امروز پنج‌شنبه 04 تیر 1405

Thursday 25 June 2026

سبک داستان جریان سیال ذهن


1401/08/01
کد خبر : 56182
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 62 نفر
سال های بین جنگ جهانی اول و دوم، عصر شکوفایی هنر مدرن بود. احساس نومیدی و بی اعتمادی هنرمند نسبت به جهان خارج باعث شد تا به درون خود پناه برده و تلاش کند تا دراین سیردرونی زوایای این عالم ناشناخته را کشف کند. از دل وحشت و نابسامانی و ناامنی مادی و معنوی، جریان سیال ذهن رویید. این تکنیک از یافته های روان شناسان استفاده فراوانی کرده است. طبق تعریف جریان سیال ذهن شیوه ای ادبی است در روایت، که به موجب آن، عمق جریان ذهنی یک شخصیت، که آمیزه ای از ادراکات حسی و افکار آگاه و نیمه آگاه خاطرات، احساسات وتداعی های تصادفی به همان صورت بیان می شود. این شیوه روایت، براساس مفاهیمی استوار است که ایجاد تداعی معانی می کند. این اصطلاح را ویلیام جیمز وضع کرد و طبق تعریف او:«خاطرات، افکار، احساس ها بیرون از دایره آگاهی اولیه وجود دارند که به صورت زنجیر برآدم ظاهر نمی شوند، بلکه به صورت جریانی سیال آشکار می شوند.» در روش سبک داستانی جریان سیال ذهن، برخلاف داستانهایی که با زاویه دید دانای کل نوشته شده اند، از سیلان نامنظم و پایان ناپذیر ذهن شخصیت داستانی استفاده می شود. به عبارتی دیگر، لایه های پیش ازگفتار ذهن قهرمان داستان، بی هیچ ملاحظه و نظمی بر روی کاغذ می آید. درواقع تلاش می شود تجارب ذهنی شخصیت های داستانی، که درهزار توی ناخود آگاه ذهنشان مدفون شده، بیرون ریخته شود. نویسنده تلاش می کند از طریق تک گویی ذهنی و روانی، به کشف احساس و ذهنیت شخصیت داستانی بپردازد. در این گونه داستان ها، راوی و طرح داستان به سبک سنتی وجود ندارد که داستان نویس دست خواننده را بگیرد و وارد فضای داستانی خود بکند و با رئالیسم تصنعی خود رئالیسم جبری خواننده را ویران کند و او را در فضای داستانی خود غرق کند، بلکه ذهنیات شخصیت داستانی بدون واسطه، بدون دستکاری، بدون رعایت نحو و دستور زبان برروی کاغذ می آیند. و این برعهده خواننده است که از این گرداب و بی نظمی، نظمی بنا کند و با کنار هم قراردادن تکه های پراکنده ذهن قهرمانان، به لذت کشف نائل آید. روشن است که دراین سبک، زمان رمان تابع زمان خطی رایج نیست و ممکن است گذشته و آینده و حال، همسطح و در کنار یکدیگر حضور داشته باشند و یا گاه درهمدیگر تنیده و پیچیده شوند. یکی از اساسی ترین پایه های شیوه ی ادبی جریان سیال ذهن این است که قبل از آنکه درپی «وقایع نگاری» باشد در صدد ارائه «چشم انداز ذهن» است. این سبک یک نمای کلی از وقایع به ما نمی نمایاند بلکه ما را وامی دارد تا وقایع را از دریچه یک ذهن ببینیم. خواننده از دور نظاره گر وقایع نیست، بلکه به همراه یک ذهنیت با وقایع به پیش می رود. حوادث این گونه رمان ها را اندیشه ها وخاطرات فرار و سیال لایه پیش گفتاری ذهن تشکیل می دهند. نویسنده دراین گونه رمانها با ذهنیات آدم رمان سروکار دارد تکه هایی از خاطرات درهم و فرار او را که به زمانهای دور تعلق دارد، می گیرد. آن خاطرات پا درگریز را که در زمانی کوتاه به ذهن او هجوم می آورند در کنار هم می چیند. از اینرو توالی منظم زمانی دراین گونه رمان ها به هم می خورد. دورترین واقعه درکنار واقعه ای عینی قرارمی گیرد و یا دو خاطره جدا از یکدیگر دوش به دوش هم و با فشار به ذهن آدم رمان هجوم می آورند. گویا آن خاطرات و تخیلات کاشی های معرقند که درکنار هم قرارگرفته اند تا دنیایی از رنگ و احساس بوجود آورند. اهم ویژگی های آثارجریان سیال ذهن به این شرح است: - روایت و شیوه ها و تکنیک های آن شامل تک گویی درونی مستقیم، تک گویی درونی غیر مستقیم، دیدگاه دانای کل و حدیث نفس - زبان درسه مقوله ابهام، شعرگونگی و ترفندهای نزدیک کردن زبان داستان به زبان ذهن - زمان بیرونی وزمان درونی - داستانهای جریان سیال ذهن به مثابه خود زندگی نویسندگان آن است. از نویسندگان پیشگام این جریان درغرب می توان از جیمز جویس و مارسل پروست و ویلیام فاکنر نام برد. داستان قرار می دهد و سپس با تاباندن نور بر نوار سلولوئیدی ذهن او، تصاویر، تأثرات و جریانهای ذهنی وی را، در همان مرحله شکل گیری، بی واسطه، بر آن پرده سفید به نمایش می گذارد. آنچه مخاطب بر این پرده مشاهده می کند شامل دریافت تمام و کمال تشعشع پیچیده و رنگارنگ ذهنی، آوا، خیال پردازی و رؤیا، تداعی و درک حسی درونی ذهن قهرمان است. از نویسندگان معاصر در ایران که به شیوه روایت جریان سیال ذهن پرداخته اند می توان به نام فیروز زنوزی جلالی اشاره کرد. رمان «قاعده بازی» نوشته فیروز زنوزی جلالی در سال ۱۳۸۶ به چاپ رسید و در سال ۱۳۸۷ برنده اولین جایزه ادبی جلال آل احمد شد. این رمان که به شیوه جریان سیال ذهن باتک گویی درونی تنها شخصیت اصلی داستان روایت می شود، مایه هایی از رمان پست مدرن در خود دارد. در این رمان، محتوا و ساختار در عرض هم پیش رفته و مسئله انسان و مرگ و عقوبت به بهترین نحو پرورانده و به زبان شخصی گناهکار گذاشته شده است. داستان قاعده بازی از زاویه دید اول شخص، با تکنیک جریان سیال ذهن روایت می شود. در این روش، راوی که خود شخص اول داستان است و همه قضایا مربوط به اوست، خواه ناخواه همه چیز را به نفع خود نمایش می دهد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/56182
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید