فرقه ای که به نام «یهودیت» در سال ۱۸۹۷ در گردهمایی نخبگان یهودی در شهر «بال» سویس «صهیونیسم» خوانده شد با مدیریت یک داستان نویس و روزنامه نگار به نام «تئودور هرتصل» رقم خورد. نظریه پردازان، رباخواران و بانکداران، فلاسفه، روان شناسان و جامعه شناسان و... جملگی آن را پذیرفتند که در میان آنها، باز هم کسانی چون «دیسراییلی» داستان نویس و نخست وزیر دو دوره بریتانیا، «امیل زولا» رمان نویس فرانسوی و... دیگر نویسندگان نامدار اروپایی و آمریکایی «یاکوب شیف» و... بودند. ادبیات صهیونیستی چندین دهه پیش از اعلامیه «بالفور» در سال ۱۹۱۷، تصویب موجودیت اسراییل در کادر رهبری حزب کمونیست شوروی به درخواست «میخاییل کالی» نخست وزیر وقت آن کشور در سال ۱۹۳۶، تلاش های «هری ترومن» رئیس جمهور یهودی آمریکا در سال های ۱۹۴۴ به بعد و حمایت ایشان از پیدایش «سرزمینی برای یک قوم» در سازمان ملل و... زمینه های مساعد را فراهم کرده بود. ما در این گفتار کوشش خواهیم کرد تا زمینه های بر جای مانده از تنها کتاب منتشر شده در این عرصه را در میان اعراب و مسلمانان «نگاهی به ادبیات صهیونیسم» نوشته «غسان کنفانی» (انتشارات برگ ۱۳۶۵) را پوشش داده، آن را تا به امروز امتداد دهیم. همچنین ادبیات معاصر یهودستایانه و غیریهودیانی که به خدمت صهیونیسم درآمده اند و مؤثر واقع شده اند را به خواننده علاقه مند آشنا سازیم. گستردگی جمعیت های سری در خدمت صهیونیسم به مراتب بیش از (۱۹۶۵) زمانی که کنفانی کتاب را نوشته، بوده و هست. از طرفی دو عنوان بندی بزرگ هم کل این بررسی را دربرمی گیرد:
۱) ادبیات صهیونیستی پیش از ۱۹۴۸ که این فرقه سعی دارد با مظلوم نمایی «سرزمینی را برای ملتی» پیدا کند.
۲) دوره ای که صهیونیسم چه در ادعا و چه در عمل، آشکار و یا پنهان از سردمداران جهان، امتیازهای برتری طلبانه می گیرد.
صهیونیسم در قرون قبل از هیجدهم در لایه های سازمان های زیرزمینی «فراماسونری، شوالیه ها، کابالایی ها و...» بیرون می آید و در قرن نوزدهم با متحد کردن یهودیان بر محور زبان «عبری» پایه های بیانیه «بال» سوییس را مستحکم تر می کند: «... بیشترین سهم ملی کردن زبان عبری، به یکی از پیشتازان صهیونیسم به نام احدهاآم برمی گردد. این شخص با نوشتن مقالاتی توانست، اثر باقی مانده از «دعوت برای ادغام» یهودیان اروپای شرقی را در جامعه ای که می زیستند، از میان ببرد. او جمله ای مشهور به عنوان «آخرین یهودی و نخستین عبری»، دارد که بعدها در میدان مبارزه، به ویژه مبارزات فرهنگی، به شعار صهیونیسم تبدیل می شود. در حمله های مستمر صهیونیسم، علیه یهودیانی که به زبان غیرعبری پای بند بودند، این آرمان، یکی کردن زبان، آشکارتر است.
از زبان های مورد حمله صهیونیسم می توان به «ییدیش» اشاره کرد که در میان یهودیان اروپای شرقی رواج داشت، و آمیخته ای از واژه های عبری، آلمانی و اسلاو بود. این در حالی است که بن گوریون، زبان مزبور را روزی «ظرفی در برگیرنده آثار یهودیان شرقی و آلمان، و زبانی بر کاوش گری های مذهبی، علمی و سیاسی در روسیه، لهستان، لیتوانی و لتونی» خوانده بود. برای این که زبان عبری بتواند به وظیفه سیاسی خود عمل نماید، صهیونیست ها، بسیار لازم می دانستند که به نقش زبانی مانند «ییدیش»، در زندگی روزمره یهودیان خاتمه دهند...»با تثبیت زبان، صهیونیسم از خطر «ادغام در ملل دیگر» رها می شود. دوره تهاجم قرن نوزدهم بعد از «ملت سازی» شروع می شود و در صور مختلف ادبی و هنری در ادبیات نمایشی «برادوی»، در سینمای هالیوود، در رمان نویسی و... شاخص تر می گردد.
این همه دست آورد از دکترین دوره روشنگری اروپاست که از قرون شانزدهم به بعد توسط یهودیان و یا جمعیت های سری وابسته به آنان نشو و نما یافته بود. آنها انقلاب کبیر فرانسه، جنبش کالونیسم مذهبی، انقلاب ۱۹۱۸ آلمان، انقلاب اکتبر شوروی ۱۹۱۷ و... را رهبری کرده بودند. در منطقه خاورمیانه از دیرباز جهان گشایانی چون چنگیز، آتیلا، ناپلئون و... به صهیونیسم تاریخی خدمت کرده بودند و انقلاب هایی چون «ترک های جوان» امپراتوری عثمانی را پیش پای صهیونیسم قربانی کرده بودند.
بنابراین بعد از کنفرانس «سایکس پیکو» در سال ۱۹۱۹ زمینه های گوناگون ایجاد «اسراییل» در فلسطین تحت قیمومیت انگلستان فراهم گردید.
● یهودیان در ادوار گذشته
«قوم سیزدهم» یا خزرها «اشکنازی» یهودیانی بوده اند که از اقوام اولیه ترک ها و ایلغارها بودند: «... در حدود سال ۷۴۰میلادی پادشاه خزر و هیئت مشاورانش تصمیم گرفتند که مذهبی برای افراد قبیله شان دست و پا کنند. سرانجام برای در امان ماندن از خشم مسیحیان و مسلمانان، یهودیت را پذیرفتند. خزرها ساکن نیمه شمالی جبال اورال و پایتخت شان «اتیل» بود. دوره پادشاهی آنها در قرن های ۸ و ۹و ۱۰ میلادی بود.
پادشاهان معروف شان عبارت بودند از: بولان شاه و پسرش، عبادیه شاه و پسرش، جوزیف شاه. روس ها در سال ۱۰۶۶ به پادشاهی خزرها پایان داده اند و آنها در روسیه و کشورهای اروپای شرقی پراکنده می شوند. با کشف آمریکا به وسیله کریستف کلمب یهودی، عده ای هم رهسپار آمریکا می شوند.» درحال حاضر از جمعیت سیزده میلیون و شش صد هزار نفری یهودی، ۹۰درصد اشکنازی ها و کمتر از ۱۰درصد را «سفارودی»ها هستند که از نژاد سامی اند و پیش از گردهم آمدن در فلسطین، از جنوب اروپا و خاورمیانه در قسطنطنیه گرد آمده و وارد آن سرزمین می شوند. جمعیت دو یا سه درصدی یهودیان سیاه پوست که به «فلاشه»ها معروفند چه در کشورهای آفریقایی و چه در داخل سرزمین اشغال شده فلسطین، یهودیان درجه سه نامیده می شوند.
● تروریسم تاریخی- سیاسی
خزری ها که خود از اقوام ترک آسیای دور بودند و با ایلغارها، مغول ها و تاتارها روابط نژادی داشتند، به تحریک آنان پرداخته، بارها روسیه را تا مرز نابودی فرو برده بودند. با سقوط آخرین پادشاه خزری ها «یافث بلون» و قدرت مندتر گردیدن امپراتوری روسیه «اولیگ»، خزری ها شیوه ترورهای سازمان یافته را اعمال می کنند. اولین ترور خزری ها در سال ۱۱۵۷ با کشتن پادشاه روسیه «آندره» اتفاق می افتد. خزری ها در این دوره قدرت حاکمیت ملی روس ها را با تحریک مغول ها به سرکردگی چنگیزخان در سال۱۲۳۶ میلادی درهم می کوبند. بدیهی است که تمامی سرزمین های متمدن اطراف روسیه، ایران و هند و شرق اروپا چپاول می شوند. جان گرفتن دوباره حاکمیت ملی روس ها تا سال ۱۶۱۳ که سلسله «میشل رومانوف»ها بر سر کار آیند به تعویق می افتد. در این دوره که هم زمان با روشنگری و مدرنیسم در اروپاست، یهودیان، روشنفکران و افراد بانفوذ را به خدمت اهداف خود درآوردند. لرمانتف پوشکین و... معاصران مونتسکیو، ولتر، دیدرو، مارا، روسو و... در اروپا بودند و اهرم هایی برای فشار به دولت رومانوف ها به شمار می آمدند. تروریسم یهودی در سال۱۸۰۱ امپراتور «پول» را از حکومت ساقط می کند. امپراتور جایگزین «آلکساندر» مدام در برابر یهودیان تمکین می کند. امپراتور بعدی تا به خود آید و بر همه امور تسلط یابد جنگ جهانی اول که اداره کنندگان آن یهودیان بوده اند به راه می افتد. قابل توجه است که جمعیت کمتر از پنج درصدی یهودیان بعد از ترور امپراتور وقت (۱۸۸۱) در سال ۱۸۹۷ هم زمان با اعلام «صهیونیسم سیاسی» در شهر بال سویس، در روسیه کنگره کارگران اشتراکی یهودی برگزار می گردد. روسیه در جنگ با ژاپن با سرمایه های بانک های روچیلد در ۱۹۰۴ شکست می خورد. پیامد آن انقلاب ماسونی ۱۹۰۵، جنگ جهانی اول و پیروزی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ به عنوان رئوس دستاورد یهودیان از روسیه است. طبیعی است که اسناد و کتاب مصروف به «پروتکل های دانشوران یهود» به وسیله پلیس تزاری روسیه در سال ۱۹۰۲ کشف می شود. سران انقلاب اکتبر به غیر از لنین همه یهودی بودند و قدرت را در دست می گیرند. بعد از مرگ مشکوک لنین در سال ۱۹۲۴، رهبری حزب به استالین سپرده می شود که زنی یهودی داشت و اداره واقعی امور به دست «بریا»ی یهودی سپرده می شود. مرگ مشکوک استالین و ادعای معروف یهودیان که استالین درصدد نسل کشی یهودیان بود سنگ بنای اعمال تروریسم یهودیان علیه ملتها می شود.
● انقلاب کبیر فرانسه
اسامی زیر برخی از چهره های شاخص و ماسون انقلاب فرانسه است:
۱) بریزوت: رئیس ژیروندن ها
۲) ژرله: از اعضاء مجلس مؤسسان
۳) گارا: از اعضای مجلس مؤسسان
۴) لویی میشل لوپله تی: رئیس پارلمان پاریس، رئیس مجلس ملی و عضو لژ پارفیت
۵) میرابو: خطیب معروف
۶) دانتون: از چهره های مشهور
۷) کامفور: فردی انقلابی با دیدگاههای علمی و فکری
۸) سن اتین: یکی از اعضاء برجسته ژیروندون ها
۹) کندورسه: فیلسوف و... ناپلئون بناپارت.
ناپلئون را در میان رهبران سیاسی، اولین حامی کشور یهودی به شمار آورده اند. او در سال ۱۸۰۶ تمام یهودیان متنفذ فرانسوی را وادار کرد که در بیانیه ای وفاداری خود را به فرانسه اعلام دارند و تاکید کنند که «یهودیت» فقط «دین» آنهاست. البته در این اقدام ناپلئون منافع آشکار و نهان زیادی نهفته بود مثلا اینکه ناپلئون از وفاداری یهودیان نسبت به خود مطمئن شود. حمله موفقیت آمیز محمدعلی پاشا (خدیو مصر) به سوریه نزدیک بود حکومت عثمانی را منقرض کند. غربی ها برای خنثی کردن این حمله به اتفاق مداخله نظامی کردند و محمدعلی پاشا را وادار به فراخوانی ارتش خود نمودند. در این شرایط، سران اروپایی آمادگی تقسیمات نوین خاورمیانه را نداشتند. مقامات انگلستان فکر می کردند که یهودیان با عشق و اشتیاقی که به صهیون (بیت المقدس) دارند، به سرعت از پیشنهاد ناپلئون استقبال خواهند کرد. اما این اندیشه سیاسی- صهیونیستی هنوز برای شهروندان یهودی- اروپایی توجیه ناپذیر بود که از امکانات زیستی در اروپا دست بکشند و به بیابان های فلسطین مهاجرت کنند. به رغم مخالفت رهبران، شهروندان یهودی- ماسون که بر دولت های فرانسه و انگلستان نفوذ داشتند، دست از فعالیت نکشیدند.
در سال ۱۸۴۲ کنسول گری انگلستان در بیت المقدس افتتاح شد و در سال ۱۸۴۸ بیانیه ای صادر کرد که انگلستان تنها حمایت کننده از اتباع یهودی- روسی مقیم فلسطین است. مغز متفکر ایجاد کشور یهودی در فلسطین نخست وزیر وقت انگلستان «پالمرستون» در تاریخ ۱۱ اوت ۱۸۴۰ به سفیر انگلستان در استانبول نوشت: «در این روزها بین یهودیان اروپا فکر بازگشت به فلسطین تقویت شده است. اگر بازگشت یهودیان به فلسطین با موافقت سلطان عثمانی صورت بگیرد این امر مانع بسیار خوبی را در برابر طرح های شریرانه محمدعلی پاشا و بازماندگان او به وجود آورد.» این توصیه ها با نخست وزیری «دمیراییلی» پی گیری بیشتری می یابد. دمیراییلی به «سرلاورنس الیونف» دیپلمات برجسته انگلیسی دستور می دهد که طرح جدیدی برای تأسیس کشور یهودی در فلسطین پیاده کند. هم او پیشنهاد می کند که در مرحله اول یک شرکت بهره برداری در سرزمین های فلسطین تشکیل شود و رأی سلطان عثمانی را جلب کنند. تا یهودیان بیشتری به فلسطین گسیل شوند. رشوه های سخاوت مندانه از جانب وزیر خارجه وقت انگلستان و صهیونیسم به رهبری «هرتصل» باعث نرم شدن تصمیم های سلطان می شود. طرح ایجاد اسرائیل در سرزمین فلسطین در سال ۱۸۷۸ در دستور کار کشورهای اروپایی گنجانده می گردد. طرح های فرانسه، انگلستان، آلمان و... برای استمرار سلطه منافع غربی در ایجاد «اسرائیل» به کار گرفته می شوند و جنگ جهانی اول با فروپاشی امپراتوری روسیه و عثمانی، نقشه سیاسی خاورمیانه را دچار تغییرات بزرگ می گرداند...
اولین ترجمه فارسی کتاب «یهودی سرگردان» توسط حسین مستعان ۱۳۲۷ انجام گرفته است که مقارن با بنیان گذاری صهیونیسم در فلسطین است. البته باید درنظر داشت که جمعیت حدود یک و نیم درصدی یهودیان فرانسه از زمان گسترش آشوب های پروتستان ها و سپس فعال شدن جمعیت های سری فراماسونری پیوسته در تاریخ معاصر (بعد از رنسانس) فرانسه اکثریت پست های مهم دولتی (ریاست جمهوری، نخست وزیری، سران احزاب و...) و مذهبی را در اختیار داشته اند. رمان یهودی سرگردان را به سبب شرایط چاپ در کنار رمان «ابراهیم- نوشته کیه رکه گارد» می توان از قدیمی ترین رمان های ویژه یهودی محسوب کرد. یهودی سرگردان در شرایط بعد از چاپ، هم اصطلاح سازی «یهودی سرگردان» می کند و در زبان ملت ها جلب ترحم برای یهودیان ایجاد می کند و هم از نظر ادبی الگویی برای ساخت آثار هنری واقع می شود. در این رمان تأکید می شود:
یک- هولوکاست یهودیان توسط مسیحیان از قرن اول میلادی شروع شده و به قرن نوزدهم کشیده شده و همچنان ادامه دارد. دو- یهودیان همواره در معرض قتل، شکنجه، انگیزاسیون اند و وادار به تغییر نام، دین، دارایی و سلب آزادی از خود شده اند. سه- ادامه بقاء یهودیان از طریق پدری با انقطاع های ادواری و مستمر روبه رو بوده و تنها مادران در حفظ نسل موفق بوده اند. چهار- تمام پایه های دینی مسیحی (کاتولیک و فرقه های آن )به خشونت، نیرنگ و نسل کشی دیگر ادیان به ویژه یهودیان آلوده است. پنج- یهودیان همیشه و همه جا آدم های کوشا، مفید، اهل دانش و تجربه به ویژه در امور اقتصادی بوده اند. شش- دو روح سرگردان که به مسیح(ع) خدمت کرده اند و از یهودی کشی انتقام گرفته اند عبارتند از: اول؛ مسیح(ع) که پیروان خون ریز خود را با وبا به صورت جمعی مجازات کرده و هم به صورت فردی حافظ نسل یهودیان بوده است. دوم؛ مریم مجدلیه که بنا به تکرار روایت یهودیت از تاریخ با مسیح(ع) ازدواج کرده (مسیح یهودی بعد از آوردن شرع جدید با ازدواج خود با مریم یهودیت برگشته است) روح او به عنوان خواهر مقدس حافظ یهودیان است. در رمان یهودی سرگردان مسیح جاودانه می ماند اما مریم مجدلیه با کشته شدن شش نفر از هفت نفر خاندان «ماریوس رن پن» از خداوند آمرزش طلبیده به ارواح آن شش نفر اضافه می شود. هفت-سران ممالک روسیه، ایتالیا و آلمان همیشه در آنتی سیمیتزم (یهودی آزاری) پابرجا بوده اند. هشت- انگلستان همیشه مرموز، استعمارگر و بی رحم علیه یهودیان بوده است.
فصل بندی ها و ساختار رمان:
در پیشگفتار اشاره می شود که «اوژن سو» قرارداد نوشتن سالانه ده کتاب با ناشر داشته است که در آن سال موفق به نوشتن هفت کتاب می شود. این نکته یادآوری می کند که رمان «یهودی سرگردان» همزمان (تقریبی) با «سه تفنگدار» و... نوشته شده و از همان شیوه مطول نویسی دوره خود تبعیت کرده است. نویسنده به صراحت شخصیت های مثبت خود را با زیباترین صفت ها می ستاید و در مقابل همه واژه های نفرین و دشنام و تحقیر را به شخصیت های منفی نسبت می دهد. به رغم مرزبندی های مشخص سبک رمانتیک (شخصیت ها با صفات ثابت پای به عرصه رمان می گذارند و درپایان هم به غیراز آنچه از اول می نمایند تغییر دیگری نمی پذیرند) که اهداف و برنامه های طرفین مثبت و منفی از پیش تعیین شده است. فصل بندی های پرتعلیق و درعین حال به فراخور نیاز «عمل ونمایش» با استادی و مهارت انجام گرفته است. همین شیوه حوصله خواننده امروزی را هم سرنمی برد. از دیگر جنبه های برجسته رمان می توان پویایی صحنه ها، پرحادثه بودن موضوع، جنبه های اسرار آمیز از دو زمان به فاصله بیش از۱۵۰ سال (وصیت نامه رن پن در دهم فوریه ۱۶۳۲ نوشته شده و تاکید شده است که در روز ۱۳فوریه ۱۸۳۲ وارثان گرد هم آمده اموال تقسیم کنند) اشاره کرد.ساختار سری و سلسله مراتب ژزوئیت ها (دستگاه پاپی رم) به نحوی وحشت انگیز به نمایش گذاشته می شود تا بیشترین رغبت و کنجکاوی خواننده را برانگیزد. گستره سرزمینی نیز یکی از عوامل پویایی رمان است. داستان با «داگوبر» و دو دختر چهارده ساله عزادار از مرگ مادرشان در طی راهپیمایی آن ها از سیبری تا پاریس است که با زندگی پدر دختر دو قلوها (ژنرال سیمون) درهندوستان،اندونزی و با کشیش های ژزوئیت در ایتالیا تعقیب می شود. آشوب های کارگری دوره اول سرمایه داری، زندگی های تغییر یافته زمینداران به سرمایه داری نوپا، جنگ های استعماری انگلیسی ها در هندوستان و آسیای جنوبی و جنگ های دوره ناپلئون از حوادث رمان است.
حوادث اصلی از زمستان سیبری تا زمستان شهر پاریس در حدود یک سال روی می دهد.
دراین اثر، یهودیان (ران پن در قرن هفدهم عملیات بانکی و سهام را به نوعی مدرنیزه می کند)، «فرانسواها رودی درپاریس قرن نوزدهم نمونه موفق و عادل و مبتکر کارخانه داری و تولید است، دو دختر ژنرال سیمون (رز و بلانش) نمونه ایثار مطلق هستند که جان شان را به قصد کمک به مستخدم شان دربیمارستان با سرایت وبا ازدست می دهند، دوشیزه «آدرین کوردوویل» یک اشراف زاده با افکار و عملکرد آزادیخواهانه است، «جلما» فرزند «کاجاسنیک» شاه مقتول هندوستان، شجاع وپاکدامن و ایثارگر است، «ژاک دورنو» یک کارگر ساده دل و ایثارگر است و «گابریل» یتیم از کوچه پیدا شده نمونه کامل یک کشیش ایمانی است که حرف و عملش همیشه یکسان است. همه این افراد در پیوند حریصانه کشیش ها، کاردینال ها و اسقف ها، مردان و زنان شرور و مزدور آنان از بین می روند تا مبلغ به ارث رسیده دویست و دوازده میلیون فرانکی به جمعیت ژزوئیت ها برسد اما غافل از اینکه امانتدار این اموال (ساموئل نسل سوم امانتداری از رن پن یهودی) گاو صندوق را به آتش می کشد تا آن دستگاه جهنمی روحانیت مسیحی به آن دسترسی پیدا نکنند. ساموئل یهودی اجساد هر شش نفر را هم با دادن سکه طلا به نگهبانان گورستان ها به یک ساختمان انتقال می دهد. سیر حوادث بسیار منسجم و طراحی شده پیش می رود. با حرکت داگوبر و دو دختر ژنرال (داگوبر به عنوان سرباز در دوره ناپلئون خدمت می کرده) شخصی به نام «موروک- رام کننده حیوانات وحشی) اموال و نشانه های او و بچه ها را می دزدند و خودشان را نیز در شهر لایپزیک آلمان به زندان می افکنند. داگوبر و دختران به وسیله روح یهودی سرگردان از آن زندان فرار می کنند و قبل از موعد مقرر به منزل داگوبر می رسند. شاهزاده جلما از هندوستان با گمارده شدن جاسوسی به عنوان خدمتکار به پاریس می رسد. در بندر که قصر «کولومب» در آنجا ساخته شده است و مسافران دو کشتی تصادف کرده در معرض نابودی اند، کشیش جوان «گابریل» که زن داگوبر او را بزرگ کرده است به نجات جلما و دختران ژنرال و داگوبر دست می زند. تا این هفت نفر همدیگر را بشناسند و قبل از ساعت ۱۲ در روز و محل مقرر شده در وصیت نامه برسند، عوامل ژزوئیت ها هر کدام را به نوعی گرفتار می کنند تا تنها گابریل به آنجا برسد. چون پیشاپیش از او دستخط گرفته بودند که ارثیه را به نام جمعیت و به کشیش آگرینی واگذار می کند. در اینجا تنها آن زن روح سرگردان وصیت نامه تازه تری به دست مأمور ثبت می دهد که در آن تاریخ اول ژوئن قید شده است و باز هم برای بقیه فرصتی وجود دارد تا در آن وعده دیدار حضور به هم رسانند. در این فاصله ژاک دورنو کارگر را در میخوارگی از پای درمی آورند. فرانسواها رودی را با تحریک کارگران دیگر کارخانه ها به یأس رسانده او را تارک دنیا ساخته و دستخط بخشش اموالش را به جمعیت ژزوئیت ها می گیرند. جلما را در توطئه درگیر می کنند که در نتیجه آن جلما و آدرین کوردوویل با هم زهر خورده و در کنار هم می میرند. دختران ژنرال را با برانگیختن احساس همدردی شان با وبازدگان به بیمارستان کشانده هر دو مبتلا شده و دقایقی بعد می میرند. آخرین بازمانده «گابریل کشیش» هم چون خلع لباس شده است در انزوا، تنها کارهای خیرخواهانه انجام می دهد. با این حال ساموئل یهودی پول ها را به آتش می کشد. در اول داستان «رودن» منشی کشیش آگرینی است. بعد از شکست در ضبط ۲۱۲ میلیون فرانک، آگرینی منشی و رودن رییس می شود. نقشه او دامن زدن به عواطف و احساسات و حسدهاست که موفق هم می شوند. در پایان آگرینی می میرد. رودن هم سکته کرده می میرد و تنها عنصر بازمانده مشارکت در جرم و جنایت، شاهزاده سن دیزیه هم دیوانه می شود. در رمان یهود سرگردان، سرگردانی قوم یهود از مصر شروع می شود و در ادامه چه ارواح یهودیان و چه یهودیانی که زنده اند، همه یهودی سرگردانند. چنانچه در فراماسونری دست ساخت یهودیان، روشنفکرانی چون هوگو، سیاستمدارانی چون ناپلئون، سران حزب کمونیست و... را در جمعیت های سری فراماسونری تحت انقیاد داشتند و از این رو تعریف های هوگو و آلکساندر دوما از رمان اوژن سو تصادفی نیست، چنانچه دهه بعد نویسندگانی چون «آناتول فرانس»، «امیل زولا» و... همین راه را رفتند و موجبات تشکیل اولین گردهمایی سران صهیونیسم در شهر بال سوئیس را در ۱۸۹۷ فراهم ساختند. رایج کردن اصطلاح «یهودی سرگردان» طی سال های بعدی با عنوان: «میهنی برای قوم و ملتی پیدا شود» توسط شخصیت هاو سران ممالک مختلف استعماری (بالفور وزیر خارجه انگلستان در دهه دوم قرن بیستم، چرچیل در دهه سوم، رؤسای جمهوری آمریکا دراغلب دهه های قرن نوزدهم و بیستم) پیگیری شده و سرانجام با قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در سال ۱۹۴۸ «یهودی سرگردان» صاحب کشوری به نام «اسراییل» می گردد. ادبیات از دیرباز با دردمندکردن وجدان، اروپاییان را برای جبران اجحافی که علیه یهودیان به کار بسته اند، تحریک کرده است که رمان یهودی سرگردان شاید اولین آن باشد.
تعبیرهای مختلف از روح سرگردان: «... دراین میان مردی با ابروهای پرپشت درمیان توفان پیش می آید و از هیجده قرن پیش یاد می کند که فرزندان خواهرش (هفت نفری که برای رسیدن روز ۱۳ فوریه ۱۸۳۲ در تکاپو هستند) را خطرهای بسیاری تهدید می کند و باید آن خطرها رفع گردند. او از خاطرات ابتدایی خود یاد می کند که مسیح را از در خانه خود رانده بود. ظهور مسیح شروع آوارگی او و خواهرش شده بود. او باید در پایان هر قرن زنده می شد و به کمک یهودیان می شتافت. بادی شدید او را از مسیرش خارج کرده با نیرویی فوق العاده در جهتی دیگر به پیش می راند... (تلخیص از فصل هفت) دراین سطور و صحنه هایی دیگر بیان می شود که قدرت قاهره کشتن غیریهودیان به این روح یهودی داده شده است. اوست که می تواند ناجی یهودیان و انتقام کش از غیریهودیان باشد. بنابراین مرد با ابروی پرپشت و سیاه و زن معصوم و دلسوز یهودیان که فرزندانش در ۱۸ قرن گذشته (رمان درقرن نوزدهم نوشته شده است) کشته شده اند در کائنات ساکن و از قدرت لایزال خداوند، برخوردارند. در فصل یازدهم از کتاب اول می خوانیم: «... گابریل کشیش وارد شد. خوشحالی و ابراز احساسات، و هردو متوجه زخم روی پیشانی و بر کف دستان گابریل شدند. گابریل موضوع را مربوط به موعظه خود درمیان قبیله وحشی عنوان کرد که او را بر صلیب کشیده بودند و فقط زنی سیاه پوش به کمکش آمده و وی را رهانیده و خود به سوی آمریکای شمالی رفته است. داگوبر هم نشانی های زن آزادیبخش را در فرارشان از زندان لایپزیک برمی شمارد... (تلخیص شده از فصل شانزدهم). بازهم در تشریح خواهر سرگردان می خوانیم: «... وقایع زیر، روز دوازدهم فوریه، یعنی یک روز پیش از آنکه اعضای خانواده رن پن، یعنی آخرین بازماندگان خواهر یهودی سرگردان، در کوچه سن فرانسو از دور هم جمع بشوند اتفاق می افتد.... (تلخیص از صفحه های ۲۸۸ و ۲۸۹) یهودی سوزی است که پشتوانه هیاهوی به اصطلاح شش میلیون یهودی در اروپا به وسیله نازیسم بخش دیگر از کتاب القاءکننده یهودی سوزی است که هم اینک یکی از پایه های مظلوم نمایی صهیونیست به شمار می آید:
«... داوید سموئل نوه سموئل بزرگ که رن پن وی را از سوزانده شدن در آتش در پرتغال نجات داده بود و به هنگام محکوم شدن رن پن، سکه های طلای وی را عهده دار شده بود تا ۱۵۰ سال بعد به بازماندگانش تحویل بشود. تأکید شده بود که این امر نسل به نسل انجام گیرد. هنوز به طلوع آفتاب مانده بود که سموئل ۸۲ ساله وزنش بت سابا که ۱۵سال از او کمتر داشت حساب و کتاب کردن خود را درباره اموال امانتی خاندان رن پن آماده کرده و مبلغ ۲۱۲ میلیون و ... قطعی برآورد کردند. بت سابا به یاد آن روز در سال ۱۸۲۶ افتاده بود که پسرشان در لهستان شهید شده بود... (تلخیص از فصل بیستم)
در مقدمه رمان یهودی سرگردان عنوان شده است که اوژن سو همانند پدر و برادرش در خدمت دربار فرانسه بوده است که بعد از سی سالگی برای ادامه تحصیل به اسپانیا رفته و چندسال بعد به فرانسه بازمی گردد و کار نویسندگی را شروع می کند.