امروز جمعه 22 خرداد 1405

Friday 12 June 2026

عزتی به بهای ذلت یک ملت


1401/08/01
کد خبر : 61226
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 41 نفر
بی تردید نظامیان در هر کودتایی نقشی تاثیر گذار و تعیین کننده ایفا نموده و به عنوان اصلی ترین رکن اجرایی و عمل کننده در ساقط نمودن دولت مستقر عمل می نمایند. در جریان کودتای ۲۸ مرداد نیز شبکه نظامی کودتا یا همان "ستاد نظامی" نقشی مهم و اساسی در پیروزی کودتا و براندازی دولت قانونی دکتر مصدق ایفا نمودند. اما اینکه کودتا گران چگونه و با چه مکانیسمی توانستند تعداد قابل توجهی از افسران ارشد و عالی رتبه را جذب و همکاری آنها را برای سرنگونی دولت ملی جلب نمایند موضوعی است که در این مقال مورد بررسی قرار خواهد گرفت. واقعیت این است که فضای سیاسی جامعه در نیمه دوم دوران حکومت دکتر مصدق، یعنی از از ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به نحوی فزاینده بستر دخالت نظامیان در امر حکومت و امور سیاسی را فراهم ساخته بود. یکی از مهم ترین و شاید مهم ترین عواملی که باعث شد نظامیان در امور سیاسی و از موضع مخالف با دولت مصدق در امور سیاسی دخالت نمایند، بازنشستگی اجباری عده ای از افسران ذیمدخل در غائله نهم اسفند ۱۳۳۰ بود، ماجرایی که عده ای از نظامیان به تحریک محمد رضا شاه در کنار جمعیتی از اراذل و اوباش در حمایت از شاه و مخالفت با دولت مصدق در مقابل کاخ تجمع نموده و خواستار عدم خروج شاه از کشور شدند. واقعه ای که در جریان آن توهین شدیدی علیه مصدق از سوی نظامیان شرکت کننده در تجمع مقابل کاخ صورت گرفت و حتی طرح کشتن وی نیز در دستور کار آنان قرار گرفت.‏ به هر تقدیر دکتر مصدق برای تحدید قدرت نظامیان مخالف، بویژه افسران شرکت کننده در تجمع مذکور، کمیته ای را تشکیل داده و به آن مأموریت داد تا افسران خاطی و متمایل به دخالت در امور سیاسی بر ضد دولت را شناسایی و به اجبار بازنشسته نماید. گفتنی است اقدامی مشابه در دوران نخست وزیر سپهبد رزم آرا صورت گرفته و طی آن نیز عده ای از افسران مخالف دولت به اجبار بازنشسته شده بودند. افسران مذکور به رهبری سرلشکر فضل الله زاهدی کانونی را به نام "کانون افسران بازنشسته" تشکیل داده و از آن طر یق سعی در احقاق حق خود و نیز سازماندهی حرکت های مخالف دولت را داشتند.‏ ظاهرا کانون افسران بازنشسته تا قبل از غائله نهم اسفند و پیش از آغاز به کار کمیته متشکله از سوی مصدق برای تنبیه افسران خاطی، با نهضت ملی همراهی نشان داده و حداقل اینکه علیه دولت وارد عمل نشده بودند. اما پس از وقایع مذکور و بازنشستگی اجباری عده ای دیگر از افسران از سوی دولت دکتر مصدق، وضعیت تغییر یافت. به گونه ای که کانون افسران بازنشسته با همراه ساختن افسرانی که از سوی دولت مصدق بازنشسته شده بودند تبدیل به کانونی قوی برای مخالفت با دولت گردید.‏ به این ترتیب اقدام دولت دکتر مصدق در بازنشسته نمودن افسران مخالف دولت نه تنها مانع از دخالت های این گروه در سیاست و مخالفت با دولت نگردید بلکه به نوعی محرک تبدیل شد تا با قدرت و تمرکزی بیشتر دست به کار توطئه علیه دولت شوند. یکی از مواردی که از سوی این عده در مخالفت با دولت انجام گرفت و نقش مهمی در تضعیف دولت مصدق ایفا نمود، طرح ربودن و قتل سرتیپ محمود افشار طوس، رئیس شهربانی دولت مصدق، در اوایل اردیبهشت سال ۱۳۳۲ بود. هدف طراحان توطئه ربودن و قتل افشار طوس این بود که عده ای از وزیران و دیگر مقامات ارشد دولت را به بهانه ها و طرق گوناگون از صحنه خارج ساخته و از این طریق دولت را ناکار آمد جلوه دهند تا با استفاده از نفوذ همفکران و نزدیکانشان در صحن مجلس به استیضاح دولت اقدام نموده آن را ساقط نمایند. ‏ در چنین وضعیتی که کانونی ناراضی در داخل کشور از سوی عده ای از افسران ذینفوذ سرشناس علیه دولت دکتر مصدق شکل گرفته بود در صحنه بین المللی انگلستان با همراهی آمریکا اقدام به طراحی کودتای نظامی برای براندازی دولت ملی نمود. کودتا گران تمامی افسران ناراضی از جمله کانون افسران بازنشسته را همراه با نظامیان وفادار به شاه و یا مخالف مصدق را گرد هم آورده و کمیته ای به نام "کمیته نجات وطن" به رهبری فضل الله زاهدی ایجاد کردند. در عین حال عوامل کودتا تلاش های خود را به کار گرفتند تا فرماند هان نظامی پادگان ها و مراکز حساس نظامی را با خود همراه سازند. ‏ تلاش های کودتا گران برای ایجاد کانون اثر گذاری متشکل از نظامیان مخالف مصدق و هوادار شاه که به عنوان بازوی اجرایی کودتا یاریگر کودتا چیان عمل می نمودند باعث شد گروهی از افسران گرد هم آمده و برای سرنگونی دولت مصدق هم قسم شوند. اسامی مهم ترین افسران هم قسم شده به این شرح بود: سر لشکر فضل الله زاهدی، سرلشکر نادر باتمانقلیچ، سرتیپ هدایت الله گیلانشاه، سرهنگ تیمور بختیار، سرهنگ نعمت الله نصیری، سرهنگ ستاد روحانی، سرهنگ ستاد ضرغامی، سرهنگ ستاد خسرو پناه، سرهنگ دوم پیاده هیئت، سرهنگ دوم توپخانه مرعشی، سرهنگ دوم توپخانه کیانی، سرهنگ دوم پیاده مرادیان، سرهنگ دوم پیاده زند کریمی، سرهنگ دوم پیاده جاوید، سرهنگ دوم پیاده صفایی، سرگرد پیداه کاوسی، سرگرد پیاده مجلسی، سرگرد پیاده بلاری، سرگرد پیاده مهدی همایونی، سرگرد پیاده یاوری، سرگرد پیاده سپهر، سرگرد توپخانه مولوی، سرگرد پیاده صیادیان و ...‏ بدین ترتیب یکی از مهم ترین ارکان اجرای توطئه کودتایی که با هدایت سازمان های جاسوسی انگلستان و ایالات متحده آمریکا در شرف اجرا بود تکمیل گردید. در چنین شرایطی ستادی تحت عنوان "ستاد نظامی کودتا" تشکیل گردید. در اسناد منتشره از سوی سازمان جاسوسی آمریکا، سیا، در این باره آمده است: "این ستاد به دست فردی که زاهدی انتخاب می کند و مورد حمایت آمریکا و انگلیس است، فرماندهی می شود و از شمار معدودی از افسران عالی رتبه شایسته تشکیل شده است ... ضروری ترین وظیفه این ستاد انتخاب افسران کلیدی در تهران خواهد بود که برای اجرای عملیات بر ضد دولت مصدق می توان روی آنها حساب کرد. به علل امنیتی، این افسران در آرین زمان ممکن از وظایف و نقش خود در کودتا مطلع خواهند شد. اقدامات این ستاد در روز کودتا عبارت خواهند بود از: تصرف ستاد ارتش، ایستگاه رادیوی ارتش، رادیو تهران، خانه مصدق و یارانش، مراکز پلیس و ژاندارمری، دفاتر پست و تلگراف، مکز تلفن، مجلس و چاپخانه های آن، بانک ملی و چاپخانه های آن و دستگیری ها (شامل عوامل کلیدی دولت مصدق و نیز افسران کلیدی ارتش که با مصدق همکاری می کنند." مرحله اول کودتا که در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ به اجرا درآمد به آگاهی قبل مصدق از جریان کودتا و انجام اقدامات به موقع با دستگیری نصیری که حامل خبر عزل مصدق بود به پایان رسید اما درست زمانی که هوداران مصدق در خیابان ها مشغول جشن و شادی بودند، روزولت، فرمانده آمریکایی طرح کودتا از موقعیت استفاده نموده و زاهدی را به منزل یکی از کارمندان سفارت آمریکا در تهران انتقال داد و مرحله دوم کودتا را آغاز نمودند و در میان غفلت دولت توانستند عده ای از اوباش را به همراه گروهی از نظامیان سازماندهی نموده و در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با تصرف برخی از مراکز حساس و منزل نخست وزیر طرح کودتا را عملی سازند. نظامیان که در جریان کودتا به عنوان بازوی اجرایی، نقش موثر و تعیین کننده ای ایفا کرده بودند پس از موفقیت کودتا و سقوط دولت دکتر مصدق، به طرز قابل ملاحظه ای مورد تشویق قرار گرفتند؛ اکثر پست های کلیدی حکومت در اختیار آنان قرار گرفت و همگی ترفیع یافتند. ترفیعی که به قیمت ذلت و خواری ملت تمام شد. در واقع هر یک درجه ارتقای کودتا گران به معنای صد ها مرتبه وابستگی کشور به اجنبی بود. همچنین به همه کودتا گران نشان رستاخیز و مدال ۲۸ مرداد اعطا شد. نظامیان ذیمدخل در کودتا در حالی نشان رستاخیز ملی دریافت می کردند که رستاخیز ملت ایران را ناجوانمردانه و به دست بیگانه سرکوب نموده بودند.‏ به هر تقدیر کودتایی که توصیف آن رفت دورانی به وجود آورد که دیکتاتوری وابسته زمام امور کشور را به دست گرفت و مجری بی چون چرای خواسته های بیگانگان در کشور شد. آزادی های نسبی دهه ۱۳۲۰ از جامعه رخت بر بست و احزاب و جریان های سیاسی در تنگنایی مهلک گرفتار شدند.‏
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/61226
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید