امروز سه‌شنبه 02 تیر 1405

Tuesday 23 June 2026

فرصت‌های‌ از دست ‌رفته


1401/08/01
کد خبر : 57387
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 66 نفر
با درصد بالایی از اطمینان می‌توان گفت که هیچ رسانه دیگری نمی‌تواند با نقش تعیین‌کننده و تاثیرگذار تلویزیون در الگوسازی و ارائه پیام‌های اجتماعی به اقشار مختلف رقابت کند، از طرفی در میان تمام ابزارهایی که این رسانه برای ارائه پیام به مخاطبانش دارد، هیچ کدام به اندازه سریال‌سازی و داستان‌گویی نمی‌تواند تأثیرگذار باشد. بنابراین باید پرسید که آیا این درست است که مسئولان صداوسیما از نقش تعیین‌کننده رسانه زیر نظرشان در امر تعلیم و تربیت غافل شوند و به حضور سیل‌آسای سریال‌های (صرفا) داستانی مانند دلنوازان، رستگاران، بیگناهان، خطرناکان، گناهکاران، اعصاب خردکنان، بی ادبان و... دل خوش کنند؟ ● آسمان گاهی ابری است! هفته گذشته آخرین قسمت از سریال «آسمان همیشه ابری نیست» از شبکه یک صداوسیما پخش شد و در حالی که بسیار بعید می‌دانم یک ماه دیگر اصلا کسی یادش مانده باشد که این سریال زمانی از تلویزیون پخش می‌شده است، قصد دارم چند سطری در مورد آن بنویسم و به دلیل این که بنابر مقدمه این نوشته به سریال مذکور بسیار امیدوار بودم، عنوان این نوشته را «فرصت‌های از دست رفته» می‌گذارم. دوران نوجوانی و جوانی افرادی به سن و سال ما همراه شد با نمایش سریال‌هایی با محوریت مسائل مربوط به جوانان که در زمان خود گاهی بسیار موفق (روزگار جوانی، خط قرمز، دبیرستان خضراء، داستان یک شهر) ظاهر شدند و گاهی هم مانند سریال «دختران» حتی در خاطره‌ها هم باقی نماندند و حالا پس از یک خلاء چندساله، دوباره برنامه‌سازان تلویزیونی به سراغ سریالی با همین موضوع رفتند که متأسفانه نتیجه آن چیزی به غیر از یک فرصت‌سوزی تمام عیار نبود. فیلم‌نامه مجموعه تلویزیونی «آسمان همیشه ابری نیست» مسیر خوبی را انتخاب کرده بود، به تصویر کشیدن داستان زندگی ۵ دختر نوجوان از ۵ خانواده و ۵ طبقه مختلف اجتماعی و بررسی زندگی روزمره و اجتماعی هر یک از این خانواده‌ها از زوایای مختلف که درنهایت روابط موجود میان هرکدام از اعضای خانواده با فرزند نوجوانشان تبدیل به هسته اصلی قصه‌ها می‌شد، قصه‌هایی که می‌توانست با توجه به تفاوت میان جایگاه‌های اجتماعی شخصیت‌ها، بسیار متنوع و جذاب باشد. ● شخصیت‌های دوست‌نداشتنی به طور طبیعی، خلق شخصیت‌های واقعی و باورپذیر یکی از وظایف نویسنده فیلم نامه است، تیپ شخصیت‌ها باید به گونه‌ای باشد که مخاطب بتواند آن‌ها را در عالم واقعیت تصور کند و در مواردی خود را به جای آن‌ها بگذارد ولی با توجه به اهمیت این فاکتور اساسی، اگر بنا داشته باشم که تنها یک نقد به این مجموعه تلویزیونی وارد کنم، حتما باورپذیر نبودن شخصیت‌ها را انتخاب می‌کنم. به‌عنوان نمونه می‌توان به گفت‌وگوهای سنگین، عجیب و غریب و نچسبی اشاره کرد که میان سهیلا و پدر نه‌چندان خوش‌سابقه‌اش در اولین دیدار رد و بدل می‌شود یا تیپ خود سهیلا که شباهت بسیاری کمی به نوجوانان امروزی دارد؛ بی‌رودروایستی، تیپ سهیلا مخاطب را یاد نوجوانان دبیرستانی ۱۰ یا ۱۵ سال پیش می‌اندازد، که البته این موضوع کاملا طبیعی است چراکه «لیلا بلوکات» برای بازی در نقش یک دختر دبیرستانی باید حداقل ۱۰ یا ۱۵ سال جوان‌تر می‌شد، کاری که یقینا از دست متبحرترین گریمورهای جهان نیز برنمی‌آید و درحالی که پر واضح است، موضوع انتخاب بازیگر برای سریال‌هایی با طیف سنی جوان و نوجوان امر ظریفی است ولی شاهد هستیم که در این مجموعه، این مهم با سهل‌انگاری تمام انجام گرفته است. درچنین موقعیتی کاش کسی از آقای «سعید عالم‌زاده» به‌عنوان کارگردان اثر می‌پرسید که آیا واقعا هنرپیشه دیگری نبود که بتواند جایگزین خانم لیلا بلوکات بشود؟! ● سریالی با قصه‌های ناکام با تمام این تعریفات و هسته داستانی قابل قبول، «آسمان همیشه ابری نیست» حتی به مرزهای یک روایت قابل قبول نزدیک هم نشد و چه به لحاظ فنی، محتوایی و داستانی دارای ایرادات و حفره‌هایی بود که این مجموعه تلویزیونی را در جذب مخاطب کاملا ناکام گذاشت. طبیعی است که به منظور موفقیت آثار دغدغه‌مند (که سریال «آسمان همیشه...» حتما در این زمره قرار می‌گیرد) محتوای داستانی و تکنیک برنامه‌سازی باید در سطح بسیار بالایی باشند تا مجموعه، هم در جذب مخاطب پیروز باشد و هم این که بتواند دغدغه‌هایش را در قالب پیام‌های قابل پذیرش به مخاطبش منتقل کند امری که در کمال تأسف در مورد این مجموعه تلویزیونی اصلا صادق نبود و فیلم‌نامه با وجود حفره‌هایی که در آن دیده می‌شد در موارد بیننده را از دنبال کردن خط سیر داستان باز می‌داشت. ● شخصیت‌های بسیار، زمان کم از سوی دیگر کارگردان مجموعه سنگ بزرگی را برای زدن برداشته است و آن انتخاب داستانی با این تعداد شخصیت بوده است که هر کدام داستان مخصوص به خود را دارند و ناگفته پیداست که هدایت کردن داستان‌های پرشخصیت معمولا کار ساده‌ای نیست (چنان‌که دیدیم سازندگان سریال «لاست» هم از پس جمع کردن قصه تک‌تک شخصیت‌هایشان برنیامدند) و این حرکت خطیری بود که سعید عالم‌زاده هم از پس انجام آن موفق بیرون نیامد؛ به‌طور یقین زمانی که یک داستان با تعداد زیادی شخصیت زمان کمی در اختیار داشته باشد، نتیجه چنان می‌شود که برخی از شخصیت‌ها و داستان‌هایشان به حاشیه رانده می‌شوند و یا این که در میانه داستان می‌ماند و قصه‌هایشان در کمترین زمان ممکن، فقط جمع می‌شود، یعنی همان اتفاقی که برای سریال «آسمان همیشه ابری نیست» افتاد. «سعید عالم‌زاده» که تجربه کارگردانی فیلم‌های «توکیو بدون توقف» و «بالاتر از خطر» و همچنین چندین مورد همکاری با «مهدی فخیم‌زاده» را در پرونده‌اش دارد، در این تجربه تلویزیونی موفق به ارائه کار مطلوبی نشد و علی‌رغم انتخاب موضوعی قابل قبول و دغدغه‌مند، کارش نتیجه مخاطب‌پسندی در پی نداشت.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/57387
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید