امروز شنبه 06 تیر 1405

Saturday 27 June 2026

عقلانیت آزاد قرآنی ، محور تعالی تمدن اسلام و ایران


1401/08/01
کد خبر : 69294
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 18 نفر
اگر بخواهیم تمدن های بزرگ و محوری تاریخ بشر را برشماریم باید تنها به چهار تمدن اشاره و اکتفا نماییم ، که به ترتیب زمانی عبارتند از : تمدن ایران هخامنشی ، تمدن یونان و روم باستان ، تمدن اسلام و ایران ، تمدن غرب مدرن . در تمام این تمدنهای چهارگانه ، محور اصلی و نقطه پرگاری قرار دارد که تمام شعاع آن تمدن حول آن می گردد که آن را " وجود محوری" می نامیم . وجود محوری در تمدن ایران هخامنشی " جهان بینیِ تنازع خیر و شر یا دو نیروی مینوی در عالم " است ؛ وجود محوری در تمدن یونان و روم باستان " کاسموس یا جهان هستی " می باشد ؛ وجود محوری در تمدن اسلام و ایران " قرآن یا وحی توحیدی " بوده است و وجود محوری در تمدن غرب مدرن " انسان یا همان اومانیسم " می باشد. اکنون که سخن از ایجاد تمدن اسلامی - ایرانیِ مدرن مطرح است ، که لاجرم در چارچوب آن نیز باید تولید علم اسلامی و بومی صورت بندد ، چاره ای نیست جز آنکه با تامل در گذشته تمدنی خود بکوشیم " وجود محوری " آن را عمیقا و دقیقا شناخته و به بازسازی و نوسازی آن دست یازیم ( بازسازی یعنی ساخت آنچه بوده ولی به دلایلی از میان رفته . و نوسازی یعنی ساخت آنچه نبوده ولی بنا به اقتضاآت زمان باید باشد و بسازیم و اضافه نماییم البته به شرط آنکه با سازه اصلی مخالفتی نداشته باشد ؛ البته لزومی ندارد که موافق هم باشد و صرف مخالف نبودن بسنده است ) . بیان شد که " وجود محوری" در تمدن اسلام و ایران «قرآن یا وحی توحیدی » بوده است . شایسته است بدانیم قرآن در فرهنگ اسلامی عِدل جهان آفرینش شمرده می شده است . به دیگر سخن ، در نظر مسلمانان ، در هستی دو کتاب وجود دارد : کتاب تکوین که همان طبیعت است و دیگری کتاب تدوین که «قرآن» است. مسلمانان باور داشتند که جهان طبیعت و علمِ محصول تجربه در آن از یک سو و قرآن و اندیشه ناشی از تاویل آن از سویی دیگر ؛ دو روی یک سکه می باشند که نه تنها هیچ تعارض و تضادی میان آنها نیست بلکه آنها مکمل و مفسر و مددکار یکدیگر نیز هستند و حتی اگر میان آنها تضاد و تعارض ظاهری به چشم خورد باید با اصالت دادن به فعل خدا این تعارضات ظاهری را فیصله بخشید . ( علت اصالت دادن به فعل خدا این است که خدا هر روز و هر زمان فعل جدیدی ایجاد می نماید ، سخن خدا در این باره این است : « کل یوم هو فی شان . سوره الرحمن آیه ۲۹ » در حالیکه قول او بیش از ۱۴۰۰ سال پیش برای آخرین بار بر وجود گرامی حضرت ختمی مرتبت و بنا به شرایط شخصیتی ایشان و جامعه ای که در آن می زیسته نازل شده است و از آن به بعد دیگر بر ما دروازه قول و سخن خدا مسدود شده است ( چنانکه حضرت علی علیه السلام در رثای پیامبر فرموده است : پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله ! بواسطه مرگ تو چیزی قطع شد که بواسطه مرگ دیگران قطع نشده بود ، به مرگ تو پیامبری و اخبار و پیام های آسمانی قطع گشت . قال علی ( ع ) بابی انت و امی یا رسول الله لقد انقطع بموتک ما لم ینقطع بموت غیرک من النبوه و الانبا و اخبار السماء نهج البلاغة خطبة .۲۳۰ ) . به هر روی قایل شدن به جایگاهی هم عدلِ جهان طبیعت برای قرآن مجید ، موجب شد از بدو فرود آسمانیش مورد تاویلات فراوان و گوناگون قرار بگیرد . ( تفاوت تاویل با تفسیر اینست که تاویل خواننده محور است ولی تفسیر مولف محور ومتن محور است و آنچه سبب زندگی و پویایی یک متن می شود خواننده محور بودن آنست ، زیرا خواننده ها در طول زمان متغیرند و می توانند پاسخ نیازهای زمانه خود را با عرضه به متن مقدس دریافت کنند ). و این در مورد قرآن کریم هم صادق است چنانکه در حدیثی از امام صادق آمده است : قال الامام الصادق - علیه السّلام - : ان القرآن حی لم یمت و انّه یجری کما یجری اللیل و النهار و کما یجری الشمس و القمر و یجری علی اخرنا کما یجری علی اولنا « بحار الأنوار، ج ۳۵، ص ۴۰۳ » و طبیعی است آنچه که سبب زنده ماندن و جریان داشتن قرآن می شود همین خواننده محور بودن آنست ). به هر روی مسلمانان همانگونه که خرد خود بنیاد خود را در قرآن تکوین یا جهان طبیعت آزاد و رها می کردند ، تا فعل خدا را به بهترین وجه و بی هیچ مانع و مزاحمی بشناسد ، خرد خودبنیاد خود را در قرآن تدوین نیز رها می کردند تا قول خدا را نیز آزادانه درک کند و همانطور که گفتیم ایشان معتقد بودند میان فعل و قول خدا تعارض ذاتی و بنیادین وجود ندارد و اگر چنین تعارضی به نظر رسد باید با اصالت دادن به فعل خدا مرتفع شود . این نگرش به قرآن و جهان ، مهمترین عامل به وجود آمدن انواع و اقسام مکاتب فکری در دامن تمدن اسلام و ایران شد. مکاتبی که همگی با همه تفاوتها سرچشمه خود را قرآن می دانستند. و این چیزی بود که به رشد تنوع و تکثر و در نتیجه خود اتکایی فرهنگ و تمدن اسلامی منتهی شد ( تنوع درونی و خود اتکایی فرهنگی ، یکی از مهمترین عناصر پویایی و پایایی یک فرهنگ و تمدن محسوب می شود که بحث از آن مجال واسع تری می طلبد ) . به هر روی تضارب اندیشه ها در عین تحمل و پذیرش یکدیگر و رعایت اخلاق انسانی و اسلامی موجبات تعالی تمدن اسلام و ایران و قرار گرفتن آن در زمره چهار تمدن بزرگ را فراهم آورد. اما زمانی که پای طعن و لعن و بی اخلاقی و عدم تحمل اندیشه های یکدیگر و به ویژه اندیشه های بدیع ، به ساحت تامل و تاویل قرآنی ، در تمدن اسلامی باز شد و هر کس کوشید اندیشه خود را به عنوان قول و نظر قطعی خدای ِقرآن بر کرسی نشاند و نظر دیگری را با چوب تکفیر و تفسیق و اتهام بدعتگزاری از صحنه به در کند و باب آزادیِ خرد خود بنیاد در تاویل قرآن را سد نماید و مهمتر از آن درگاه تتبع و تجربه در فعل خدا یا همان جهان طبیعت را به بهانه کفایت متن و نصِ مقدس فراز کند ، انحطاط تمدن اسلامی - ایرانی آغاز شد . اکنون اگر قرار است تمدن اسلامی – ایرانیِ مدرن ، برپا کنیم ، علاوه بر آنکه بایسته است در درجه اول به وسیله خردِ آزاد در عالم و آدم به مثابه فعل و کردار خداوندگار به بیشترین مشاهده و تجربه و حسابگری و اندازه گیری پردازیم و علوم تجربی و ریاضی و فنی و ... را در راس امور علوم قرار دهیم. و در درجه دوم باید به تاویل آزادانه قرآن ، به مثابه قول خدا ، نیز روی کنیم و همه این تاویل ها را نیز به تحمل و مدارا و عدم تکفیر و رعایت اخلاق فرا خوانیم .و این همان مهمی است که آن را "عقلانیت آزاد قرآنی" می نامیم. امید است تا با گام نهادن در این طریق بار دیگر شاهد رویش و پویش اندیشه های نوین و در نتیجه تعالی و ترقی جهان اسلام و شکل گیری تمدن مدرن اسلام و ایران یا همان تمدن اشراق باشیم .
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/69294
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید