امروز پنج‌شنبه 04 تیر 1405

Thursday 25 June 2026

صورت‌های مجهول


1401/08/01
کد خبر : 56138
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 63 نفر
این نوشته شرحی بر محتواست که طی آن به سیر دگرگونی و انواع محتوا طی دوره‌های مختلف شعر نو فارسی به صورت تیتروار اشاره شده است، (همین جا باید یادآور شوم این نوشته در واقع چکیده‌ای موضوعی از کتابی است که نگارنده در خصوص جریان‌های شعر نوفارسی از مشروطه تا امروز تالیف کرده و در انتظار انتشار است.) می‌توان مدعی شد از ابتدای ورود اندیشه‌های مترقی به شعر نو فارسی همواره موضوع محتوا در ادبیات و شعر یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات ادبی بوده که محل تبادل‌نظر منتقدان و شاعران قرار داشته ، این مهم به خصوص از اواسط دهه چهل به بعد با معرفی شاعران موج نو جدی‌تر شده است. جامع‌ترین تعریفی که برای محتوا می‌توان در نظر گرفت این است که محتوا مکانیزم پیچیده رفتاری و روانی کلمه است که در مخاطب ایجاد هیجان می‌کند و منجر به وقوع احساس و حرکت ذهنی می‌شود و ما آن را در اصطلاح معنا می‌نامیم. محتوا یا معنا حس-معین ،پیچیده یا چندگانه- ما در قبال پدیدهاست، ماهیت محتوا را در ادبیات شاید بتوان اینطور توضیح داد که: محتوا (معنا) بازتابی حسی است که در برخورد با رفتار زبان ایجاد می‌شود. نگارنده معتقد است که تعریف فوق حاصل تجمیع تعریف‌های موجود از محتوا با رویکردی شناختی است و با توجه به آن می‌توان سه مدل برای شرح محتوا در شعر پیش‌بینی کرد: مدل اول- معنای روشن(معنا به عنوان حاصل یک‌کلمه یا مجموعه‌ای از کلمات)، در این معنا ذهن ما به راحتی قادر به ساخت (یایادآوری) مدل عینی برای بازتاب دادن آن در انواع مختلف است و در نتیجه آن یک حس معین در مخاطب ایجاد می‌شود. مدل دوم- معنای مبهم که ذهن ما برای تبیین آن باید مراحل مختلفی را پشت‌سر بگذارد و ممکن است در نهایت این مراحل منجر به‌ ایجاد یک مدل عینی مشخص نشده و حسی پیچیده و پوشیده را در مخاطب ایجاد کنند. مدل سوم- معنای چندگانه که ذهن ما طی آن قادر است برای یک معنا چندین مدل عینی ترسیم کرده و مخاطب حس‌های متنوعی را در نتیجه آن تجربه کند. در دوره مشروطه محتوا (معنا) و به تبع آن بیان شعر تنها ضرورتی بود که باید معاصر می‌شد، از نظر شاعران مشروطه محتوا باید بازتاب دهنده احساس، نیاز‌های روحی، روانی و اجتماعی انسان زمانه خود می‌بود، این دیدگاه در مقابل جریانی قرار داشت که محتوای ادبی را امری مقدس و دور از دسترس مردم عادی می‌دانست که در خدمت طبقه اجتماعی خاصی قرار دارد، در این جدال شاعران مشروطه -که اکثرا جزو میهن‌پرستان و مبارزان با دولت استبدادی بودند -در نهایت به دلیل نزدیک کردن شعر به عموم مردم،توفیق یافتند و این توفیق منجر به شکل‌گیری طلیعه‌های نوگرایی در شعر فارسی شد. اما در پایان سده قبل شاعرانی ظهور کردند که معتقد بودند نمی‌توان تنها با ایجاد تغییر در محتوا و مکانیزم‌های بیانی، شعر فارسی را متحول کرد، ایشان مطرح کردند که دگرگون کردن شکل شعر فارسی باید در تناسب با تحول محتوا باشد. در نخستین گام یورش ایشان به سمت حمایت‌کننده‌های لحنیِ محتوا، از قبیل وزن (موسیقی کناری) و ریتم(موسیقی درونی) بود، نیما یوشیج را از آن جهت که نخستین کسی بود که‌این لوازم را در صورت شعرش به طور کامل متحول کرد، پدر این جریان که به شعر نو شهرت یافت، می‌نامند. نیما بیشتر تلاش خود را در این موضوع صرف ایجاد تحول در وزن شعر کرد اما آن را به عنوان حامی معنوی شعر کنار نگذاشت. همچنین او در دوره‌ای که شاعری سمبولیست بود، مکانیزم‌های بیانی جدیدی را (نمادگرایی یا سمبولیسم) در ساختار محتوایی شعر خود تجربه کرد و از مدل‌های روایی نو برای سامان دادن به‌این وضع (مدل نمایشنامه/ روایت‌پردازی دراماتیک) بهره گرفت. نیما در شعر خود قائل به محتوایی چند گانه است(مدل سوم). اما سال‌های پایانی دهه سی و آغاز دهه چهل دوره‌ای است که با ظهور احمد شاملو و معرفی موج نو در شعر فارسی عملا تلاش شاعران نوگرای مخالف نیما به ثمر نشست، شاملو در شعر سپید اگر چه در محتوا راه نیمای سمبولیست را ادامه داد اما در شکل وزن را کنار گذاشت و تکیه بر ریتم(موسیقی درونی) کرد. شاعران موج نو نیز که پیشگام ایشان احمدرضا احمدی، اسماعیل نوری اعلاء، بیژن الهی و یدالله رویایی بودند، در محتوای شعر خود گاه میانه مدل اول و دوم را گرفتند(احمد رضا احمدی)، و گاه به صورت جدید به مدل سوم محتوا‌سازی در شعر توجه کردند(بیژن الهی)، در موسیقی شعر نیز تعداد زیادی از ایشان هم وزن و هم ریتم درونی را کنار گذاشته و شعری نثر گونه نوشتند که متکی بر تنوع در بیان بود. طی سال‌های پایانی دهه شصت تا نیمه دهه هشتاد، پر هیاهو‌ترین جریان‌های شعری آنهایی بودند که در ادامه شاعران موج نو قرار می‌گرفتند، این شاعران که با عناوینی مانند هفتادی، حرکت، زبان، پست مدرن و غیره معرفی شدند، همگی در شعرشان متکی بر محتواگرایی از نوع مدل دوم بودند، اما از نیمه دهه هشتاد به بعد طیف جدیدی از شاعران معرفی شدند که در محتوا گرایش ایشان به مدل سوم بود(درادامه نیما)،نقش زندگی روزمره در شعر این شاعران پررنگ‌تر بود و در ادامه شاعران نسل قبل به اندیشه و احساس شخصی همین طور جزییات روزمرگی توجه جدی در شعرشان داشتند و در مکانیزم‌های بیانی (خیال‌سازی) نیز بیشتر متکی بر مجاز و استعاره بودند، شاعران این دوره در موسیقی مانند شاعران موج نو وزن کناری را حذف کردند، ولی به وزن درونی(ریتم شعر) مانند شاعران سپید سرا، نگاهی دوباره داشتند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/56138
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید