امروز جمعه 22 خرداد 1405

Friday 12 June 2026

سریالی که شخصیت هایش را نمی شناسد!


1401/08/01
کد خبر : 61316
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 44 نفر
سریال "سه دونگ ، سه دونگ " از آن دست آثاری است که می خواهد مخاطب خود را با شیوه های ساده و ابتدایی بخنداند.این ساده بودن را نباید به مفهوم لودگی گرفت بلکه مراد ما،آن بی آلایشی محضی است که نویسنده، در تعاملات یک خانواده با مختصات و روحیاتی خاص، گنجانده است و سعی می کند از این مناسبات، نهایت استفاده را برای خنداندن مخاطب خود به عمل آورد. نویسنده تلاش کرده برای اینکه به اثر خود رنگ کمدی ببخشد،به دنبال معادلات پیچیده نرود و همه چیز را در چند رابطه بخصوص خلاصه نماید. یکبار شخصیت ها و ماجراهای کلیدی سریال "سه دونگ،سه دونگ" را مرور کنید:"یک خانواده شش نفره،سه پسر و یک دختر که یک پسر و یک دختر آن،نامزد دارند. دوست قدیمی این خانواده از ایتالیا به خانه آنها می آیند و مرد می خواهد سهم نانوایی خود را بفروشد."در این ماجرا دو جریان رخ می دهد:مرد در تلاش است که با تهیه پول،سهم شریکش را بخرد و از سوئی خانواده پذیرای مهمان،در تردید میان رفتن و ماندن به ایتالیا هستند. تمام ماجراهای کمدی سریال بر همین پارامترهایی که ذکر شد می چرخند. نویسنده تلاش کرده به جای تعدد جریان سازی،به تکثر کاراکتر بیندیشد و با قرار دادن روحیات بخصوصی برای هر یک از آنها،موقعیتهای جدیدی را بوجود آورد که برای مخاطب جالب و گیرا باشد. البته باید عنوان کنیم که جنس کمدی این سریال تیپ گرا نیست بلکه ما با یک کمدی موقعیت مواجهیم که شخصیت هایش به دلیل عدم پرداخت و گاه ناهمگونی ای که با یکدیگر دارند، نمی توانند به عنوان یک تیپ مطرح شوند و این همان مشکل بزرگی است که بیشتر سریال های کمدی ما با آن دست و پنجه نرم می کنند. براساس این قضیه،ما نمی توانیم از شخصیت های داستانمان انتظار عکس العمل های معقول و بجایی را داشته باشیم،بنابراین باید بنا را بر ایجابی استوار نمائیم که بر خط سیر اصلی داستان حکمفرمایی می کند. این خود از شدت منطقی بودن داستان می کاهد. در تعاملات خانواده های سریال دقت کنید. مثلا دو مراسم خواستگاری رفتن و خواستگار آمدن در یک شب را لحاظ کنید.در این دو سکانس، روال داستان وارد لودگی نمی شود اما اتفاق هایی که ما می بینیم به هیچ عنوان وجاهتی منطقی و درست ندارند و ممکن نیست این حوادث برای هر کدام از ما اتفاق بیفتد; همین عامل سبب می شود مخاطب به طور ناآگاهانه بپذیرد که با اثری غیر واقعی مواجه است و بدین ترتیب به این اثر به دید سریالی برای سرگرم شدن می نگرد و از این رو نگاه جدی مخاطب از این سریال سلب می شود و این دقیقا همان ضربه بزرگی است که می تواند یه یک اثر تصویری وارد شود.البته همانگونه که اشاره کردیم این غیرواقعی بودن به مرز لودگی نمی رسد و بیشتر متوجه عدم آنالیز کاراکترهای داستان است در حالی که به راحتی می شد با چند تغییر کوچک در روحیات "انسی" و دو پسر مجرد سریال،از این کار،اثری درخور توجه و خوب در آورد. پرواضح است که تلاش کارگردان و نویسنده در مرحله اجرا، مهار کردن تیک های خودسرانه "مرجانه گلچین" است که خیلی زود کلیشه ای شده و از کار افتاده است. متاسفانه این مهار کردن، خیلی واضح انجام شده و ملموس است. گلچین بزرگترین انتخاب بد عوامل سریال برای این کار بود. عصبانیت های پسر خانواده هم بیش از حد تصنعی و بی دلیل است. در ادامه ناکامی های سریال،باید به بحث در نیامدن تکیه کلام ها نیز اشاره کرد. مثلا ما نمی توانیم به تکرار گوجه فرنگی کیلویی سه هزار تومان عادت کنیم.همچنان که نمی توانیم به تکیه کلام های جولی خانم بخندیم و با آن ارتباط برقرار نمائیم. ما در "سه دونگ،سه دونگ" برخلاف ظاهر شلخته اش، با داستان شسته و رفته ای مواجهیم که اصل آن اضافاتی ندارد اما در شکل پرداخت، ما با حشوی مواجهیم که به خیال ببینده فقط برای پر کردن زمان برنامه به کار گرفته شده است. مثلا شما داستان گم شدن چمدان مهمانان در فرودگاه را به یاد بیاورید.اصل این واقعه بر چه اساسی در دل داستان تعبیه شده است؟ فقط برای اینکه دیگران بی صبرانه منتظر گرفتن سوغاتی هایشان هستند و بر این کار به شیوه ای غیر مستقیم اصرار می کنند و در آخر متوجه می شوند که چمدان سوغاتی ها گم شده است؟! اگر اینگونه باشد که همین حس، قبل از آنها در ماجرای سوغاتی دادن دائی رخ داده بود پس عملا تکرار این جریان نمی تواند جالب توجه باشد ضمن اینکه ما می بینیم پرداختن به این موضوع بیش از نیمی از ماجرای یک قسمت را به خود اختصاص می دهد پس ما نمی توانیم این جریانها را منتسب به استخوان بندی اصلی سریال بدانیم. گویا نویسنده، طرح کلی داستان خود را به طور جز» نوشته ولی در پرداختن به جزئیات دچار کلی گویی و حشو شده است. اما سومین عامل ناکامی سریال به سوژه آن باز می گردد که به شدت تکراری و ناکارآمد است.در حالی که نویسنده می توانست به جای اضافات سریال، برای پسرهای مجرد داستان خود،موقعیتهایی را خلق کند که بیننده، بسیار طالب دیدن آنهاست.این مشکل به همان عدم پرداخت و آناتومی شخصیتها برمی گردد که فقط یک لایه سطحی از هر یک از آنها به ما معرفی شده و هیچ پیچیدگی های رفتاری برای کاراکترها اندیشیده نمی شود. بازیگران گویی بر مدار بازی های قبلی خود می چرخند و فقط نام شخصیت آنها در این سریال تغییر پیدا کرده است. اما تلاش داستان برای خلق صحنه های کمیک، با توجه به اصل بیآلایشی داستان، قابل تقدیر است. ما در این سریال به رفلکس ها و جریاناتی می خندیم که با سادگی هر چه تمامتر به وقوع می پیوندند و دچار هیچگونه پیچیدگی و اغراق مفرطی نیستند.نوشته این سریال جای کار خیلی بیشتری داشت و می توانست جامع تر از آن چیزی که ما مشاهده می کنیم به رشته تحریر در آید. با این حال سریال "سه دونگ،سه دونگ" همانگونه که از نامش پیداست، اثری است تاریخ مصرف دار که با توجه به عدم شناختی که از کاراکترهای خود دارد،خیلی زود به ورطه فراموشی سپرده می شود.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/61316
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید