیر نگاه و ارزیابی مستقیم استادان‌شان را پشتوانه و پشتیبان دارند. بجاست که هر واحد دانشگاهی که به آموزش دانشجویان کارشناسی ارشد مشاوره و روانشناسی می‌پردازد، در کنار افزایش سال‌های تحصیلی هر یک از مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به دست‌کم پنج سال، نسبت به تاسیس مراکز مشاوره دانشگاهی با حق ویزیت اندک و تبلیغات رسانه‌ای فراگیر اقدام کنند و ضمن تعامل و همکاری حرفه‌ای با روانپزشکان و روانشناسان بالینی که زیر نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تربیت شده‌اند، این کاستی سترگ و بنیادین را برطرف سازند. ساختار آموزشی نظری رشته‌های روانشناسی و مشاوره، سال‌هاست به روز و کارآمد نشده و بسیاری از مراجع و منابع پارسی آن هنوز کتاب‌هایی است که دهه‌ها از ترجمه و تالیف آن گذشته است. بیماری ملی فراگیر در دانشگاه‌هایمان (یعنی بسنده کردن به جزوه‌خوانی و گریز از مطالعه ژرف و دقیق مراجع و منابع بین‌المللی به روز) نیز یکی از مهم‌ترین ریشه‌ها و سرچشمه‌های ناکامی تازه دانش‌آموختگان جوان روانشناسی و مشاوره در ایران است. هر چند بسنده کردن مطلق به منابع و مراجع غربی و فرنگی هم می‌تواند در کوتاه و درازمدت، مشکل‌ساز شود چرا که برای هر گونه از روان‌درمانی و مشاوره، روان‌درمانگر و مشاور باید به فرهنگ و فضای مردم‌شناختی و جامعه‌شناختی آشنایی نزدیک داشته باشد. دانش‌آموخته ناآشنا به فرهنگ و فضای اجتماع و بیگانه با متون ادبی، دینی و مذهبی، بی‌درنگ در بازار کار، ناکام و ناچیره و سرخورده و افسرده می‌شود. آنچنان که بسنده کردن صرف روانپزشکان به بورد تخصصی اعصاب و روان و از بر داشتن درسنامه روانپزشکی «کاپلان» و «سادوک» (که به فرموده استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر «شکرالله طریقتی»، «گواهینامه روانپزشکی در نیویورک و امریکا» است) برای کامیابی و سرفرازی در بازار کار درمان‌های گوناگون روانپزشکی (حتی دارودرمانی که بخش کوچکی از درمان‌های روانپزشکی است) در این مرز پرگزند هرگز راهگشا نخواهد بود. بی‌گمان در چنته و چنگ داشتن یک بورد تخصصی مجازی جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی ایرانیان درون و برون میهن و آشنایی نزدیک با متون و منابع ادبی، دینی و مذهبی مردمان این اجتماع و در فراز همه کلام‌الله مجید و کتب حدیث ائمه اطهار و ادعیه بزرگان دینی و مذهبی، برای کامیابی هر روان‌درمانگر و مشاوری، نه سودمند، که بسیار لازم و ضروری است. خوانش ادبیات دیرینه و نوین پارسی (از کلیله و دمنه و شاهنامه تا خیام، سعدی، حافظ، مولوی، جامی، صائب و شاعران و نویسندگان معاصر) و اندیشیدن و وام ستاندن از آنها در روند مشاوره و روان‌درمانی، گام نخست آغاز سرفرازی و کامیابی در بازار کار روانپزشکی، روانشناسی و مشاوره در پی سال‌های زودگذر دانشجویی روانشناسی و مشاوره و دستیاری روانپزشکی لازم و ضروری بوده و هست تا رقابت حرفه‌ای، آسان و شتابان به حسادت و تهمت و ستیز و کینه‌توزی نینجامد و توفان خشم و آتش دشمنی، در پیشی‌جویی بیمارگونه پیشه‌ای، بازار همه بر باد ندهد و خوشنامی این پیشه‌ها را به خاکستر ننشاند! در اینجا لازم می‌دانم که یاد و پاسداشتی از آموزگاران بزرگوار ادبیات پارسی دبیرستان عدل اسپهان، به ویژه آقایان «صفوی» و «جعفری» و آموزگاران دینی و معارف اسلامی آن، به ویژه آقایان «شعبانی» و «دهقان» کنم که رنج و مشقت عمری آموزگاری آنان، بی‌گمان در بن‌مایه اندک کامیابی حرفه‌ای امروزم نقشی بسزا داشته است. هنوز شیرینی و دلنشینی کلاس‌های دشوار آقای «صفوی» (که خواندن کتاب دبیرستان را بر دوش خودمان می‌گذاشت و ما را وادار به از بر کردن دیباچه و بخش‌هایی به هوشیارانه گزیده‌شده از گلستان سعدی و اشعار خیام، حافظ، مولوی، نظامی، خاقانی، شاهنامه فردوسی و ... می‌ساخت) پیش چشم و ذهنم زنده است. به باور من، بهره‌گیری از آموزه‌های ادبی، دینی، مذهبی، قومی، ایلی، استانی و ملی کهن و نوین و افزودن آنها به منابع بین‌المللی و فرنگی، در کنار برخورداری نزدیک، پیش گوش و زیر چشم استادان پیشکسوت و خردمند، راز چیرگی و سرفرازی روانپزشکان، روانشناسان، مشاوران و مددکاران در بازار کار حرفه‌ای‌شان بوده و خواهد بود. هر چند کمتر عاملی می‌تواند جایگزین خردمندی و دوراندیشی برآمده از بالا رفتن سن از سی، سی و پنج، و چهل باشد. ناکامی و سرخوردگی زیر سی، سی و پنج سالگی معنا ندارد که جوان باید سختکوش و پرپشتکار باشد تا در گذر سال‌ها به توانمندی پیران و میانسالان خردمند برسد!
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/54470
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید