بانکهای اسلامی، اغلب خود را ارائةدهندگان خدمات مالی اخلاقی وصف میکنند؛ اما به گونهای صریح شرح نمیدهند که از این بیان، چه معنایی اراده میشود. کلمة اخلاقی به صورت نشان استفاده میشود و معادل با اسلامی است؛ اما کوششی صورت نمیپذیرد که میان آنچه اخلاقی است و روشهای خاص ادارة معاملات مالی پیوند ایجاد کند. جای تأسف است که گویی بانکهای اسلامی قرار است ابتدا پایگاههایی برای مشتریان خویش بنا نهند؛ سپس مجبور شوند که اربابرجوعهای بالقوه را متقاعد سازند که ارزش انتقال به آنها وجود دارد. برای بانکهای اسلامی، رقابت بر سر قیمت چندان مهم نیست؛ بلکه مهم تأکید بر کیفیت بینظیر خدماتی است که ارائه میدهند. این بدان معنا است که آنها باید باور شوند و بتوانند با توسل به وجدان مشتری، وی را جذب کنند.
اهتمام اصلی بانکهای اسلامی این است که روشهای مالی آنها مطابق با قوانین شریعت باشد. داشتن رایزنان شرعی یا کمیتهای از فقیهان مورد احترام که بتوانند فعالیتهای بانک را تأیید کنند، برای تضمین اعتبار و شهرت این نهاد ضرورت دارد؛ اما بانکها در امر کسب اشتهار، اغلب بر جایگاه کسانی که قوانین بانکی را بر اساس شریعت تنظیم میکنند، تأکید میورزند، نه بر آموزههای اخلاقی حاکم بر تأمین مالی اسلامی. کوشش اندکی وجود دارد که شایستگیهای اخلاقی موجود در چگونگی ادارة عملیات بانکی را بهطور مستقیم برای ارباب رجوع تبیین کند. بانکهای اسلامی میتوانند ارباب رجوع را بهطور عمده به سبب عقاید مذهبی آنها و آرزویشان در تبلور آن عقاید، در معاملات مالی روزمره جذب کنند و چنین نیز میکنند؛ اما صرف این بیان که خدمات بانک مطابق با شریعت است، کافی نیست؛ بلکه باید به گونهای نزدیکتر، با امور مشتریان خویش درگیر بوده، استدلال اخلاقی قانعکنندهای برای شیوههای کسب و کار خویش ارائه دهند.
با تغییر نیازها و خواستهای جوامع، لازم است که به بصیرت و اعتقادات اربابرجوع توسل جسته شود. بانکهای اسلامی باید مشتریهای خویش را دربارة خدمات مالی ابداعی خود متقاعد سازند و ثابت کنند که خدمات آنها مطابق با شریعت و در عین حال با شرایط کسب و کار جدید مرتبط است. به دیگر سخن، برای بانکهای اسلامی و دیگر ارائهدهندگان خدمات مالی اسلامی، نقشی آموزشی وجود دارد. رایزنان امور شرعی نباید نادیده انگاشته، و کم اعتبار شوند؛ بلکه نقش ایشان باید تقویت شود؛ زیرا میتوانند شایستگیهای تأمین مالی اسلامی را برای طیف گستردهتری از مشتریان آگاه و پرتوقع تأکید کنند. این در اصطلاح اسلامی، اجتهاد یا به کارگیری اصول مبنایی برای اوضاع و احوال متغیر است. به دیگر سخن، کمیته یا رایزنان امور شرعی باید هنگام تنظیم مقررات با جریانهای بازار نیز ارتباط داشته باشند و بیش از نقش واکنشی، نقش کنشی ایفا کنند.
● سیاست اخلاقی بانک تعاونی
بدون شک موارد بسیاری وجود دارد که بانکهای اسلامی میتوانند از بانکهای متعارف که خود را به تأمین مالی اخلاقی متعهد ساختهاند، بیاموزند. بهطور مسلم، تفاوتهای بنیادین میان روشهای اخلاقی برگرفته از آموزههای دینی و روشهای اخلاقی منطبق با اخلاق مادیگرایی رایج وجود دارد. آنان که دست اندرکار تأمین مالی اسلامی هستند، آموزههای اخلاقی خود را پایدار میبینند؛ زیرا در نهایت، بر وحی مبتنی هستند؛ در حالی که آموزههای اخلاقی برگرفته از ارزشهای اجتماعی، ناگزیر گذرا و موقتیترند. بهرغم این قید مهم، بررسی تجربههای بانک اخلاقی برجستة غربی سودمند است.
از آنجا که بانک تعاونی، یگانه بانک جزئی(reqail) اخلاقی در انگلستان است، نگاه به عملیات و سیاست آن سودمند خواهد بود. ارتباط ویژة آن با بحث ما، اشتهار آن در روش مالی اخلاقی و تعهد آن در برابر مشتریان آگاه به اخلاق است؛ مشتریانی که به مسؤولیتهای اجتماعی گستردة خود بیش از نفع مادی شخصی اذعان داشته، از آن ارضا میشوند. بانک، پیشنهادهای دارندگان سهام سرمایهگذاری(Stakeholder) را میپذیرد و هدف آن، اشتراک مساعی سهامداران برای تضمین منافع بیشترین تعداد مشتریان محتمل است.
بانک در صدد است از طریق تعیین و تعریف اصول زیربنایی عملیات تعاونی خویش، بر نام و تاریخ خود اتکا کند. از جملة آنها، استقبال بانک از نظریات و دغدغههای مشریان خویش و تشویق کارکنان به ایفای نقش فعالی در زندگی جوامع محلی خویش است. از آنجا که بانک در قلب سرزمینهای صنعتی در شمال انگلیس پدید آمد، جایی که در آن به صورت بانک طبقة کارگر مشاهده میشد، تأکیدش بر یکپارچگی محلی و برابری اجتماعی طبیعی به نظر میرسد. ستاد مرکزی بانک همچون گذشته، «منچستر» خواهد بود؛ جایی که نهادهای مالی، در مقایسه با مرکز بانکداری بینالمللی مانند لندن، در تماس گستردهتری با جامعة محلی هستند.
بانک درصدد است نزدیکی خود را با سازمانهایی که اخوت میان کارگران، مشتریان، اعضاو کارفرمایان را گسترش میدهد، ارتقا بخشد. بانک درگذشته، همچون حال، مدیریت امور مالی بیشتر اتحادیههای تجاری را در اختیار داشت و شاخهای از جامعة عمدهفروشی تعاونی بود که کالاها را میان تعاونیهای مشتری محلی در سراسر شمال انگلیس و اسکاتلند توزیع میکرد.
از آنجا که اعضای این جوامع تعاونی محلی، مشتریان آنها هستند، اشاره به مشتریان و اعضا در بیانیة تبلیغی بانک دربارة سیاست اخلاقی، از سنتهای تجاری گذشته اتخاذ میشود.
هدف بانک تعاونی، جذب سرمایهگذاری و ایجاد وجوه مازاد کافی برای تضمین این است که گسترش بانک در آینده به حد کافی تأمین مالی شود. گرچه بانک در جایگاه شرکت حقوقی عمومی، تجدید ساختار شد، نام آن در بازار سهام ذکر نمیشود و این بدین معنا است که از اساس، دغدغة افزایش تعداد سهامداران را ندارد. تنها سهامداران،CWS ، مجتمعی از تعاونیهای مشتری است که تاریخ آغاز آنها به «جامعة شرکای منصف راکدال» باز میگردد. این مجتمع را در ۱۸۴۴، ۲۸ کارگر که میخواستند ارزش خوبی در خریدهای غذایی خود تضمین کنند، تأسیس کردند. بانک به صورت واحد وام و سپردة SWS در سال ۱۸۷۲ شکل گرفت و از سوی بانک انگلیس به صورت بانک مجاز در محدودة حقوق خود در ۱۹۴۷ به رسمیت شناخته شد. بررسی حسابها برای خریدهای خارج از سازمانهای تعاونی در ۱۹۷۵ زمانی که بانک به مؤسسه تهاتری لندنLondon) (Cleatring House پیوست، رواج یافت.
بانک بهسبب رهبری منحصر به فردش، در افزایش اختیارات سهامداران، آسیبپذیر نیست؛ چنانکهCWS علاقهای به کاهش سرمایهگذاریهایش ندارد. افزون بر این، دو سویه۲ کردن در نظر نیست و بانک، اکنون کمپانی بهشمار میرود، نه جامعة دو سویه؛ اما عدم ذکر نام شرکت در بازار سهام، کاستیهایی چون ناتوانی در افزایش سرمایة سهامداران از بازار را به همراه دارد. بانک جهت توسعة خود و افزایش سرمایهاش سهامهای ممتاز را منتشر ساخت که اکنون در اختیار ۱۵۰۰ مؤسسه است. تأکید بسیاری بر فداکاری گروهی در بیانیة تبلیغی بانک تعاونی نهفته است. یکی از اهداف آموزش و تربیت کارکنان، افزایش تعهد و افتخار در گروه است. این ویژگی گروهی، از چند جنبه قابل مقایسه با وفاداری به جامعة اسلامی است؛ گرچه هیچ بانک اسلامی، این را در بیانیة تبلیغی خود ذکر نمیکند. بانک تعاونی در دعوای حقوقی خود برای آزادی مجتمع، بر اهمیت بیطرفی در همة موضوعات اجتماعی، سیاسی، نژادی و مذهبی تأکید دارد؛ گرچه از گذشته با جذب کارگر متحد بوده است.
● گسترش پایگاه مشتری بانکهای تعاونی
سیاست اخلاقی بانک، ابتدا در ۱۹۹۲ برای جذب مشتریهای جدید و ثروتمندتر در بیرون از طبقة کارگر که بانک از گذشته به آنها خدمت میکرد، آغاز شد. گروه هدف، چپگرایان طبقات متوسط مرکزی بودند که آگاهی اجتماعی و اهتمام به مسائل مورد دفاع رسانهای رادیکال، همچون مسائل زیست محیطی، داشتند.
در آن زمان، بانک برای حفظ مشتریان خود، بررسی گستردهای انجام داد تا واکنش آنها را در برابر سیاست اخلاقی پیشنهادی دریابد. بانک با بیش از ۰۰۰/۳۰ مشتری وارد گفتوگو شد. ۸۴ درصد از آنانی که پاسخ گفتند، داشتن سیاست اخلاقی را اندیشهای نیکو برای بانک برشمردند و فقط ۵ درصد اعتقاد داشتند که علم اخلاق، ارتباطی با بانکداری ندارد. ۶۰ درصد از پاسخدهندگان، با همه مسائل سیاست اخلاقی موافق بودند و قید و شرط اصلی مشتریان دربارة پیشنهاد بانک به قطع تأمین مالی کمپانیهای تولید و توزیع تنباکو بود. سیاست اخلاقی، پنج ناحیة مهم را در بر میگیرد: حقوق بشر، تسلیحات، امور تجاری و اخلاقی، تأثیر محیطی و رفاه حیوانات. بانک وعده میدهد که به سازمانها یا رژیمهای متعدی به حقوق بشر یا دستاندرکار در تولید سلاح برای تجاوز به حقوق انسانها خدمات مالی ارائه ندهد. تولید سلاحهایی که به رژیمهای سرکوبگر فروخته میشوند، تأمین مالی نخواهد شد؛ ولی حمایت مالی سلاحهایی که به حکومتهای دموکراتیک فروخته میشوند، مجاز است. بانک جهت حفاظت از رفاه حیوانات، سازمانهای دستاندرکار در آزمایش حیوانات، کشت و زرع محصولات کارخانهای استثمارگرانه، ورزشهای خونین یا تجارت خرد را تأمین مالی نمیکند. اینها را میتوان معیارهای اخلاقی منفی تلقی کرد.
از جنبة مثبتتر، بانک کمپانیهایی را حمایت میکند که به تجارت مجاز یا امور اجتماعی اشتغال دارند و این شامل مشتریان و عرضهکنندگانی میشود که در خریدهای اخلاقی از کشورهای جهان سوم یا سازمانهای شرکتکننده در اقتصاد اجتماعی انگلستان همچون مؤسسات خیریه، موضعکنشی(Pro - active) اتخاذ میکنند. موضع زیست محیطی را نیز میتوان به گونة مثبت تفسیر کرد؛ زیرا مشتریان تجاری را تشویق میکنند که در تأثیر فعالیتهایشان به محیط زیست موضعکنشی داشته باشند. برخی ممنوعیتهای منفی عبارتند از: ممانعت از شرکتهای دستاندرکار تولید سوختهای فسیلی که سبب باران اسیدی هستند، جلوگیری از سازندگان مواد شیمیایی غیرطبیعی که به تخریب لایه اوزون میانجامد و ممانعت از قطع غیر مجاز درختان جنگلی که به تخریب جنگلها منجر میشود.
منتقدان میتوانند استدلال کنند که این امور، دغدغههای جهانی توسعه یافته است که کشورهای فقیر نمیتوانند از عهده آن برآیند و دیگر اینکه تعداد بسیاری از این دغدغهها، بهگونهای منفی بیان میشوند و اینکه بانک فاقد سیاستهای مثبت در مسائلی چون انرژی تجدیدشوندة باد، دریا و آب یا تولید سازمان یافتة مواد غذایی و دیگر مسائل مشابه است. انتقاد دیگر این است که بانک بیش از حد درگیر ترفندهایی چون کارت قروبتی صلح سبز یا کارتهای صدقه است که آن را به اهدای فقط ۲۵/۱ پنس برای هر ۱۰۰ پوند دریافت شده برای کارت وا میدارد و این نشاندهندة حداقل سخاوت است؛ چرا که ارزش آن حتی از جایزههایair mile پایینتر است. با وجود این، بانک، یک سطح بالا و مستمر از تعهدات را به مشتریان خود ایفا میکند و آنانند که رأی میدهند کدام یک از چهار مؤسسة خیریه، نامزد دریافت اهدایی سالانه شود. همچنین پس از بررسیهای آغازین سال ۱۹۹۱ - که بررسیهای مهم ۱۹۹۴ و ۱۹۹۸ را در پی داشت، روشهای مشورتی دربارة سیاست اخلاقی وجود دارد. سیاست اخلاقی تا ۱۹۹۴ حمایتهای بیشتری دریافت کرد و بیش از ۸۰ درصد از پاسخدهندگان، موضع بانک در هر مسأله را تأیید کردند و این نشاندهندة ۲۰ درصد بهبود از سال ۱۹۹۱ بوده است.
بانکهای اسلامی نیز میتوانند از روش بانک تعاونی در توزیع خدماتش درسهایی بیاموزند. در ۱۹۹۷ بانک تعاونی، موافقتنامهای با ادارة پست امضا کرد که خدمات بانکی از جمله سپردهگذاری و دریافت تسهیلات را در سراسر ۱۸ هزار شاخة آن در انگلستان ارائه دهد. در این سال، بحثهایی میان دولت و بانکهای جزئی۳ مهم دربارة ارائة «Peoples Bank» از طریق خدمات خودکار در هر ادارة پست صورت پذیرفت؛ اما برخلاف طرح پیشنهادی که برای جانشین ساختن پرداخت حقوق بازنشستگی و مزایای تأمین اجتماعی به صورت نقدی میکوشد، طرح بانک تعاونی، هم اکنون در حال اجرا است.
بانک تعاونی همچنین خدمات بانکی تلفنی ارائه میدهد و در ۱۹۹۹ خدمات بانک کامپیوتریsmile را آغاز کرد. این اقدام بیش از ۲۰۰ هزار مشتری را جذب کرد و این شاید به این دلیل بوده که برای سپردههای پسانداز، نرخهای بسیار رقابتی میپردازد و نه به این دلیل که موضع اخلاقی اتخاذ کرده است. بانک همچنین در طرح زنجیرهای مشارکت دارد بدین معنا که مشتریهای آن به ۲۹ هزار توزیعکنندة پول نقد در سراسر انگلستان دسترسی دارند.