امروز پنج‌شنبه 04 تیر 1405

Thursday 25 June 2026

سرانجام همه پیر می شویم


1401/08/01
کد خبر : 68148
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 52 نفر
تصورات باگذر زمان تغییر می کند. افرادی که پیر، بازنشسته و یا آهسته گام هستند، زمان های طولانی را صرف اندیشیدن، غصه خوردن و نگرانی درباره تغییرات بدنی خود می کنند. احساس تنهایی کرده و علاقه مند به دوست یابی هستند و زود بی حوصله می شوند. برای انجام فعالیت هایشان زمان طولانی صرف می کنند، گرچه در بعضی روزها، زمان به کندی می گذرد، اما در روزهای دیگر به سرعت می گذرد. بدن ناسالم را نشانه پیری تلقی می کنند، اما افکار و احساسات درونی آنها همانند همیشه است و گذشته برای آنها وضوح بیشتری تا حال دارد. اکنون برای آنها زندگی با سرعت به جلو پیش می رود، روزها، هفته ها، ماه ها و روزهای تولد سریعا سپری می شوند و پذیرش این امر برای هر کسی دشوار است. چه قدر سخت است که فرد باور کند که ناگهان به پیرترین عضو خانواده بدل گشته است. تغییرات بدنی برای سالمندان ناراحت کننده است. داغدیدگی های متعدد افسردگی را به همراه دارد. آرزوها کاهش می یابند، ترس ها زیاد می شوند، چه کسی ممکن است کمک کند؟ هیچ کس وقت برای این کار ندارد. ضرب المثل قدیمی می گوید: «هوای خودت را داشته باش». اما هنگامی که از دیگران جدا افتادی، این جمله چه خوبی دارد؟ پیر شدن تنها چیزی است که باید تحمل کرد چرا که گریزناپذیر است. مراقبت از بیمار و به خصوص سالمندان در زمان حاضر دارای ظرافت های پیچیده ای است که نیازمند دانش، توانمندی و تخصص های خاص خود است. پرستاری از بیمار عملی ساده نیست. مخصوصا اگر او شخصی پیر باشد که باز مقوله را سخت تر می نمایاند. فرد سالخورده، عمری را به فعالیت سپری ساخته و در دوران پایانی و پس از گذشت جوانی پر از تلاطم خود، توانایی های لازم را در انجام برخی از کارها و گاهی در انجام کارهای ضروری روزانه خویش از دست داده و نیازمند توجه و مواظبت دیگران است، و پرستاری از این افراد بسیار مهم تر از پرستاری فردی است که به طور موقت بیمار و بستری است، زیرا سالمندان از نظر عاطفی بسیار حساس و آسیب پذیرند و کوچک ترین بی توجهی به آنان باعث بروز مشکلات روحی در ایشان می شود. شاید یکی از دلایل عمده توجه به چگونگی کار مراقبت از سالمندان نیاز فزاینده به پرستاری چه حرفه ای و چه داوطلب باشد، این است که تعداد افراد نیازمند مراقبت به طور سریعی در حال افزایش است. احتمالا ما از والدینمان بیشتر عمر می کنیم و فرزندانمان از ما بیشتر زندگی خواهند کرد. پر واضح است که در زمان کنونی استانداردهای زندگی به شکل پیوسته افزایش یافته و بالاتر رفته، این روند معمولا به مفهوم سلامتی بیشتر و بهتر است. وضعیت مسکن از لحاظ سیستم حرارتی، لوله کشی آب و فاضلاب، نگهداری مواد غذایی، کیفیت غذای مصرفی و بسیاری موارد دیگر بهتر شده، فقر شدید تقریبا از میان رفته، پیشرفت تجهیزات، روش های نوین کشاورزی و کوددهی غذا را به صورت ارزانتر و راحت تری در اختیار مردم قرار می دهد که قبلا این گونه نبوده است. پیشرفت تکنولوژی منجر به تغییراتی شده که باعث بهبود استانداردهای زندگی و در نتیجه افزایش طول عمر انسانها گردیده است. تغییر توازن جمعیت در عصر کنونی باعث شده است که افراد زیادی نیاز به مراقبت داشته باشند. در حالی که تعداد افراد خانواده کمتر می شود، اشخاص بیشتری تا سنین پیری عمر می کنند. وقتی چنین جمعیت زیادی به میانسالی و کهولت می رسند، پس مسئولیت مراقبت از آنها غالبا و به طور غیرقابل اجتنابی باید خارج از خانه فراهم شود. در این میان کار رسیدگی به این بخش از افراد اجتماع اهمیت خود را نمایان می سازد. مراقب باید بدون احساس ترحم، با حفظ غرور و عزت نفس سالمند از مشکلاتش بکاهد و با متانت و کاردانی و خویشتن داری قدرت اراده و حس استقلال و عزت نفس در این فرد را افزایش دهد. به همین دلیل کار پرستاری در این بخش، جنبه های بسیار ظریف و دقیقی دارد حرفه ای که زندگی آسیب پذیرترین افراد جامعه را لمس می کند. شناخت سالمندی و پیامدهای آن و در نهایت چگونگی مقابله با برخی از مشکلات نگهداری آنان و مسائل ناشی از انجام اینکار را در این مقوله می آوریم. ● سالمند کیست؟ حتی اگر اقبال یارمان باشد که عمری طولانی کنیم سرانجام همه پیر می شویم پس ضرورت دارد همه ما از همین امروز به سالمندی و کسانی که در حال رسیدن به آن هستند توجه کنیم. جمعیت شناسان تخمین می زنند در پنجاه سال آینده تعداد سالمندان بر جوانان جهان پیشی خواهند گرفت. «سن میانسالی در حال حاضر ۳۶سالگی، در سال ۲۰۲۱ سن میانسالی به بالای ۴۱ سالگی می رسد، و در ۴۰ سال بعد به ۴۴ سالگی خواهد رسید. اگر همه حقوق بگیران را در سنین مختلف با هم در نظر بگیریم و آنها را بازنشسته و به عنوان سالمند تلقی کنیم، دو نسل بین بازنشستگی و مرگ از ۶۰ تا ۹۰ سالگی باتوجه به ۳۰سال اختلاف سنی بوجود می آید، اصطلاحات پیر جوان و پیر پیر در توصیف دو مرحله متفاوت در فرآیند پیری بسیار مفید خواهد بود. ● نکات منفی سالمندی: ۱- آگاهی به اینکه مرگ نزدیک است حس رسیدن به مرحله آخر، اگرچه آن را انکار کنیم همواره آزاردهنده است. ۲- دگرگونیهای سریع اجتماعی، اقتصادی و بخصوص فرهنگی باعث می شود. افراد مسن جامعه در حال تغییر را تجربه کنند. ارزشها و شیوه های زندگی عوض شده و منجر به شکاف نسل می شود. ۳- با بالا رفتن سن مرگ اعضاء خانواده و دوستان بیشتری را شاهد خواهیم بود و نظاره گر بیماریها، ناتوانایی شدید دوست و همسایه خواهیم بود. ۴- از دست رفتن فرصت ایفای نقش مؤثر و مفید در خانه و جامعه یکی دیگر از عوارض منفی سالمندی است. بالا بودن ارقام گزارش بیماری و مرگ ناگهانی افراد سالمی که بازنشسته شده اند این وضعیت را تأیید می کند. ● نکات مثبت سالمندی: ۱- وقتی خوشی های دیگر جای کار را پر کنید. بسیاری از افراد مسن از بازنشستگی لذت می برند برطرف شدن فشار کار و امرار معاش، وقت آزاد برای سفر، ورزش، رفت و آمدهای اجتماعی و سایر تفریحات سالهای واپسین حیات را واقعاً دلپذیر می سازد. ۲- لذت نزدیک تر شدن به فرزندان، نگهداری از نوه ها، دور هم بودن در تعطیلات، کمک به کارهای روزمره فرزندان مانند خرید اقلام مصرفی، مشارکت در کارهای سرمایه گذاری آنان در مسکن و غیره امکان سفر به شهر یا کشوری دیگر برای دیدار فرزندان این دوره را شیرین تر می کند. ۳- رفتن فرزندان زیستن «در بهار دوم» را برای زوجین فراهم می کند. تجربه دوباره هیجانهای عاطفی، و رد و بدل نوازشهای عاشقانه و محبت آمیز از فرصت هایی است که تنها در سالهای میانسالی به بعد قابل مشاهده است. ● مشکلات جسمی: تقریبا بعداز ۴۰ سالگی تغییراتی در عضلات، استخوان ها و مفاصل رخ می دهند که به مشکلاتی در حرکت و احساس درد منجر می شود. قدرت عضلانی، به ویژه پس از هفتاد سالگی، به نحو قابل ملاحظه ای کاهش می یابد. سکته های قلبی و بیماری های تنفسی مثل آمفیزام و سرطان ریه، به ویژه در بین سیگاری ها و افراد با رژیم غذایی ضعیف، بسیار شایع هستند. ظرفیت حیاتی ریه مرتب کاهش می یابد و اکسیژن کمتری به جریان خون می رسد، این بنیه را کاهش و خستگی را افزایش می دهد. آموزش، ورزش، مراقبت لازم در حرکت، می توانند تاثیرات این افت در ظرفیت ریه را کم کند و با توجه به سلامت کلی، به ما کمک می کنند تا آنجا که امکان دارد به طورکلی سرزنده باشیم. با مسن شدن کلیه های ما نیز در تصفیه خون از فضولات ضعیف تر عمل می کنند و ظرفیت مایعی مثانه کم می شود. بعضی اوقات ماهیچه اسفنگتر که جریان پیشاب را کنترل می کند براثر بیماری ضعیف می شود که خطر نشت را بالا می برد. سامانه ایمنی افراد مسن نیز طی سالیان اثر بخشی خود را از دست می دهد و لذا آمادگی برای عفونت افزایش می یابد. ظرفیت تولید مثل زنان پس از چهل سالگی به تدریج کم و در پنجاه سالگی به کلی قطع می شود. همین تغییرات هورمونی چین و چروک و تغییرات در وزن بدن و توزیع چربی را ایجاد می کند. تاثیرات سن بر سامانه عصبی از اهمیت زیادی در کارکرد افراد مسن دارد یکی از این اختلالات مغزی بیماری آلزایمر است. این نوع زوال عقل به آهستگی پیشرفت می کند ولی سرانجام قربانی نمی داند چه کسی است؟ یا چه کسی بوده؟ همچنین در این دوره کاهش دوپامین در مغز رایج است که منجر به لرزش های غیرارادی در بدن می گردد. پوکی استخوان نیز از عوارض بسیار شایع این دوران بحساب می آید که از ۳۵ سالگی شروع می شود، ولی به دلیل نداشتن علائم هشدار دهنده مانند درد، زمانی خود را می نمایاند که عملا کاری جدی در ناحیه پا و بخصوص نشیمنگاه در جهت بهبود نمی توان انجام داد تعداد قابل توجهی از سالمندان براثر شکستگی های متعدد ناشی از افتادن و عدم بهبود بعداز عمل جان خود را از دست می دهند. شکستگی استخوان منبع عمده معلولیت است. بسیاری از افراد مسن بویژه زنان، از پوکی استخوان شرایطی که با استخوان های نازک، ضعیف و فاقد کلسیم مشخص می شود رنج می برند. با مسن شدن افراد شکستگی استخوان لگن بطور فزاینده ای شایع می شود و علت بسیاری از معلولیت ها و مرگ و میرهاست. درصد قابل ملاحظه ای از افراد مسن که جراحی لازم برای ترمیم شکستگی استخوان لگن را انجام می دهند، نمی توانند بطورکامل بهبود یابند. برای سلامت و بهزیستی پیران تحرک بسیار مهم است. برای اینکه نیرومند و سالم بمانیم نیاز داریم فعال باشیم. ● خانواده رضایت زناشویی در سالهای آخر زندگی برگشت می کند. ازدواج هایی که تا واپسین سالهای عمر دوام می یابند اغلب رضایت بخش و از لحاظ هیجانی نزدیک اند. سالهای بزرگ کردن بچه ها هم ارضاکننده ترین و هم ناراضی کننده ترین دوره ازدواج دیده می شوند. زوج های مسن لذت بیشتر و تعارض کمتری را از ازدواج های جوان یا میانسال در ازدواجشان تجربه می کنند. زوجهای مسن همچنین عاطفه بیشتر و سطوح کمتری از خشم، انزجار، خصومت و غرزدن زیاد را نشان می دهند. معمولا زنان میانسال و مسن تر هیجان مثبت و منفی بیشتری ابراز کرده اند. اما مردان هیجاناتشان را تا حدی محکم کنترل می کنند. مرگ همسر برای زن یا شوهر، حتی وقتی ازدواج با دردسر بوده، از لحاظ هیجان تخریب کننده به نظر می رسد. زنان بهتر از شوهران با ازدست دادن همسر کنار می آیند، ولی پس از بیوه شدن مردان چهار بار بیشتر از زنان احتمال می رود که مجددا ازدواج کنند. یکی از ضربه های شدید ازدواج های پایدار، اطمینان از این است که یکی از آنها سرانجام بیمار خواهدشد و فوت خواهدکرد. در هشتاد و چهارسالگی ۶۲ درصد زنان و فقط ۲۰ درصد مردان شریک زندگی خود را بر اثر مرگ ازدست داده اند. اغلب افراد مسن در گفت وگو اظهار می دارند که فرزندان و نوه ها نمی توانند جای یک مرحوم محبوب حاصل یک ازدواج طولانی را پر کنند. بیوه و تنها شدن، ازدست دادن صمیمیت، تلاش برای یافتن یک همراه، چنین مسائلی می توانند بخاطر احتمال داغدیدگی، در بین افراد مسن شایع تر از هر گروه سنی دیگری باشند، چرا که در جوانترها توجه به رابطه جدید احتمالا آسان تر است. افراد داغدیده مسن مجبورند تغییراتی، بعضی اوقات چشمگیر، در زندگی خود بدهند، تصمیم بگیرند درجست وجوی جایگزین باشند یا از صمیمیت بیشتر، چشم پوشی کنند. چیزی که به دنبال ازدست دادن عاید فرد می شود تنهایی است. نیاز به فردی برای سهیم شدن در امور، طرح ریزی با هم، یافتن فردی که در لحظه های سخت به آدم یاری و آرامش بدهد، گذران اوقات با هم را دامن می زند. میل به صرفاً یک آشنایی دور نیست، بلکه کسی است که اهمیت می دهد، در خودمانی ترین افکار سهیم می شود. برخی افراد پیر در جست وجوی چنین شخصی، شاید یک یار جدید هستند، نه اینکه لزوما با او زندگی کنند، بلکه بدون از دست دادن بخش اعظم خودمختاریشان بیشتر اوقات را با هم باشند. برای بعضی، ازدواج مهم است و برای بعضی به خاطر دوره وحشتناک مرگ همسر ازدواج نامتصور و پرهیز شده است. راه حل ها به اندازه تنوع در شخصیت افراد مختلف است. به هر حال وقتی والدین یا همسران ما می میرند، الگوهای ارتباطی که سالها با آنها داشته ایم را هم با خودشان می برند، اما زندگی ادامه می یابد و خانواده ها مسیر خودشان را می روند. گذشته سرزمین دیگری است، آدم های آنجا کارهای دیگری می کردند. اینکه به عنوان یک سالمند تصور کنیم کنار گذاشته شده ایم و حالا هیچ چیز برای ارائه به نسل جدید نداریم، احساس زیبایی نیست و این احساس زمانی آزاردهنده تر می شود که فرد سالمندی، در زندگی گذشته نیز مورد پذیرش نبوده باشد و حالا این عدم پذیرش را نیز از دختران و پسرانش هم دریافت کند. اگر احساس ایمنی، عشق و ارزش در کودکی تجربه شده باشند، موجب می گردند که همان کودکان در بزرگسالی نسبت به خودشان احساس خوبی داشته باشند و بدون ترس از رهاشدن با افراد، حتی غریبه ها، ارتباط برقرار کنند، این افراد قادرند حتی در سالمندی نیز روابط دوستانه بهتری را تجربه کنند. ● دوستان: مثلی چینی می گوید: «دوست هدیه ای است که به خودتان می دهید». برخی از دوستان یک پیوند اجتماعی نسبتاً پایدار را فراهم می سازند که به میزان رضایت فرد از زندگی می افزاید». کارستنسن پژوهشگر دانشگاه کالیفرنیا می گوید: از اواخر نوجوانی تا میانسالی یک کاهش تدریجی و انتخابی در تماس اجتماعی با آشنایان وجود دارد، و این روند بین هیجده و سی سالگی به اوج می رسد.پژوهشگران معتقدند: «یک فرد مسن با داشتن یک دوست خوب بهتر از فردی که یک دوجین نوه دارد ولی هیچ دوست هم سن و سال ندارد می تواند با کاستی ها و چالش های پیری کنار بیاید. همچنین افراد مسن از برآورده شدن نیاز عملی شان توسط فامیل احساس بهتری می کنند، در حالی که ارتباط با دوستان نیازهای عاطفی آنان را ارضا می کند. مرگ و فقدان دوستان در زنان و مردان تأثیرات مختلفی بر جای می گذارد. زنان بیشتر تأکید بر مسائل عاطفی دارند ولی بر فعالیت های مشترک تمرکز دارند. بیماری و ضعف و سستی تا حدی می توانند به انزوا از دوستان قدیمی منجر شوند. به هر حال دلیل یکی از مشکلات عمده افراد پیر نداشتن دوستی فعال و هم سن و سال است که به دلیل فوت و یا بیماری و ناتوانی در رفت و آمد ایجاد می شود. ● اشتغال در سرتاسر تاریخ، اشتغال به عنوان هویت ذهنی فرد و جایگاه او در جهان، تعریف شده است. از دست دادن آن می تواند شخص را عبث سازد انجام دادن کار مفید برای اکثر افراد طبقه متوسط یک ارزش اساسی محسوس می شود. یکی از جدی ترین افت های سالمندی این است که: فرد احساس می کند دیگر نقش سودمندی، که منظور نوعی کار است، خواه با درآمد یا بدون درآمد در زندگی ندارد. در مورد زنانی که تعهدی خارج از خانه ندارند، این خطر وجود دارد که برای جبران «آشیانه خالی» ناشی از مستقل شدن فرزندان در شیوه کودک پروری فرزندانشان مداخله کنند. بعضی وقتها این تمرکز که راهی برای تلاش در جهت سودمند بودن است، احتمال دارد موجب واکنش منفی و حتی طرد از سوی فرزندان شود و آنها را به دردسر بیندازد، و این ممکن است آنها را به تنهایی بیشتر بکشاند. مردان نیز وقتی بازنشسته می شوند، اگر انتظار داشته باشند که همسرانشان سبک زندگی خود را تغییر داده و فقط به ارضای آنها بیندیشند با آنها مشکل پیدا خواهند کرد. در این شرایط زنان آرزو می کنند که شوهران محروم از کارشان چیزی برای انجام دادن بیابند و در طول روز آنها را تنها بگذارند. این زنان و مردان هیچکدام مغرض یا درپی دردسر نیستند آنها فقط احتیاج دارند، راهی برای گذراندن وقت و فعال بودن بیابند. تأثیرات از دست دادن شغل می تواند فوق العاده پریشان ساز باشد. نتیجه اغلب، از دست دادن عزت نفس و حس کنترل بر زندگی خود است و اگر شغل قابل قبول دیگر پیدا نشود، می تواند به افسردگی منجر شود.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/68148
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید