امروز شنبه 06 تیر 1405

Saturday 27 June 2026

سیاست خارجی دولت دهم و حرف های جدید


1401/08/01
کد خبر : 55351
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 53 نفر
«هر گاه عظمت دریا را می بینی به رودهایی که آن را پر می کنند بیاندیش وآنگاه دریای اندیشه ات را از افکار ناب دیگران لبریز کن» سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران وارد دور جدیدی از تغییرات شده است. شاید آشکارترین شاهد این تغییرات فقط رفتن یک وزیر و آمدن وزیر بعدی باشد.وزارت امور خارجه در همه دولت های توسعه یافته یکی از باقاعده ترین تغییرات را دارد.جابجایی در سطح وزیر پیام های فراوانی برای همه طرف های سیاسی کشورمان ارسال می کند.تحلیل آسیب شناختی از سیاست خارجی ایران ،ما را به سناریوهای محتمل و پیش رو در آینده خواهد رساند.سوال این است نقشه راه ایران که بخش عمده ای از آن در مواجهه با جهان پیرامون ما ترسیم می شود دارای چه مختصاتی است؟ علی اکبر صالحی وزیر جدید امور خارجه ،نقشه راه کشور را ساختن جهانی نو بر می شمارد و می گوید: جمهوری اسلامی ایران ضمن احترام به منافع مشروع و قانونی تمامی کشورهای جهان (آنهایی را که به رسمیت شناخته است) بر این باور است که دخالت‌های غیرمسوولانه معدود کشورهایی تمامیت‌خواه و انحصارطلب، جهان را از مسیر ذاتی خود که همانا بسترسازی برای رشد، تعالی و سعادت ابناء بشر می‌باشد دور ساخته است که جبران آن مستلزم مساعی جمعی و همکاری متعهدانه در «ساختن جهانی نو با تمسک به ارزش‌ها و آرمان‌های واقعی و فطری بشر» از طریق بازنگری در روش‌های ناکارآمد و رایج کنونی در تامین صلح و امنیت جهانی، مشارکت همه واحدهای سیاسی در تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی در بستری از تکثرگرایی و عدالت‌خواهی می‌باشد. سخن از نقشه راه ،تنها بررسی اهمیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک کشورمان در نظام بین الملل نیست.جغرافیای ایران از اهمیت خاصی برخوردار است و الزامات فراوانی را هم برای ما درپی دارد. اما مفروض این نوشتار است و موضوع این مطالعه نیست.اینجا سخن از آینده شناسی سیاسی است.روندهای موجود و روبه رشد در جهان معاصر با ما حرف می زند و راه آینده را به ما نشان می دهد.زمانی مصاف آرمان گرایی و واقع گرایی بیشتر بازتاب اندیشه های متفکران علوم سیاسی درباره جنگ و صلح و آینده بشریت بود اما امروزه با تحول مفهوم قدرت و ظهور نهادهای مدنی و رقیب دولت ،هماوردی دولت ها و ملت ها از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و بر وزن ملت ها بسیار افزوده شده است.کشورها دیگر ناگزیرند نقشه راه آینده خود را با کمک و اجماع نیروهای داخلی ترسیم کنند.دولت ها هرچه در فرایند اجماع سازی موفق تر باشند هزینه های اضافی کمتری را در فرایندهای توسعه می پردازند.کشور ما نیز از این قواعد مستثنی نیست.راهبردهای کلان وزیر جدید امور خارجه را ملاحظه کنید. امنیت و صلح برای همه، دستیابی به رفاه و پیشرفت، حفظ کرامت انسان‌ها، مشارکت‌گرایی و عدم تمکین به ظلم و تبعیض، سرمایه‌گذاری در منابع انسانی و ارتقای خدمات کنسولی.همه از بار معنایی بسیار خوبی برخوردارند.اما تحقق بخشی از آن ها به درک واقعیات و مناسبات قدرت و هنجارهای غالب در نظام بین الملل و نحوه ابتکار عمل ما بستگی دارد و اندیشه درباره آن به برنامه های چندلایه نیازمند است.پیش بینی سازوکارها و سامانه های ارتباطی آشکار و پنهان در سیاست خارجی ما بسیار تعیین کننده باید باشد.وزیر پیچیده ترین بازیگر یک کشور در عرصه روابط با کشورهای جهان است.دوری از عوام زدگی و برخورداری از حاشیه امنیت بسیار بالا برای مانورهای سیاسی از لوازم اصلی وزارت وی محسوب می شود.اگر از سیاست داخلی بخواهیم همواره به نفع سیاست خارجی هزینه کنیم در یک دور باطل وارد شده ایم که تخصص گرایی و حرفه ای گری در حاشیه رفتارها و اقدامات خارجی کشور قرار می گیرد. علی اکبر صالحی درباره بازتعریف و بازسازی رویکردها می گوید: برای تحقق اهداف کلان یادشده ، وزارت امور خارجه نیازمند بازتعریف و بازسازی رویکردها و ابراز تحقق اهداف نظام در عرصه سیاست خارجی با تاکید بر حفظ مبانی و اصول می‌باشد.و در این راستا افزون بر استفاده از ساز و کارهای شناخته شده و رسمی، بر آنیم تا برای پیشبرد اهداف خود، بهره‌مندی از امکانات و زمینه‌های جدید مانند سازمان‌های مردم نهاد را در دستور کار قرار داده و همچنین برای تنویر افکار عمومی ملت‌ها، در رهیافتی نوین مباحث مربوط به دیپلماسی عمومی را مورد توجه ویژه قرار دهیم. اما نویسنده که خود دانش آموخته روابط بین الملل است معتقد است تعریف و بازتعریف دوستان و دشمنان ،هسته مرکزی سیاست خارجی هر کشوری را تشکیل می دهد.برای مثال ، وزیر امور خارجه در یکی از برنامه های شان این عبارت را دارند که «عربستان مستحق برقراری رابطه ویژه سیاسی با ایران است»عربستان در سیاست خارجی ما در دهه اول انقلاب اسلامی و دهه های دوم و سوم و الان در دهه چهارم جایگاه و تعاریف متفاوتی دارد.همانگونه که تعریف روابط با کشورها با درصد قابلیت های تهدیدزایی و فرصت سازی هر کشور رابطه مستقیم دارد.بازتعریف و تغییر روابط هم با همان قاعده مندی و روش های خاص امکان پذیر است. در علم سیاست ،دوستی مطلق و دشمنی مطلق وجود ندارد همانگونه که سخن از امنیت مطلق و ناامنی مطلق نیز بی معنی است.به طور کلی ،دو لتها با توجه به جهان بینی و ایدئولژی دولت مردان طرزتلقی خاصی نسبت به جهان و نوع تعامل با آن دارند و از سیاست های منحصربفردی هم پیروی می کنند.از این رو ، دولت ها را می توان به دولت های انقلابی، دولت های محافظه کار و دولت های اصلاح طلب تقسیم بندی و تفکیک کرد.مرز بین این دولت ها نوع نگاه به وضعیت موجود و راه های دستیابی به وضعیت مطلوب است.دولت های انقلابی به تغییر افراطی در شرایط وضع موجود و مناسبات حاکم می اندیشند.این دولت ها برای برهم زدن وضع موجود باید امکانات گسترده ای داشته باشند و یا هزینه های زیادی را بپردازند.دولت های محافظه کار به حفظ وضع موجود اعتقاد دارند و از آرمان گرایی و سیاست های عمل و عکس العملی در روابط خارجی پیروی نمی کنند.دولت های اصلاح طلب از رویکرد تغییر تدریجی و اصلاح آرام وضع موجود پیروی می کنند.این دولت ها برای تغییر بطئی در آنچه که وجود دارد برنامه های کوتاه مدت ،میان مدت و بلندمدت دارند. برای مثال، هرکدام از کشورهای روسیه و چین در ادوار سیاست خارجی معاصر خود دوره های انقلابی گری را پشت سرگذاشته و به فراخور دارند از سیاست های محافظه کارانه و اصلاح طلبانه ای در سطح جهان پیروی می کنند.دولت های انقلابی ،محافظه کار و اصلاح طلب هر یک نقش آفرینی ها و کارکردهای خاصی در صحنه روابط بین الملل دارند و البته با تعاریفی که در کشور ما از دولت های پس از انقلاب اسلامی و مفاهیمی مانند محافظه کاری ،انقلابی گری و اصلاح طلبی وجود دارد تفاوت زیادی دارند.اما درباره یک نکته اتفاق نظر باید در کشورمان به وجود بیاید و آن این که هریک از این دولت ها در روابط خارجی شان ،اصولاً مدیران خاص خود و نیروی انسانی فنی و کارآمدی را هم می طلبند. این همان نکته است که وزیر جدید هم به آن برای تحقق دیپلماسی تحول آفرین شان اشاره داشته و می گوید:«در این میان یکی از ضرورت‌های عینی و الزام‌آور، تلاش برای کارآمد نمودن ساختار وزارت امور خارجه متناسب با شأن و منزلت نظام اسلامی بوده و برای تحقق این هدف تامین نیروی انسانی شایسته، متعهد و دلباخته میهن عزیز اسلامی ضرورتی انکارناپذیر است »و اضافه می کند:«اینجانب بر این باورم که ایجاد تغییرات لازم در شیوه جذب نیروی مورد نیاز دستگاه دیپلماسی کشور باید در صدر برنامه‌های مربوط به تجهیز نیروی انسانی وزارت امور خارجه قرار گیرد.» نویسنده اعتقاد دارد ما در دستگاه سیاست خارجی به مدیران روس شناس و قفقاز شناسان حرفه ای ، چین شناسان و شرق شناسان حرفه ای و اعراب شناسان و اسلام شناسان حرفه ای و اروپاشناسان و آمریکاشناسان حرفه ای و منطقه شناسان و بویژه خاورمیانه شناسان حرفه ای بیش از هرزمان دیگری نیاز داریم تا با توجه به اصول و مبانی علم سیاست ، نظریه های قدیم و جدید در روابط بین الملل و مطالعات دقیق درباره تاریخ و سیاست و اقتصاد در کشور یا مجموعه کشورهای هدف بتوانند سیاست شناسی را با سیاست مداری ترکیب کنند و منافع ملی کشورمان را به صورت حرفه ای دنبال کنند.این انسان های شایسته ،متعهد و دلباخته در دانشگاه های ما پرورش یافته و حضور دارند. رشته روابط بین الملل در ایران و در دانشگاه های مادر یکی از غنی ترین رشته های دانشگاهی است و اگر اراده وزیر جدید براین است که انحصارات قبلی را بشکند و وزارت امور خارجه پوست اندازی کند با فراخوانی مناسب و قوی از تحصیل کرده های روابط بین الملل می تواند از این ظرفیت انسانی که بخشی از آن در سایر قسمت های دولت قرار دارند استفاده کند.برخی از اینان کسانی هستند که می توانند حتی سرآمدان آن وزارتخانه و دیپلمات های برتر کشور در روزها و ماه های آینده باشند.مطمئن باشید نقشه راه ایران از درون دانشگاه ها و مغزافزار نخبگان وطن پرست ایرانی در علوم انسانی می گذرد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/55351
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید