امروز جمعه 22 خرداد 1405

Friday 12 June 2026

سایه ها دراز می شوند


1401/08/01
کد خبر : 61623
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 55 نفر
"درباره الی ..." و "جدایی نادر از سیمن" ۲ اثر به غایت سنجیده که سطح سلیقه مخاطب ایرانی را عوض کرده است و پارامتر جدیدی برای اندازه های سینمای ایران در جهان ترسیم کرده است. ما ابتدا در "درباره الی" با دنیای جدیدی مواجه شدیم که تمام ذهنیتهایمان را درباره سینمای ایران جلوی چشممان قرار داد و این رویه برای اولین بار (بله اولین بار) ما را به مقایسه بین پیشتر سینمای ایران سوق داد. شاید ناخواسته یکجور ناخوداگاه. که اصغر فرهادی حرکت، میزانسنها، جزییات، و مهمتر داستان شگفت انگیزی را بیان کرد که ما دروغ و قضاوت را در نیم متری چشم خود علنی وار در دادگاهی که گاه نامنصفانه می نمود به نظاره بنشینیم. نظاره نشستیم برای اولین بار یک فیلم ایرانی تصاویر شگرفی برای ما شکار کرد که چشم نواز بود و خیلی مسحور کننده از فیلمنامه ای سخت و پیچیده به فرم درامده بود. و تماشاگر صخیف بین ما که نابهای سینمای ما نظیر طعم گیلاس و هامون را اعصاب خوردکن و حوصله سربر می دانستند الی را تایید کنند و کلاه از سر بردارند. آنها فرم را دیده بودند. دریا را. فیلمبرداری را و همین ما را بس که سینمای جدیدی را شناختند. الی پراز نکته ریز است که آدم تحیر می کند. همین که فیلمی حدود ۱۰۰ دقیقه را می بینیم و بالای ۲۰۰ نکته از آن یادداشت می کنیم استثنایی است. و البته چند نکته مجهول دارد که تابحال کسی درباره اش نگفته. اینکه در صحنه ای که پسرک به صابر ابر با نشانه می گوید آنجا. سنگهای کنار دریا را می گوید. پس از جا و مکان غرق شدنش اطلاع داشته (توجه کنید او دیگرمثل ۲ کودک دیگر انقدر بچه نیست که از دوروبر خودش بی خبر باشد و اتفاقا بسیار زیرک است) البته شیطنت این بچه هم جای خود. حتی به جمع خودی هم نمی گوید (شاید به مادر خود گفته بود) که اینگونه مادر دراسترس است که چرا بچه خود را بازخواست می کنند. و در نشانه دیگری فرهادی پسرک را همراه رعنا آزادی ور کنار پنجره قرار می دهد که بچه به همان سنگ خیره شده و به صورت بچگانه ای از نگاه آن زن (رعنا ازادی ور) می ترسد. شاید می داند چه اتفاق هولناکی روی داده. این پچه سرتق اتفاق مجهول الهویه ای را تا انتهای داستان پنهان می کند و فرهادی خوب دلیلش را همین سرتق بودن دادن بچه نشان داد. و بیچاره الی که رویای قشنگی را برای آینده خود با احمد ترسیم می کرد و این رویای قشنگ از او دریغ شد. چه قدر مظلوم. چه نگاههای کمر خردکنی. فقط یک مرد واقعی باید باشی که این نگاه حسرت بار و مظلومانه را در انتهای داستان فریبکارانه نبینی. که البته مردی هم ندیدیم. حتی شهره در جایی می گوید خوبه خجالت می کشه طفلی و در قضاوت خود در انتها می گوید اه این پسره او را به اینروز انداخت. یا پیمان که او را بی عقده می داند و در انتها با کلی توهین و تهمت کار را به پایان می برد. طفلک الی تازه از دیوی نجات یافته بود که خیلی بی دلیل آرام بود یا همانطور که دلیل جدا شدن از او عنوان شده بود تعادل نداشتن و عصبی شدن های دیر یا زودش که به ماشینی که به حق می خواهد از آنجا عبور کند با واکنش شدید و غیر منطقی او روبرو می شود که دور از استدلال است و غیرطبیعی می نمود. حتی از کجا معلوم که حتی ریگی بر کفش نداشته که به آمدن پلیس و ختم ماجرا هم راضی نمی شود. چقدر تلخ است حقیقتی که بد منتقل می شود. و تن هر خیرخواهی را می لرزاند. حقیقت الی بود که ضالمانه به یک دروغ و ننگ تبدیل شد و از فرشته بودن به نماد بی وفایی و بی اخلاقی بدل شد. امتیاز دیگر الی این بود که تماشاگرانی را به سینما آورد که پیش از این با کما، فوتبالی ها و اخراجیها سر ذوق می آمدند. پس اینگونه طرفداران سینما دو برابر شدند و سینما مشتریهای جدیدی پیدا کرد. و حال "جدایی نادر از سیمین": اثری که حسرت، افسوس و سوخته شدن الی و رنجی را که ما بردیم نمی افریند. به هیچوجه نمی آفریند. و این همواره تلخیست و ناامیدی ست که با دیدن این اثر به ما دیکته می شود. و البته این چیزیست که جز حقیقت برای ما بازگو نمی کند. به شدت حقیقت است. مبهوت کننده. اگر تنها یک برتری محرز از الی داشته باشد بازیهای مستحکم و جذاب بازیگران که حتی از الی و پینوکیو هایش بهتر می نمود. بیگمان جوایز بیشمار این فیلم اثر را بالاتر از الی قرار می دهد. یک اتفاق سینمایی دیگر هم که افتاد همان تماشاگرانیکه که با دیدن "درباره الی ..." تغییر رویه داده بودند "جدایی نادر از سیمین" را هم دیدند و شگفت زده شدند و به نگاه خودشان به سینمای ما امیدوار. "جدایی ..." یک فیلم خارق العاده است و نمی شود که کار را فقط بالاتر از فیلمهای امسال دانست و جزو ماندگاران به حساب نیاورد. و حتی برایش در فیلمهایی که امسال ساخته شده اند رقیب تراشید که مثالش فیلم "یک حبه قند" است. اتفاق قابل اعتنای دیگر این است که بزرگترین منتقدان جهان که الی را همه جانبه تایید نکردند جدایی را در حس تعلیقی که می آفریند همپای با آثار هیچکاک دانستند و متذکر هم شدند جریان اخلاقی این فیلم منحصر به فرد است و مثل هیچکس نیست. پس چه شد آن نقد سیاسی که ما در هیچیک از مجلات جهانی نخوانده ایم؟ و این حرف بسیار آزاردهنده می نماید. موج نوین سینمای ایران با این دو اثر سطح سلیقه ای را تغییر داد که پیشتر فوق اثری مانند "دایره" و "طعم گیلاس" را نمی پسندید. و حالا همان تماشاگران برای خوب بودم فیلم معیار دارند. "درباره الی" و "جدایی ...". "درباره الی ..." نه جوایز جهانی جدایی را برد نه تماشاگران چه ایرانی و خارجیش هم سطح جدایی بود و هم تحسینهای جهانی جدایی را نداشت. الی شاید در ایران ماندگارتر شود که آنهم برحسب زمان باید مشخص شود. اما جدایی نقطه جدیدتر سینمای ایران را به تماشگران جهانی نشان دادو آنها را شگفت زده کرده. دیگر مثل قبل تنها داورانشان تاییدمان نمی کنند. فرهادی کاری کرده که مشتاقان سینما به ایران هم نظر کنند. جدایی برای این از الی موفقتر بود که در ادامه این کار بود و شناخت جهانیان از کارگردانش بیشتر شده بود. چه بسا که در تمام دنیا اینچنین بوده است. و اینگونه است که طبق قاعده همیشگی سایه ها دراز می شوند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/61623
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید