امروز شنبه 06 تیر 1405

Saturday 27 June 2026

عقاید مختار ثقفی در ترازو


1401/08/01
کد خبر : 54870
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 59 نفر
بسیاری از علمای شیعه معتقدند مختار از دوستان خاندان عصمت و طهارت به شمار می‏رود . او در زمان معاویه از عراق به مدینه رفت و مدتی در آنجا ساکن شد و از ملازمان "محمد حنفیه"- فرزند علی (ع)- گردید . پس از مدتی مجددا به عراق بازگشت و آشکارا به تبلیغ فضائل و مکارم علی (ع) و امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) پرداخت و مردم را به خاندان پیامبر (ص) دعوت کرد . با این حال، درباره شخصیت او اتفاق نظر وجود ندارد و روایات مربوط به او نیز دو دسته است . برخی او را بسسیار ستوده‏اند، بعضی او را مذمت کرده‏اند و گروهی نیز او را بنیانگذار فرقه "کیسانیه" می‏دانند . طرفداران این فرقه معتقدند امامت، پس از حسین بن علی (ع) به "محمد حنفیه"منتقل شده است و " محمد حنفیه" همان "مهدی موعود" است و بر این باورند که، مختار مردم را به محمد حنفیه و امامت او دعوت می‏کرده است . اما اکثر علمای شیعه معتقدند ساحت او از این اتهامات کاملا مبرا و پاک است . مختار هیچ گاه ادعای نبوت نکرد و اگر چنین بود، مسلمانان و شیعیان گرد او جمع نمی‏شدند تا زیر پرچم او بجنگند و انتقام اهل بیت (علیهم‏السلام) را از بنی امیه بگیرند . "محمد حنفیه" نیز هیچ گاه ادعای امامت نکرده بود تا مختار مردم را به سوی او دعوت کند . بنا به تصریح مرحوم آیت الله "خویی"- قدس سره الشریف- فرقه کیسانیه پس از رحلت محمد حنفیه تشکیل شد: در حالی که مختار، پیش از وفات محمد حنفیه به شهادت رسیده بود . شایعاتی که در مورد مختار بر سر زبانها بود و او را "مدعی نبوت" و یا "کذاب" می‏نامیدند، اغلب از ناحیه بنی امیه یا "مصعب بن زبیر"، برادر "عبدالله بن زبیر" بود که همه از دشمنان اهل بیت بودند؛ چرا که آنان، مختار را سنگی بزرگ بر سر راه خود می‏دیدند و با این شایعات قصد داشتند دلهای مردم را از او برگردانند و شخصیت او را ترور کنند . پس از آنکه در سال ۶۱ هجری، فاجعه جانسوز کربلا رخ داد، بنی هاشم عزادار شدند و تا پنج سال (یعنی تا زمان قیام مختار) همواره سوگوار بودند؛ زنان بنی هاشم خود را زینت نکردند و غذای طبخ شده نخوردند، تا آنکه مختار قیام کرد و قاتلان ابا عبدالله الحسین (ع) را به سزای اعمالشان رساند . سرهای آنان را نزد بنی هاشم فرستاد و بدین وسیله، آنان را از حالت عزا خارج کرد . او در حالی قیام کرد که بنی امیه، با تمام توان خویش سعی داشتند نور اهل بیت (علیهم‏السلام) را خاموش کنند و بین مرگ و زندگی، تنها بردن نام آن خانواده و ادعای دوستی آنان فاصله بود و در چنین جو خفقانی بود که مختار علم حمایت از اهل بیت را برافراشت و سخن حق را احیا کرد . و بدین ترتیب، از مصادیق این فرمایش گردید که: "افضل العدل کلمة حق عند امام جائر: بزرگترین عدالت، بیان سخن حق در برابر حاکم ستمگر است" . مگر او قاتل قاتلین ما نیست؟ مگر او خونخواه ما نبود؟ خدا رحمتش کند! به خدا قسم، پدرم به من خبر داد که هر وقت مختار به خانه فاطمه، دختر امیر مؤمنان، علی (ع) وارد می‏شد، آن بانو به او احترام می‏گذاشت و برایش فرش می‏گستراند و متکا می‏گذاشت و او می‏نشست و از او حدیث می‏شنیدهمین عمل او موجب سرور امامان شیعه (علیهم‏السلام) شد و از این رو است که می‏بینیم پیشوایان ما، او را با عباراتی، که حاکی از عمق رضایت آن بزرگواران است ستوده‏اند . فرزند مختار که "ابوالحکم" نام داشت، روز عید قربان، در سرزمین منی خدمت امام باقر (ع) شرفیاب می‏شود و خود را معرفی می‏کند . امام باقر (ع) پس از آنکه دانستند او فرزند چه کسی است، بلافاصله او را در کنار خود نشاندند و بدین ترتیب، باب گفت‏گو باز شد: ابوالحکم گفت: خداوند کار شما را اصلاح کند! مردم درباره پدرم حرفها زیادی می‏زنند . اما سخن حق، همان است که شما می‏فرمایید . امام باقر (ع) فرمودند: مردم چه می‏گویند؟ ابوالحکم پاسخ داد می‏گویند: "کذاب" . اما حق، همان است که شما می‏فرمایید و من همان را قبول دارم . امام باقر (ع) دوباره فرمودند: سبحان الله! پدرم به من خبر داد که به خدا سوگند، مهر مادرم از پولی بود که مختار برای او فرستاده بود! مگر مختار نبود که خانه‏های خراب ما را نوسازی کرد؟ مگر او قاتل قاتلین ما نیست؟ مگر او خونخواه ما نبود؟ خدا رحمتش کند! به خدا قسم، پدرم به من خبر داد که هر وقت مختار به خانه فاطمه، دختر امیر مؤمنان، علی (ع) وارد می‏شد، آن بانو به او احترام می‏گذاشت و برایش فرش می‏گستراند و متکا می‏گذاشت و او می‏نشست و از او حدیث می‏شنید . خداوند پدرت را رحمت کند! خداوند پدرت را رحمت کند! خداوند پدرت را رحمت کند! او حق ما را از همه گرفت و قاتلین ما را کشت و به خونخواهی ما قیام کرد" . از این روایت استفاده می‏شود که شایعه‏پراکنی در مورد شخصیت این مرد تا زمان ائمه (علیهم‏السلام) ادامه داشته است و امام باقر (ع) به مختار علاقه‏مند بودند . همچنین استفاده می‏شود مختار نه تنها به خونخواهی امام حسین (ع) قیام کرد، بلکه کمکهای مالی نیز به اهل بیت می‏نمود و در ترمیم خانه‏ها واصلاح امور معیشتی آنان کوشا بود . اصولا امام معصوم (ع) که مظهر تولی و تبری و الگوی دوستی و دشمنی در راه خداوند است، آیا نسبت به کسی که قائل به امامت آنان نیست، یا ادعای پیامبری می‏کند، دعا می‏کنند و برای او طلب رحمت می‏نمایند؟ هرگز . لذا در میان علمای شیعه و محققین امامیه- رضوان الله علیهم- به شخصیتهایی برمی‏خوریم که با جدیت تمام از مختار دفاع کرده‏اند و نسبتهایی را که به او داده شده است، دروغ دانسته‏اند؛ علمایی همچون "شیخ طوسی"، "علامه حلی"، "علامه ابن نما" ، "علامه مامقانی"، "علامه امینی" صاحب کتاب معروف "الغدیر"، "سید بن طاوس" ، "محدث قمی"، آیت الله "خویی" و . از قبیل‏اند . البته در میان روایات وارده و نقلهای تاریخی، شواهدی بر سوء اعتقاد مختار نیز وجود دارد، که می‏رساند او به امامت حضرت زین‏العابدین (ع) معتقد نبوده است . شایعاتی که در مورد مختار بر سر زبانها بود و او را "مدعی نبوت" و یا "کذاب" می‏نامیدند، اغلب از ناحیه بنی امیه یا "مصعب بن زبیر"، برادر "عبدالله بن زبیر" بود که همه از دشمنان اهل بیت بودند؛ چرا که آنان، مختار را سنگی بزرگ بر سر راه خود می‏دیدند و با این شایعات قصد داشتند دلهای مردم را از او برگردانند و شخصیت او را ترور کنندبنا به اظهار نظر علمای شیعه، اسناد این روایات غالبا ضعیف است ، لذا نمی‏توان به این روایات تمسک نمود . علاوه بر آن، این احتمال نیز وجود دارد که امامان بزرگوار ما در مقام تقیه، چنین سخنانی را بر زبان آورده باشند؛ زیرا اگر دستگاه بنی امیه متوجه رفت و آمد مختار نزد امام سجاد (ع) می‏شد، بدون شک برای او مزاحتمهایی فراهم می‏آوردند؛ لذا برای حفظ جان او، ائمه عمدا سخنانی بر زبان می‏راندند که هرگونه حساسیتی را که نسبت به او وجود دارد، از افکار بزدایند . همان طوری که، می‏بینیم روایاتی در مذمت بعضی از اصحاب خاص امام صادق (ع) همچون "زرارة بن اعین" و "محمد بن مسلم" (که از معروفترین و مورد اعتمادترین یاران آن حضرت بودند) صادر شده است تا جلو هر گونه حرکت احتمالی حکام بنی عباس، علیه ایشان گرفته شود، تا آنان بتوانند همواره در خدمت اهل بیت (علیهم‏السلام) باقی بمانند و به ترویج شریعت مقدس اسلام بپردازند . یکی دیگر از وقایع تاریخی که به استناد آن، شخصیت مختار بن ابی‏عبیده ثقفی زیر سؤال رفته است، واقعه‏ای است که در زمان امام مجتبی (ع) رخ داد . آن حضرت در منطقه "ساباط" با خنجری مسموم که به رانش وارد شد، مورد سوء قصد قرار گرفتند . امام دستور دادند تا ایشان را به خانه "سعد بن مسعود ثقفی" (که عموی مختار بود) ببرند . مختار نیز در منزل سعد حضور داشت . او در آنجا به عمویش می‏گوید: "چطور است حسن بن علی را دستگیر کنیم و تحویل معاویه بدهیم تا با این کار به حکومت عراق برسیم!" این پیشنهاد ذلت‏بار بلافاصله با مخالفت شدید سعد بن مسعود که از یاران و وفاداران علی (ع) بود روبرو شد و حتی عده‏ای خواستند همانجا مختار را بکشند که این قائله با وساطت سعد پایان پذیرفت . در بعضی از نقلهای تاریخی آمده است که مختار وقتی مخالفت حاضران را مشاهده کرد، خطاب به عمویش، سعد بن مسعود گفت: "من تنها می‏خواستم شما را امتحان کنم . " آیت الله خویی این روایت را مرسله و غیر قابل اعتماد می‏دانند . (روایت مرسله آن است که نام راوی در سلسله سند حذف شده باشد و چون معلوم نیست راوی، شخص راستگو یا دروغگویی بوده است، لذا غیر قابل اعتماد خواهد بود) . علاوه بر آن، منافقان و خوارج در میان یاران امام مجتبی (ع) حضوری چشمگیر داشتند و مترصد دستگیری آن حضرت یا قتل ایشان بودند و این، مؤیدی است بر صدق سخن مختار که می‏گوید: "مقصود من امتحان کردن شما بود"، او می‏خواست با طرح این پیشنهاد، ببیند چه کسانی با او موافقت می‏کنند تا بدین ترتیب، منافقین را شناسایی کرده باشد . بطور خلاصه عملی را که مختار انجام داد، (یعنی قیام او بر علیه بنی امیه)، ضربه‏ای سخت بر پیکر آنان و هودارانشان و دشمنان اهل بیت بود و همین به تنهایی دلیلی بر صدق اعتقاد او و مؤیدی بر کذب شایعاتی است که درباره این شخصیت بزرگ ساخته و پرداخته شده است.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/54870
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید