فاجعۀ فیضیه تاثیر عمیقی بر توده مردم و روحانیت گذاشت.
امام بعد از این واقعه پیام مفصلی برای علما نوشتند و در این اعلامیه شخص شاه را مورد هدف قرار داده و با بیان اینکه شاه دوستی ضربه به پیکر اسلام و قرآن است، تقیه را حرام و اظهار حقایق را واجب دانستند. (ولو بلغ مابلغ) هرچه میخواهد بشود.
اما روزهای بعدی سال ۱۳۴۲ آبستن حوادثی بود که باعث از هم پاشیدن ریشههای رژیم ستمشاهی بود...
به هر صورت با نگاهی به قیام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ میتوان به نکات کلیدی بسیار مهمی رسید. نکاتی که در اصل نشان دهنده اهم
وقایعی در طول تاریخ هر کشوری وجود دارد که به عنوان وقایع تاثیرگذار و تغییردهنده تاریخ آن کشور مورد توجه تاریخدانان قرار میگیرد.این وقایع میتوانند آنقدر تاثیرگذار باشند که حتی سرنوشت یک کشور را عوض کنند در طول تاریخ کشورمان نیز از این وقایع وجود داشته ودر حافظه تاریخی مردم ماندگار شده است.در عین حال بدون شک یکی از مهمترین وقایع دوران معاصر ما، واقعه قیام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ میباشد که این واقعه از طرفی چون دارای ویژگیهای منحصر به فردی نسبت به قیامها و نهضتهای دیگر بود مورد توجه است و از طرفی چون میتوان گفت این قیام نطفه انقلاب اسلامی ۵۷ بود، اهمیت این قیام را نزد اذهان بیشتر مینمایاند و شاید بتوان گفت اولین تجربه رویارویی حضرت امام خمینی (ره) با رژیم پهلوی بود.
ساعت چهار صبح روز ۱۲ محرم (۱۵ خرداد ۱۳۴۲) نیروهای امنیتی و انتظامی، پس از محاصره منزل امام در قم و ورود به منزل از طریق دیوار، ایشان را دستگیر و به تهران منتقل نمودند و در یکی از بازداشتگاهها نگه داشته و پس از مدتی به پادگان عشرتآباد بردند. قبل از طلوع آفتاب خبر دستگیری امام در قم و سپس در سایر شهرها منتشر و موجب تشدید هیجان مردم گردید. وضعیت فوقالعادهای بر قم، تهران و دیگر شهرها حاکم گردیدو درگیریهای گسترده به تدریج از ساعت ۱۰ صبح در تهران و قم آغاز شد و کشتار در خیابانهای اطراف صحن مطهر حضرت معصومه(س) تا ساعت ۵ بعد از ظهر ادامه یافت. تعداد زیادی از مردم در روزهای
۱۵ و ۱۶ خرداد بازداشت و بعضی از آنها پس از مدتی مرخص و عدهای نیز به حبسهای طولانی مدت محکوم شدند وحکومت نظامی اعلام شد. دستگیری، زندان، حصر و آزادی امام تا نیمه دوم فروردین ۱۳۴۳ ادامه یافت و طی این ۱۰ ماه ایران دستخوش رویدادهای فراوانی بود. رژیم با وجود امکانات تبلیغاتی وسیع و بهدر کشورهای خارجی به منظور خرید صفحات جرایدو سانسور شدید مطبوعات داخلی، نتوانست بر اراده مردم مسلمان ایران فائق آید و دستگیری علما، روحانیون و دیگر قشرهای ملت نتیجهای نبخشید.
رژیم که گمان میکرد با دستگیری امام و یارانش، سرکوب خونین قیام ۱۵ خرداد و دستگیری و تبعید یاران امام، به رویارویی خاتمه داده شد، به تدریج متوجه شد هیچ تغییری نه در مواضع امام صورت گرفته، نه از محبوبیت ایشان کاسته شده و نه مردم صحنه را خالی کردهاند به ویژه اینکه بار دیگر سخنرانیهای افشاگرانه امام که اینک در جایگاه رهبری نهضت کاملاً مورد قبول عامه بودند، ادامه یافته بود.
ریشههای شکل گیری
در باب چگونگی شکل گیری قیام عظیم ۱۵ خرداد باید به این نکته اشاره کرد که احساس حذف اسلام از زوایای زندگی مردم توسط شاه که خود دستوراتش را از اربابش آمریکا دریافت میکرد توسط حضرت امام(ره) اصلیترین علت شروع قیام بود.« علم» وقتی به نخستوزیری میرسد اولین کاری که میکند قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی را در هیات دولت به تصویب میرساند. این لایحه که درآن به لزوم حذف اسلام از شرایط نمایندگی مجلس و لزوم سوگند به «کتاب آسمانی» به جای قرآن و همچنین به ضرورت آزادی زنان در فعالیتهای اجتماعی اشاره شده بود، مقدمهای برای اسلامزدایی و محو ارزشهای اسلامی در جامعه ایران بود.
لایحه به طور مشخص سه موضوع داشت:
۱) حذف اسلام از شرایط نمایندگی مجلس
۲) سوگند به کتابهای آسمانی در مواردی که طبق قانون باشد باید به قرآن سوگند خورد
۳) تساوی کامل حقوق زن و مرد و شرکت زنان در انتخابات.
طراحان این لایحه، هدفی جز حذف تدریجی اسلام و نفوذ هر چه بیشتر یهودیان و بهاییان در پستهای حساس کشور و رواج فساد و بیبند و باری و در نهایت نفوذ سلطه اقتصاد، فرهنگ و سرمایهداری غرب نداشتند. رژیم که تصور مخالف نمیکرد، با مقاومت و مخالفت مراجع و روحانیت، خصوصاً حضرت امام خمینی (ره) روبه رو شد، و به شکلهای گوناگون از جمله صدور اعلامیه و تلگراف به دولت شاه و سخنرانی اعتراض خود را به گوش شاه رساندند.
به هر رو این قانون نتوانست راه خود را ادامه بدهد و با مخالفت صریح امام خمینی(ره) و علمای آن دوران مواجه شده و علم ناچار به باز پسگیری قانون ضد اسلامی خود شد.شاه اما در بهمن ۱۳۴۱ با سفر به قم تلاش کرد تا طرح «انقلاب سفید» را برای مردم توجیه کند و اگر بتواند میان علما و مراجع حوزه علمیه راجع به نقشههای ضداسلامی خود تفرقه ایجاد نماید اما تحریم شاه توسط مردم و روحانیون و تعطیل شدن شهر قم، خشم شاه را برانگیخت به طوری که وی از روحانیت به عنوان «ارتجاع سیاه» یاد کرد. با این همه، رژیم شاه مبادرت به برگزاری یک رفراندوم صوری برای نشان دادن حمایت مردم از طرح «انقلاب سفید» کرد.
مخالفتها با اعلامیه و سخنرانی امام در اواخر اسفند ۴۱ مبنی بر اعلام عزای عمومی در نوروز ۴۲ شکل خاصی به خود گرفت.
دوم فروردین ۴۲ که روز شهادت امام صادق (ع) نیز بود. موقعیت خوبی برای مخالفان بود تا از اجتماع مردم که به خاطر عزاداری برپا شده بود استفاده نمایند و پیرامون وضعیت جاری کشور صحبت و راهنمایی نمایند. در ضمن رژیم هم برنامههایی برای خود داشت طبق همان برنامه جلسهای که در مدرسه فیضیه برگزار شده بود را بر هم ریختند و ضمن درگیری و سردادن شعارهایی به طرفداری از شاه و بر ضد مخالفین شاه، عدهای را مضروب ساختند و در برابر مقاومت عدهای از طلاب آنها را از طبقه فوقانی مدرسه به پایین پرتاب کردند. در همان روز همزمان با هجوم به مدرسه فیضیه قم قضیه مشابهی در مدرسه طا لبیه تبریز رخ داد.
فاجعه فیضه تاثیر عمیقی بر توده مردم و روحانیت گذاشت. اما بعد از این واقعه پیام مفصلی برای علما نوشتند و در این اعلامیه شخص شاه را مورد هدف قرار داده و با بیان اینکه شاه دوستی ضربه به پیکر اسلام و قرآن است، تقیه را حرام و اظهار حقایق را واجب دانستند. (ولو بلغ مابلغ) هرچه میخواهد بشود.
اما روزهای بعدی سال ۱۳۴۲ آبستن حوادثی بود که باعث از هم پاشیدن ریشههای رژیم ستم شاهی بود. در این بین نزدیک شدن ایام سوگواری سالار شهیدان شاه و عوامل او را به تکاپو انداخت چرا که او میدانست که محرم همواره یکی از تاریخها و نقاط عطف برای ملت ایران به شما ر میرود پس برای مقابله با مردم دستوراتی را در رابطه با سخنرانی وعاظ صادر میکند دستوراتی که بیشتر ترس او را از محرم و عاشورا نشان میداد.البته این دستورات از زبان ساواک برای بسیاری از وعاظ صادر میشود. ساواک برای پیشگیری از آنچه در وقوعش شکی نبود، جمعی از گویندگان مذهبی را احضار کرد و با تهدید و ارعاب به آنان یادآور شد که در سخنان خود سه مطلب را رعایت کنند:
۱) بر ضد شخص شاه مطلبی نگویند.
۲) از اسرائیل و آنچه مربوط به اسرائیل است، مطلبی گفته نشود.
۳) نگویند اسلام و قرآن درخطر است و دستگاه را ضداسلامی نخوانند.
زمانی که امام از این امر مطلع شدند، با صدور بیانیهای خطاب به وعاظ و گویندگان دینی چنین هشدار دادند: «این التزامات علاوه بر اینکه ارزش قانونی نداشته و مخالفت با آن هیچ اثری ندارد، التزام گیرندگان مجرم و قابل تعقیب هستند... سکوت در این ایام، تایید دستگاه جبار و کمک به دشمنان اسلام است.( کوثر، مجموعه سخنرانیهای حضرت امام خمینی (ره)، جلد اول، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثا امام خمینی(ره)، ۱۳۷۱، ص ۸۴. )
با صدور این بیانیه، تحرک تازهای در بین وعاظ و روحانیون پدید آمد تا در شهرها و روستاها، جنایتهای رژیم را افشا کنند.
راهپیماییهای مذهبی و شعارهای تند انقلابی علیه رژیم و در طرفداری از مواضع امام در تهران و شهرستانها هر روز گسترش مییافت و این موج به ویژه پس از سخنرانی پرشور امام در روز عاشورا در فیضیه شتاب بیشتری به جریان جاری در قم، تهران و سایر شهرستانها داد. چنانکه به رغم دستگیری روحانیون انقلابی و ایجاد محیط رعب و وحشت، شب یازدهم محرم، تظاهرات باشکوهی از طرف دانشجویان دانشگاه سابق تهران برگزار شد.
همچنین روز یازدهم محرم در مسجد شاه (مسجد امامخمینی(ره) نیز مجلس باشکوهی ترتیب یافت و شعارهایی چون «خمینی، تو فرزند حسینی» در فضای مسجد طنین افکند و تظاهرکنندگان سپس به حرکت درآمدند و با گذشتن از خیابان ناصرخسرو، وارد خیابان فردوسی شدند، در مقابل سفارت انگلیس اجتماع کردند و سخنرانان به افشاگری علیه رژیم پرداختند. در این شرایط و با همهگیر شدن تدریجی مخالفت با حکومت شاه و برنامههای ضد اسلامی آن، رژیم تنها چاره کار را دستگیری امام دانست.
به هر صورت با نگاهی به قیام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ میتوان به نکات کلیدی بسیار مهمی رسید. نکاتی که در اصل نشان دهنده اهمیت این قیام بهشمار میآید وباید آنها را از برکات این قیام دانست.
در اصل نتایجی که این قیام در پی داشت را میتوان در جهات مختلف عنوان کرد بهطور مثال میتوان به بیداری مردم و رویارویی آنان با اصل نظام طاغوتی اشاره کرد که در فرازی از یکی از بیانات امام رحمهالله، ایشان این موضوع را روشن مینماید: «نهضت دوازده محرم (۱۵ خرداد) در مقابل کاخ ظلم شاه و اجانب به پیروی از نهضت مقدس حسینی، چنان سازنده و کوبنده بود که مردانی مجاهد، بیدار و فداکار تحویل جامعه داد که با تحرک و فداکاری مبارزات عمیق و حساب شده امام خمینی رحمهالله در قیام ۱۵ خرداد ضمن آنکه شعور سیاسی مردم را ارتقا داد و سکوت چند ساله آنان را به فریاد و از قعود به جهاد تبدیل کرد؛ آنان را برای درهم کوبیدن جبهه باطل متحد نمود و همگی در زیر خیمه الهی که امام خمینی رحمهالله برافراشته بود گردآمدند.
روزگار را بر ستمکاران و خائنان سیاه نمودند و ملت بزرگ را چنان هوشیار و متحرک و پیوسته کرد که خواب را از چشم بیگانه و بیگانه پرستان ربود(صحیفه امام، ج سوم، ص۳۱۵ ـ ۳۱۴)
البته از این دست دستاوردها بسیار میتوان عنوان کرد ولیکن در این مجال اندک نمیتوان به تمام آنها پرداخت.در هر صورت نهضت ۱۵ خرداد باعث به ثمر رسیدن انقلابی شد که نه تنها تاثیر خود را در جغرافیای سیاسی منطقه گذاشت بلکه در جهان یک ایدئولوژی و نگرش جدیدی را پایهگذاری کرد.