یکی از موضوعاتی که امروزه جامعه را در معرض آسیب قرار داده پدیده عرفان های نوظهور است.شکل گیری عرفان های کاذب و نوظهور، مصداق بارز جنگ نرم دشمن است که موجب به خطر افتادن هویت، بحران های روانی و کمرنگ شدن ارزش های اجتماعی فرد می شود.در جامعه جریانهایی به اسم عرفان و معنویت گرایی و با ظاهری آراسته اما دروغین ترویج می شود.رهبران این جریانها در جامعه همواره مدعیانی هستند که باورها و اعتقادات مردم و بویژه جوانان را مورد هدف قرار داده و قصد فروپاشی و متزلزل کردن خانواده ها را دارند.جنبشهای نوپدید دینی((New Religious Movements که به طور اختصارNRMs خوانده میشوند پدیدهای نو محسوب میشوند. این گروهها و جنبشها که عمدتاً از جنگ جهانی دوم به بعد ظهور کردند، در اواخر دهه هفتاد در جوامع غربی برجسته شدند. این جنبشها را نمی توان تحت یک قانون واحد و کلی درآورد.برخی به دلایل مختلف موفق و برخی شکست خورده و ناکام ماندند. امروزه بحث عرفانهای نوظهور به شکل یک مسئله، معضل یا مشکل، بعضا در محافل دینی ما مطرح میشود. از این عرفانها به عنوانهای مختلف یاد میکنند؛ گاهی به عرفانهای غیردینی یا عرفانهای بیخدا و گاهی عرفانهای کاذب یا بعضا به عرفانهای غیراسلامی و هم به عرفانهای نوظهور یاد میکنند.
● گرایش فطری انسان به معنویت
در حال حاضر بسیاری از عرفانهای موجود کاذب و ساختگی هستند و ویژگی چنین عرفانها و منشهای ساختگی، قید و بند نداشتن دینی و خارج بودن آنان از چارچوب دین است.به کار بردن واژه عرفان در خصوص این قبیل فرقهها بسیار اشتباه است چراکه راه رسیدن به عرفان، کمال و تعالی واقعی از راه دستورات دینی و مبتنی بر وحی است.اکثر اینگونه فرقهها و عرفانها، خود را به هیچ دین و آیینی منتسب نمیکنند و معتقد به هیچ نظام فلسفی و اصولی نبوده و نیستند و از جاذبههایی همچون سحر و جادو و جاذبههای روانشناختی برای جذب افراد بویژه جوانان
سوءاستفاده میکنند.می توان یکی از دلایل رشد عرفانهای غیر الهی در غرب را عملکرد نامناسب کلیساها و شخصیتهای کلیسایی دانست که نتوانستند نیاز معنوی مردم را به خوبی برطرف کنند. بنابراین گرایش به این عرفانها در غرب گسترش یافت.این موضوع وظیفه ما را سنگینتر میکند که باید عرفانهای ناب اسلامی و متون اصیل قرآنی را در قالب ادبیات امروز به مخاطبان عرضه کرده و کفهای روی آب و بنیانهای بیاساس را کنار بزنیم و نیاز معنوی مردم بویژه نسل جوان را برآورده کنیم.
خستگی بشر از اندیشههای مادیگرایانه سبب شده که مادیات را داروی دردها و مشکلات خود نداند و به جستجوی راهکارهای جدیدی در خارج از فضای مادی بپردازد.این تمایل، بستر اولیه رشد معنویتهای مختلف در فضای دنیوی است و به دلیل اینکه بشر از رهنمودهای پیشوایان راستین استفاده نمیکند و هنگامی که از فضای فکر مادی خارج میشود در درون چاههای عمیقتری گرفتار میشود.اگر بشر به منابع زلال معنویت راستین پناه ببرد و از سرابهای دروغین معنویت مانند عرفانهای کاذب دوری کند، میتواند راه صحیح را پیدا کند.
به هرحال ما با پدیده ای روبهرو هستیم که در این پدیده یک سلسله رفتارهای برآمده که تکیهگاهشان برخی از نکته ها و باورهای غلطی است که آن را عقیده می پندارند.
● پراکندگی و تعدد عرفانهای نوظهور
پراکندگی یکی دیگر از دلایلی است که مطالعه بر روی عرفانهای نوظهور را سخت میکند.همیشه این فرقهها از تهران و یا قم شروع نمیشوند و ما عرفانهایی را در تبریز، ایلام و... داریم که از آنجا شروع شده و کم کم در کل کشور رواج یافته و پیروانی را جذب کردهاند و برای اینکه از تعداد این عرفانها و پیروانشان آماری به دست آید باید یک تحقیق میدانی بزرگ صورت گیرد تا آن وقت آماری که تازه تخمینی است، پیدا شود.
حجت الاسلام حمید رضا مظاهری سیف از متخصصین این حوزه در خصوص آمار عرفانهای نوظهور می گوید:"مطالعه و بررسی در این حوزه به چند جهت، کاری مشکل است که یکی از آنها گستردگی این جنبشها است.بر اساس آمار منتشر شده در سال ۲۰۱۰ بیش از ۱۰ هزار عنوان عرفانهای نوظهور در جهان وجود دارد و ما اطلاعی از ورود و یا عدم ورود برخی از آنها به کشور نداریم و حتی اطلاع دقیقی از تعدادی از عرفانهایی که خاستگاه داخلی هم دارند در دست نیست".
● ترویج عقلانیت
باید با عقلانیت به جنگ خرافه برویم. عقل نعمتی است که خداوند به انسان عطا کرده است لذا بحث عقلانی را باید به جای بحث احساسی تقویت کرد و با معیار عقل مشخص کنیم کدام سخن صادق و کدام سخن کاذب است. در همین بحث عرفانهای نوظهور میتوان گفت اولین بحث اشتراک این عرفانها در بیخدایی یا در این است که خداوند را غیر متشخص یا مطلق میدانند. در این موارد میتوانیم از وجود خدا آن هم خدایی که متشخص است، بحث کنیم که بحث توحید و اولین بحث اعتقادی ماست. بحث را باید به اینجا ببریم، آنچنان که اول همه رسالهها هم نوشتند که تقلید در اصول دین جایز نیست. اصول دین را که قبل از عرفان و همه مسائل عرفانی است، باید عقلپسند و خردپذیر کنیم و به جوانها ارائه دهیم. تا این مسائل زیربنایی حل نشود، هر نوع بحث دیگر راه به جایی نمیبرد. اگر حقیقتا عرفان ناب از طریق صاحبنظران معرفی شود و افرادی که خوشفکر هستند حقیقت را با زبان درست بیان کنند و ابتدا و انتهای کار و سرانجام و مصادیق را بشمارند دیگر در این فضا جنس اصلی و ناب عرفان از تقلبی قابل تشخیص می شود. بنابراین صرف جبهه گیری در برابر این جریانات حلال مشکل نیست و اگر سمت و سوی هر مسئله ای را خوب تبیین کنیم هر عقل سلیمی آن را می پذید.
● افکار و عقاید عرفانهای کاذب و نوظهور
مظاهری سیف می گوید:"بسیاری از رهبران فرقههایی که خاستگاه خارجی دارند به گفته خود عمدتا آدمهای مشکل داری هستند و تعدادی از آنها معتاد و یا الکلی میباشند.رهبران این فرقهها معتقدند معنویت با مذهبی بودن فرق دارد و برای اینکه انسان معنوی باشد لازم نیست مذهبی هم باشد و اصلا این افراد در حال تغییر دادن مفهوم معنویت هستند و دارند این دامنه را به دین هم میکشانند.به اعتقاد آنها دین مجموعهای از آموزهها و تعالیم است که برای شما آرامش بیشتر و بهتری را به وجود میآورد و میگویند اگر میخواهید چیزی یاد بگیرید به سراغ علم بروید و اگر میخواهید شاد شوید و آرامش پیدا کنید به دنبال دین بروید و این نامگذاری و تعبیرها کاملا غیر علمی انجام میشود و آن زمان است که وقتی واژه، زبان و ذهنیت تغییر کرد، ماهیت هم عوض میشود و حتی کلیساهای آنها هم برای پاسخگویی در مورد مسائل مختلف آنلاین است".
● شکل گیری
یکی از علل بهوجود آمدن این جنبش ها را میتوان در یک نکته مهم دانست و آن این است که مردم در عصر حاضر وقت کمتری برای بالا بردن سطح معلومات دینی خود صرف میکنند و این خالی بودن آنها از معلومات مورد نیاز دینی، باعث شده که زمینه برای سوء استفاده دیگران فراهم شود.ما نمیتوانیم تولید این جنبشها را متوقف کنیم اما میتوان با داشتن شناخت کامل از دین خود و جنبشهای نوظهور، خود و اطرافیانمان را در مقابل این انحرافها بیمه کنیم .محی الدین قنبری عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در توضیح چگونگی شکلگیری این عرفانهای دروغین می گوید:" برخی از این آیینها از التقاط و مزج عقاید ادیان مختلف پدید آمدهاند و به دنبال احیاگری دینی هستند که از جمله آنها میتوان به بهائیت اشاره کرد. دسته بعدی هم دینهای خودساخته با اهداف عرفانی، اجتماعی و مصرفی هستند.آیینهایی که با هدف عرفانی ساخته شدهاند بیشتر بر آرامش، تعالی معنوی، طول عمر و شادابی تاکید دارند که از شمار آنها میتوان به آیین یوگا اشاره کرد.
البته این مورد به جنبههای مصرفی نیز نزدیک میشود و به عنوان ابزاری برای بهبود زندگی و رفاه بیشتر در نظر گرفته میشود.برخی از این عرفانها جنبه اجتماعی دارند؛ برای مثال بهائیت و اشو جنبههای اجتماعی دارند و در برخی کشورها به مخاطبان زیادی دست پیدا کردهاند و این اتفاق برای اشو در کشور هندوستان افتاد.این ادیان و عرفانها در دوران اصلاحات با آزادی بیشتری روبهرو بودند و کتابهایی از آنها منتشر میشد؛ اما در سالهای اخیر چاپ آنها کاملا قطع شده؛ از این رو به فضای مجازی روی آوردهاند. در فضای مجازی تبلیغ این عرفانها قابل کنترل نیست از این رو عمدتا فعالیت تبلیغاتی آنها از طریق اینترنت انجام میشود".عرفانهای کاذب به دلیل یکسری جذابیت های ظاهری باعث شده افرادی که عافیت طلب و راحت طلب هستند را به خود جذب کند و راه رفع تکلیف را برای افرادی که به هر دلیلی محدودیت ها و قید و بندهای عقلانی و صحیح دین اسلام را نمی پذیرند، هموار کند. عرفانهای کاذب و نوپدید یکسری محدودیتهایی که در دین اسلام وجود دارد را حذف می کنند. به عنوان مثال روابط جنسی را خیلی به راحتی و به شکل های مختلفی تعبیر و تفسیر می کنند و گرایش های شدیدی به مولفه های شریعتگریزی و عقل گریزی دارند. این در حالیاست که معتقدیم عرفان اصیل عرفانی است که با فطرت و عقل و دین هماهنگی داشته باشد.
یکی از مشکلات ما در ایران نداشتن مدیریت کلان فرهنگی است و هر یک از سازمانهای متولی عرصه فرهنگ،بدون هماهنگی با دیگری، برای خودشان کار می کنند و هماهنگی در مسیر آنها وجود ندارد. باید گفت اکثر جوانان در جامعه مناسب و معقول رفتار میکنند؛ اما این مشکلات جامعه است که بسیار فراتر رفته است.بایدشکافهایی را که بین نسل جوان با جامعه سنتی ما به وجود آمده را مدیریت و به بهترین شکل پُر کنیم؛ چون اگر این کار را نکنیم، دیگران این شکافها را پر خواهند کرد.البته با توجه به پتانسیلهایی که دین اسلام دارد، فعالیت گسترده این عرفانها عملا به موفقیت نخواهد انجامید.
ما باید در مقابل دشمن یک تحلیل درست داشته باشیم، در ابتدا باید حرف این جریانات را بشنویم و افراد متخصص و کارآمد این جریانات را رصد کنند و تحلیل و نقد درستی ارائه دهند و با دادن پاسخهای مستدل و عقلانی، قضاوت را به وجدانهای آگاه مردم بسپاریم.