امروز چهارشنبه 03 تیر 1405

Wednesday 24 June 2026

فرهادی نگین سینمای ایران در دهه ۸۰


1401/08/01
کد خبر : 56883
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 63 نفر
در وجهی دیگر،نگاه پیشینی به سینمای ایران و افتخارات بین المللی اش در دهه ۶۰ و ۷۰، اگرچه حسی خوشایند و سرشار از غرور را به جامعه هنر دوست منتقل می کند اما این جریان که چرا در دهه ۸۰ به آن حرکت متداوم افتخار نرسیدیم، پرسش اصلی مخاطبان حرفه ای سینما را در شرایط کنونی تشکیل داده است و البته در این میان نام اصغر فرهادی به عنوان نشان و نماد هویت هنری و فنی سینمای ایران، تا حدودی اعتبار بین المللی سینمای ایران را احیا کرده است و این امر به عنوان برآیند نگاه صحیح وی به جامعه ایرانی و تحولات فکری و اعتقادی اش از همان تجربیات ارزشمند وی در فیلمنامه نویسی برای دو اثر شاخص اجتماعی تلویزیون یعنی "داستان یک شهر" و "روزگار جوانی " برخاسته و به مهارت اجرایی وی در "جدایی نادر از سیمین" رسیده است. فرهادی با نگاه مستندگون خود به تحولات اجتماعی شهر تهران، تم حادثه را به عنوان محور و نقطه ثقل روایت، در اختیار اصغر توسلی کارگردان "داستان یک شهر" قرار داد و این تجربه به آن میزان غافلگیر کننده بود که این دو را در" روزگار جوانی" در کنار هم قرار داد و حرکت روایی اثر چنان در پاندولی از درام و کمدی موقعیت، حساب شده صورت گرفت که این مجموعه را به خاطره ای بزرگ در ذهن بیننده تلویزیونی بدل کرده است. فرهادی در "روزگار جوانی" با شخصیت پردازی ماهرانه ای که داشته علاوه بر طرح موضوعات مهم آن زمان از جمله سبک زندگی دانشجویی و چالش های پیش رو و همچنین بحث گفتمان نسل ها وتطابق و همسانی ارزش های فردی و اجتماعی در کل واحدی به نام جامعه، کارگردان را در به سرانجام رساندن یک مجموعه آپارتمانی شاخص، کمک ویژه ای نمود و البته گروه بازیگری نیز با این بستر مناسبی که نگاه و قلم برجسته فرهادی در اختیارشان قرار داد، بازی های ماندگاری را به ثبت رساندند. ترکیب بهزاد خداویسی، نصرالله رادش، امین حیایی، کیهان ملکی و مهدی صبایی در یک خانه دانشجویی آنچنان خواستنی از آب درآمده بود که حتی در نگاه امروزی نیز این افراد با تمامی مختصات و ویژگی های رفتاری، فکری و گفتاری برای جامعه آشنا هستند و این امر تنها از یک فیلمنامه نویس حرفه ای بر می آید. فرهادی در دو تجربه "شهر زیبا" و "رقص در غبار" نیز دغدغه های جامعه شناختی خود از جمله ایثار و گذشت را مطرح می سازد و البته تلاش قابل تامل وی در نگارش فیلمنامه کمدی شخصیت محور "دایره زنگی" که تندیس یازدهمین دوره جشن دنیای تصویر را برای وی به ارمغان آورد نیز از توانایی های درونی وی در امر فیلمنامه نویسی حکایت دارد. اما اهمیت ویژه کار فرهادی را جدای از فیلمنامه نویسی ، باید در تبحر وی در کارگردانی جستجو کرد؛ لحاظ نمودن جزئیات بصری برای انتقال مناسب زمان و برهه روایت به مخاطب در یک نمای کوتاه و چند لحظه ای که اثر شاخص وی "چهارشنبه سوری" را به اتفاقی ویژه در سینمای بی حس و حال اجتماعی بدل کرد، هنوز هم از قاب های طلایی سینمای دهه ۸۰ به شمار می رود. به یاد بیاورید صحنه آغاز فیلم را که روحی به همراه همسرش در ترک موتور به بازبینی عکس هایشان مشغول هستند و ناگهان موتور به دلیل گیر کردن چادر روحی به پره های چرخ واژگون می شود و این صحنه از لحاظ اجزای بصری چنان دارای مهارت اجرایی است که در چند نما، برهه زمانی را با توجه به برف نشسته بر زمین و تنگ ماهی کنار جاده به مخاطب منتقل می کند. حتی نحوه آشناسازی بیننده با شخصیت های اثر نیز به درستی انجام می گیرد و در این میان طراوت اجرایی هدیه تهرانی در نقش مژده از نکات غافلگیر کننده اثر محوب می شود؛ تهرانی در این تجربه با شمایلی متفاوت از دیگر تجربه های سینمایی اش، تصویر درستی از یک زن دل آشوب و مردد نشان می دهد و جنس روایت نیز به نحوی است که مخاطب تا انتها، این دل آشوبی را به عنوان یک صفت غیر مترقبه در وجود مژده می پذیرد و البته مهارت اجرایی کارگردان در چیدن پازل فکری برای مخاطب، ماهیت درونی نقش ها را برای بیننده ملموس و قابل درک کرده است. فرهادی در "درباره الی" نیز به همان تم آشنای خود یعنی خیانت و دروغ وفادار است و از طریق وقایع نگاری اتفاق تلخ غرق شدن الی، به بررسی ویژگی های اخلاقی و اعتقادی طبقه متوسط شهری در ظرفی نمادین از پنداشت ها و باورهای همراهان الی نسبت به او می پردازد و حاصل کار از منظر کارگردانی، چنان خیره کننده است که خرس نقره ای برلین را برای فرهادی به همراه می آورد و در نهایت به درامی اعتقادی با سویه انتقادی نسبت به رفتار و گفتار جامعه ایرانی در "جدایی نادر از سیمین" می رسیم که البته این بستر کنکاش گر در احوال جامعه امروز بیش از هرچیز بر چرایی نهادینه شدن ناهنجاری دروغگویی در بدنه تفکری فرد و جامعه متمرکز است و فرهادی در این پایان نامه خود درباره دروغ ، بازهم شاهکاری دیگر از منظر فیلمنامه نویسی می آفریند که جزئیات دقیقش در شخصیت پردازی، از بیداری و هوشیاری ذهنی آگاه و جامعه شناس حکایت دارد و همین توانایی های سینمایی است که اصغر فرهادی را نگین سینمای ایران در دهه ۸۰ ساخته است.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/56883
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید